رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

زهره

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    714
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

آخرین بار برد زهره در 28 اردیبهشت 1397

زهره یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

2,364 Excellent😃😃😃😃

درباره زهره

  • درجه
    ❤❤❤❤
  • تاریخ تولد 5 اسفند 1380

آخرین بازدید کنندگان نمایه

3,683 بازدید کننده نمایه
  1. گلکم!

    دختری که عاشق ماه شد!

    هر وقت منتشر شد بهم خبر بده دانلودش کنم ادامش رو بخونم.

    مرسی که همراهم بودی500

  2. تولدت مبارک 

    منتقد دوست داشتنی من💜

  3. وای زهره تولدتـــــــه

    تولدت مبارک کــــه

    ان شاا... بری بهشت

  4. عه زهرههههه

    می دونی من چند وقته دختری که عاشق ماه شد رو فالوو دارم و پیگیرم که پارت جدید بذاری؟؟؟

    الان رفتم چک کنم دیدم لینک صفحه ی نقدتو گذاشتی دلم برات تنگ شده بود دخترجوووون

    پارت بذار دیگه لوس نشو

    هان راستی من 

    mahdiyeh82 ام

    1. زهره

      زهره

      سلااااام جذاب مننننن چند وقت رمزمو گم کرده بودم عشقم حتما ادامه میدم500

    2. زهره

      زهره

      لینک رمان جدیدتو بزار ببییییینمممhfjg

    3. mahdiyeh82

      mahdiyeh82

      بفرمایید500

  5. سلام دوستان به نظرتون حسابی احتیاج دارم
  6. سلام من میخوام رمانم رو از متروکه در بیارم چند وقت که رمزم رو یادم رفته بود رمانم به متروکه رفته ممنون میشم الان خارجش کنین سپاس https://forum.98ia2.ir/topic/577-دختری-که-عاشق-ماه-شد/
  7. زهرههههههههههههههههههههه

    1. زهره

      زهره

      سلاااااام چطوریییییی تووووو

      رمان قشنگت چطور پیش رفت؟😍😍😍

    2. تـاریـران

      تـاریـران

      عالیییییی 

      در حال ویرایش🥺🤧

      تو چطوریییییی

      نبودی چرااااا

      @زهره

    3. زهره

      زهره

      یه مدت رمزمو گم کرده بودم

      حتما رفت رو سایت بگو دانلودش کنم این مدت همش تو فکرش بودم ببینم چکارش کردیxD

  8. زهره

    متروکه

    https://forum.98ia2.ir/topic/577-رمان-دختری-که-عاشق-ماه-شد-زهره-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=413331
  9. زهره

    متروکه

    سلام من مدتی رمز اکانتم رو فراموش کرده بودم نتونستم بیام سایت میخواستم ببینم میشه رمانم رو از متروکه در بیارین؟
  10. سلام و خیلی خسته نباشید. اسم رمان خنیاگر شهر یا همون خواننده شهر عالیه تو خلاصت که خیلی درخشیدی ولی یه چیزی که هست تو خط اخر خلاصت میگی من تو این شهر چکار میکنم؟دقیق یادم نیست ولی داری از زبون کارکتر میگی و این به نظر من بهتر بود از نظر همون دانای کل بنویسی چون رمانت از زبان دانای کل میگم. مقدمت که توش اصلا حرفی نیست عالی بود عزیزم. شروع رمان کاملا متفاوتی داشتی توضیحت درباره تاریخچه ی و گذشته ی موسیقی واقعا عالی بود و مندوست داشتم که ادامه بدی. یه جورایی کنجکاوم کردی ولی خب هوشمندانه از یه جای به بعد ادامه ندادی این عالیه قسمتی که کاراکتر آهنگ می خونه یا موسیقی و متنش رو کامل ب
  11. ما برای وزنه بلند کردن صد کیلویی هم تحسین میکنیم تا طرف انگیزه برای ادامه داشته باشه. من دقیقا لحن نقدتونو گفتم و انتظارات شما از نویسنده تازه کار. صادق هدایت نویسنده نیست؟این دیگه جوک سال بود لابد شاعره؟😂حتما راجب صادق هدایت یه سرچ داشته باشین ممنون
  12. سلام صحبت های شما کاملا متین و به جاس اما به نظرتون نباید همه چیز رو نسبت به سطح قلم نویسنده سنجید؟ من اجازه نقد زیادی اینجا ندارم اما به نظر من رمانی رو که می خونین اول راجب خود نویسنده بعد قلم و تفکر نویسنده باید فکر کرد هیچ کس از شکم نویسنده زاییده نشده شما مگه دارین کتابای صادق هدایت یا شکسپیرو نقد می کنین؟😐 از نویسنده ایی که بین 13تا 19سال سن داره توقع کتاب رمئو ژولیت دارین؟نقد کنین نمیگم نقد بده اما به اندازه کارکرد طرف کارکرد مخاطب . شما بیاین رمان منو نقد کنین نامرد عالمم اگه بگم چرا😕 اول از اینکه نویسنده بار اولشه داره رمان تایپ میکنه و این حق رو داره بارها تو هزارتا رم
  13. در چشمانش ذوق را میشد دید. با خوش‌رویی جواب داد: _ سلام. خوش اومدی! تیرداد با همان نیش بازش به سمت کاناپه رفت و روی آن جا گرفت: _ خوبی زن داداش؟ تابان به من نگاه کرد و با حالت مشکوکی به سمت تیرداد رفت. کنجکاو نگاهش کردم، تا دلیل کارش را بفهمم روبروی تیرداد نشست و به صورتش زل زد و گفت: _ بگو سلام؟ تیرداد از حالت تابان ترسیده بود آب دهنش را قورت داد و آرام گفت: _ چی؟ _ بگو سلام! _ چرا؟! تابان چشم غره‌ایی به او رفت و گفت: _ می خوام بهت یاد بدم، آخه بلد نیستی. بلند خندیدم و به سمتشان رفتم. کنار تیرداد نشستم و دستم را روی شانه‌اش انداختم: _ داداشمون از اونجای که همیشه گشنش
×
×
  • اضافه کردن...