رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

mahdiyeh82

نویسنده حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    984
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد mahdiyeh82 در 3 آبان

mahdiyeh82 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

8,378 Excellent😃😃😃😃

درباره mahdiyeh82

  • درجه
    ❤❤❤❤❤
  • تاریخ تولد 19 مهر 1382

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

12,377 بازدید کننده نمایه
  1. 5: برای ترساندن از عوامل متداولی که باعث وحشت می شوند استفاده کنید اگر هدف نوشتن داستان ترسناک برانگیختن حس ترس، شوک یا انزجار است، به چیزهایی فکر کنید که مردم از آنها بیشتر می ترسند. وب سایت livescience رفتن به دندانپزشکی را مورد شماره یک قرار داده است. وقتی در صندلی دندانپزشک هستید احساس ناتوانی می کنید. این ترس را با درد همراه کنید و کاملاً مشخص است که چرا یک دندانپزشک شرور، می تواند کابوسی ترسناک باشد. ترساندن خوانندگان باعث ایجاد تنش در آن ها می شود و سرعت داستان شما را افزایش می دهد. در اینجا برخی از متداول ترین ترسهایی که مردم دارند آورده شده است: ترس از حیوانات (سگ،
  2. 4: از عناصر اصلی تراژدی استفاده کنید ترس و وحشت زمانی در عالی ترین شکل خود است که درمورد تراژدی به معنای واقعی باشد. تراژدی به واسطه عیوب شخصیت ها، انتخاب های بد و از طریق اشتباهات سنگین متولد می شود. ژانر ترسناک از عناصر اصلی تراژدی چنان استفاده می کند که برخی از اینها به کلیشه تبدیل شده اند. حتماً شما هم وقتی فیلمی ترسناک می بینید بارها شخصیت ها را احمق خطاب کرده اید وقتی با وجود خطر باز هم دچار اشتباه می شوند و تصمیمات اشتباه می گیرند و وارد جایی می شوند که نباید بشوند. در داستان های ترسناک، ما می ترسیم، زیرا، به عنوان خوانندگان، نشانه هایی را می بینیم که شخصیت ها قادر به مش
  3. 3: به شخصیت های شرور انگیزه های معتبری بدهید به هر شخصیت شرور انگیزه ای روشن و واضح اختصاص دهید. آشکار کردن انگیزه این اقدامات شوم در داستان شما می تواند بخشی از رمز و رازی باشد که باعث می شود خوانندگان در مورد دلیل اتفاقات ناخوشایند حدس بزنند. اگر در رمان ترسناک شما یک نیرو یا موجود منحوس وجود دارد، انگیزه آن باید در حد کارهایی باشد که آن شخصیت مرتکب آن می شود. اگر در رمان شما یک عروسک ترسناک عامل قتل و عام است، دلیل و انگیزه آن نباید مثلاً این باشد که شخصی باتری هایش را بیرون آورده است! انگیزشون باید اون قدر معتبر باشه که خواننده براش جا بیوفته که این شرور چرا دست به این اعمال
  4. 2: در ژانر مورد نظرخود بسیار مطالعه کنید هر ژانری که می نویسید، چه از نوع روانشناختی و چه ماوراء الطبیعه، هر چه می توانید کتاب های بیشتری از نویسندگان آن ژانر مطالعه کنید. نمونه هایی از نویسندگان مشهور ژانر ترسناک می توان به استفان کینگ، ادگار آلن پو، اچ پی لاوکرفت، کلایو بارکر، برام استوکر، نیل گیمن و ... اشاره کرد. همانطور که کتاب های این نویسندگان را در ژانر مورد نظر خود می خوانید، یادداشت برداری کنید که آن نویسنده در چه جنبه هایی از ژانر به خوبی عمل کرده است. فضاسازی به چه صورت انجام شده است؟ قسمت هایی از کتاب که حس وهم آوری را منتقل می کنند مشخص کنید و هنگامی که می خواهید فضاساز
  5. 1: از لحن قوی و نافذ استفاده کنید درک "لحن" در نحوه نوشتن در ژانر وحشت بسیار اهمیت دارد. لحن و حال و هوای داستان دو عنصری هستند که بر احساسی که داستان شما منتقل می کند تأثیر می گذارند. این دو عنصر می توانند حتی قبل از اینکه یک شخصیت صحبت کرده یا تصمیم اشتباهی گرفته باشد، در خوانندگان حس ترس را ایجاد کنند. نحوه توصیف شما از فضای داستان، حرکت شخصیت ها و اعمال آن ها، لحن فراگیری را در داستان ایجاد می کند. در ژانر وحشت، داستان با لحنی تیره یا ترسناک ادا می شود. مثلاً صحنه با احساس ناآرامی همراه است. اشیائی که باید ثابت باشند حرکت می کنند. اتاق به حرکت در می آید. یک موجود عجیب و غریب ناگه
  6. 5 عنصر مشترک بهترین داستانهای ترسناک: بهترین داستانهای ترسناک حداقل پنج عنصر مشترک دارند: 1. آنها به شخصیت ها، اعمال یا پدیده های "منحوس" یا "شرور" می پردازند. 2. آنها احساس ترس، شوک یا انزجار و همچنین احساسی غریب و غیر طبیعی را به وجود می آورند. خواننده دچار یک حس شدید از ناشناخته و یا حسی مرموز می شود. 3. در کتاب های ترسناک احساسات، حال و هوا، لحن و محیط همگی با شدّت فراوان توصیف می شوند. اینها با هم، این حس را ایجاد می کنند که احتمال یک اتفاق ناگوار در شرف وقوع است. 4. در این داستان ها، اتفاقات غیرمنتظره، ترسناک، تکان دهنده و نگران کننده رخ می دهد. در ژانر وحشت اروا
  7. سلام به جادوآموزان هاگوارتز نودهشتیا! شما قراره بعد از این با مسابقه و بازی های جذاب و هیجانی هاگواتز، شروع به رقابت و پیاده کردن تخیلاتتون کنید. اما برای این رقابت، نیاز به این دارید که اگر ترسناک می نویسین، چطور به نحو احسن اجراش کنین. ما این جا با چند نکته ی کاربردی و مهم به شما توضیح می دیم که چطور بنویسین که خواننده از ترس، مو بر تنش سیخ بشه! *** چیزی که داریم دربارش صحبت می کنیم، اصول اولیه ی نحوه ی نوشتن یک داستان ترسناک رو در بر می گیره. خب ما اول یه تعریف از وحشت و عناصر مشترک داستان های ترسناک رو ارائه می دیم و سپس، به بررسی 5 نکته ی کاربردی در نوشتن داستان
  8. mahdiyeh82

