رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'معمایی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
    • تالار نشریه های همکار
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مشکلات سایت
    • مشکلات و پیشنهاد برای عنوان کاربری
    • مشکلات و پیشنهادات برای انجمن ۹۸ایا
    • سخت افزار و نرم افزار
  • متفرقه
    • اموزش زبان انگلیسی
    • مذهبی، حدیث ، مداحی
    • متفرقه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • گالری عکس شهرها و آثار تاریخی
    • عکس های متفرقه
  • عمومی
    • روانشناسی و پزشکی
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
    • ورزشی
  • نودهشتیا
    • ویژه نامه نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • آموزشگاه آنلایین انجمن نودهشتیا
    • امور ثبت نام کلاس ها
    • آموزشگاه نویسندگی
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • نگارنده ها چه کسی رو پنهانی دوست داری؟
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما های ترسناک😱
  • ☠️ماوراء☠️ سئوالات شما در ماوراء💀
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️🏰
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی با چاشنی وحشت🙃
  • ☠️ماوراء☠️ ☄عناصر درون❄
  • ☠️ماوراء☠️ داستان های کوتاه ترسناک
  • دهه هفتادی های سایت موضوع ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه مطالب آموزشی متفرقه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آشنایی با واژگان
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا شب نشینی نودهشتیا
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش عناصر داستانی+نقد
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا قونین گروه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اطلاعیه ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا داستانک
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه معرفی اعضا+ سطح بندی(اختیاری)
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش علائم نگارشی و درست نویسی
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اموزش فیلمنامه نویسی
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا آموزش رمان نویسی n.a25
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا مسابقات هفتگی
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا ✏️امتیـــ⚡ات✏️
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا «اصــول درسـت نویسی»
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا متفرقه
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا مصاحبه ها
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا تست استعداد نویسندگی نودهشتیا
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا نویسنده های معروف
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا بحث و گفتگو
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا فستیوال تابستانه
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا فستیوال بهاری ^-^
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا آموزش نویسندگی نودهشتیا
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا تمـریـنـات (اخـتـیــاری)
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا یادگاری مدرسه نودهشتیا
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا جلسات آموزش نویسندگی
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا فستیوال پاییزه
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا ~ کلوپ بزرگ انجمن نودهشتیا~
  • مدرسه نویسندگی نودهشتیا ویژه نامه ی کریسمس
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🧿〄تبلیغات〄🧿
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ⚜᯽خآنوآده ی کلوپ᯽⚜
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 〠😁طَنــز😂〠
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🔊گویندگی🔊
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ꧂🌻مسابقات تابستان🌻꧁
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ✎📖دانشکده ی کلوپ📖✎
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 📚⟆رمان ها و نویسندگان⟅📚
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🎙៚مصاحبه៚🎙
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیا🥀⧉
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🎭༼هنر و ادب༽🎭
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 📂₪آموزش های فرعی₪📂
  • ⧉🥀کلوپ بزرگ نودهشتیآ🥀⧉ 🔥چالش ها🔥
  • آموزش و چالش نقاشی نقاشی🎨 آموزش
  • آموزش و چالش نقاشی نقاشی🎨 مسابقات
  • خنده زاده😁😁 اهم اهم
  • خنده زاده😁😁 شیطنت!
