رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Masoome

نویسنده
  • تعداد ارسال ها

    1,210
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

8,213 Excellent😃😃😃😃

درباره Masoome

آخرین بازدید کنندگان نمایه

18,856 بازدید کننده نمایه
  1. من هر پارت و ک میخونم حس میکنم استرسشون تو جون منه لعنتییی.

    خودم وحشت میکنم باهاشون.

    چ خوابی دیدی لامصب؟

    اون تهش ک فهمیدم حسینه منم ی نفس عمیق کشیدم:|=))

    1. masoo

      masoo

      خدا رو شکر حسی که میخوام رو همونطوری دریافت میکنی.اون تیکه یهویی به ذهنم رسید وگرنه یه چیز دیگه در نظر داشتم گفتم پارت که بدون هجیان نمیشه.میشه؟خوابای خوشگل براشون دیدم اونقدر خوشگل که نگووووووووووووووووووووووو

    2. Masoome

      Masoome

      خوابای سیاهههه اونقد سیاه ک نگووووووووو. ایح ایح:|=))

    3. masoo

      masoo

      نه یکم روشنه اون قدر هم که میگی سیاه نیست.ایح ایح

  2. :|

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 11
    2. Masoome

      Masoome

      ن آخه کم پیش میاد پوکر بذاری:|

    3. -Hidden-

      -Hidden-

      :| مودم... عصبیم و بی‌حوصله.

      همون سگ‌خودمون

    4. Masoome

      Masoome

      پرچم ژاپن نیستی؟:|=))

  3. میخوام رمان یک روح و دو تنت رو بخونم.... (همینطوری گفتم بیام اعلام کنم :D )

    1. Masoome

      Masoome

      آی ام ذوق مرررررررررررررررگ^^

      باعث افتخاره ک*---*

  4. واااییییی مصیییییی پس سوگند خواهر امیرکیانههههه:/ وووویییی بهار اونجا چیکاررر میکنهههه:/ از‌ کنجکاوی میخوام سرم رو به دیوار بکوبم:/ همرو به هم ربط میدیییی:/ امشب حتما پارت بزاری هاااا

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 4
    2. Masoome

      Masoome

      تو ک میدونم... ب سیصد قسمت نامساوی تقسیمم میکنی =))

      ماااااچ بت منبع انرژیِ منننن^^

    3. -Aryana-

      -Aryana-

      یس تیکه بزرگه هم برات‌ نمیزارم^^=))

      بوس به روت^^

    4. Masoome

      Masoome

      لعنتی =))

      *----------*

  5. اگه منظورت بهی و ماهیه ک باید بگم اون بشر همچنان صدر جدوله این کراش بعد از ایمانه
  6. مصی الان شکی که به امیر کیان داشتم با دونستن اینکه سوگند خواهرشه بیشتر شد.حس میکنم اونی که ازش بازجویی شد امیر کیان بود.شاید بعد خیانتی که دید خواسته از دخترا انتقا بگیره.هوم؟

    1. Masoome

      Masoome

      هااام... ایح ایح =))

      ب قول خودت دو نفر هستن ک خیلی شک روشونه.

      یکی برزو و یکی ام امیرکیان!

      حالا بین این دوتا کدومشون؟ دیگه ایح ایح =))

    2. masoo

      masoo

      هیچ کدوم.یه نفر سومی هست.میدونم خودت از قصد ذهنمون رو سمت اونا کشوندی

    3. Masoome

      Masoome

      ایح ایح =))

  7. میدونی چ حسی گرفتم؟

    ی حسی ک میگه ی بلایی ک نباید، قراره سرشون بیاری:|=))

    1. masoo

      masoo

      فعلا تا بلا اندکی فاصله هست.تو پارت بعد میگم حسین چی دیده.اندکی تراژدی خواهد شد.ایح ایح

    2. Masoome

      Masoome

      خبرای خوبی تو راه نیس:|=))