    انجمن طوری

    کافیه گلکانم! گلکم مال منه! @-Sahar- @eli~
  9. یه سوال

    توی پارت اول

    ماه داشت به اون پسره نگاه می کرد

    یهو در باز شد و پسره اومد

    پس ماه داشت به چی نگاه می کرد؟

    1. Narges.85

      Narges.85

      وقتی پسره رو دید، توی فکر فرو رفت که می‌تونه چیزایی رو که نمی‌دونه از این پسر بپرسه و توی این بین، پسره میاد توی توی کلبه😊

       

  10. xkth_20210305_105306.jpg

    والا😂 صبح بخیر

    1. mahdiyeh82

      mahdiyeh82

      صبح تو هم بخیرxD

  11. می‌دونستی کارت اشتباهه؟

    هر آدمیم که یه چیزی رو بخونه٬ زود از مغزش رد میشه و فقط طرح باقی می‌مونه: پارمین قراره مثل شمور بشه!

    اون هم مخصوصا که همه‌ی پارت‌ها در جا خونده نمیشن و آنلاینه!

    نمی‌دونم چرا از من چیزی نپرسیدی شاید بابت صحبت‌های گاه و بی‌گاه‌مون در چت‌باکس متوجه خوندنم شدی.

    اما اگه بخوای که بگم کل چیزهایی که تا به الان قشنگ توی ذهنم باقی مونده٬ همیناست:

    پارمین بین سه نفر یعنی نریمان و امیرحسام و یاشار گیر افتاده. اون دختر ضعیفیه و در خانوادش هیچکس بهش محبت نمی‌کنه. ضعیف بودنش تا به همین پارت توی چشمه و اتفاقات چیده شده و همین!

    1. mahdiyeh82

      mahdiyeh82

      الان من دقیقا نفهمیدم چی اشتباهه😐 راجع به سوالام؟؟

      و این که خب آره چون مطمئن بودم می خونی و بچه خوبی هستی دیگه ازت نپرسیدم.😂😂

      الان نباید خوشحال باشی؟😂

      خب تو الان با کدوم حست این پیام رو دادی؟ عصبانی، دلخور، تعجب، خنده

      چون من بیشتر ازت ترسیدم😐😐😐😂😂

      بعد این که الان این یه نقد بود یا چی؟

    2. flare

      flare

      این اشتباهه که از جزئیات داستان می‌پرسی؛ می‌ترسم فردا بیای نمایه من بگی‌ راز پنهان شمور چیه 😂

      آفرین! پس چی که می‌خونم؟ مدیونی فکر کنی می‌خوام از زیر امتحان در برم. دیر لایک می‌زنم زیرا منتظر سه چهار پارت بشه بعد بخونم-*

      همه‌ی حس ها قاطی پاتی.

      نقد چیه؟ نه بابا-*

  12. خب اینم از شمشیر☺☺☺

    تموم شد

    از شمور یادت نره

    1. نرگس نظریت

      نرگس نظریت

      جـــــــــــــیغ دستت درد نکنه مهدیه جونمممم

      شمورم حتما تو اولین فرصت میخونم عزیزدلم💋💋💋💋💜💜💜💓💓💓💗💗💗💖💖💖😘😘😘😍😍😍😍💚💚💚💚

    2. نرگس نظریت

      نرگس نظریت

      مرسی از نقدات عزیزدلم

  13. وقتی رهام ایــــــن قدر تغییر کرده آسنات دقیقا از کجا فهمیده طرف رهامه؟

    1. نرگس نظریت

      نرگس نظریت

      فرزام قبلا عکسشو دیده بود به آسنات گفت رهام داره میاد طرفمون😐😐😐

  14. وقتی آسنات می خواست بگه که مهتاب و عارف با هم باشن فقط به مهتاب گفت تو به همراهه... بعد ادامه داد به عنوان یه زوج و ادامش

    اسم عارف رو اصلا نیاورد

    فقط نگاهش کرد

    1. نرگس نظریت

      نرگس نظریت

      اوممم، خوب شد گفتی

      جا مونده بود😐😂😂

      راستی، عارف فامیلیشه😂😂😂 در اصل اسمش احسان عارف هستش😂😂😂😉

  15. آخ مهدیه قربونت بشه که این قدر پارتات کوتاه

    اول کاری انرژی گرفتم=))

    تازه همین الان تاجور قمر رو تموم کردم

    مال تو رو هم تموم کنم میام خبرت می کنم نظرم رو میگم

    بوس فعلا

    1. نرگس نظریت

      نرگس نظریت

      از پارتای خیلی طولانی بدم میاد

      البته تو صفحه اول اونموقع نمیدونستم باید پارتا بلند باشه ولی در کل چون خودم با خوندن پارتای طولانی خسته میشم دوست ندارم

×
×
  • اضافه کردن...