  • انعکاس نیرو های انعکاس
  • انعکاس سرآغاز
  • چاکرا، کائنات و... انواع چاکراها
  • چاکرا، کائنات و... موضوع ها
  • چاکرا، کائنات و... موضوع ها
  • کلوپ 《ببین و بخوان》📚👀 ارسال دیالوگ‌های رمان
  • تست موضوع ها
  • ویراستاران نودهشتیا تمرین ویراستاران
  • ویراستاران نودهشتیا عضویت در تیم ویراستاری
  • ویراستاران نودهشتیا آموزشات ویراستاری
  • ویراستاران نودهشتیا میزکار ویراستاران
  • ویراستاران نودهشتیا رسیدگی به شکایات ویراستاری
  • ویراستاران نودهشتیا اصول درست نویسی
  • ناظران راهنمای نودهشتیا ناظران رمان
  • ناظران راهنمای نودهشتیا آموزش کار با انجمن
  • ناظران راهنمای نودهشتیا آموزش نکات نظارت
  • ناظران راهنمای نودهشتیا راهنما های نودهشتیا

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

  1. نام داستان: ناصواب به قلم: otayehs ژانر: تراژدی _ اجتماعی - معمایی هدف: نمایش آغاز یک دروغ، جریان آن دروغ و پایانش. ساعات پارت‌گذاری: نامعلوم خلاصه: آجر دروغ را با سیمان دروغ می‌پوشاند و ساختمانی سست بنا می‌کند که هر لحظه آماده‌ی ویران شدن است. افرادی که تشنه‌ی حقیقت، در کویر خشک زندگی حیران‌اند، برایش اهمیتی ندارد. او با کوزه‌ی پر از آب حقیقت، در زیر سایه‌ی درخت زندگی نشسته است و از خنکای نسیم لذت می‌برد. موج سرنوشت آن‌قدر قدرت دارد که آجر‌های دروغِ روی هم قرار گرفته‌ را به مرداب تباهی روانه کند؟ آیا روزگار، متواضعانه، پرده‌ی حقیقت را بر پنجره‌ی زندگی می‌آویزد؟ م
  2. رمان: اَهمَر(شُغال) نویسنده: strange ژانر: جنایی، معمایی خلاصه: افرادی که زندگی اش را تباه ساختند آسوده خاطر یکجا نشسته اند و به بدبختی هایش می خندند. مگر می شود انسان باشی و در پس هر خنده ای آرام بنشینی؟! ساکت ماندن کار هر آدمی نیست و اصلا از من بپرسی آدمی وجود ندارد که حرکت بدی را بی جواب بگذارد. او در پس انتقام است، انتقام از آدم هایی که به قیمت خراب شدن زندگی مردم دست به هر کاری می زنند. نتیجه چیست؟ بردن یا باختن؟ مهم نیست، چیزی که اهمیت دارد از بین رفتن ظلمی است که جهان را فرا گرفته؛ اما هیچکس آه بر لب نمی آورد. ولی یک روز، یک جا بالاخره همه متوجه می شوند که آدم خو
  3. نام رمان: سقوط صورتی نویسنده : «Ara» (هستی همتی) کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی، معمایی هدف : علاقه‌‌ای ذاتی در به تحریر کشاندن کلمات و نشان دادن استقامت تحت شرایط دشوار... پارتگذاری: دوستان، من ساعت پارتگذاری مشخصی ندارم اما تا جایی که مشکلات محدودم نکنه، روزانه دو الی سه پارت قرار میدم، جز جمعه‌ها . خلاصه: تلخی زمانه‌‌اش را عشقی شیرین به دستان در جریان باد می‌‌سپارد و قسم بر لب می‌‌راند تا به آنجا که جان در بدن دارد به پای خانه‌‌ی نوساز عشقشان بنشیند؛ اما مگر او از همان نخستین لحظه‌‌ی دیدار یارش می‌‌دانسته چه بختی شوم بر سرنوشت‌‌‌شان چی
  4. رمان: شیر یا خط نویسنده:strange ژانر: جنایی، عاشقانه، تراژدی،معمایی. خلاصه: زندگی ثابت نیست و نمی ماند. همیشه از یک جایی یه بعد تبدیل به یک تغییری بحرانی می شود. این تغییر ممکن است، زندگی را ناگهان به چیزی غیر ممکن تبدیل کند! آدمی هم همین است. یک روز و یک جا به خاطر چیزهایی که فقط برای خودش قابل قبول است دست به چیزهایی می زند که ممکن است یک عمر پشیمانی در پی داشته باشد. ولی آدم است دیگر غفلت و عجله کار همیشگی اوست! مقدمه: قانون پایستگی عشق: اغلب مردم می دونن چیزی به اسم عشق وجود داره؛ اما خیلیا باورش ندارن. بااین حال امید دارن کسی باشه که از این ارزش
