رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
    • تالار نشریه های همکار
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مشکلات سایت
    • مشکلات و پیشنهاد برای عنوان کاربری
    • مشکلات و پیشنهادات برای انجمن ۹۸ایا
    • سخت افزار و نرم افزار
  • متفرقه
    • اموزش زبان انگلیسی
    • مذهبی، حدیث ، مداحی
    • متفرقه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • گالری عکس شهرها و آثار تاریخی
    • عکس های متفرقه
  • عمومی
    • روانشناسی و پزشکی
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
    • ورزشی
  • نودهشتیا
    • ویژه نامه نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • آموزشگاه آنلایین انجمن نودهشتیا
    • امور ثبت نام کلاس ها
    • آموزشگاه نویسندگی
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها کودتا در مدرسه
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن!
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • نگارنده ها چه کسی رو پنهانی دوست داری؟
  • #رمان_بخوانیم مطالب آموزشی
  • #رمان_بخوانیم 🎶موسیقی🎼
  • #رمان_بخوانیم قوانین و معرفی رمان هفتگی
  • #رمان_بخوانیم 📚چالش های رمان خوانی👀
  • #رمان_بخوانیم 98ia Club | Nafas Photo Gallery
  • #رمان_بخوانیم کتابخانه کلوپ رمان بخوانیم📚
  • دیونه بازی موضوع ها
  • وحشت متنفرقه🐞❄
  • وحشت سرزمین شیاطین🌚✨
  • وحشت گــــالری جادوگران💫🌃
  • وحشت تالار وحشت💀
  • وحشت ☣️سرزمین جــادو⚠️🕯
  • وحشت چالش ها، تبلیغات، خبر رسانی و ارتباط با ما📃✒️
  • وحشت حقایق^جهان ترسناک🌏👻
  • وحشت تالار ایلومیناتی ها و تئوری‌های ترسناک🚧
  • وحشت محفل جادوگران👥👣🔍
  • ☠️~ماوراء~☠️ ☯️رمز و راز☯️
  • ☠️~ماوراء~☠️ ⛾ارتباط باما⛾
  • ☠️~ماوراء~☠️ ★𝐇𝐨𝐠𝐰𝐚𝐫𝐭𝐬 9̰8̰𝐢𝐚★
  • ☠️~ماوراء~☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️~ماوراء~☠️ ⚜معما در دیزنی لند⚜
  • ☠️~ماوراء~☠️ ⚛سرگرمی در ماوراء⚛
  • ☠️~ماوراء~☠️ ⚖ماوراءطبیعی⚖
  • ☠️~ماوراء~☠️ 📚داستان ترسناک📚
  • دهه هفتادی های سایت موضوع ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه مطالب آموزشی متفرقه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آشنایی با واژگان
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا شب نشینی نودهشتیا
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش عناصر داستانی+نقد
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا قونین گروه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اطلاعیه ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا داستانک
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه معرفی اعضا+ سطح بندی(اختیاری)
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش علائم نگارشی و درست نویسی
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اموزش فیلمنامه نویسی
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا آموزش رمان نویسی n.a25
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 💫مسابقات هفتگی💫
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا ✏️امتیـــ⚡ات✏️
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا «اصــول درسـت نویسی»
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🌝بیـشتر بدانیم🌝
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا متفرقه
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 📚کتابخونه📚
