رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

zhra ran

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    37
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

97 Excellent😃😃😃😃

6 دنبال کننده

درباره zhra ran

  • درجه
    💚💚
  • تاریخ تولد 22 اردیبهشت 1380

آخرین بازدید کنندگان نمایه

322 بازدید کننده نمایه
  1. #پارت26 #رها _ خب دیگه وقتمون تموم شد بیاید بریم ○ ببخشید بچه ها ♧ الان بخشیدیم بیا برو & بچه ها = جون ● هون؟؟ □ ن ب جون امیر علی ن هون تو بگو دیگه؟؟ & بریم تونل وحشت ○ اره ● ن نریم لطفا □ ایول من که پایه _ منم هستم رفتیم بلیط گرفتیم اوها چقدر صف اینجا طولانیه ♧ فقط ی چیزی خانوما اگه خواستید جیغ بزنید بگید امادگیشو پیدا کنیم □ رویا رو نندازید بغل من ● چراااا؟؟؟ □ خیلی جیغ جیغ میکنی & تو چی _ من چی؟؟؟ & جیغ جیغ میکنی _ ن من ترسناک دوس دارم & خب من یارمو انتخاب کردم = داداش میگم ی وقت & امیرررر = غلط کردم رویا بغل
  2. #پارت25 #رها کارامون تموم شد من رفتم توواتاق تا لباس تنم کنم لباسامو عوض کردم و اومدم بیرون _ بریم = خب بدویید همه سوار ماشین شدیم طبق معمول بچه ها همشون با اون یکی ماشین اومدن & من الان به این پی بردم شماها خیلی بیشعورید ها ♧ چرا دیگه & همتون میچپید تو ی ماشین □ میخوای برم سویچ پورشه بابام رو بگیرم بیام & هر هر بامزه رها بشین نشستم تو ماشین و راه افتادیم حرفی بینمون رد و بدل نشد ولی دلم میخواست یچیزی رو بدونم & چیه ؟؟؟ _ چی چیه؟؟ & چی میخوای بپرسی _ از کجا فهمیدی & الان لو دادی بپرس _ خب تو چرا با دوس دخترت نمیری بیرون & ندا
  3. خیلی عالی شده عزیزم ممنون
  4. بی زحمت همینو تکمیل کنید
  5. #پارت24 #طاها همه با هم رفتیم اون یکی خونه & بانو ♤جان بانو & جانت بی بلا شام حاظره ♤ حاظره پسرم برید سر میز شام _ من میام کمک ● منو ملی هم هستیم ملی بریم رها و رویا ملیکا رفتند تا به بانو کمک کنند و ما پسرا هم رفتیم نشستیم #رها بانو خورشت ها رو میکشید و رویا برنج رو نوبتی میرفتیم و وسیله ها رو میزاشتیم رو میز تا اینکه تموم شد ♤ تموم شد دخترا برید سر میز شام _ مگه تو با ما نمیای بانو ♤ ن عزیزکم من شاممو اینجا میخورم ● یعنی چی همه با هم میریم سر میز شام به زور بانو رو بردیم بیرون & چیه چرا سر صدا میکنید ○ بانو نمیخواد با ما غذا بخوره ♤ خب
  6. #پارت23 #رها چادر رو در اوردم و گذاشتم کنار ●خیلی باحات حال کردم رها از این به بعد همش با خودت سپهر رو بیخیال □ تو چرا انقدر منو دوس داری ● لطف دارم بهت = خب بچه ها الان چیکار کنیم & من واقعا خوابم میاد _ منم موافقم ● هر کی بره تو اتاق بخوابه خره همه همین جا میخوابن #طاها خودمو پرت کردم رو مبل : من همین جا ♧ منم رو این یکی _ پس حداقل ی کوسن بده رو زمین بخوابیم کوسن رو پرت کردم واسش گرفت و اونم خوابید رو زمین من که انقدر خوابم میومد سریع خوابم برد #رویا نمیدونم کی بود که خوابم برد بلند شدم و ساعت رو نگاه کردم ۸ شب بود ولی بچه ها هنوز خواب بودن گوش
