رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

رمانخور
  • تعداد ارسال ها

    124
  • تاریخ عضویت

درباره 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

  • تاریخ تولد مرداد 7

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,199 بازدید کننده نمایه

دستاورد های 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

Community Regular

Community Regular (8/14)

  • Dedicated
  • First Post
  • Collaborator
  • Very Popular
  • Conversation Starter

نشان‌های اخیر

1.9k

اعتبار در سایت

  1. لازمه اعلام حضور کنم؟😌😂

  2. عه سبز شدی😕

    راستی ممنون بابت لایک ها عزیزدلم

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 2
    2. Masi.fardi

      Masi.fardi

      نه من سبز ندوست دارم میرم که نویسنده رو بگیرم هر روز برای با من بمان پارت گذاشتم😎

    3. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      آره نویسنده نودهشتیا خیلی خوش رنگه ایشالا

    4. Masi.fardi

      Masi.fardi

      فدات😍❤️

  3. یاد شبی افتادم که همتون حسینی شدید و برا من نشد😐😂

    حالا برو پروفایلت رو عوض کن😐😂💃

  4. ممنون بابت لایک ها مُنیعم•_•

    1. Narges.Sh

      Narges.Sh

      مرسی بابت لایک‌های بارارزشت منیع جان...😇💖

    2. Narges.Sh

      Narges.Sh

      دیگه مرتبط بود، اینجا گفتم.😂😂

    3. Aryan-Boy
  5. سلام ملیکا جانم

    ممنون بابت لایک ها~ اومدم بپرسم خوندی یا همینطوری لایک کردی گلی؟ اگه خوندی خوشحال میشم که نظرت رو بدونم:)

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 2
    2. ملیکا ملازاده

      ملیکا ملازاده

      من سختگیرم اگه  نقد نکردم بدون خوب بود

    3. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      جیغغغ ممنونم ازت مهربون سختگیر🧚🏻‍♀️🧚🏻‍♀️

    4. ملیکا ملازاده
  6. وای غزاله امضات چه قشنگه😭😍❤️جلدهارو کنار هم زدی چه خوشگل شدن

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 3
    2. Masi.fardi

      Masi.fardi

      نه بابا کی گفته اون هورکبودت رو خیلی دوستداشتم 😭👌🧡😍خودت درست کردی؟

    3. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      نه زهرا درست کرده🧚🏻‍♀️😂

    4. Masi.fardi

      Masi.fardi

      هق خیلی اونو دوست😥😂😍

  7. وای عزاله این چند تا پارتت عالی بودن

    عقب افتاده بودم ولی خوندم

    الهی آرتین چقدر عاشقه. اونجا کنار یخچال گفتم الانه که ... اهم اهم خدا رو شکر ختم به خیر شد

    یعنی اونجا شیطون درونش گفت ول کن محرم نیستین که نیستین بعد فرشته خوبع زد پس کله اش گفت آدم باش

    من میدونم دیگه تورال همه چی رو بین این دوتا عاشق بهم میزنه

    اون موقع ست که سوای تورال شما نیز خفه خواهید شد

    جیغ وای توصیفاتت بی نظیر بودن دختر

    غرق خوندن شده بودم که تموم شد😢

    من پارت میخوامممممم

     

    1. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      جیغ مصو نمی دونی که منتظر بودم بیای بخونی و نظر بدی🥳😂

      ممنون عزیزدلمممم خوشحالم دوست داشتی🥳

      آره دیگه گفتم بذار یکم برای آرتین پارتی بازی کنم که نشد. شیطان درونش من بودم فرشته خوبه بچه های رصد بود😂😂

      تورال خودش بهم ریخته ست یکی میخواد اون و درست کنه😐😂😂

      قربونت برم به پای توصیفات تو نمی رسه عزیزم😍☘️

      چشم اگر بتونم امروز میذارم مامانم خونه تکونی راه انداخته😑😂

    2. masoo

      masoo

      شرمنده ام این روزا واقعا درگیرم

      دیشب خوندم لایکاش موند برا امروز

      قربونت برم

      میدونم دیگع تورال یه اتیشی می سوزونه

      تو هم قصد جدایی دوتا عاشق رو داری.کل انجمن سنگ دلن فقط اسم من بد در رفته خدایی

      توصیفاتت عالین دختر نزن این حرفو

      من هنوز چیزی بلد نیستم دارم ازت یاد میگیرم

    3. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      دشمنت شرمنده ایشالا همه چی هر چه زودتر رو به راه میشه☘️🧚🏻‍♀️

      دستت درد نکنه

      حالا ببینیم چی میشه😜😂

      تو سر دسته ای به خاطر همین😂

      نچ نچ اصلا هم اینطوری نیست خوش قلم خودمممم♥☘️

  8. چرا دیالوگاتو از هم جدا میکنی (اینتر میزنی) وقتی متعلق به خودشه؟؟

    اگه حجمش زباد میشه مونولوگ کوتاه بیار

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 18
    2. _NAJIW80_

      _NAJIW80_

      راحت باش عشقم ت از چند دولت ازادی که هر چی دلت خواس منو صدا کنی😂😂😂😱

    3. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      قربانت نجووووولی😜😂💃

    4. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      خوشا به حال مممممممن😎😂💃💃💃💃💃