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا مصاحبه ها
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🌟نویسـ🖋️نده های مــعروف🌟
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 💬بحث و گفتگو🗣️
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🌞فستیوال تابستانه🌞
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 💮فستیوال بهاری💮
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا تمـریـنـات (اخـتـیــاری)
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🏵️یادگاری مدرسه نودهشتیا🏵️
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 👩‍🏫جلسات آموزش نویسندگی👩‍🏫
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🍂فستیوال پاییزه🍂
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🍃کلوپ بزرگ انجمن نودهشتیا🍃
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🎉ویژه نامه ی کریسمس🎉
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🌺فستیـوال بـهـاره🌺
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 📖امتحانات📖
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا 🎈🧩زنگ تفریح🧩🎈
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🧿〄تبلیغات〄🧿
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ⚜᯽خآنوآده ی کلوپ᯽⚜
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 📌مسابقات ( چالش ها )✔
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 〠😁طَنــز😂〠
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🔊گویندگی🔊
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ꧂🌻مسابقات تابستان🌻꧁
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ✎📖دانشکده ی کلوپ📖✎
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 📚⟆رمان ها و نویسندگان⟅📚
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🎙៚مصاحبه៚🎙
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیا🥀⧉
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🗞تحلیل باکس🗞
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🎭༼هنر و ادب༽🎭
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 📂₪آموزش های فرعی₪📂
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🔥چالش ها🔥
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🧩کارگاه رمان نویسی🧩
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🎶موسیقی
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🦋متن‌ها🦋
  • آموزش و چالش نقاشی نقاشی🎨 آموزش
  • آموزش و چالش نقاشی نقاشی🎨 مسابقات
  • آموزش و چالش نقاشی نقاشی🎨 ثبت نام
  • انعکاس نیرو های انعکاس
  • انعکاس سرآغاز
  • کلوپ 《ببین و بخوان》📚👀 ارسال دیالوگ‌های رمان
  • اتحادیه کلوپ‌های نودهشتیا مسابقات کلوپی
  • 💜ویراستاران نودهشتیا💜 تمرین ویراستاران
  • 💜ویراستاران نودهشتیا💜 عضویت در تیم ویراستاری
  • 💜ویراستاران نودهشتیا💜 آموزشات ویراستاری
  • 💜ویراستاران نودهشتیا💜 میزکار ویراستاران
  • 💜ویراستاران نودهشتیا💜 رسیدگی به شکایات ویراستاری
  • 💜ویراستاران نودهشتیا💜 اصول درست نویسی
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒎𝒂𝒅𝒊
  • ناظران راهنمای نودهشتیا آموزش کار با انجمن
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒉𝒂𝒏𝒚 𝒑𝒂𝒓𝒚
  • ناظران راهنمای نودهشتیا آموزش نکات نظارت
  • ناظران راهنمای نودهشتیا راهنما های نودهشتیا
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝑸.𝑺.𝑮𝑨𝑳𝑨
