رفتن به مطلب

دلنوشته: بازارنقاب به قلم: کیمیاساقرچی


kimia.sq
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

آنکه را عشق دَهی مال تو باشد که نداریم، آنکه را هدیه دَهی این سر و آن سر بکنی مال تو باشد؛ نشود!

 

آنکه را ماندنی ست با هر شک و شُبهِ نرود، آنکه تو را تقدیر نیست بی صدا هم برود، آنکه این پا و آن پا می کند عشق تو نیست باور کن!

 

گویند همه: (او سوار بر اسب سفید است نگاهش با توست، او تمامش همه وَهم و خیال است بیا باور کن)

 

آنکه را خوبی کنی سوارت نشود بی معنی ست، آنکه را عشق دَهی رهایت نکند بی معناست!

 

همه اینها همه رسم است، دنیا سراب است اندکی از دل ها زیباست...

 

چهره ها را ننگر بازار نقاب است اینجا.

 

 نویسنده:کیمیاساقزچی 

@kimia.sq     

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آن که را عشق دَهی مال تو باشد که نداریم، آنکه را هدیه دَهی این سر و آن سر بکنی مال تو باشد؛ نشود!

https://forum.98ia2.ir/topic/1006-دلنوشته-بازارنقاب-به-قلم-کیمیاساقرچی/?tab=comments#replyForm

 

نام دلنوشته: بازارنقاب  

نویسنده:کیمیاساقرچی

موضوع: نقدوبررسی

 

 

ویرایش شده توسط kimia.sq
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...