رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست نقد اولیه رمان یک روح و دو تن l معصومهE کاربر انجمن نودهشتیا


Masoome
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما

منتقد شما: @Atlas _sa

عزیزم لطفا تاریخ تحویل رو مشخص کنید. 

نویسنده عزیز تاپیک رمان شما تا پایان نقد قفل خواهد شد. 

ممنون از صبوریتون🌹

  • لایک 5
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

تاریخ تگ پنجم شهریورماه.

تاریخ تحویل: تا پانزدهم انشالله به پایان می رسه.

@مدیر منتقد @مصی بانو

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
  • لایک 5
  • تشکر 1

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد اولیه رمان یک روح و دو تن🌺🌺

با نام و یاد و خدا آغاز می کنیم 

با سلام خدمت شما نویسنده عزیز  و مدیر منتقدجان 

نویسنده: @Masoome

منتقد: @Atlas _sa

💜💜اول این نکته را یادآور شوم که این نقد تا پارت چهلم را در برمیگیرد، زیرا نقد اولیه است.💜💜

قبل از شروع نقد اول تعریفی از کلیشه داشته باشیم 🍏🍏

یک اصطلاح، ایده یا عنصر از یک کارهنری است که به دلیل مصرف بیش از حد و مفرط معنای اصلی یا اثر خود را از دست می‌دهد و حتی آزاردهنده می‌شود. 🍏🍏

اسم رمان شما***🌞🌞

همانطور که خودتان به خوبی می دانید اسم اولین مقوله ای است که خواننده؛ وقتی با یک کتاب روبه رو می شود به چشمش می خورد و نظرش به آن جلب می شود. همچنین نقش به سزایی در جذب مخاطب دارد.🌞🌞

نام رمان شما بخش های زیادی دارد و تقریبا طولانی است. صفت شمارشی (یک)+ اسم(روح)+ حرف اضافه (و) + صفت شمارشی(دو) + اسم(تن) تشکیل شده است. یعنی پنج بخشی است

حسی که من از این اسم می گیرم این است که موضوع رمان، عاشقانه است و هر دوطرف عاشق و معشوق، آنقدر شبیه و نظیر یکدیگرند که گویی یک روح دارند. نام با ژانر و محتوا هماهنگ بود. 

از نظر کلیشه ای بودن اسم باید بگویم اسم رمان شما در واقع اصطلاح رایجی است که افراد عاشق نسبت داده می شود، اگر از این لحاظ بررسی کنیم که گوش مخاطب زیادی از آن جمله را شنیده است؛ می توان گفت کلیشه است. اما اگر صرفا به عنوان اسم یک کتاب به آن بنگریم؛ کلیشه به حساب نمی آید. 

ژانر رمان شما****🌘🌘

ژانر چیست؟

ژانر کتاب در ساده‌ترین حالت، قالبی را مشخص می‌کند که کتاب در آن قرار می‌گیرد. هر رمان در دسته‌ای مشخص با ویژگی‌هایی ملموس طبقه بندی می‌شود.

 ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

ژانر هایی که شما ارائه داده اید( عاشقانه، تراژدی) است. اما بهتر است؛ ژانر معمایی نیز با توجه به پیچیدگی داستان، در نظر بگیرید. یعنی به ترتیب( عاشقانه، تراژدی، معمایی). ژانر های ارائه داده شده صحیح اند و با محتوا هماهنگ هستند. با توجه به این که  ژانر غالب رمان، درگیری های عاطفی افراد و مشکلات پیرامون آن است؛ ترتیب ژانرها درست است.

خلاصه رمان شما**☘️☘️

خلاصه رمان قسمتی است که نویسنده سعی دارد با بیشترین توان در عین کم ترین کلمات اولین ارتباط خود را با خواننده برقرار کند. خلاصه در عین جامع بودن نیاز نیست کامل باشد. بهتر است با طرح سوال در ذهن مخاطب او را برای خواندن مشتاق تر کند. 