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒎𝒐_𝑶𝒋
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒂𝒏𝒐𝒏𝒚𝒎𝒐𝒖𝒔0
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒎.𝒂𝒛𝒊𝒎𝒊
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝑸𝒂𝒛.𝒂𝒔
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒈𝒉𝒂𝒛𝒂𝒍123
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما -𝒌𝒂𝒋𝒉𝒊𝒏
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒆𝒍𝒆𝒏𝒂.𝒉
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 15𝒃𝒊𝒕𝒂
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒔𝒆𝒕𝒚
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒛𝒆𝒚𝒏𝒂𝒃_
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒔𝒖𝒛𝒂𝒏
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒈𝒉𝒂𝒛𝒂𝒍𝒆𝒉85
  • ناظران راهنمای نودهشتیا میز کار ناظر راهنما 𝒂𝒓𝒚𝒂𝒏𝒂14
  • منتقدان نودهشتیا 💛 اصول درست نویسی و نکات نگارشی
  • منتقدان نودهشتیا 💛 عناصر داستان نویسی
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎فراخوان‌های ماهانه کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎آموزشات کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎فستیوال‌های سه ماهه کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎گالری کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎ویژه کاربران کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎جایزه‌های دریافتی کاربران کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎شروع فعالیت کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎فراخوان های نیرویی کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎پرسش و پاسخ کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎تالار مشاوره کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • ❦︎کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎ ❦︎فراخوان هفتگی کلوپ صوتی نودهشتیا❦︎
  • کلوپ 💥خاطرات💥 ⭐خاطرات شما⭐

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

  1. نام رمان:آفند درد نویسنده:masooکاربر انجمن نودهشتیا ژانر:تراژدی،عاشقانه،اجتماعی هدف:داشتن یه ایده ی خوب خلاصه:یه روز گرم تابستونی ولی سرد، روزی که هیچ وقت از خاطرم پاک نشد زندگی من بعد از اون روز به دو قسمت تبدیل شد، قبل از تو و بعد از تو الان تو این قسمت از زندگیم من مطئنم دارم تاوان دل شکسته ی تو رو می دم تاوانی که معلوم نیست تا کی ادامه داره شاید تا آخر عمرم! مقدمه: من میان بغضی لجوج که چنگ انداخته و گلویم را فشار می دهد گیر کرده ام نه خفه ام می کند و نه رها می شود بغضی که هر شب تا مرز سرباز شدن می رود و پشت نگاه لرزانم قایم
  2. برنده فراخوان چند ماه پیش^^ @زری بانو @مدیررصدN @N.a25
  3. اسم رمان : زندگی خاص من نویسنده : حانیه شریفی هدف : امید و دقت در حل مشکلات خلاصــه : دختری شاد و شنگول و خوشگل که عاشق میشه. عاشق مردی مغرور و جذاب که منتظر یه فرصت که به عشقش اعتراف کنه و ۴سال صبر میکنه تا دختر داستان ما یکم بزرگتر بشه. ولی امان از آن روز هایی که راز هایی فاش بشه و دل شکسته هر دو بعد از اتفاقاتی ناگهانی، دوباره بهم پیوند بخوره.... پایانی متفاوت رمان زندگی خاص من نقد و بررسی رمان زندگی خاص من