  5. «به نام خالق جهان» نام: «رمان شمشیری از جنس انتقام» نویسند: «نرگس نظریت/ کاربر انجمن نودهشتیا» ژانر: «عاشقانه، پلیسی، معمایی» هدف: گاهی اعتماد غلط به دوستان گرگ صفت چنان می تواند موجب نابودی زندگی همه شود و زندگی خود و اطرافیان و گاهی حتی آیندگانمان را تحت شعاع قرار دهد که هیچ کس حتی فکرش را هم نمی تواند بکند، در این رمان می خواهیم به یکی از این مسائل بپردازیم و ببینیم نتیجه ی اعتماد غلط و حریص بودن مردی در گذشته، چگونه زندگی همه را در آینده دگرگون می‌کند. لینک صفحه ی نقد: https://forum.98ia2.ir/topic/21749-معرفی-و-نقد-رمان-شمشیری-از-جنس-انتقامنرگس-نظریت-کا
  6. نام رمان: چرا من آخه؟ نویسنده:samaneh590 ژانر:پلیسی معمایی عاشقانه تیتراژی هدف:مینویسم تا بگم گاهی اجبار هاهم زیباست ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: داستان، داستانه دوتا آدمه که اصلا آبشون تو یه جوب نمیره! یکیشون پلیس مغرور و سنگ دلی به اسم آرش سعادت و دیگری مهربون، ساده و کمی شیطون به اسم سمانه حکمت فر. داستان از جایی شروع میشه، که آقا پلیسه مجبور میشه برای نجات جون دختر داستان با اون ازدواج کنه و وانمود کنه که یه خلافکار بین المللیه، و این میشه شروع ماجراها و اتفاقات عجیب، تا اینکه دختر داستان حقیقت هایی رو میفهمه که باعث میشه اون... پایان خوش ل
  7. رمان نسل دلدادگان نویسنده : Zey.nab هدف : عاشق رمان و کتابم و خودمم دوست دارم بنویسم. ساعات پارت گذاری : نامعلوم شخصیت های رمان : رادمان (سخاوتمند) رادمهر (بخشنده همچون خورشید) تیارا (چشم نواز ، زیبا) یاسمینا (گل یاس کبود) خلاصه رمان: رادمان و تیارا در دانشگاه همکلاسی هستند و عاشق ولی هیچکدام قدرت بازگویی عشقشان را ندارند تا اینکه.... در طرف دیگر قصه رادمهر و یاسمینا دو عاشق ناکام که در آتش کینه و انتقام رامین پدر رادمهر و رادمان سوخته اند با ما همراه باشید تا ببینید پایان قصه عشاق ما چه میشود؟! ویراستار: @sna.f
  8. رمان هروئین نویسنده: GFH.GROUP هدف: عشاق جهان این دل و دلداری ما عشق ندانند! خلاصه: پلیسی مشغول در ستاد مبارزه با مواد مخدر است که اتفاقی متوجه باندی پی‌چیده و قدرت‌مندی می‌شه و وارد عملیاتی می‌شه که نمی‌دونه با بقیه چقدر متفاوته! تا حدی که می‌تونه اون رو به عمق دریایی از عشق و نفرت ببره. ویراستار: @asal_janam
  9. نام رمان: استخوان داغ نویسنده: otayehs کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: تراژدی _ اجتمایی _ معمایی هدف: این‌که من‌هم آفریننده باشم. ساعت پارت‌گذاری: نامعلوم خلاصه: بوی عطر کنجکاوی، طمع به چنگال کشیدن آرامش انتقام، تندروی در کاشت و دروی خودخواهی در علف‌زار وجود؛ هر کدام به تنهایی، چون مردابی بی‌وجود اند که هر کائنی را در هزارتویِ حقایقِ روزگار می‌کِشد و غرق می‌سازد. دزدان، روزگاریست که حقایق رنگی را در انبار‌هایشان تلمبار می‌کنند و قلب‌ها، با ریسمانی فقیر از رنگ حقیقت، در هم قلاب شده‌اند. خون، در رگ‌های تنگ شده از رسوب دردها، جریان‌ دارد و رگ‌ها، جریان‌دار خونی یک‌رن
  10. نام رمان: ملکه یاغی نویسنده: HASTI83 کاربر نود هشتادیا ژنر: عاشقانه، ترسناک، درام، معمایی، هیجانی، تخیلی هدف: رهایی از افکار ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه: داستان ما مربوط به دنیای ناشناخته ایست که عشق و محبت و درد و غم معنی ندارد، یعنی احساسات در آن هیچ معنی خاصی ندارند و احساسات در آنجا ممنوع می‌باشد. تنها چیزی که ممنوعیت ندارد احساس تنفر و تکبر است. اما در کوچه پس کوچه های دنیای عصر تاریکی عشق و محبت بیشتر از هرچیز دیگری احساس می‌شود. عشقی که خالص است و رفاقت که پایدار؛ اما داشتن هرگونه احساس جز تنفر و تکبر پایانی جز مرگی دردناک نخواهد داشت.
