رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

FATEMEH.KARIMI

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    5,770
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    11

Profile Song

آخرین بار برد FATEMEH.KARIMI در 2 اسفند

FATEMEH.KARIMI یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

8,765 Excellent😃😃😃😃

درباره FATEMEH.KARIMI

  • درجه
    ❤❤❤❤❤❤
  • تاریخ تولد 2 مرداد 1385

آخرین بازدید کنندگان نمایه

15,128 بازدید کننده نمایه
  1. اوا 😭😭😭

    چرا این رنگی شدی هق😞

    1. FATEMEH.KARIMI

      FATEMEH.KARIMI

      هاپو رنگمو خورد مطییی😢😂

    2. ته یان

      ته یان

      هاپو رنگتو میداد به من =)) :/یه سوال اسممو میدونی  :|

      @FATEMEH.KARIMI

       

    3. FATEMEH.KARIMI

      FATEMEH.KARIMI

      آری دیگه. ته دیگ خودمی مطهره😂

  2. رنگت کو فاطی؟

    1. FATEMEH.KARIMI

      FATEMEH.KARIMI

      هاپو خورد. تو کیییییی؟ :/ :|

       

  3. ((1)) قطره‌ی اشک مصنوعی را در چشم‌هایم ریختم و پلک‌هایم را دوبار، باز و بسته کردم. کمی آب خوردم تا زبان خشک شده‌ام جان بگیرد. دو مرتبه بیلچه را برداشتم و مشغول شخم زدن سرسری زمین برای کشت لوبیا شدم‌. دست‌هایم در حالت عادی خشک بودند و تاول می‌زدند، با برخورد دسته‌ی فلزی و زنگ زده‌ی بیلچه، درد دستم بیشتر می‌شد. درد را در سراسر وجودم احساس می‌کردم. به گردن‌بند ساعتیم نگاه کردم و لنگان بلند شدم. سرمای هوا حالم را بدتر می‌کرد و تنم بیشتر می‌لرزید. برای نم‌دار کردن زبانم، باز هم آب خورد و باقیش را روی صورت سرخ شده از سرمایم ریختم. پوستم کمی جان گرفت و از حالت خشکی درآمد. مجبور بودم تحمل کن
  4. @Narges.85 نری جان! من بد قول نیستم‌ هااا... به خاطر تو بیدار موندم دارم تایپ می‌کنم. :(

    هعی.‌‌.. =)) :/

     

    1. Narges.85

      Narges.85

      ایییی جااااانننننن مرسییی فاطییی جونمممم500

    2. FATEMEH.KARIMI

      FATEMEH.KARIMI

      فدامداااای توووو😂😘

  5. FATEMEH.KARIMI

    درخواست مقام کاربری

    درخواست مقام نویسنده. (مقام اول و دوم...)
  6. ارزش انسان ها را در ظاهرشان نبینید...

    شما از باطنشان خبر ندارید!

    1. a.mohamad

      a.mohamad

      درود 

      و... ادما  به ادب خود ارزش مى‌یابند
      پس آن را با بردبارى زینت ببخشیم 

  7. باشه، پس ممنون که تگشون کردی.
  8. @Hany Pary هانی جان! الان شیفت شماست فکر کنم...
  9. به این چیز‌ ها ربط نداره قشنگم! صفحه‌ی رمانتون باز نمی‌شد. این یعنی یا پنهان شده بود و یا تایید نبود...
  10. @_Hadiseh_ حدیثه جان! برای نویسنده باز شد. نمی‌دونم مشکل چی بود...
  11. @_Hadiseh_ سلام. حدیثه جان! مثل این‌که رمانشون هنوز تایید نشده چون نمی‌تونم صفحه‌ش رو ‌ببینم. شاید دلیلش چیز دیگه‌‌ای هست، به هرحال من نمی‌تونم. @tina_kz نامیرانم! روی اولین پست رمانتون که (اسم، خلاصه و...) رو نوشتید؛ بالاش سه نقطه رو می‌بینید. روی اون سه نقطه و کلمه‌ی share رو بزنید. کل لینک رو کپی کنید و همین‌جا بفرستید.
  12. رمان تک گل زیبای من ((1)) جیغ کشیدم و با عجز نالیدم: - تو‌روخدا کمکم کنید... سگ شکاری اینجاست. زوزه‌ی گرگ‌های اطراف، اشتیاق سگ را برای حمله بیشتر می‌کرد. دیگر توان صدا زدن کسی را نداشتم. با دست، زمین گلی را کندم و گلوله‌ای درست کردم. بلند شدم و به بالای چاله نگاه کردم. گلوله را به سمتش پرتاب کردم که خشمش بیشتر شد. سرش را داخل چاله آورد و با چشم‌های وحشی آسمانیش، نگاهم کرد؛ می‌خواست بپرد!‌ برای آخرین بار جیغ کشیدم اما این‌بار بی‌جواب نماندم. صدای رسای پسر جوانی به گوشم رسید. - نارگن! بیا اینجا پسر... نفس آسوده‌ای کشیدم و منتظر ماندم تا شخصی که بالا بود، کمکم کند.
  13. FATEMEH.KARIMI

    .

    .
  14. FATEMEH.KARIMI

    .

    .
  15. FATEMEH.KARIMI

    .

    .
×
×
  • اضافه کردن...