  4. «بسم الله الرحمن الرحیم» نام رمان: آهوی مست نام نویسنده: Melika.Y کابر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه_ همخونه‌ای_ درام_ پایان خوش هدف: وقتی توی ذهنت پر میشه از ایده و فکر، فقط یه قلم و کاغذ لازم داری تا بشینی و همه ایده‌هات روی روی اون بریزی تا بتونی جای خالی برای بقیه مشکلات زندگیت پیدا کنی. ولی به نظرم نوشتن یعنی اُخت گرفتن با چند نفر که اصلا وجود خارجی ندارن؛ یعنی این‌که با خنده هاشون، روزت پر انرژی بشه و با گریه‌ها و بغض‌هاشون، غم توی دلت بیاد و بغض کنی. نوشتن یعنی درک کردن، درک کردنِ کسایی که هم وجود خارجی دارن و هم نه! درک کردن، گاهی اوقات شیرینه و بعضی وقت‌ها تلخ، من م
  5. عنوان: مجموعه دلنوشته‌‌های دلم برايت تنگ ميشود نام دلنوشته: می‌‌مانی یا می‌‌روی؟! نويسنده : Atlas_sa كاربر انجمن نودهشتيا ژانر: تراژدی، عاشقانه مقدمه: قول ميدهي عاشقم نشوي؟! ،،، قول ميدهي وقتي ميروم جلويم را نگيري ، قول ميدهي براي خداحافظي ام نيايي!؟؟؟ ،،،، عمر كوتاه من فرصتي براي شادي كردن ندارد ؛زماني ام براي غصه خوردن نيس پس فقط بيا اين چند ماه ، يا چند روز يا شايد چند ساعت را فقط زندگي كنيم ... باشه ؟!!! نه نميخواهد چيزي بگويي چشمانت از فرط دوست داشتن خيس ميشود و زبانت به دروغ قول ميدهد ...!ببين ،،!! كاري ندارد دستت را كه رها كردم برگرد و برو ... خيلي هم
  6. نام رمان:خود او نویسنده:im._baron(باران خسروی) کاربر انجمن نودوهشتیا هدف:هر انسان آنگاه می تواند به رشد واقعی برسد که یک نفر را با تمام وجود و از صمیم قلب دوست داشته باشد. 🍇🍇🍇🍇🍇🍇 خلاصه:می‌دوید اونقدر تند که برای پاهاش جونی نمونده بود، قوی شده بود؟ به ظاهر آره ولی خودش می‌دونست که هنوز یه موجود مونث شکننده و ضعیفه؛ حق مزه کردن عشق رو نداشت، اینو خودش حکم کرده بود ولی مگه می‌دونست عشق چقدر قوی؟ سعی داشت بازم بدوه اما باید با مریضیش جنگ میکرد، حالا باید می‌شست اما اون نباید بشینه، چرا؟ باید بلند شه اما نمی‌تونه پس چجوری ادای قوی ها رو در بیاره؟چجوری ادای دونده ها رو در بیاره و
  7. نام رمان: چشم های من حرف های تو نویسنده: tina rainy کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه_ تخیلی_ هیجانی هدف: تلاش برای رسیدن به چیز و کسی که بهش علاقه داری، باید از اولویت‌های زندگیت باشه حتی توی سخت ترین شرایط و من توی این رمان، این اولویت رو براتون به تصویر و تصور می‌کشم. ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: دختری با چشم‌های دو رنگ و پسری که همیشه به خاطر از دست دادن پدر و مادرش احساس گناه می‌کنه و خودش رو مقصر می‌دونه؛ به خاطر این قضیه با خودش عهد می‌بنده با کسی حرف نزنه؛ چون فکر می‌کنه حرف زدنش به همه آسیب می‌رسونه! دختر توی اولین دیدار کنجکاو میشه و دست بر قضا این دختر
  8. نام رمان: سی و هشت روز نویسنده: somayeh59 کاربر نودهشتیا نودهشتیا ویراستار: @یکتا.ب ناظر: @Madi ژانر: عاشقانه_ تراژدی_ معمایی هدف: من برعکس همه که می‌گویند معلولیت محرومیت نیست می‌خواهم بگویم که اتفاقا معلولیت محرومیت است ولی وقتی یاد بگیری با این محرومیت چه‌جوری قهرمان و الگو بشی آن زمان است که معلولیت خودش را نشان نمی‌دهد. ساعت پارت گذاری: هرشب خلاصه: شکست نقطه مقابل موفقیت نیست، بلکه بخشی از موفقیت است. به خودم میگم "قصه عشق در یک کتاب جا میشه؟ تا حالا کدوم رمان عاشقانه‌ای تونسته قصه عشق رو درست تعریف کنه؟ اون‌وقت دیگه این همه قصه‌ی عاش
