رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

-Sahar-

کاربر منتخب
  • تعداد ارسال ها

    4,408
  • تاریخ عضویت

  • روز های برد

    7

Profile Song

آخرین بار برد -Sahar- در 9 اسفند

-Sahar- یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

17,406 Excellent😃😃😃😃

درباره -Sahar-

  • درجه
    ❤❤❤❤❤❤
  • تاریخ تولد 9 اردیبهشت 1380

آخرین بازدید کنندگان نمایه

27,205 بازدید کننده نمایه
  1. 🗼 داستان اَحلامِ پاریس🗼 با سلام💫 درخواست انتقال به تالار برتر دارم💫 @N.a25
  2. پارت ۵ دیگر خبری از سقف چتری خوش رنگ نبود و به جای آن ماه براق به همراه ستاره های درخشان آسمان شب را زینت می بخشیدند. نفس عمیقی کشید تا ریه هاش را از هوای تازه پر کند و در پس آن هیجانش را میان بازدمی طولانی به بیرون فرستاد. زمان چه سریع می گذشت! به راستی او اصلا گذر زمان را حس نمی کرد و تنها به رخ دادن شتاب زده ی اتفاقات شاهد میشد. دستی بر کلاه سفیدش که با روبان مشکی پیچیده شده بر دور آن زیباتر بنظر می رسید، کشید و راه را ادامه داد. دقیقا چقدر از مسیر را باید طی می کرد نمی دانست و همین ندانستن ها از اول ماجرا به شدت آزارش می دادند. اصلا برای چه بی وقفه راه می رفت؟ چرا
  3. پارت ۴ مدتی گذشته بود و او همچنان زیر دست ماریا، بی حرکت مانده و در سکوت به کارهایی که او انجام می‌داد، نظارت می کرد. ماریا که آخرین جادوهای خود را انجام می داد، نگاهی مملو از شعف به او انداخت و از جلوی آینه کنار رفت تا آزاله بتواند خودش را تماشا کند. - Ma belle azalée! Combien plus charmant qu'avant! ( آزاله ی خوشگلم! چقدر دلرباتر از قبل شدی! ) آزاله نتوانست به جمله ی او اعتنایی کند؛ زیرا با ظاهر مزین خود مواجه شده بود و مردمک های دریایی اش مات زیبایی غیرقابل باور خود به نوسان درآمده بودند؛ به گونه ای که یک آن هم نمی توانست از خود چشم بردارد؛ هرچند در غیر این صور
  4. سلام گلم اگه میشه مقدمه و پارت یک رو جدا کنی تا قاطی هم نشن ممنونم
  5. سلا عزیزم *-* بخاطر همین ژانر معمایی داره! نه گلم آدم ساده هستن
  6. دیگه آثارم رو نمی خونی دخترم...

    قهرم :))