خلاصه رمان شما یک متن زیبای ادبی است

شروع کلیشه ای ندارد و جذاب است.  یک نوع ابهام و کنجکاوی در ذهن مخاطب ایجاد می کند و این نکته ی خوبی ایست. به خوبی می توان ماجرای عشق میان بهار و برزو را در آن دید و همچنین باز شدن پای نفر سومی به نام کوروش. مقدار اطلاعاتی که به خواننده منتقل کرده است کافی است. نه بیش از حد زیاد است و نه بسیار کم است. 

کیفیت کلمات هم خوب بود نه آنقدر ادبی بود که مخاطب عام متوجه نشود و نه ابتدایی و سطح پایین است که درجه کیفی نوشته راپایین بیاورد.

 ☘️☘️

اندازه خلاصه شما****☘️☘️

بررسی اندازه خطوط خلاصه: خلاصه یک رمان حداقل 5 الی 10 خط «سلیقه‌ای» می‌باشد. اندازه خلاصه با توجه به این معیار، قابل قبول بود. ☘️☘️

اصول درست نویسی خلاصه شما**☘️☘️

لحن نوشته ادبی بود و ثبات لحن داشتید.

کلمه کلیشه ای تکراری دیده نشد.

💐💐مقدمه رمان شما**

مقدمه بخشی است که باعث می شود خواننده با یک ذهنیت آماده وارد سیر رمان شود و خیلی مؤثر است.💐💐

مقدمه بسیا زیبا بود، گویی خلاصه ای از کل ماهیت رمان است. بسیار ساده و مختصر اما در عین حال گیرا و جذاب که مخاطب را مشتاق به خواندن می کند.

اصول درست نویسی مقدمه شما***💐💐

متن شما ادبی بود و ثبات لحن داشتید. محتوا با متن هماهنگی داشت. کلمه کلیشه و تکراری نیز دیده نشد.

مقدمه با متن و ژانر تطابقت داشت.

اندازه مقدمه شما***💐💐

مقدمه نه باید آن قدری طولانی گردد که خواننده خسته شود و نه آنقدر کوتاه و نامفهوم.

اندازه مقدمه شما تقریبا طولانی شده است. ما می توانیم، جدال بین دوست داشتن در عین حال تنفر و ضربه خوردن از معشوق را ببینیم. 

شروع رمان شما****🌲🌲

شروع رمان مثل بخش های دیگری که گفته شد نقش موثری در ترغیب مخاطب به دنبال کردن ماجرا دارد. در واقع وقتی یک نویسنده شروع درخشانی ارائه بدهد؛ راه خود را هموار تر ساخته و خواننده هم مشتاق تر به خواندن شده است .🌲🌲 

جذب مخاطب: آغاز رمان شما بسیار هوشمندانه بود، با وارد کردن مخاطب در لحظه احساسی وداع مادر و فرزند و تحریک قوه کنجکاوی اش، او را مجبور به دنبال کردن ماجرا کردید. 

کلیشه ای نبودن: آثاری از کلیشه در آن دیده نشد. بسیار خلاقانه بود. 

میزان اوج و سقوط: خب شروع با لحظه خدافظی مادر و فرزند بود که احساسی آرام بود اما جر بحث بین برزو و بهار و دخالت کوروش، داستان اوج گرفت؛ از این لحظا خوب عمل کردید. ماجرا فراز و فرود بسیاری دارد. البته باید بگویم این روند نه تنها درشروع بلکه در ادامه نیز وجود دارد و پیوسته مخاطب از کنش های شخصیت ها غافل گیر می شود. 

**

کیفیت کلمات هم خوب بود نه آنقدر دشوار و ادبی بود که مخاطب عام متوجه نشود و آنقدر سطحی و ابتدایی که کیفیت کار پایین آمده باشد.🌲🌲

بررسی سیر رمان *****🌷🌷

ما سیر رمان رو بر اساس سرعت و پردازش محتوا به سه دسته تقسیم می کنیم

سیر تند: 🌷🌷

این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات خساست به خرج داده و از موارد اصلی و با اهمیت به سرعت گذشته است.

سیر کند:🌷🌷

این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات فرعی دست و دلبازی زیادی داشته و بیش از حد به حواشی تاکید کرده.

