رفتن به مطلب

وبلاگ خونه1

  • نوشته‌
    3
  • دیدگاه
    0
  • مشاهده
    322

درباره این وبلاگ

هرچی که تو دلتونه، نوشته‌هایی که گاه به گاه تو ذهنتون می‌آد و نمی‌دونید کجا جای بدید رو اینجا بنویسید.

نوشته‌های این وبلاگ

ما

همه‌چیز از اونجایی شروع شد که من وارد اون‌ مکان شدم. شاید نباید می‌رفتم و قبل از گرفتن هر تصمیمی به خودم گوشزد می‌کردم، ولی اون لحظه گوش شنوا و چشم بینایی نداشتم. ممکنه دست سرنوشت هم بوده باشه. هرچند از همون اول اعتقادم این بود که چیزی به اسم سرنوشت وجود نداره و این ما آدما هستیم که سرنوشت رو به وجود میاریم و بزرگش می کنیم. سرنوشت خود ما آدمایی هستیم که از سر ناچارگی به تور هم خوردیم چیزی که این روزا بهش میگن جفت بودن!

دنیایِ خیالی؟!

غرقِ دنیایِ خودش بود. اونقدر تو عمقِ دنیایِ خودش می رفت که  گاهی فکر می کردم ما آدما واسش نامرئی هستیم. شاید هم تو فرهنگِ لغتش فقط ارتباط با آدم فضایی ها بود. وگرنه این حجم از نادیده گرفتنِ دنیای بیرون و آدم هاش عجیب و غریب بود! Strange
×
×
  • اضافه کردن...