رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان تنفس بی نفس| جانان بانو کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

(به نام آفریننده زندگی)

نام داستان: تنفس بی نفس

ژانر: غمگین، عاشقانه، اجتماعی

نویسنده‌: جانان بانو

هدف: به روایت کشیدن واقعیت تلخ زندگی

 

خلاصه:

 یادم می‌آید 

روزی را که چه عاشقانه برایت کلمه‌ای سه حرفی را بازگو کردم، یادم می‌آید، زمانی را که نگاه‌های عاشقانه‌ام قلبت را می‌لرزاند.

یادم می‌آید، دقیقه‌ای که با جمله دوستت دارم تورا غرق در دریای عشق کردم.

حال...با یک اتفاق، در یک روز، زمان، دقیقه، و موقعیت، برای همیشه پایان می‌آید تمام شروع‌ها.

حال تنهایت می‌گذارم با خاطراتم، با حلقه‌ای ظریف در جعبه‌ای مخملی قرمز رنگ، با عکس‌هایی پر از خاطرات؛ خدانگهدار ای زندگی من.

 

 

مقدمه: 

بعضی از مواقع نیز است، می‌دانی مال تو نیست، می‌داند مال تو نمی‌شود.

اما، از صمیم قلب دوستش داری، از صمیم قلب دوستت دارد 

برای یکدیگر بهترین‌هارا آرزو می‌کنید؛ این بهترین، اما تلخ ترین نوع دوست داشتن است...

 

🖤رمان تنفس بی نفس🖤

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

به راستی که عشق میعاد و نفس، نمی‌ذارد ذره‌ای جای نفس

آری که تنفس بی‌نفس، اسم مورد پسندی برای این رمان است!

خب خب، سلام به جانان والاتر از جان!

من بیشتر مواقع ترجیح میدم نظراتی رو که توی صفحه‌ی نقد میدم با آهنگ شروع کنم ولی این سری گفتم آدم و شاعر باشم بقیه عشق کنن😂💔 (عشق کنین همگان عشق کنین، نگین همیشه انقدر مهربون نیس😂)

خب اسم و خلاصه و... نمی‌خوام بررسی کنم! ( نوش جون منتقد تست قلمت!) حیف که تست قلمت سهم من نشده. حیف...

این داستان: نگینِ پر تحسر

خب از افسوس و اندوه بگذریم و باید بگم که لز فوران بودن عشق این دو اصلیت ،مشخصه قراره یه گندی به رابطه و زندگیشون بزنی🙂💔 (آفرین آفرین! اول رمان رو پر از عشق و حرارت بنویس بعد به هر چی عشقه نارو بزن، دِ بزن! چرا انقدر طولش میدی؟)

نگین آروم باش!

(دِ آخه چه‌جوری آروم باشم؟! مگه نمی‌بینی داستان چیه! هنو هیچی نشده میعاد از کار بی‌کار شد. بابا نکنین! به جان نفس‌‌تون نکنین! به خدا بده، نکنین!)

خلاصه که سیر رمان ذره‌ای کنده. (زیادی برای مخاطب به عشق‌شون رو پر و بال دادی و منم که مشخصه، به هر چی سیر رمانه حساس😂)

و نفس! (وای که نفس!) باورت میشه اسمش رو نزدیک دوازده بار درون رمان‌های دیگه خوندم؟🙂 کافیه یه اسم بیاد اول کار تا همه ازش استفاده کنن! حالا دیگه در آینده یه بخش از نقد میاد که میگه بررسی کلیشه بودن نام کاراکترهای رمان (با این وضع که داره پیش میره باور کن یه روز شاهد یه چنین چیزهایی توی نقد اولیه و ابتدایی هستیم:|)

یگی نفس زیاد شده برای دخترا، یکی هم باربد برای پسرها:/

من نمی‌دونم چرا هر چی رمان می‌خونم و یه اسم توشون می‌بینم باید داخل رمان‌های دیگه هم باشه!

اصلاً نمی‌دونم چرا هر چی اسم خاص برای کاراکترهای رمان خودم میذارم اون اسم توی تمامی رمان‌ها پر میشه! (این دیگه چه صیغه‌ایه؟:|) صیغه‌ی محرمیت! (تو ساکت، هی نپر وسط حرف من!) خب تو داری می‌پرسی! (خب من با جانانم تو دخالت نکن!) آخه... (go کن پلیز! Go Go!)

البته خب، نفس اسمیه که به اسم رمانت مربوطه، نمیشه کاریش کرد!

نوشتن حالاتت بسیار زیبا و دیالوگ‌هات جذابن و اندازه‌ی مناسبی دارن.