  9. 📚عنوان رمان: ๏◉᪣پایتخت مافیا᪣◉๏ 🖋نویسنده: ◉๏ونوس๏◉ 🎭ژانرها: ⸙عاشقانه، درام، معمایی، جنایی 📖خلاصه: 【پسری از جنس خشم و دارای زندگی پر از راز های پنهان! خواهری درمانده و بی‌نوا... تنها راه نجاتش همان کسی است که به موقع‌اش بی‌رحمانه طردش کردند! عشقی با پایانی شاید تلخ! در این میان چه بر سر مثلث اسرار می‌اید؟ شاید زندگی دوباره و یا مرگ! اصالت تاریکی که در رگ‌هایش جاریست اینبار بی‌رحمانه به روحش چنگ می‌زند و او را به دیار دنیای زیرین هدایت می‌کند اما سرسخت‌تر از آن است که ببازد.】 🤍عکس شخصیت ها🤍 ناظر راهنما: @Melika_sh ویراستار: @Zah_ra
  10. نام رمان:خود او نویسنده:im._baron(باران خسروی) کاربر انجمن نودوهشتیا هدف:هر انسان آنگاه می تواند به رشد واقعی برسد که یک نفر را با تمام وجود و از صمیم قلب دوست داشته باشد. ساعات پارت گذاری:روز های فرد خلاصه:می‌دوید اونقدر تند که برای پاهاش جونی نمونده بود، قوی شده بود؟ به ظاهر آره ولی خودش می‌دونست که هنوز یه موجود مونث شکننده و ضعیفه؛ حق مزه کردن عشق رو نداشت، اینو خودش حکم کرده بود ولی مگه می‌دونست عشق چقدر قوی؟ سعی داشت بازم بدوه اما باید با مریضیش جنگ میکرد، حالا باید می‌شست اما اون نباید بشینه، چرا؟ باید بلند شه اما نمی‌تونه پس چجوری ادای قوی ها رو در بیاره؟چجوری ادای
  11. نام رمان ☆پالْسِ وابستگی ☆ نام نویسنده ☆نجمه صدّیقی☆ ژانر رمان ♢ عاشقانه _ طنز ♢ 💫 دلبرام نقد کنید 💫 🌷کلکسیون کاراکترهای جذابم 🌷 ✦ خلاصه ✦ وجودش پر بود از حرارتِ بازیگوشی! لحظه هایش را که ورق می‌زدی، شیطنت خوراکی بود که هر دقیقه، آن را نوش جان می‌کرد. اما زندگی‌اش، احتیاج به یک نوری دیگر داشت؛ به چیزی همچون وابستگی! به احساس جدیدی همچون عشق که قلمروی شیرینش را پر از اضطراب و تشویش کند. حوریا وابسته شد و با یک نگاه عقل و منطقش را خاموش کرد. زندگی اش شکل گرفت با آن مرد رویایی که در رویایش، او را به شاهزاده ی زیبا تبدیل کرد و آیا چی
  12. نام رمان: دلوان نام کاربری: شقایق نیکنام ساعات پارت گذاری: نامشخص خلاصه: دلوان در کردی به معنای بانوی پر مهر است. دختری که گاهی دلش برای باورهای گذشته‌اش تنگ می‌شود، گاهی دلش برای پاکی های کودکانه قلبش می‌گیرد؛ چه آسان به بازی گرفته شد، آرزو می‌کند ای کاش دلی نبود تا تنگ شود، تا خسته شود تا بشکند! تمامِ آن چیزی که درباره او در سرش می گذرد، ده ها کتاب می‌شود؛ اما تمام چیزی که در دلش هست، فقط و فقط دو کلمه است، هنوز دوستش دارد ولی قلبش تحت مالکیت دیگری است. ارغوان شهر آشوب قصه‌ی پر غصه‌ای است که پایانی برایش نیست؛ تلاش می‌کند برای غیرممکن‌‌های زندگی‌اش، دوری خانه و خانواده را فرسن
  13. ♤به نام آن که عشق را آفرید♤ ● نام رمان: (لحظه خندیدنت) ● نویسنده: (مهسا۲۳) ● ناظر: @mahdiye11 ● ویراستار: @Zeynab_ ● ژانر: (عاشقانه،تراژدی) ● هدف: (زمین خوردن مهم نیست چون باز ما قدرت اینو داریم باز مثل قبل بلند شیم؛ اما همه میگن زمین خوردن خودت مهم نیست مواظب باش کسی رو زمین نزنی.) ● ساعات پارت گذاری: (نامعلوم) ● خلاصه: (نجلا دختری جوان است که با مادر و برادر خود در روستایی نزدیکی تهران زندگی می‌کند، آن‌ها زندگی زیاد ثروتمندی ندارن. نجلا تصمیم به شروع کاری می‌گیرد. طرف دیگر داستان مردی جوان است که در محله‌ای در تهران زندگی می‌کند او برادری بزرگ‌ تر از خ
  14. «به نام خدا» نام رمان: افق طلایی نویسنده: مهدیه فیروزی mahdiye11 ژانر: عاشقانه، معمایی، پلیسی زمان پارت گذاری: نامعلوم هدف: علاقه به نویسندگی. خلاصه: با شنیدن صدای گلوله چشمانم را محکم می‌بندم و جیغ می‌زنم، بلند و بی پایان. برایم مهم نبود که زمین و زمان را از مرگِ او مطلع کنم. وحشت زده جیغ می‌زدم و انتظار داشتم روح به تنش برگردد و زنده شود و یا عزرائیل شود و همان لحظه جانم را بگیرد. او مانند طوفان آمده بود، زندگی و خنده‌هایم را از ریشه بریده بود؛ اما سزاوار مرگ بود؟ من که خدا نبودم برای جانش تصمیم بگیرم. اصلا مگر این شخص همان کسی نبود که مرا افق طلایی زندگی‌ا