  11. ꨄ︎ بنام خداوند خالق سِحر و زیباییꨄ︎᯽ 🪁 داستان: مرآتِ سِحر🪁 ✏نویسنده: eli.b | کاربر انجمن نودهشتیا 🎯هدف: ایجاد تنوع در تخیل نویسی و بیان فلسفی 🕰ساعات پارت گذاری: نامشخص 𖣘 ژانر: تخیلی_ فلسفی_معمایی 📚خلاصه : فاجعه ای از جنسِ تارهایی جادویی، ورود تماس هایی از آینه هایی مسکونی! جزئی بی قاعده، در ریز نقشی های گوتنبرک. به مبارزه با مباهله ای ممکن در این دنیا می پردازد. او مردی شدیدا ریز نقش است. اما آه که افسوس...نمی داند در وجود آن همه رخنه در روزها میتوان از مرآت به ناممکن ها ورود کند! مرآتی که تجلی آن ناگریز است. سنی ندارد این گوتنبرک محزونی که با چشم هایی که
  12. نام داستان: کاراگاه لوکان نویسنده: نرگس شریف خلاصه: کاراگاه لوکان آوُردریچل، مرد اصیل آمریکای که درگیر قتلی مرموز شده، قتلی که کوچکترین آثار جرمی در آن دیده نمی‌شود. لوکان، کاراگاه پرونده مامویت دارد تا قاتل را پیدا کرده و مجازات کند. مقدمه: قتل! یک واژه سه حرفی که چندیدن حس را در انسان به غلطیان می‌اندازد. کشته شدن یک انسان، به دست انسانی دیگر، می‌تواند باعث درگیر شدن افرادی بیگناه در آن شود. ژانر: کاراگاهی، معمایی
  13. نام رمان‌: وِستا نام نویسنده: فاطمه یوسفی کاربر انجمن نودهشتیا ساعات پارت گذاری‌: نامعلوم ژانر: تاریخی، معمایی، تخیلی، جنایی هدف: نگارش! خلاصه: افسانه ها را باور دارید؟ هر افسانه ای، روزگاری در دل تاریخ حرفی برای گفتن داشته است! همه چیز آنگونه که ما بدان می اندیشیم نیست؛ انگار در یک نقطه با ازلیت و ابدیت نامعلوم همه چیز جور دیگری نظم گرفته است. چیزی در مورد افسانه شیطان شنیده اید؟ به گمان من این نام از انسان ها اقتباس شده است، انسان های مخوفی که شیاطین عصر خود بودند! پی نوشت: روایت داستان مربوط به قرن پنجم میلادی در زمان حکومت
  14. نام رمان : فرار از وجود نویسنده: queer کاربر انجمن نود و هشتیا ژانر : روانشناختی_ معمایی هدف : به اشتراک گذاشتن افکار شخصی خودم ( که به قولِ صادق هدایت، مثل خوره روحم‌رو می‌خوره ) ساعات پارت گذاری: نامعلوم. خلاصه: سام دیوونه نیست، ولی اگه از دغدغه‌هاش به کسی بگه، اون‌وقت می‌تونه متهم به دیوانگی بشه، اون آدم شکست خورده‌ای نیست! توی شغلش خوب عمل می‌کنه، مشکل مالی نداره، مشکل خانوادگی نداره، اون یه زندگی خیلی نرمال داره، ولی یه چیزی اذیتش می‌کنه و اون این‌که... سام فکر می‌کنه زندگی قبلی‌ای داشته، فکر می‌کنه که قبل از تولدش، تویِ یه جسم دیگه، یه زندگی دیگه رو تجربه کرده..
