رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

_najiw80_

تیم رصد
  • تعداد ارسال ها

    2,378
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد _najiw80_ در 18 اردیبهشت

_najiw80_ یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

14,957 Excellent😃😃😃😃

درباره _najiw80_

  • درجه
    ❤❤❤❤❤❤
  • تاریخ تولد 1 آبان 1380

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

26,180 بازدید کننده نمایه
  1. چرا انقدر چیز شدی ت :| کار مردم رو بیا تحویل بده نیلایییی

  2. عزیزم صفحه نقد نداری نقدت کنم؟

  3. سلام فاطمه جانم❤ خیلی ممنون از نقد بسیار با ارزشت و بسیار من رو از چنین جملاتی خرسند کرد... اومم چشم حتما درستش می کنم و مجددا هم تشکر میکنم ازت. به خاطر وقتیکه برام گذاشتی. ارزوی موفقیت برای شما🙂❤
  4. سلام عزیزم... همین که وقتت رو برای داستانم گذاشتی بسیار خوشحالم و ممنون از نقد قشنگ و زیبات... اره عزیزم از کلمات عربی استفاده کردم چون حتی خود اسم داستان هم عربی هس ترجیح دادم تمام نوشته ها در قالب همون صورت بگیره... 🙂❤ چشم عزیزم حتما نقد رو انجام میدم ارزوی موفقیت هم برای شما 💫
  5.  

    من اینجا نظر سنجی برا عمه ام نزاشتم هاا...

    بخونید حتی شده یک پارت بعد نظر بدید :/

    1. _najiw80_

      _najiw80_

      مدی بخون...

      ارا توهم...

      :|

    2. Zeynab_

      Zeynab_

      عزیزم وقت کردم چشم.

  6. اهوم واقعا هم دنیا خیلی ظالمه... مرسی فدات شم❤ همچنین تو چشم... سخت درحال ویرایش پارت بعدی ام
  7. سلام عزیز دلم 😍😍😍 ممنونم از اینکه وقت گرانبهات رو برای داستان من گذاشتی عزیز دلم باور کن منم وقتی مینویسم اشک تو چشمام جمع میشه ❤ اخرش غم انگیزتره 🌷🙂
  8. کپکای بی مزه فقط مدی من رو تگ کرد... خیلی خفنید لعنتیا 😂😂😂 @Madi دورت بگردم عشقم... خاک ت مخت سایه که با تیزرام حال میکنی تگ نمیکنی @Skaduwee و من عاشق تو نیز هستم یلدای عزیزم @yalda es
  9. اخ قلبم تف تفی شدم رفت
  10. اخ قلبم تف تفی شدم رفت
  11. پارت#۲۸ با ابروهای درهم آویخته شده در اتاقم رو باز کردم و گفتم: - نمیدونم در جوابت چی بگم کوثر. آخه من تا حالا همچین احساسی رو نداشتم و با کلمه‌ی ترس از جنس مخالف، غریبه‌ام. من رو روی تخت نشوند و بعد به سمت در رفت تا اون رو ببنده. در همین حال نگران و ناراحت گفت: - اتفاقاً اشتباه می‌کنی که از جنس مخالفت نمی‌ترسی. تو الان داری وارد مرحله‌ای میشی که هرگونه آزار از طرف جنس مخالف بهت متحمل میشه. نمیدونم تا حالا برات پیش اومده که کسی تو رو تعقیب کنه یا نه، ولی بدون خیلی مسخره و ترس آوره! چشم‌هام رو ریز کردم و به قامتش که به سمتم می‌اومد نگاه کردم. صندلی پایه چ
  12. انقدری گفتی ازدواج کن قراره فردا بیاد خواستگاریم ^_^

    @-Aryana-=))

     

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 6
    2. -Aryana-

      -Aryana-

      اوکی من دارم میاممم9_9=))

    3. _najiw80_

      _najiw80_

      اولش ب تگ اری دقت نکردم فکر کردم خواستگار مذکر داری... برو خودتو مچل کن لعنتی =))

    4. آیـرِیس

      آیـرِیس

      عه وا:| شوهر دارم میکنم خوxD مگر نمیدونستی پسره:D @_najiw80_

  13. میدونی منظورم اینه جلوه ی سیاه مانند هم کمی پررنگ بشه خودت دیدی جلد قبلیمو که خودم زدم دیگه... من نفهمیدم چی شد... فقط میدونم قفل باید وسط بیفته اون منظره هم که همشون مثل همن وای ببخشید اصلا ولش جلدو بزن عالی میشه حتما بقیه ی کارش راه بیفته
  14. اهان حالا متوجه شدم... 😁 خب اگه سطح قلمم حرفه تی هس بزنید اگر نیست این ویرایشات رو بزنم بعد درخواست بدم❤
  15. الان دیدم ممنونم ازت❤... خب ضعفام فقط همینا بود؟؟ ولی من این مورد دومی که درباره ی شخصیت پردازی گفتید نفهمیدم.. برای فاصله هم میتونم بنویسم به جاش چند متری بهتر نیست؟😂 برای سطح قلم چه چیزی میگیرم که برام بزنید اون رو هم؟
×
×
  • اضافه کردن...