سیر معمولی:🌷🌷

این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات تعادل کافی را ایفا کرده و از محور اصلی چندان فاصله نگرفته و بر موارد اصلی و با اهمیت تاکید کافی را داشته است.

قالب سیر ***🌷🌷

تا آنجایی که من دستگیرم شد؛ سیر رمان شما با توجه به  توالی و پشت سرهم آمدن اتفاقات می توان گفت تند بود. اما نه آنقدر سریع که نتوان دریافت مناسب از سیر رمان داشت. علارغم این نکته شما پرداخت مناسبی به موضوع داشتید. 

البته باید بگویم در بعضی توصیفات زمانی و مکانی بهتر است حوصله بیشتری خرج بدهید. که در بخش های بعد بیشتر توضیح داده می شود.

ژانر ها در اکثر خط ماجرای رمان دیده شدن.

پیرنگ:🌈🌈

 روایت حوادث داستان با تأکید بر رابطهٔ علیّت می‌باشد. ما پیرنگ‌ها را بر اساس کیفیت به سه دسته تقسیم می‌نماییم: 

 کنش و واکنش: 🌈🌈

به این معنا است که برای وقوع اتفاقات دلایل موجه و منطقی وجود داشته باشد. 

خب عزیزم بعضی اتفاقات مثل، دزدیده شدن ترانه به دست مادرش برای خواننده قابل درک بود. ولی بعضی صحنه ها برای خواننده ابهام ایجاد می کرد. چرا برزو می خواست با پاییز ازدواج کند، شاید دلیل پاییز درآوردن لج امیر کیان بود ولی دلیل برزو چه چیز بود؟  

یا در پارت های اول در قسمت فلش بک سوالی در ذهن مخاطب ایجاد شد که  مادر برزو سعی در پنهان کردن چه چیز داشت و  موقع تلفن زدن چرا استرس داشت؟ اما هیچ پاسخی به این موضوع تا پارت چهلم داده نشد.  

 ✦ انگیزه‌ی احساسی (روانی): 🌈🌈

به این معنا است که شخصیت‌های داستان بر اساس شخصیتی که نویسنده برایشان تعریف کرده است، رفتار کنند

در این بخش اگر درصدی بگویم؛ پنجاه پنجاه عمل کردید. انگیزه بعضی شخصیت ها مثل حمید اصلا پرداختی نشده. اینکه چرا باید اینچنین کینه ای از بهار داشته باشد. یا سوگند که انگیزه حسادتش به بهار مشخص است، اما چرا در گذشته به کوروش اسیب زده را نمی فهمیم. آیا صرفا دوست داشتن دلیل منطقی است که خواننده باورکند؛ یا انگیزه قوی تری وجود دارد؟ انگیزه برزو نیز در آسیب زدن به بهار مشخص نشد. 

✦ دلیل (منطق و اخلاقیات):🌈🌈

 به این معنا است که شخصیت‌ها برای حل مشکلات خود از راه حل‌های ساده و بدیهی استفاده کنند نه راه حل‌های پیچیده و دور از دسترس به منظور پیش بردن محتوا و طولانی کردن خطوط رمان.

یک چیز عجیب دیگر که مشاهده شد رفتار شخصیت های کوروش و برزو با مادرشان بود که واقعا ناراحت کننده است. خودتان خوب می دانید؛ بیشتر پسرها عاشق مادرشان هستند اما رفتار تند  و کلمات سردی که آن ها با مادرشان داشتند؛ هرچقدر هم مادر بدی باشند، مخاطب را در بهت فرو می برد و دور از ادب و منطق است. توجه داشته باشید که بیشتر  خواننده ها افراد کم سن هستند و شما در شکل گرفتن روحیات آنها تأثیرگذار هستید. بهتر است با دغدغه مندی بیشتری به این موضوع نگاه کنید. 

بررسی پیرنگ(گره‌افکنی و گره‌گشایی)به دو دسته تقسیم می‌شود.🌈🌈

پیرنگ باز:🌈🌈

محور استدلال‌های نظم طبیعی هست و گره‌گشایی قاطعی نداریم.