  15. رمان آخرین دلداده نویسنده: fatemeh.m.asl کاربر انجمن نودهشتیا ژانر : عاشقانه_اجتماعی هدف : گذشته رو برای همیشه رها نکن، گاهی باید برگشت و مرورش کرد! ساعت پارت گذاری : نامعلوم خلاصه :روایت تابان صبوری دختری که از گذشته فراریه و در مقابلش شبا پسری که بخاطر پدرش توی کودکی آسیب های روحی زیادی کشیده حالا در به در دنبال اینکه از گذشته ی تلخ خودشو مادرش انتقام بگیره، برای شروع دست میزاره رو دختری که پسرخالش بهش پیشنهاد ازدواج داده بود... ناظر: @mahdiye11 ویراستار: @فاطمه. ع
  16. نام رمان: باید رفت نام نویسنده: Melika_sh کاربر انجمن نودهشتیا ( ملیکا شیری) ژانر: عاشقانه، اجتماعی، تراژدی هدف: علاقه به نویسندگی ساعت پارت گذاری: هر روز ظهر خلاصه: زندگی برای همه، همیشه، دو رو دارد! پر از اتفاقات خوب یا بد، غیرقایل پیشبینی و غیرمنتظره! با ساده‌ترین برخورد ممکن است، مسیر زندگیمان تغییر کند! از کجا معلوم آدمی که امروز در خیابان به او برخورد می‌کنیم قسمتی از آینده‌ی ما نباشد؟ خیلی وقت‌ها انقدر همه چی خوب است یادمان می‌رود، زندگی می‌تواند یک روی دیگر هم داشته باشد! رویی که شاید دلمان نمی‌خواست هیچ‌وقت ببینیم، هیچ‌وقت خودمان را برایش آ
  17. نام رمان: سیاه به رنگ بخت نام نویسنده: ملیکا شیری ژانر: عاشقانه - اجتماعی زمان پارت گذاری: روزانه خلاصه رمان: رها دختری با دلخوشی های کوچک است، به دلیل شرایط خانوادگی مجبور به ازدواج با مرد مسنی می‌شود زندگی در ان عمارت برایش به جز سیاهی ماجراهایی به همراه دارد که باعث تغییر مسیر زندگی‌اش می‌شود. ویراستار: @asal_janam
  18. نام رمان: سقوط صورتی نویسنده : «Ara» (هستی همتی) کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی، معمایی *_هدف : علاقه‌‌ای ذاتی در به تحریر کشاندن کلمات و نشان دادن استقامت تحت شرایط دشوار... پارتگذاری: دوستان، من ساعت پارتگذاری مشخصی ندارم اما تا جایی که مشکلات محدودم نکنه، روزانه دو الی سه پارت قرار میدم، جز جمعه‌ها . *_خلاصه: تلخی زمانه‌‌اش را عشقی شیرین به دستان در جریان باد می‌‌سپارد و قسم بر لب می‌‌راند تا به آنجا که جان در بدن دارد به پای خانه‌‌ی نوساز عشقشان بنشیند؛ اما مگر او از همان نخستین لحظه‌‌ی دیدار یارش می‌‌دانسته چه بختی شوم بر سرنوشت‌‌‌شان چیر
  19. نام رمان: طلسم کاخ نشینان نویسنده: آیناز رستمی‌تبار کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی خلاصه: نیکو برخلاف گذشته به دنبال زندگی آرامی است که با آمدن حسنا دوست قدیمی‌اش بعد چندسال باز هم روال آن بهم می‌ریزد و وارد بازی می‌شود که فردی آن را برنامه ریزی کرده که در گذشته آبروی او و خانوده‌اش را باز هم بخاطر منافع خودش برده. نه او و نه خانواده رافع هیچکدام فکرش را نمی کردند، کسی که برای رسیدن به اهداف شهرام انتخاب شده در اصل قدم به راهی گذاشته برای شکستن طلسم نارسیدن‌ها! ناظر: @ᴍᴀʀɪᴀ (: ویراستار: @Zeynab_
  20. نام رمان: سرنوشت یک رویا نویسنده: آذین کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه_ پلیسی _ هیجانی هدف: آینده قابل پیش بینی نیست؛ باید خودمون با فرصت‌های کوچیک تا جایی که می‌تونیم بسازیمش. ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: باد وقتی میاد با خودش گرد و خاک میاره و اون قدر ادامه پیدا می‌کنه که تبدیل به گرد باد میشه، ولی نسیم وقتی میاد یک هوای ملایم و خنک میاره حالا اگه این یک تصمیم باشه چی؟! یک تصمیم، زندگی یک سرنوشت مثل گردباد یا یک سرنوشت مثل نسیم؟ خب حتما نسیم رو انتخاب می‌کنن اما اگه این نسیم یک تاوان داشته باشه چی؟! یک تاوان سخت تاوانی که سرنوشت همه رو دگرگون می‌کنه اون موقع