تنها چیزی که توی نوشتنش به نظرم افراط شده نوشتن جملاتی غمگین بین رمانه که به نظرم دارن پیرنگ و اتفاق‌های هنوز نیفتاده‌ی رمان رو لو میدن! جملات و شعرهای زیبایی هستن اما نیاز نیست در هر پارت باشن چون باعث زدگی خواننده میشن. حتی ممکنه خواننده اون‌ها رو رد کنه و اصلاً نخونه! شایسته‌ست پایان و یا اول هر فصل یا پنج پارت یک‌بار چنین چیزهایی توی رمان نوشته شن.

خلاصه که رمانت به قشنگی خودت و اسمت قشنگته! بی‌صبرانه منتظر پارت‌های بعدیت هستم جانانِ جان من♡

(منهدم خوندن فراموش نشه!)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

22 دقیقه قبل، Gemma گفته است:

به راستی که عشق میعاد و نفس، نمی‌ذارد ذره‌ای جای نفس

آری که تنفس بی‌نفس، اسم مورد پسندی برای این رمان است!

خب خب، سلام به جانان والاتر از جان!

من بیشتر مواقع ترجیح میدم نظراتی رو که توی صفحه‌ی نقد میدم با آهنگ شروع کنم ولی این سری گفتم آدم و شاعر باشم بقیه عشق کنن😂💔 (عشق کنین همگان عشق کنین، نگین همیشه انقدر مهربون نیس😂)

خب اسم و خلاصه و... نمی‌خوام بررسی کنم! ( نوش جون منتقد تست قلمت!) حیف که تست قلمت سهم من نشده. حیف...

این داستان: نگینِ پر تحسر

خب از افسوس و اندوه بگذریم و باید بگم که لز فوران بودن عشق این دو اصلیت ،مشخصه قراره یه گندی به رابطه و زندگیشون بزنی🙂💔 (آفرین آفرین! اول رمان رو پر از عشق و حرارت بنویس بعد به هر چی عشقه نارو بزن، دِ بزن! چرا انقدر طولش میدی؟)

نگین آروم باش!

(دِ آخه چه‌جوری آروم باشم؟! مگه نمی‌بینی داستان چیه! هنو هیچی نشده میعاد از کار بی‌کار شد. بابا نکنین! به جان نفس‌‌تون نکنین! به خدا بده، نکنین!)

خلاصه که سیر رمان ذره‌ای کنده. (زیادی برای مخاطب به عشق‌شون رو پر و بال دادی و منم که مشخصه، به هر چی سیر رمانه حساس😂)

و نفس! (وای که نفس!) باورت میشه اسمش رو نزدیک دوازده بار درون رمان‌های دیگه خوندم؟🙂 کافیه یه اسم بیاد اول کار تا همه ازش استفاده کنن! حالا دیگه در آینده یه بخش از نقد میاد که میگه بررسی کلیشه بودن نام کاراکترهای رمان (با این وضع که داره پیش میره باور کن یه روز شاهد یه چنین چیزهایی توی نقد اولیه و ابتدایی هستیم:|)

یگی نفس زیاد شده برای دخترا، یکی هم باربد برای پسرها:/

من نمی‌دونم چرا هر چی رمان می‌خونم و یه اسم توشون می‌بینم باید داخل رمان‌های دیگه هم باشه!

اصلاً نمی‌دونم چرا هر چی اسم خاص برای کاراکترهای رمان خودم میذارم اون اسم توی تمامی رمان‌ها پر میشه! (این دیگه چه صیغه‌ایه؟:|) صیغه‌ی محرمیت! (تو ساکت، هی نپر وسط حرف من!) خب تو داری می‌پرسی! (خب من با جانانم تو دخالت نکن!) آخه... (go کن پلیز! Go Go!)

البته خب، نفس اسمیه که به اسم رمانت مربوطه، نمیشه کاریش کرد!

نوشتن حالاتت بسیار زیبا و دیالوگ‌هات جذابن و اندازه‌ی مناسبی دارن.

تنها چیزی که توی نوشتنش به نظرم افراط شده نوشتن جملاتی غمگین بین رمانه که به نظرم دارن پیرنگ و اتفاق‌های هنوز نیفتاده‌ی رمان رو لو میدن! جملات و شعرهای زیبایی هستن اما نیاز نیست در هر پارت باشن چون باعث زدگی خواننده میشن. حتی ممکنه خواننده اون‌ها رو رد کنه و اصلاً نخونه! شایسته‌ست پایان و یا اول هر فصل یا پنج پارت یک‌بار چنین چیزهایی توی رمان نوشته شن.