  9. سرگشته دیار؛؛ پارت بیست و هشتم؛؛ هر زمان که بحث به سمت پدر و مادرش کشیده میشد، آرتین حرفش را می‌خورد و ادامه نمی‌داد یا حرف دیگری را به ادامه آن بند میزد. درست مثل الان. نمی‌دانستم علت این کارش چیست، چه چیز را پنهان می‌کرد؟ در این چند روز آن‌قدر فکرم درگیر بود که فراموش کردم چیزی در مورد پدر و مادرش جویا شوم. بهتر است در وقتی مناسب از او بپرسم. اینک جریان آراز و آی‌تکین از هر چیز دیگری مهم‌تر بود. از این‌که برای نظرم احترام قائل شده بود و در موردش فکر کرده بود خرسند بودم. چراکه می‌توانست رک و راست بگوید زندگی خواهرم ارتباطی به تو ندارد و حق دخالت نداری. لبخندی از سر رضایت زدم تا آرتین بفهمد که این بهترین و عاقلانه‌ترین تصمیمی است که می‌توانست بگیرد. بعد از این‌که آی‌تکین خود را به ما رساند، راهی خانه شدیم. ☆☆☆ آخرین لقمه‌ عسل را در دهانم گذاشتم و بعد خوردنش تشکری از آی‌تکین کردم. از سر میز گرد چوبی که درست وسط آشپزخانه جا خوش کرده بود، بلند شده و به سمت اتاق حرکت کردم. ابتدا با آقای بهروز تماس گرفتم و خبر بازگشتم را به او دادم. گرچه اول تعجب در لحنش بیدار شد ولی بعد تشکر و قدردانی اش را روانه گوش‌هایم کرد. تصمیم داشت همراهم بیایید که مخالفت کرده و با احترام نارضایتی خود را از این‌که او به‌ زحمت بیفتد اعلام کردم. گیسوان مشکینم را کمی پریشان شده بودند، شانه زده و طره‌هایشان را به‌هم بافتم. از میان لباس‌هایم که در کمد اتو شده و آویزان بودند، مانتوی زرد رنگم را که آستین‌هایش مشکی بود برداشته و بر تن نشاندم. صورتم را با شالی مشکی که انتهایش نقش‌ و نگارهایی به رنگ زرد داشت، قاب گرفتم و در آخر چادرم را سر کردم. از اتاق بیرون آمده و مقابل اپن ایستادم. نگاهی به آرتین که درحال نوشیدن چای بود، انداختم که سر به سمتم چرخاند و گفت: - جانم؟ مکثی کردم و در حالی‌ که از طرز پاسخ دادنش بدون آنکه صدایش کنم، سرحال آمده بودم گفتم: - میشه من رو برسونی؟ البته اگه کاری نداری. آرتین فنجان خالی‌اش را به سینی دسته‌دار طلایی‌ رنگ سپرد و با گفتن "چشم بانو" به سمت اتاقش که کنار اتاق آی‌تکین که حال به طوری اتاق مشترک من و او نامیده میشد رفت. پس‌ از گذر دقایقی کوتاه درحالی‌ که شلوار کتان مشکی همراه پیراهن قرمز که با خط‌های مشکی زینت داده‌ شده بود، به تن داشت از اتاق به هال قدم گذاشت. از آی‌تکین که امروز به‌خاطر نبود کلاس بایستی در خانه می‌ماند، خداحافظی کرده و از خانه خارج شدیم. ویراستار: @.Aryana.
  10. سلام جانم

    ممنون بابت لایک هایی که کردی ولی اگه نمی خونی  راضی به زحمتت نیستم عزیزدلم☆

    1. NAEIMEH_S

      NAEIMEH_S

      دیشب چندتا تاپیک که لایک کردم رو برداشتم که سر فرصت بخونم😊

    2. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎
  11. سلام عزیزدلم

    نظری درمورد پارتای جدید نداری گلی؟

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 2
    2. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎

      ممنون قشنگم

      نظر لطفته فدات شم♡_♡

      فقط بیتا یه چیزی، مهم برای من خوندن رمانه اصلا زمان خوندن برام مهم نیست بازم ممنون که دنبال کردی و داری میخونی. هر وقت از خوندن ادامه رمان خسته شدی یا دیگه وقت نکردی یا حالا هر چیز دیگه ای بهم بگو حتما ♥🍫

      خسته نباشی

    3. 15Bita

      15Bita

      خواهش عزیزم💖

      باشه حتما، خیالت راحت♥️🥰

    4. 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ꨄ︎
×
×
  • اضافه کردن...