چون  بیشتر اتفاقات بین زوج های سریال احساسی است پیرنگ باز محسوب می شود.

پیرنگ بسته:🌈🌈

محور استدلال‌های نظم ساختگی هست این پیرنگ بیشتر برای رمان‌هایی استفاده می‌شود که گره‌گشایی قطعی داره. 

کارهای حمید و امیرکیان چون ریشه در گذشته دارد و به گونه ای انتقامی است پس پیرنگ بسته می شود.

🌈🌈پیرنگ و گره افکنی رمان شما ***

رمان شما از همان اول گره و سوالات زیادی در ذهن مخاطب ایجاد کرد. اینکه دلیل طلاق برزو و بهار که آنقدر عاشق یکدیگر بودند؛ چه بود؟ 

چه راز های در زندگی گذشته برزو وجود دارد؟  حمید و امیرکیان مشغول چه خلافی هستند و از آن مهم تر چرا امیرکیان مطیع حمید گشته است؟ دلیل از هم پاشیدن زندگی کوروش و سوگند چیست؟ پرسش هایی از این دست که کم هم نیست. 

خب گره گشایی ها تا حدودی خوب بود ولی همان ها هم پیچیدگی های دیگری به سیر رمان افزود.  مثلا ما فهمیدیم که ازدواج سوگند و کوروش اجباری بود و همین دلیل طلاقشان بود ولی دوباره مسئله ای که به میان می آید این است چرا مجبور شده اند و چگونه؟ 

این را می توان یک مزیت خوب برای طولانی نموندن رمان و ایجاد تعلیق فرض کرد. رمان شما به خاطر دامنه زیاد اتفاقات، گیرایی خاصی دارد.  

کشمکش‌ها****

کشمکش انسان با انسان:🌟🌟

چنین کشمکشی میان دو فرد صورت می گیرد که معمولا بیشتر داستان ها بر مبناي کشمکش انسان با انسان نوشته می شوند و این نوع کشمکش در بین خوانندگان دارای طرفداران بیشتری است.

بیشتر وقایع رمان بر همین اساس است. کشمکش فراوانی میان شخصیت ها وجود دارد. حسادت سوگند به بهار، کینه ای که کوروش از سوگند به دل دارد یا امیر کیان که از پاییز. به خاطر. قصد ازدواجش با بر و دل خوشی ندارد. این نوع در رمان شما بسیار دیده شد.

ـ کشمکش انسان با طبیعت***

در این نوع از کشمکش، شخصیت اصلی داستان می تواند کسی باشد که به هر نحوي، با طبیعت دست و پنجه نرم می کند. 

این نوع کشمکش با توجه به موضوع رمان، دیده. نشد و قابل قبول است.

کشمکش انسان با جامعه***

در این نوع کشمکش، ما افراد متفاوتی را شاهد هستیم که برای اهداف گوناگونی، شروع به کار‌هایی از قبیل مقابله، تغییر دادن، تغییر کردن و ... در برابر یک شخص و یا حتی یک اجتماع می‌کنند. ما در این کشمکش‌ها شاهد افرادی با طرز تفکر‌ها و نگرش‌های متفاوتی در جنبه های مختلفی هستی.

ما در رمان کوروش را داریم که به خاطر اتهامی که به او خورده است. دیگر وجهه احتماعی خود را از دست داده و مادر و پدرش معتقد هستند که او آبروی خانواده را. برده و دیگر نمی توانند در اجتماع سربلند کنند. موضوع اعتیاد مادر برزو هم هم نوعی آسیب اجتماعی است که باعث شده او به خاطر مادرش، به بهار دروغ بگوید و اورا کسر شأن احتماعی خود می داند.

 کشمکش انسان با خود****

بر اساس این نوع کشمکش، انسانی به تصویر کشیده می شود که به مبارزه درونی با بعضی جنبه هاي وجود خودش می پردازد.