  15. 🌸داستانِ مرآتِ سحر🌸 ✍︎نویسنده: eli.b | کاربر انجمن نودهشتیا✍ 🎯هدف: ایجاد تنوع در تخیل نویسی وبیانی فلسفی🎯 🕰ساعات پارت گذاری: نامشخص🕰 🎭ژانر: تخیلی_معمایی🎭 📚خلاصه : فاجعه ای از جنسِ تارهایی جادویی، ورود تماس هایی از آینه هایی مسکونی! جزئی بی قاعده، در ریز نقشی های گوتنبرک. به مبارزه با مباهله ای ممکن در این دنیا می پردازد. او مردی شدیدا ریز نقش است. اما آه که افسوس...نمی داند در وجود آن همه رخنه در روزها میتوان از مرآت به ناممکن ها ورود کند! مرآتی که تجلی آن ناگریز است. سنی ندارد این گوتنبرک محزونی که با چشم هایی که اندک اندک به خاکستری می گراید. او در
  16. به نام خدا نام رمان: بازمانده نوسینده: rahimi98 کاربرانجمن نود وهشتیا هدف:چه بخوایی چه نخوایی همه چیز این زندگی بدون این که بهت خبر بداه اتفاق می افته پس باید خودتو وفق بدی باهاش تا کمتر اسیب ببینی ژانر: مهمایی، اجتماعی، عاشقانه ساعات پارت گذاری : نا معلوم خلاصه: تقدیر سرخوش دختری هست. که بی دقدقه از آینده اش دور از مادری که بچگی از دست داده و پدری که مادام اذیتش می کنه زندگی می کنه؛ آیه ما به تنهایی خودش از پس مخارجش بر امده؛ وپسری که تو نعمت ترین ناز ممکن زندگی کرده اما انگار «بازمانده» غمی هست. که حتی خشکی ظلمت شب هم در برابر نعره
  17. نام رمان : ایلماه نویسنده: هونیا20 ژانر: عاشقانه _ معمایی ساعات پارتگذاری: نامشخص هدف: علاقه به نویسندگی و نشان دادن عدالت خداوند و برقراری آن بر روی کره زمین. خلاصه: دختر و پسر ساده لری که دست سرنوشت جوری برایشان برنامه می‌نویسد که تمامی نویسندگان از حیرت انگشت به دهان می‌مانند! اجبارهایی آینده دخترک ماه‌روی ما را می‌سازد. این اجبار‌ها چیست؟ چیست این اجبارها که دخترک نرم دل ما را به یک سنگدل تبدیل می‌کند؟ چه معماهایی باید یک به یک حل شود تا به جواب برسد؟ چه می‌شود که در دل بی‌آلایشش بذر انتقام کاشته می‌شود؟ آن هم انتقام از دلدارش! لینک
  18. !به نام خدا! _ نام رمان: جنایتکار گمشده _ نام نویسنده: نجمه صدیقی _ ژانر: جنایی_ معمایی_عاشقانه *** صفحه نقد رمان خوشحال میشم صادق باشید 😍❤ شخصیت های جذاب رمان جنایتکار گمشده خوشحال میشم دیدن کنید خلاصه=** جنایتی مهیب و مرموز، با اشخاص محقر و مارموز! قتلی ناجوانمردانه و نامعقول، بدون هیچ نشانی از مقتول ! جرمی کبود و گرانبار، با کینه ای خونین و بدگوار! راهی پر حیله و نیرنگ، در پی کشف حقیقت و راستینگ! دوشیزه ای مقتدر و بی گناه، ما بین امواجی از گناه... انگشت چه کسانی بر روی این دختر جوان ثابت می ماند؟ او قربانی کدام جنایت هولناکی است که دایره ی پ
  19. نام رمان: "پایتخت مافیا" نویسنده: ونوس ژانر ها: ماجراجویی، عاشقانه، درام، معمایی خلاصه: هر انسانی تقدیر و سرنوشتی دارد که گاهی با یاد‌آوری خاطرات از سرگذشته‌اش به شدت می‌هراسد... بیم دارد از یادآوری روزهای گذشته و همواره در تلاش است که خاطرات تلخ سرنوشتش را جایی در دور ترین نقطه از مغزش دفن کند و تا روز مرگ سراغی از گورستان آن خاطرات هم نگیرد اما هنوز برای کشف و فکر کردن به همه چیز خیلی دیر است و باید زمان و تقدیر آشکارشان کند! 🤍عکس شخصیت ها🤍 ویراستار: @Zah_ra
  20. نام رمان: چرا من آخه؟ نویسنده:samaneh590 ژانر:پلیسی معمایی عاشقانه تیتراژی هدف:مینویسم تا بگم گاهی اجبار هاهم زیباست ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: داستان، داستانه دوتا آدمه که اصلا آبشون تو یه جوب نمیره! یکیشون پلیس مغرور و سنگ دلی به اسم آرش سعادت و دیگری مهربون، ساده و کمی شیطون به اسم سمانه حکمت فر. داستان از جایی شروع میشه، که آقا پلیسه مجبور میشه برای نجات جون دختر داستان با اون ازدواج کنه و وانمود کنه که یه خلافکار بین المللیه، و این میشه شروع ماجراها و اتفاقات عجیب، تا اینکه دختر داستان حقیقت هایی رو میفهمه که باعث میشه اون دست به کاری بزنه و...
