رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Marynana

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    157
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره Marynana

موزیک نودهشتیا

آخرین بازدید کنندگان نمایه

8,129 بازدید کننده نمایه

دستاورد های Marynana

Mentor

Mentor (12/14)

  • Dedicated
  • One Month Later
  • First Post
  • Collaborator
  • Reacting Well

نشان‌های اخیر

3.1k

اعتبار در سایت

  1. سلام جانم 

    شما نمی خواهید خبرنگار بشید؟!

    کار سختی نیست فقط باید اخبار جمع اوری کنید یا شیفت وایستید! رنگ‌خبرنگار ها هم ابی پر رنگ است و فقط ۱ الی ۲ ساعت در روز وقت می گیره..‌.

    1. Marynana

      Marynana

      ببخشید عزیز ولی موقعیتش رو ندارم شرمنده💔

  2. سلام چطوری:)

    میگم که... هر وقت ویرایش زدی پارت هارو به منم اطلاع بده چون دنبال کنم وقتی داری ویرایش میکنی برام اعلامیه نمیاد خب؟ میخوام بخونم:)

    1. Z sadghinjad

      Z sadghinjad

      سلام گلی🌸

      حتما^^

      مرسی کمکم کردی کلن یه ایده جدید زد به سرم میخوام از اول رمان رو بنویسم🙂💕

    2. Marynana

      Marynana

      تنکیو😐👌👌

      بازم خواهش! چه باحال پس واجب شد بوخونم!

  3. بازنشستگیت رو تبریک^^🎊🎉🎊🎉

    1. ..Raha..

      ..Raha..

      خخ!

      ممنونم عزیزم(:

  4. تولدت مبارک باشه^^🎉🎊🎉🎊

    1. ZeinabHDM

      ZeinabHDM

      متشکرم زیبا جان 

  5. به بههههههه تولد این مایک وازوفسکیمون مبارک باشه^^🎊🎉🎊🎉

    1. Melika.Y

      Melika.Y

      مرسیییی پرتقال من😍

  6. خوبه خداروشکر فکر می‌کنی ها. بازنویسی رو فقط کافیه یه چند بار انجام بدی و ازش نترسی بعد یه مدت اصن میشه خوراکت هر بار متنت رو بخونی با خودت میگی اینجاش این باشه بهتر میشه. اصلا چیزایی که تو پارت اولت نوشتی رو فراموش کن از اول یه جور دیگه بگو چون موقعیت یکم تغییر میکنه راحت تر میشه. بعدش یاد میگیری چجوری به راحتی یه موقعیت یکسان رو بار ها و بار ها بنویسی
  7. عام... ببخشید قصدم بد نبود ولی خب باید همه چیز رو میگفتم که کمکت باشه دیگه🥲🤝 هرچیزی درست میشه اگه نترسی از خراب شدت و فلان شدن و بسان شدن و تلاش کنی درست میشه خواهش:) آره کلا بازنویسی چیز خیلییی مورد پسندیه و واقعا هر بار بهتر از دفعه قبل میشه من عاشقشم:) مجددا خواهش:)
  8. سلام علیکم😐 نکته: این متن از دیدگاه یک خواننده نیست بلکه از همون اول به قصد نقد بهش پرداختم. من گفتم ۵ پارت اولی که خودت باهاشون حال نمی‌کنی رو یه نظری می‌دم که شاید کمکت کنه. پس کلا از همین اول بیخیال مقدمه و خلاصه و اسم و این چیزا می‌شم چون: یک. تو همه ‌ی نقدا اینارو بررسی می‌کنن و دو. خیلی مهم‌تر از این چیزا خود رمانه و سه. اصلا حسش نیست. خب! اول از همه اینکه به نظرم چیزی که بهش ۵ پارت اختصاص دادی، دور و برای ۱۲ تا ۱۵ پارت جا داشت. حالا دلایلش رو می‌گم. شروع رمانت... شروعت یه جورایی... بی فایده‌‌ست. حس خاصی نداره می‌دونی چی می‌گم؟ باعث نمی‌شه با آتوسا احساس همراهی بهم دست بده. از غر غر های مامانش یه کلام بر زبون اوردی ولی نگفتی غر غر سر چی. خب آره شاید یکم موقعیت آشنایی باشه ولی آدم درکی از موقعیت واسش ایجاد نمی‌شه که حس آتوسا رو بفهمه. شاید اصن مامانش حق داشته غر بزنه سزش و واقعا کار بدی کرده. و... حالا بیخیال باز دارم زیاد حرف می‌زنم. حس می‌کنم عوضش کنی بهتر باشه. تو توصیفاتت کمه دیگه نه؟ خب پس شاید یه شروع که داخلش توصیفات نقش اساسی داشته باشن تاثیر خیلی بهتری رو رمانت بذاره. مثلا اگه من جای تو بودم اینجوری شروع می‌کردم که تو یه گوشه از مخفیگاه جنگلیشون دور از بقیه نشسته و داره به دور و بر نگاه می‌کنه (اینجا میشه توصیفات) و در همون موقع به رفتار مادرش و غرغرایی که سرش کرده و اینکه چرا باید بخواد مثل بقیه‌ی آدما با مشکلات دنیای واقعی سر و کله بزنه (موقعیت و شخصیت خود آتوسا هم اینجا سریعا تعریف می‌شه و یه شناخت از خودش بدست میاد) و بعد براش دعوت نامه‌ی بازی میاد یا حالا هرچی که بتونه تمام جنبه های موردنیاز رو پوشش بده. خب. یکی دیگه اینکه من نفهمیدم زمان تعریف داستان در چه برهه‌ی زمانیه. چیزی که از بازی به چشم می‌خوره احتمال می‌دادم که مال آینده باشه. اما خب... در ادامه وقایعی رخ میدادن که اصلا حس آینده رو نمی‌دادن. من کل نقدم رو بر این اساس میرم که این آینده‌ست چون نسبت به زمان حال بیشتر به چشمم اومد. وسایل گیمینگش چی؟ در واقع توی پنج تا پارت هیچی از وسایلش رو توصیف نکردی. وسایل گیمینگ حرفه ای رو دیدی؟ حتی همین الان هم خیلی ویژگی های خفنی دارن. از اونجایی که این دختر از قشر عادی جامعه‌ست و هر روز هم کلی بازی می‌کنه، قطعا این سبک از بازی ها که با وسایلی این چنین پیشرفته هستن تبدیل به بخشی از زمانه هستن که می‌شه آینده. اما تو فقط یه چیز گفتی. عینک سه بعدی. خب یعنی چی عینک سه بعدیییی😐😐😐🔪🔪🔪 حرف بزن. خواهشا... حرف بزن. این چیز میزا واقعا جذابن و برام عجیبه که هیچی عملا نگفتی تو ۵ پارت. اگه من بودم حداقلش نیم پارت راجع بهش حرف می‌زدم. کلیشه‌ای هم نگی چیزی تورو خدا. آخه یه عینک سه بعدی تنها چجوری میخواد هم صدا رو به گوش هاش برسونه و هم صداهای محیط رو حذف کنه؟ بعد مثلا یهو داره تو بازی می‌دوئه یهو با مغز می‌ر‌ه تو یه چیز نامرئی بعد مشخص می‌شه دیوار اتاق بوده😐 تخیل خواهرم تخیلللل! موضوع بعدی. شخصیت پردازی و واکنشات توی پنج تا پارت اونم وقتی این همه شخصیت رو مطرح کردی رو بخوام واقع بینانه بهت بگم خب، خوب نیستن. مامانش اومد و توی یکی از هیجان ترین موقعیت های بازی سیم بازیش رو کاملا بی دلیل کشید! واقعا کی تو چنین موقعیتی چنین واکنش کوتاهی نشون می‌ده؟! من باشم قطعا یه دعوای حسابی می‌کنم و تا دو ساعت فقط و فقط عصبانیتم رو سر یه چیزی خالی میکنم! چجوری اینقدر سرییییع رفت سراغ درس؟ مگه نمی‌گی به غرغر های مامانش بی توجه بود؟ هرجور هم که نگاهش می‌کنم نمی‌فهمم چجوری قراره از این بیشتر مطیع مامانش باشه. یا موضوع اینکه مامانش می‌خواد پزشکی قبول شه. اگه این آینده‌ست، به نظرم واقعا موقعیتی رو به وجود اوردی که اصلا سازگار نیست. پزشکی شغلیه که فقط یه دوره‌ی کوتاه، اونم تو ایرانه که خیلی مورد توجه قرار می‌گیره و قطعا این هم می‌گذره و در آینده می‌شه یه شغل عادی مثل باقی شغل ها. حالا بیا یه نگاه به موقعیت کنیم. چه زمانی این سوال مطرح شده؟ در آینده. توسط کی؟ یه خارجی! توی باقی کشور ها واقعا پزشکی و تجربی اینقدرا مهم نیستن و ارزش بسیار عجیب غریبی ندارن و سعی و تلاش نجومی‌ای نسبت به باقی شغل ها نمی‌خوان. قطعا تو چنین موقعیتی این سوال حس زمان حال با شخصیت های ایرانی می‌ده. البته قرار بود از شخصیت پردازی بگم. یه چیزایی می‌گفتی ولی می‌شه گفت سازگاری نداشتن. مثلا راجع به خونسردی. مهم ترین چیزی که خونسردی رو نشون می‌ده چیه؟ چهره‌ی خونسرد؟ صدای خونسرد؟ من می‌گم اول فقط و فقط کلام و بعد رفتار. جك با خونسردی ذاتیش از تاريكي مخفيگاه‌ نمور خارج شده و در ادامه حرف‌های سارا دهان گشود: - براي بالا بردن سطح، موقعيت خوبيه! این حس خونسردی... نمی‌ده خب دروغ چرا. ولی واستا جدا چرا؟ - برای بالا بردن سطح، موقعیت خوبیه! بخاطر اینکه این دیالوگ یه آدم خونسرد نیست. قشنگ معلومه هیجان زده‌ست. اصلا بیا جای همون علامت تعجب یه نقطه‌ی پر‌ و پیمون بذار. خیلی طبیعی تر می‌شه. - احتمالش زیاده که این نبرد تاثیر خوبی رو سطحمون بذاره؛ حتی ممکنه یه لول بریم بالاتر. این بیشتر خونسرده یا اون؟ البته این یه شخصیت حسابگر هم هست. نمی‌دونم جک چه ویژگی رفتاری دیگه‌ای داره واقعیتش رو بخوای. اینکه اسم گروه و ایناشون رو بردی به نظرم خیلی کار خوبیه ولی موقعیتش درست نیست. خیلی یهویی پریدی وسط ماجرا و گفتیش اخه. به نظرم چندان وقتش نبود اونجا. کلا توصیفات کمن. از سفینه هیچی نگفتی، از نبرد هیچی نگفتی، از مخفیگاه هیچی نگفتی. یه چیزی... بگو. خواهشا... یه چیزی بگو😭 گریه حالا من تو این پنج پارت ندیدم که بازی تعریف کننده‌ی یه داستان باشه(چون تمام بازی ها بهر حال یه پیش‌داستانی دارن) ولی اگه نذاشتی کلا یکی بذار، چون اتفاقا محیط بازیش خیلی این رو می‌طلبه. در تصورات عادی خب شمشیر و سفینه و جادو و زره و تفنگ یه جا باهم نمیان پس حتما حتما یه داستان قشنگ و پر‌ و پیمون برای بازی درنظر بگیر اگه نگرفتی پیش از این. گرفتی هم که مرحبا دستت درست. حالا واسه‌ی سبک قلم و روش نوشتار. یه روش نوشتار یکسان نداشتی. وقت موقعیت های اپیک و حماسی می‌زدی به یه راه دیگه. سبک نوشتار و قلم یه نویسنده‌ی حرفه‌ای همیشه باید جوری باشه که در بطنش انگار یه امضا و یه نشون از این بده که کی نوشتتش. اگه با اینجور حماسی نوشتن حال میکنی اول با قلمت تطبیقش بده و بعد به کارش ببر چون اینجوری دل رو میز‌نه. افعال هم توی جملات مونولوگ همیشه باید آخر بیان حتی اگه حماسی باشه. عاخ از دیشب دارم می‌نویسم هووف. خب. وقتی که اون گوی فوق العاده قدرتمند رو وارد کردی، می تونست خیلی کنجکاو کننده تر باشه. نگفتی چرا خیلی قویه یا برای چه کاری میتونه خوب باشه یا تعجبی تو رفتارشون زیاد ندیدم انگار یه آیتمیه که انتظار داشتن گیرشون بیاد. یه پیشنهادی دارم اونم اینکه یکم بیشتر از افکار و احساسات شخصیت ها بگو چون داستان، تصمیمات و احساسات خیلی بهتر درک میشن. اینجوری انگار داری از بیرون اون جهان به موضوع نگاه می‌کنی، ولی اگه موضوعی که گفتم رعایت بشه انگار خودت تو اون محیط داری دست و پا می‌زنی و همه چیز رو احساس میکنی. دیگه... چیزی _حداقل الان_ که به ذهنم نمی‌رسه... همین دیگه! موفق باشی:)
  9. این چه آهنگ نمایه ایه🥲