    3. masoo

      masoo

      دقیقا

  8. «پارت بیست و هشتم» برزو مات برده، سرش را به سمت صدای بیتا و ماشینی که دگر خبری از ترانه در آن نبود، سوق داد. به قدم‌هایش سرعت بخشید و همین که به ماشین رسید، با دیدنِ صندلیِ عقب و خالی از وجودِ ترانه، گویی کسی با مشت، بر سرش می‌کوبید. شوکه و با چشم‌های درشت شده، خیره به جای خالی‌اش، لب باز کرد: - امکان نداره! امیرکیان از جا برخاست و با لحنی که آمیخته به تمسخر و حرصی آشکارا بود، با نگاهی که روی برزو جا مانده بود، لب گشود: - پس پاییز فیلش یاد هندستون کرده که یه مردی که یه بچه هم داره رو از من بالاتر دیده. با خنده‌ای که از به سُخره گرفتنشان، نشأت می‌گرفت، دستانش را بالا آو
  9. پارت پنجاه خسته‌ام از دوییدن‌هایی که تهشون به هیچ جا ختم نشد، جز سیاهیِ پررنگی که الان توی زندگیم جمع شده! حتی دیگه دلم برای غمِ سنگینی که بابا با خودش حمل می‌کنه هم نمی‌سوزه! شدم یه گویِ پُر از سیاهی، ولی یه جورهایی خالیِ خالی! انگار که از اول هم هیچی نبودم. از خودم، زندگی، مامان، بابا، عمو، زن عمو و... خلاصه از زمین و زمان شاکی‌ام! دلم می‌خواد با یکی دست به یقه بشم و تا جایی که می‌تونم، توی صورتش داد و بیداد کنم تا تمامِ عقده‌هام خالی شه. - چشم‌هات به من دروغ نگفته و نمیگه. چشم‌هام... راست که زیاد گفتن ولی دروغ چی؟ دروغ از کجاشون معلوم بود؟ مثلا شب عروسی چطور نتونست شادیِ
  10. آخرشم چوب میکنن تو...:|=))

    1. Skaduwee

      Skaduwee

      تهش چوبمیکنن تو .. و من میمیرم=))

    2. Masoome

      Masoome

      آستینت دیگه؟:|=))

    3. Skaduwee

      Skaduwee

      قلبم قلب:cunning:=))

  11. تو راه دمشق ی خاکی تو سرشون میریزی من میدونم:|=))

    ی دیقه راحتشون بذاررررررر=))

    1. masoo

      masoo

      ایح ایح.خوب منو شناختی عزیزممممممممممممممممم

    2. Masoome

      Masoome

      لعنتیییییییییی =))

  12. مصی فکر نکن حواسم نیست.پارت بدهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه.وگرنه حسین و سمانه رو میدن دست داعش.ایح ایح

    1. Masoome

      Masoome

      ینیییی چیییییییییییییییی؟:|=))

      دیشب اومدم بتایپم یهو مهمون اومد لعنتیییی=))

      حسین و سمانه رو سالم بذار و بپارت، میپارتم ایح ایح =))

    2. masoo

      masoo

      یعنی همون که گفتم.باشه امروزم بهت فرصت میدم قشنگ یه پارت خوشگل میدی.فعلا سالمن ایشالله تا آخر سالم بمونن

    3. Masoome

      Masoome

      حتما حتما =)) داری منو میترسووونی میگی ایشالله تا آخر سالم بمونن:|=))

  13. سطح قلمت و تبریک میگمممم^^ واقعا لایقش بودی*----*

    1. masoo

      masoo

      مصی اگه بگم از ذوق در حال پروازم باورت میشه؟کمکای تو باعث شدن این سطح قلم رو بگیرم.ازت یع دنیا ممنونمممممم

    2. Masoome

      Masoome

      قربوووووونت کاری نکردم^^

  14. نخبگان مباررکت باشه^^ من میدونستم بالاخره تشنج میره نخبگان^^

    بالاتر ببینمت^^

    1. oti

      oti

      کرک و پر و برگام؛ من خیلی خوشحالم...

      تو اولین نفری‌ای که باهاش شریکم حسمو^^

      بیا بغلم💜🥺

    2. Masoome

      Masoome

      دارم میااام^^

×
×
  • اضافه کردن...