  21. به نام خدا جلد اول رمان حرفتو پس بگیر ژانر: عاشقانه_ تراژدی پارت گذاری: نامعلوم "سخنی با خواننده" سلام دوستان این اولین رمان من هست. اگه ایرادی و کم کسری داره به بزرگی خودتون ببخشین و بهم کمک کنید تا بهتر بنویسم، لطفا حمایتم کنید.. خلاصه: من دختری بودم که عشقش رو پس زدی و دلش رو شکستی، ولی من دیگه اون دختر نیستم. این‌دفعه اون من هستم که بی‌رحم میشم و دل می‌شکنم. این بازی رو خودم شروع کردم پس خودم هم تمومش می‌کنم اون هم با شکست دادن تو! پس منتظرم باش بهت ثابت می‌کنم که چه اشتباهی کردی که عشقم رو رد کردی فقط بشین ببین چی‌کارت می‌کنم. @asal_janam
  22. به نام خدا نام رمان : پالیز اقبال نام نویسنده : Madi کاربر انجمن نودهشتیا ژانر : عاشقانه _ تراژدی هدف : علاقه به نویسندگی زمان پارت گذاری : نامعلوم خلاصه: دختری پر از درد ... پر از رنج و غم! آیا او سزاوار این جفا است؟ چرا خانواده ای که او عاشقش است، دخترک را از خود طرد می کنند و دل بلورینش را به خرده شیشه هایی که لبه هایشان مانند ساطور تیز است، دگرگون می کنند؟ در حالی که او، تنها خواهان آرامش و اقبال است، می خواهد در پالیزی قدم بگزارد که از گل هایش رایحه ی عشق استشمام کند! نه محنت! اگر کسی هم دوستش نداشته باشد، خدایی هست که تنها او برا
  23. اسم رمان:لیلای تو می‌شوم نویسنده: Paradise ژانر: عاشقانه، غمیگن ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: گر دنیا خزان گردد اسیر غم نمی گردم زمین هم آسمان گردد از عشقش کم نمی گردم به جز راهش ، نمی جویم به جز نامش ، نمی گویم به جز او در پی یاری در این عالم نمی گردم سخن رانی مکن جانا که من درمان نمی گیرم ببین کورم … کرم، بشنو که من آدم نمی گردم تو شیرینی و من تلخم تو همراهی و من هرگز برای هیچ کس جز او دمی همدم نمی گردم من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمی گردم چه شیرین است، اندوهش! غمش! دردش! ج
  24. به نام خدا نام رمان: دژخیم نویسنده: _Nilufar_r کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: هیجانی، ترسناک، اجتماعی، عاشقانه خلاصه: سیاوش، پسر تخس و پر شور و شر بهنام بزرگ‌نیا، یکی از رجال و بزرگان مملکت، به طور اتفاقی با دختری با مذهب یهود، به نام ماریا روبه‌رو می‌شود و برخلاف اینکه هرروز تلاش می‌کند به او نزدیک شود، هربار ناکام و مغلوب، وادار به عقب‌گرد می‌شود. قرعه می‌چرخد و درست وقتی که ماریا در راستای تغییر عقایدش قدم برمی‌دارد، با یک لغزش کوچک در لتیان، با پیامک‌هایی تهدید می‌شود که فرستنده برایش واضح نیست و همین، باعث ارتباط دوباره‌ی او با سیاوش است‌.
  25. نام رمان: عبث احساس نویسنده: روشنا اسماعیل زاده کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، معمایی، تراژدی نثر: محاوره‌ای خلاصه: طمع، نیرنگ و سادگی مخلوط شد در آبیِ بی کران زندگیش.. فکر کرد در اوج کودکی بسیار کلان هست‌.. به سهولت استظهار کرد! دل بست! به چه کسی؟ دل کند! از چه کسی؟ اصلا اون کی بود؟ چی بود؟ چرخه‌ی احساساتش جریانات عظیمی رو به هم ریخت و از اون دختری ساخت از جنس عبث! مقدمه: آغوش تو مترادف امنیته! آغوش تو ترس های من و می‌بلعه... آغوش تو یعنی پایان سردرد ها یعنی شروع عاشقانه ترین رخوت ها.. آغوش تو یعنی فرجا
×
  • اضافه کردن...