  7. #پارت22 #طاها &به جان خودم هر کی برقصه بهش شاباش میدم = حتما میخوای هزار تومن بزاری کف دستمون & نچ ♧امتحانش که ضرر نداره شروین بلند شد و شردع کرد به رقصیدن بلند شدم و دست کردم جیبم و ی تراول دادم بهش که ی زبون واسه امیر علی در اورد #رها به سرم زد ی شیطنت کنم رفتم تو اتاقا و دنبال چادر میگشتم که بلاخره تونستم پیدا کنم انداختم رو سرم جوری که فقط چشمام و دماغم معلوم بود از اتاق اومدم و داد زدم: جمع کنید این بساط لهولعب تون رو همه برگشتن و در کسری از ثانیه جر خوردن از خنده رفتم نزدیک تر: رو اب بخندید بیشعورا جمع کنید تا زنگ نزدم ۱۱۰ = رها شبیه خاله قضی شدی _
  8. #پارت21 #رها از جام بلند شدم تا برم ی دوش بگیرم شاید حالم جا اومد = پ کجا میری رها خانم _ اولا واسه من خانم نبند تنگش رها بعدشم میخوام برم دوش بگیرم با اجازتون = اجازه ما هم دست شماست بفرمایید رفتم و دوش گرفتم و بعد چند مین اومدم پیش بچه ها که دیدم طاها که خرپفش کل جهان رو برداشته و ملی و رویا هم خواب کرم درونم فعال شد رفتم از درخت تو حیاط ی برگ کندم و اومدم تو رقتم سمت طاها و برگو نوازش وار میکشیدم تو گوشش قل قلکش اومده بود ولی بازم چشماشو باز نمیکرد به کارم ادامه دادم که یهو منو محکم گرفت و انداخت رو پاش فقط نگاش کردم & کرم میریزی به من هان وایسا حالا بلندم کرد گ
  9. #پارت20 #طاها & مگه اینجا بهش بد میگزره ! ن ولی پدرت گفت من میتونم با خودم ببرمش & گفتم واسه چی ! اون میتونه سوگلی من باشه اون دختر خیلی زیباست از مغزم دود میزد بالا & اون همسن دخترته ! ببین اون دختر منو به خودش جذب کرد پس برو بگو بیاد _ چی شده چرا نمیای & رها برو پیش بچه ها ! اون با من میاد #رها این چی میگفت اینجا چه خبره & رها گفتم برو ! طاها پدرت قول داده نمتونی اونو اینجا نگه داری & این دختر اینجا میمونه و هیچ جای نمیره ! واسه خودت دردسر درست نکن & کی میخواد واسم دردسر بشه تو ! ببین بچه با زبون خوش بهت گفتم این دختر با من
  10. عکس سیاه سفید دو تا دست ها رو برای جلد انتخاب کردم
  11. #پارت19 #رها خرید ها رو از پشت ماشین برداشتیم و رفتیم تو & بانو ♤ جان بانو اومدم بانو اومد پیشمون ♤ سلام پسر گلم رسیدن بخیر & ممنون بانو جان ♤ تو خوبی دخترم _ منم خوبم خسته نباشید ♤ زنده باشی & میگم این دوستای من چتر شدن اینجا ♤ این چه حرفیه مهمون حبیب خداست & اینا دیگه صاحب خونه اند ♤ واسه شام یخورده قورمه سبزی گذاشتم الان میرم زیادش میکنم _ منم الان میام کمکتون ♤ دستت درد نکنه وسیله ها رو گذاشتم تو اتاق و یخورده جمع و جورشون کردم و گوشی که واسم خریده بود رو گذاشتم جیبم و اومدم بیرون و رفتم تو آشپزخونه کمک بانو خانم کارمون که تموم شد اوم
  12. https://arga-mag.com/112081/عکس-عاشقانه-سیاه-سفید
  13. عزیزم ببخشید چطوری باید عکس بفرستم؟؟
×
×
  • اضافه کردن...