  7. 92gy_20210304_091501.jpg

    صبح بخیر😂😂😂

    1. -Sahar-

      -Sahar-

      سلام عزیزم صبح ت هم بخیر😂

  8. ♡پارت سی♡ ساعت ها بود که توی خیابون ها با ماشین می چرخیدم و نمی دونستم دقیقا باید کجا برم تا یکم هم شده آروم بگیرم؛ انگار همه جام بدنم کوفته شده بود و درد عجیبی رو توی مغزم حس می کردم. مچ دستم رو بالا آوردم و به ساعتم که عدد هفت رو نشون می داد خیره شدم؛ الان حتما مهموناشون اومدن و این یعنی ممکنه که مروارید من رو یک پسر دیگه صاحب بشه‌؛ ولی آخه اون مال منه! مال من! با همین فکر مشت محکمی به فرمون ناشین کوبوندم و با حرص و بغضی که به گلوم چسبیده بود تا یه جورایی خفم کنه، به جاده ی مقابلم چشم دوختم. چیکار می کردم؟ به کی دردم رو می گفتم؟ به مادری که از حال دل من خبر نداشت یا به پدری که
  9. مومیای بنفش من همان زن مومیایی شده ام که در ظلمات شب به دست بیگانه ای جفاکار، زندگی دلبرم را با تیری نشان رفته بر قلبش به پایان رسانده ام. همانقدر وقیح و به همان اندازه جسور هستم که خود را اینگونه روایت می کنم. نفرین بر من باد که حتی علفی خشک در دامون چشمانش نگشتم تا اندکی سرزمین وجودش را تسلی بخشم چراکه هرگز عشق را اینگونه نمی پنداشتم! در من ردپایی از سایه های خاطراتش را نمی توان رویت کرد؛ زیرا آتشی از ذهنم تا بر سر انگشت پاهایم شعله ور ساخته ام که تمامی دردهایم خاکستر شوند و گه گاهی وجود افگار بسته ام در آرامشی موقت فرو رود. من همانم که در فزونی عشق سهوا خود را دچار محن
  10. 💜سلام نرگس عزیز من💜 خیلی ممنونم که وقت گذاشتی و نقدم کردی جانان تو به من لطف داری🌸 خیلی خوشحالم کردی با نقدت🌸 💜چشم حتما💜
  11. داستان احلام پاریس *-* بخونید و مخصوصا اگه نقد کنید ممنون میشم💜

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 3
    2. Narges.85

      Narges.85

      باشه جانم500

    3. -Sahar-

      -Sahar-

      💜سلام مریم قشنگ من💜

      خیلی ممنونم که وقت گذاشتی و نقدم کردی جانان

      ایشالله که در مراحل بعدی داستان وقایع آشکارتر میشه💜

       تو به من لطف داری🌸 خیلی ممنون میشم همین نظرت رو توی صفحه ی نقد داستان بگی تا بروز بشه🌸 

      واقعا شرمندم می کنی۰🥺 عزیزدلمی تو

       

       

    4. -Sahar-

      -Sahar-

      ممنونم ازت🙃💫

  12. پارت ۳ ماریا با قدم هایی آهسته به سمت او روانه شد و همین که کنارش قرار گرفت، دستش را در دست خود نهاد و چشمان پرفروغ درشتش را که اندکی هم ریزشان کرده بود، به چهره ی زیبای او دوخت. - Tu es très belle! .Je pense que vous n'avez besoin que d'une série de petits changements pour faire évoluer votre gloire. Viens avec moi ( تو خیلی زیبا هستی! به‌نظرم فقط نیاز به یک سری تغییرات کوچیک برای تکمیل شدن شکوهت داری. با من بیا! ) با گفتن جملات پشت سرهم ردیف شده دستش را کشید و به دنبال خود سمت یکی از صندلی های آبی رنگ که تداعی کننده ی رنگ آسمان بود، برد. به آرامی او را روی صندلی نشان
  13. اسم خواننده ای که با آهنگاش به هر مودی وارد میشی؟!

    ( من: اِبی ) 

    1. Narges.85

      Narges.85

      خواننده خاصی نیست، اکثرا آهنگ قشنگ باشه به هر مودی وارد میشم، فرقی نداره خواننده کی باشه!:D

    2. Sety

      Sety

      امیر تتلو و بیلی آیلیش.

       

    3. Otayehs

      Otayehs

      در حال حاضر تنها با آهنگ I love you baby از امیلی فلود به هر مودی وارد می‌شم. دقیقا به هر مودی:)

  14. سلام نسترن جان خوبی؟

    نسترن میخواستم بدونم که آیا

    من دارای شرایط مقام نویسنده یا نوسنده ی حرفه ای هستم؟

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 4
    2. N.a25

      N.a25

      دلنوشته واقعا روی سایت اصلی ظرفدار نداره

      خودت برو چک کن میفهمی چی میگم

    3. -Sahar-

      -Sahar-

      میدونم...

      باشه مرسی:(

    4. N.a25
×
×
  • اضافه کردن...