رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'جنایی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سر آغاز به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
    • تالار انتشارات های همکار
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار ویراستاری
    • تالار معرفی و نقد کاربران
    • تالار طراحی جلد
    • گویندگان انجمن
    • تالار ترجمه
  • تالار آموزش
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
  • فرهنگ و هنر
    • شعر و ادبیات
    • اشعار کاربران انجمن
    • پاتوق نویسندگان
    • کتابخانه سایت نودهشتیا
    • تالار موسیقی
  • تالار عمومی
    • بحث و گفتگو
    • منتفرقه
    • سرگرمی
    • تالار ورزشی
    • روانشناسی و پزشکی
    • مذهبی
    • تالار اخبار نودهشتیا
  • تالار عکس
    • بیوگرافی
    • گالری شهر ها و آثار تاریخی
    • عکس های متفرقه
    • گالری شخصیت های رمان
    • گالری شخصیت های خارجی
    • گالری عکس فیلم و سریال
  • تالار فیلم و سریال
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود فیلم و مستند مجاز
    • معرفی و دانلود کارتون و انیمیشن
    • نقد فیلم و سریال
    • نمایشنامه و تئاتر
  • آموزشگاه نودهشتیا
  • تالار ویژه
    • خانواده نودهشتیا
    • ویژه نامه نودهشتیا

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

  1. نام رمان: رعب از مرگ نویسنده: نسیمه معرفی«Nasim.M» ژانر: عاشقانه، تراژدی، جنایی خلاصه: ترس، دلهره، هراس، وحشت، مرگ! کدام را باید درک کرد؟ ترس از مرگ عزیزانت بدترین دردیست. ترس از امیدی که ممکن است به نا امیدی بدل شود. قلب و احساسی ندارند؟ همه جا را باید از خون شست. خون تو بر دست‌های یخ زده‌ام خشک شده است. وحشت کرده است دلم در این همه غریبه‌گی! وحشت کرده است دلم در این همه تنهایی! رعب و ترس افتاده بر تنم، که می‌دانم کسی نخواهد بود که مرا همراه کند. مقدمه: چه اتفاق تلخ و بدی افتاده است این‌جا! خبر مرگ آمده است. مرگ کیست؟! مرگ من است یا او؟ اگر خبر مرگ من است چه خبر خو
  2. نام رمان: رعب از مرگ نویسنده: نسیمه معرفی«Nasim.M» ژانر: عاشقانه، تراژدی، جنایی خلاصه: ترس، دلهره، هراس، وحشت، مرگ! کدام را باید درک کرد؟ ترس از مرگ عزیزانت بدترین دردیست. ترس از امیدی که ممکن است به نا امیدی بدل شود. قلب و احساسی ندارند؟ همه جا را باید از خون شست. خون تو بر دست‌های یخ زده‌ام خشک شده است. وحشت کرده است دلم در این همه غریبه‌گی! وحشت کرده است دلم در این همه تنهایی! رعب و ترس افتاده بر تنم، که می‌دانم کسی نخواهد بود که مرا همراه کند. مقدمه: چه اتفاق تلخ و بدی افتاده است این‌جا! خبر مرگ آمده است. مرگ کیست؟! مرگ من است یا او؟ اگر خبر مرگ من است چه خبر خو
  3. نام رمان: دلبر بلاگردان نویسنده: آیلار مومنی ژانر: عاشقانه_ اجتماعی_ تراژدی_جنایی خلاصه رمان: همه چیز از یک انفجار شروع شد. همه چیز به کاخ مخوفی برمی‌گردد که رزا پا در آن گذاشت. این انفجار، آغازگر روزهای تنهایی رزای قصه است. آن بمبی بود که در عمق ریشه‌ی قلب رزا منفجر شد. همین بود که عشق را شروع کرد. و اما پایان آن در‌ دست کسی نیست؛ جز رزا. یک بغل تنهایی، یک بغل آغوش سرد و یک بغل فداکاری. دنیای شخصیت قصه‌ی من، همین بود. و فداکاری‌ای که بوی مرگ می‌داد... مقدمه رمان: گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر چون ماه شبی میک
  4. به نام خدا نام رمان: اصیلا ژانر: عاشقانه، جنایی به قلم: گیسو هدف: همیشه توی زندگیت بجنگ و بجنگ، حتی اگه بازهم زمین بخوری و به صفر برسی باز هم بلندشو، و بجنگ. ساعات پارت گذاری رمان: نامعلوم خلاصه: من به وجود اومدم برای انتقام، برای شکستن آدم‌هایی که شکستنم، برای تباهی و نابودی آدم‌های مقابلم! من یک دخترم؛ نه از جنس ضعیف بودن نه از جنس قوی بودن من کسی هستم که روزها مردونه می‌جنگه شب‌ها زنونه گریه می‌کنه. من دنیام رو بدون هیچ کمکی تکی ساختم نه اینکه کسی کمکم نکرده باشه نه... . من اصلاً کسی رو نداشتم که کمکم کنه اونا ازم گرفتنشون و من قراره نابودشون
  5. ام داستان:فوجِ مشئوم(لشکر شوم) نویسنده:masoo هدف:علاقه به نوشتن ژانر:تراژدی،جنایی خلاصه:فریاد رعب آورشان لرزه بر تن هر جنبنده ای می اندازد.ترس یقه ات را می گیرد و قلبت را وادار به تپیدن می کند.صدای قدم هایشان که می آید دلهره دست می اندازد و بیش از قبل جانت را اسیر چنگال خود می کند. حس سردی چاقو زیر گلویت از خود مرگی که فقط چند ثانیه با آن فاصله داری بیشتر خوف برانگیز است بدو!سریع تر از رعد!نجات بده خودت را.اینجا توقف مساوی ست با مرگ.
  6. نام رمان: تقدیرخونین نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب ژانر: جنایی، پلیسی، معمایی، تراژدی، عاشقانه هدف: علاقه به نوشتن و روبه رو شدن با واقعیت ها ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: به راستی فکر کن که دست هایت را بسته اند؛ چشم هایت در اسارت بند های پارچه‌ هستند و قادر به دیدن نمی‌باشند. ناتوان و عاجز از درک موقعیتی هستی که در آن غرق شده ای! نمی بینی، ولی حس می کنی. اما قادر به حل معماهای اطرافت نیستی و چقدر زجرآور است گنگی در میان آن حجم از معماهای زندگی... ناچار از اجباری که قلبت بهت فشار می آورد، بی خبر از دلیل واقعی قتل های اطرافت تنها باید به دنبال قاتلش بگرد
  7. نام رمان: شری گنگز نام نویسندگان: @im._baran - @im._byta- @-Atria- ژانر: طنز- تراژدی- جنایی- عاشقانه هدف: در حومه شهر پرسه زده‌ای؟ همه آن را، آب جهل و ستم برد. ساعات پارت گذاری: نام معلوم *** خلاصه: از کوچه پس کوچه‌های قیرگون گذر می‌کند. هوا گرگ و میش شده است؛ خاطرات تلخ آن اتاقک شب نما را در ذهنش تداعی می‌کند. وای بر او که این چنین زخم خورده زمانه است. ذهنش، او را به سمت گذشته‌ها می‌خواند. نه! الان وقتش را ندارد. آنان به انتظار او پشت به شلاق کرده‌اند؛ و صبوری را خرج می‌کنند. باید قدم بردارد. آنان تنها طالب یک زندگی بدون مرگ هستند. سهم آن سه چه بود از
×
×
  • اضافه کردن...