رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

مانش Mansh

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    133
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

230 Excellent😃😃😃😃

درباره مانش Mansh

  • درجه
    💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 10 تیر 1344

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,938 بازدید کننده نمایه
  1.  

    خدایا چرا اونجاهایی که باید نگاهم کنی

    نگاهم نمیکنی واصلا منو نمیبینی

    ولی اونجاهایی که نباید نگاهم کنی

    دقیقاً و عیناً رو م زوم میکنی

    خوب چیکار کنم از دستت

    والله...گادی

     

    قربونت برم :

    Oh my God , please tell me of your hand where to go

  2. پارت بیست و سوم نسو : باز دوباره چی داری بری خودت زمزمه می‌کنی؟ - من ؟! هیچی.....راستش یکی از نوشته های خودمو زمزمه می‌کنم. - خوب بلند بخون بشنوم. - باشه......(اشاره ای به درختها کردم) و ادامه دادم : در شبی که برای من سرد است شاخه هایم خواهند لرزید برگهایم فرو خواهند افتاد و ریشه ام تا بهار به خواب زمستانی فرو خواهد رفت نسو : حالا یعنی قراره ما به خواب زمستونی بریم؟ - تقریباً، ببین منظور ریشه...در واقع این جسم ما هست و بهار هم همون معاده که جسمها از دل خاک بیرون میان. نسو : آخی چقده دلوم می‌خواست برم زیارت نجف کر
  3.  

    در شبی که برای من سرد است

    شاخه هایم خواهند لرزید

    برگهایم فرو خواهند افتاد

    و ریشه ام تا بهار

    به خواب زمستانی فرو خواهد رفت

    My God, one day I will return to you. Please accept me

  4.  

    My God, take care of me so that I do not get lost in the deceptive temptations of life

     

    زندگی باران لحظه هاست

    وما قایقی سر گردان در آن

    زندگی یک طرفه است

    دور زدن ممنوع!!!

     

    کاش به جای نقطه سر خط

    ایست برگرد سر متن بود

     

    من همیشه از ترس

      سر متن می مانم

     

    ترس من از خوانده شدن است

    شاید پشت این صفحه متنی باشد

     

    شاید تصویر من

    یا سایه ام

     روی این برگ است

    شاید سرنوشت من

    امروز مرگ است.......

  5.  

     

    ایکاش در ابتدای قصه ها نمی گفتن یکی بود یکی نبود.

     

    آخه مگه جا کمه؟!

     

    ایکاش میگفتن یکی بود یکی دیگه هم اضافه شد!

     

    همیشه از کسر و تقسیم کردن بدم میومد.

     

    ایکاش فقط جمعُ ضرب بود!

     

    ایکاش همیشه همه جمع میشدن ، ضرب میشدن

    وهرگزکسی کم نمیشد!

     

    به خدا برای همه ما جا هست!!!....

     

    MY God, first you were, then you created us

    MY God, give us all a place to live, thank you

  6. سلام خوبی ؟

    نظرت راجع به مقام رمان خور چیه؟

    دوست داری مقام داشته باشی؟

    اعلام کن♥️

    1. مانش Mansh

      مانش Mansh

      سلام با توجه به اینکه به پدرها مقام تعلق نمیگیرد خیر با سپاس از شما

    2. Zahra_banu

      Zahra_banu

      اوه من نمیدونستم شما مذکر هستید🤦♥️

       

  7.  

    خدایا خیلی دلم میخواد بدونم

    چقدرمنو دوست داری

    لطفا یه مسج یا

    میسکالی چیزی بده

    نه... نمیدی

    لایک چی لااقل یک لایک بده

    OH MY GOD ، I wish you see me too، I love you

  8.  

    خدایااین دنیایی که برامون ساختی

    فقط ظاهرش قشنگه اما باطنش خیلی بد شده

    اصلاً دوستش ندارم میخوام برم یکجای دیگه

    یکجایی که پای بشر این موجود دو پا توش نرفته باشه

    یعنی یک جای بدون دروغ

    OH my god none place

  9. بعضی از عشقها مثل یخ میمونن اولش که تو دستت میگیری برات کلی هیجان داره ولی بعد از یک مدتی درد داره و آخرش هم تریش میمونه رو دستت که اونم خیلی زود تبخیر میشه و دیگه چیزی ازش نمیمونه نه انگاری کسی اومده وکسی رفته اما اون درد وکبودی کف دسته شاید تا مدتها فراموش نشه

     

  10. پارت بیست و دوم - میگم نسو من همیشه دلم می‌خواست، بدونم وقتی رفته بودی تخت جمشید و اونجو به مامانت زنگ زدی درباره من و خواستگاری من چی به هم گفتین. - هیچی لابد حالو هم می‌خوای بری تخت جمشید؟ - ها، خیلی دلُم می‌خواد بریم او زمانو. - ول کن تو هم. - نه خواهشا بیو بریم. شاید دیگه این آخرین با هم بودن‌ها باشه ها. لطفاً بیو بریم. - باشه خوب میام، اما به شرطی که دیگه ای حرف رو نزنی ناراحت میشم. - باشه دیگه این حرف رو نمیزنم. پس حالو بیو بریم. - خوب بگو حالو چی‌جوری بریم؟ - نیگاه او زمانو و مکانو رو تصور کن میریم اون‌جا. اون دفعه منم همون کار و کردم. ن
  11. گلم شما علاقه‌ای به گرافیستی نداری؟ بخش جلد زنی!

    1. مانش Mansh

      مانش Mansh

      با تشکر خیر چون من یک پدرم ودر انجمن پدرها مقام نمیگیرند :sad:

    2. Roshanaą

      Roshanaą

      بله خیلی متشکرم♡

  12. شاقی نکرده ام
    فقط به زانو در نیامدم
    فقط تاریکی را
    از تکلم بیهودگی باز داشته ام
    دشوار نیست
    شما هم بگویید نور!
    بگویید امید!
    بگویید عشق! 
    آدمی چیزی شبیه بوی خوش باران است
    #سیدعلی‌صالحی

  13. من یک پدر هستم و دخترم هم سن سال خیلی از شماهاست و ترم آخر دانشگاه درس میخونه به عنوان یک پدر و هموطن و عضو انجمن روز دختر را به همه شما دختران عزیز انجمن و همینطور همه دختران این مرز بوم تبریک میگویم و برایتان بهترینها را آرزو میکنم. ایشالله توی زندگیتون موفق باشید و به همه آرزوهای خوبتان برسید. وپله های ترقی را یکی یکی طی کنید.

  14. با سلام بالاخره ما هم عادی شدیم. خدایا کمک کن تا آخر هم عادی بمانم !

    از دوستانی که در این مدت پیام می‌دادن و پیام اونها بی جواب می‌ماند عذر می‌خواهم زیرا برای این جانب امکانی برای پاسخگویی نبود و همینطور با تشکر از کلیه دنبال کننده هاgvd

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 1
    2. مانش Mansh

      مانش Mansh

      تشکر ...امیدوارم اونایی که هنوز عادی نشدن اونا هم زودتر عادی بشن و از نعمتهای عادی بودن بهرمند بشن

    3. .Ghazaleh.
    4. مانش Mansh

      مانش Mansh

      تشکر از همه دوستان انجمن

×
×
  • اضافه کردن...