خلاصه که رمانت به قشنگی خودت و اسمت قشنگته! بی‌صبرانه منتظر پارت‌های بعدیت هستم جانانِ جان من♡

(منهدم خوندن فراموش نشه!)

دمت گرم خدایی😂 

تا به حال نقد به این قشنگی و لذت بخشی ندیده بودم😂❤️❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ناظر رمان

دروغ چرا هیچ جوره قدرت نقد ندارم(اصن دهنم بسته شد) 

به حضرت عباس حال مقدمه‌چینی ندارن پس همون اول میرم سراغ رمانت

اسمش قطعا بهترین انتخاب بود. به طرز شگفت‌انگیزی قشنگه

ژانرش از نظر من به نظرم اول از همه عاشقانه‌ست. اولسن چیزی که به چشم اومد توی رمانت عشق بود. 

مقدمه و خلاصت عرض کنم، با مقدمه‌ت عر زدم؛ بسیار زیبا بود و خلاصه‌ت عجیب کنجکاوم کرد. 

خود رمان که داستانت راستش رو بگم احساس میکنم سلین یه شخصیت منفیه و حالا ادامشو نمیگم یه اتفاقی افتاده که اجالتا کلیشه‌ست. ولی قلمت بسیار زیباست و مخ میپاچونه

قلمت پا برجا و...عزت زیاد👋🏻

 

داستان رکوع زندیق (کافر هم مسلمان می‌شود)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Naran گفته است:

دروغ چرا هیچ جوره قدرت نقد ندارم(اصن دهنم بسته شد) 

به حضرت عباس حال مقدمه‌چینی ندارن پس همون اول میرم سراغ رمانت

اسمش قطعا بهترین انتخاب بود. به طرز شگفت‌انگیزی قشنگه

ژانرش از نظر من به نظرم اول از همه عاشقانه‌ست. اولسن چیزی که به چشم اومد توی رمانت عشق بود. 

مقدمه و خلاصت عرض کنم، با مقدمه‌ت عر زدم؛ بسیار زیبا بود و خلاصه‌ت عجیب کنجکاوم کرد. 

خود رمان که داستانت راستش رو بگم احساس میکنم سلین یه شخصیت منفیه و حالا ادامشو نمیگم یه اتفاقی افتاده که اجالتا کلیشه‌ست. ولی قلمت بسیار زیباست و مخ میپاچونه

قلمت پا برجا و...عزت زیاد👋🏻

 

مرسی قشنگم♥️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام رفیق 

اومدم نقدت کنم 

اول از همون بالا بزار شروع کنم 

اسم واقعا قشنگ و با مفهوم 

ژانر به نظرم بهتره اول عاشقانرو بزاری چون عاشقانه بیداد میکنه 

خلاصه کنجکاو کنندس 

مقدمه هم هیچ نظری ندارم کلا علاقه ای به خوندن مقدمه ها ندارم 

و برسیم به پارت ها 

لحن خوبه این خیلی سخته که ادبی بنویسی پرش لحن نداشته باشی ولی تقریبا رعایت شده 

اینکه پایان پارت سعی میکنی کنجکاو کننده باشه هم خوبه ولی سعی کن بیشترش کنی 

پارت هات سعی کن تراز داشته باشه کمش نکن تعداد خط هاتو 

و در آخرم موضوع رمان که واقعا حس میکنم قشنگه تا اینجا که خیلی خوب بوده 

همینطور قوی ادامه بده 

 ایول لایک داری

خدافس

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، ANISO گفته است:

سلام رفیق 

اومدم نقدت کنم 

اول از همون بالا بزار شروع کنم 

اسم واقعا قشنگ و با مفهوم 

ژانر به نظرم بهتره اول عاشقانرو بزاری چون عاشقانه بیداد میکنه 

خلاصه کنجکاو کنندس 

مقدمه هم هیچ نظری ندارم کلا علاقه ای به خوندن مقدمه ها ندارم 

و برسیم به پارت ها 

لحن خوبه این خیلی سخته که ادبی بنویسی پرش لحن نداشته باشی ولی تقریبا رعایت شده 

اینکه پایان پارت سعی میکنی کنجکاو کننده باشه هم خوبه ولی سعی کن بیشترش کنی 

پارت هات سعی کن تراز داشته باشه کمش نکن تعداد خط هاتو 

و در آخرم موضوع رمان که واقعا حس میکنم قشنگه تا اینجا که خیلی خوب بوده 

همینطور قوی ادامه بده 

 ایول لایک داری

خدافس

مرسی، اینقدر که ماشاالله هنر نمایی می‌کنی داخل نمایه ندیده بودم اعلان نقدتو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...