• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان لمس عاشقانه هایت(ویان)/ بیتافولادی کاربر نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

عشقی آتشین، میان دختری اصیل زاده و پسری کولبر!

نام رمان: لمس عاشقانه‌هایت(ویان)

نام نویسنده: بیتا فولادی

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه: 

هناس، دختری خان‌زاده و اصیل، که سعی دارد با اجبار‌های پدرش در زندگی بجنگد، پدری که قصد دارد دخترکش را به زور شوهر بدهد و نمی‌داند دخترکش، دل بر کسی سپرده که...

مقدمه: 

من هنوز می‌توانم به قلبم که فرسوده است،

فرمان دهم که تو را دوست  بدارد.

به قلبم فرمان می‌دهم،

میوه‌های زمستانی را برای تابستان ذخیره کند،

تا تو در تابستان از راه برسی.

سبدهای میوه را که وصیتنامه من است،

از زمین بی‌برکت و فرسوده برداری.

از قلب بیمارم می‌خواهم،

تا آمدن تو بتپد.

(احمد_احمدی)

منتظر نظرات  قشنگتون هستم❤

لمس عاشقانه‌هایت 

 

 

ویرایش شده توسط 15Bita
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...
در ۱۴۰۱/۵/۸ در 13:54، 15Bita گفته است:

عشقی آتشین، میان دختری اصیل زاده و پسری کولبر!

نام رمان: لمس عاشقانه‌هایت(ویان)

نام نویسنده: بیتا فولادی

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه: 

هناس، دختری خان‌زاده و اصیل، که سعی دارد با اجبار‌های پدرش در زندگی بجنگد، پدری که قصد دارد دخترکش را به زور شوهر بدهد و نمی‌داند دخترکش، دل بر کسی سپرده که...

مقدمه: 

من هنوز می‌توانم به قلبم که فرسوده است،

فرمان دهم که تو را دوست  بدارد.

به قلبم فرمان می‌دهم،

میوه‌های زمستانی را برای تابستان ذخیره کند،

تا تو در تابستان از راه برسی.

سبدهای میوه را که وصیتنامه من است،

از زمین بی‌برکت و فرسوده برداری.

از قلب بیمارم می‌خواهم،

تا آمدن تو بتپد.

(احمد_احمدی)

منتظر نظرات  قشنگتون هستم❤

لمس عاشقانه‌هایت 

 

 

سلام و خسته نباشید به شما نویسنده عزیز. 

از مطالعه رمان شما بسیار لذت بردم و  به جرات می تونم بگم  قلم جذابی دارید؛ اسم ها برام خیلی تازگی داشتن ،و در ادا کردن لحن و گویشی که انتخاب کرده بودین به راحتی در اومدید.  

داستان کلیشه‌ای نبود و واقعا انتخاب عالی داشتید.خیلی عالی می شد اگر معنی اسم ها رو می نوشتید.

قلمتون مانا و موفق باشید.

@ Roshana🌻

ویرایش شده توسط محدثه مقدم

خلاصه:

 شکیبا با دار و دسته‌ی بهراد در میافته و مورد حمله وحشیانه‌ قرار می‌گیره. توسط پلیس به بیمارستان منتقل میشه و بعد از گذروندن دوره درمان به زندان وارد میشه؛ ورودش به زندان و بند هفت شروع ماجراهایی و آشنایی با سه دختری که به طور باور نکردنی هر سه‌تا به دنبال نابودی بهراد بودن. که باعث تشکیل گروه چهار نفری انتقام شد.  

     لینک رمان اخرین خلاف_محدثه مقدم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

خیلی لذت بردم. تا قسمت هفتم خوندم، ولی واقعا عالی بود. توصیفاتون کاملا صحنه ها رو جلوی چشم میاره. نه زیاده نه کم.

موفق باشید🌷💖.

                            عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

                      عشق  داند که در این دایره سرگردانند.

                                   

                                              رمان همراز

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

32 دقیقه قبل، Mstar گفته است:

خیلی لذت بردم. تا قسمت هفتم خوندم، ولی واقعا عالی بود. توصیفاتون کاملا صحنه ها رو جلوی چشم میاره. نه زیاده نه کم.

موفق باشید🌷💖.

خیلیییی ممنونم🤝

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

گلی خلاصت خیلی کوتاه هستش. موفق باشی.

گر جهانیان نالایق بودند، تو لایق باش و بگذر...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...