    گوش من به کنار

    قلبم که اومد تو حلقم به کنار

    گلو خود یارو پاره شد🥲😂

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 2
    2. Z sadghinjad

      Z sadghinjad

      داد و هوار کجا شور بخشههههه🥲😂

    3. Marynana

      Marynana

      برو نقدم رو بخون به جا اینکارا:|

    4. Z sadghinjad

      Z sadghinjad

      چشم🥲💕

  10. 😐

    میتونم بزنمت؟ 

    به علت پاره شدن پرده ی صماخ😂

    1. Marynana

      Marynana

      دستت رسید مجازه😐🤝

    2. sogand-A

      sogand-A

      حیف از پشت کامپیوتر نمیشه.😂

       

  11. انقدر دلم می‌خواد به تو و ننه مهدیشم @پرتوِماهبگم زهررررررررمار😑 زهرم ترکید😂😂  هنسفریم سوزید 😐

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 16
    2. Marynana

      Marynana

      پاشین ببینم تخلیه نمایههههههه😐🔪😂😂😂😂

    3. پرتوِماه

      پرتوِماه

      حیرون نشو مبینااا😂😐 خو بازی مختص من و مریمههه هیشکیم راه نمیدیم😂😂🌵😐🔪

       

    4. mob_ina

      mob_ina

      بازی بنمایین من از دور نگاتون میکنم😐

  12. 😐😐😐😐

    صد رحمت به مهشید😐

    برگامممم

    سه بعدی‌ام هست😐

    1. Marynana

      Marynana

      پستی و بلندیاش معرکن😐👌👌

    2. Atria

      Atria

      😐👋🏻

  13. عربده مال تو قابل تحمل تر از مال مهشیده😂

    1. Marynana

      Marynana

      اره قبول دارم فقط مد نظر داشته باش که این فریاااااده😂😂

  14. رنگ جدید مبارک گلی^^🎉🎊🎉🎊

    1. fatemeh

      fatemeh

      مرسی عزیز دلم 

  15. جوووون آهنگ نمایشو😐👌

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 1
    2. ساتوری

      ساتوری

      منم همینو گذاشتم بعد دیدم رو مال تو😂

    3. Marynana

      Marynana

      عهههه پس همسان بودیم؟ 

    4. ساتوری

      ساتوری

      آره زدی تو خال😂

×
×
  • اضافه کردن...