  21. Hana.B.I

    الهه حیات

    در پی حسرت دیدنت کوچه به کوچه های شهر را دنبال تو میگردم. اما نمیدانم که شاید روزی ،جایی سرنوشت مارا بد به هم گره خواهد زد. من افرا تک دختر تک دختر محمد رضا ملک بزرگ ترین کاراخونه دار مواد غذایی حالا جدا شده از پدر مادرم دنبال سرنوشتم میگردم دنبال آرامشی که هفت ساله گمش کردم و ذره ذره جونم طلب انتقام میکنه برای مظلومیت چشمایی که خبری ازشون دیگه ندارم.پسر خالم سهیل که طی یه آتش سوزی صحنه سازی شده ازمون گرفتنش و ....
  22. نام رمان: سه نیمه شب نویسنده: cool girl ژانر: ترسناک، معمایی. هدف: ایجاد ترس و هیجان. پارت‌گذاری: نامعلوم. خلاصه: یک اشتباه کوچک، فریاد های بی‌صدا در دل تاریک شب؛ گویی آن ها مرا فرا می‌خوانند تا تاوان دهم برای اشتباهی که ندانسته خود را در دام موجودات پلید و تاریک نیمه شب اسیر کردم. مقدمه: می‌دانم که وقتى جایى براى ماندن نیست، باید رفت؛ اما عزیز من! ترسناک‌تر از بى‌پناهى، گم گشتگى است! و دلم می‌سوزد براى خودمان که بى‌پناه، گم شده‌ایم میان سکوتِ سفیدِ سردِ وهم‌آسایى که روى همه چیز، پرد‌ه‌اى از مه انداخته. من می‌ترسم از صبح فردا! حتى بیش از این شبى
  23. نام رمان: تقدیرخونین نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب ژانر: جنایی، پلیسی، معمایی، تراژدی، عاشقانه هدف: علاقه به نوشتن و روبه رو شدن با واقعیت ها ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: به راستی فکر کن، دست هایت را بسته اند؛ چشم هایت در اسارت بند های پارچه‌ای هستند و قادر به دیدن نمی‌باشند. ناتوان و عاجز از درک موقعیتی هستی که در آن غرق شده ای! نمی بینی، ولی حس می کنی. اما قادر به حل معماهای اطرافت نیستی و چقدر زجر آور است گنگی در میان آن حجم از معماهای زندگی... ناچار از اجباری که قلبت بهت فشار می اورد، بی خبر از دلیل واقعی قتل های اطرافت تنها باید به دنبال قاتلش بگردی و ب
  24. نام داستان: لولیتا نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب ژانر: غمگین، رازآلود، معمایی، ترسناک خلاصه: هیچ وقت فکر نکن با همرنگ جماعت شدن، از خطر در امانی، نه خطر درست لحظه ای بهت می رسه که فکر می کنی بین جمعیت به خوبی استتار کردی، منم مثل تو انسان بودم، اما گول خوردم. مواظب باش تو دیگه گول نخوری که راه برگشتی نیست. پس اطمینان نکن، همرنگ جماعت نشو، چرا ایستادی، فرار کن، لعنتی فرار کن! اون درست پشت سرته! سخن نویسنده: آقا! من قول داده بودم تا قبل تموم شدن تقدیر خونین دیگه داستانی ننویسم. اما... چند روز پیش مطلبی توجه ام رو جلب کرد که گفتم نوشتنش خالی از لطف نیست، گو
  25. نام داستان: لولیتا نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب ژانر: غمگین، رازآلود، معمایی، ترسناک خلاصه: هیچ وقت فکر نکن با همرنگ جماعت شدن، از خطر در امانی، نه خطر درست لحظه ای بهت می رسه که فکر می کنی بین جمعیت به خوبی استتار کردی، منم مثل تو انسان بودم، اما گول خوردم. مواظب باش تو دیگه گول نخوری که راه برگشتی نیست. پس اطمینان نکن، همرنگ جماعت نشو، چرا ایستادی، فرار کن، لعنتی فرار کن! اون درست پشت سرته! سخن نویسنده: آقا! من قول داده بودم تا قبل تموم شدن تقدیر خونین دیگه داستانی ننویسم. اما... چند روز پیش مطلبی توجه ام رو جلب کرد که گفتم نوشتنش خالی از لطف نیست، گویا این
×
  • اضافه کردن...