چون همه کاراکتر ها به نوعی با یکدیگر در جدالند به این نوع  کشمکش زیاد نپرداخته اید. شما فقط نفرت آن ها از یکدیگر را بیشتر جلوه  داده اید. ولی عذاب وجدانی که امیرکیان بابت کارهای خلافش دارد نوعی خود درگیری است که بیان شده است. 

کشمکش جامعه با جامعه****

در این نوع کشمکش، افراد داستان فردیتی براي خود ندارند و هر کدام جزئی از یک گروه هستند که این گروه، در حکم یک فرد، در داستان عمل می کند. 

این نوع کشمکش با توجه به موضوع رمان دیده نشد و قابل قبول است.

زاویه دید:***🌙🌙

نحوه روایتی است که نویسنده برای تعریف داستان برای مخاطبش از آن استفاده می‌کند.»

بررسی زاویه دید****🌙🌙

عزیرم زاویه دید شما سوم شخص بود.زاویه دید سوم شخص: نویسنده از ضمایر او و آن‌ها استفاده می‌کند و ضمیرهای تو، شما، من و ما فقط در دیالوگ ‌ها دیده می‌شوند. به حالتی نویسنده حکم عقل کل داستان را ایفا می‌کند.  

عزیزم در این زمینه بسیار خوب عمل کردید و ایرادی، مشاهده نشد.

ادبی***☀️☀️

در این زبان باید هم مونولوگ و هم دیالوگ به صورت ادبی نوشته شود.

گفتاری(محاوره‌):**☀️☀️

در این زبان هم مونولوگ و هم دیالوگ به صورت گفتاری یا محاوره‌ای نوشته می‌شود. 

معیار:**☀️☀️

در این زبان مونولوگ ها به صورت ادبی و دیالوگ‌ها به صورت به صورت گفتاری نوشته می‌شود. لحن یک رمان باید تا آخر به یک شکل باشد تا زیبایی و درستی خودش را حفظ کند. 

بررسی لحن: **☀️☀️

لحن رمانتان  معیار بود. اما در قسمتی از منولوگ از جمله   ( ته و توی ماجرا را در بیاورد) استفاده کرده اید. چون اصطلاح عامیانه به حساب می آید، ثبات لحن شما آسیب دیده است. 

توصیفات: ***🌸🌸

ما توصیفات رو به پنج بخش«توصیف مکان، توصیف زمان، توصیف حالات، توصیف کاراکتر، توصیف احساس» تقسیم میکنیم.

توصیف مکان:🌸🌸

در این قسمت کم کاری کرده اید و به مخاطب تصویر سازی مناسبی ارائه نداید. مثلا در فضای بیمارستان فقط گفته وارد اتاق شد یا وارد حیاط شد. یا در موقع بازجویی، ما هیچ چیز از محیط اتاق بازپرسی ندایم. مثلا تاریک است، تنگ است، ترسناک است یا موارد این چنینی. بهتر است در توصیفات مکانی حوصله بیشتری خرج بدهید.

توصیف زمان:🌸🌸

در این نوع هم کم لطفی کرده اید. ما در بیشتر صحنه ها، دانشی از این که صبح است یا که شب؛ نداریم. شما بیشتر به دیالوگ هایی که  بین کاراکتر ها رد و بدل می شد متمرکز شده اید. مثلا هنگاهی که کوروش به دست سوگند زخمی و بی هوش می شود اطلاعی از زمان داریم.

توصیف حالات🌸🌸

در این بخش ولی فوق العاده عمل کردید! ما به خوبی به طور مثال در صحنه دعوا که جلوی محضر رخ داد؛می توانستیم رفتار و حرکات کوروش و امیرکیان و برزو را تصور کنیم.

توصیف کاراکتر🌸🌸

خب شخصیت های رمان کم نیستند. اما شما توانسته اید کاراکترها را به خوبی معرفی کنید  و رفتارشان را از هم متمایز سازید. مثلا شخصیت کوروش کاملا برای خواننده قابل درک و شناسایی است. 

توصیف احساس🌸🌸

این بخش هم بسیار حرفه ای عمل کرده اید. به خوبی احساس رنجی که کوروش به خاطر ظلم های سوگند می کشد قابل درک است. همچنین علاقه او به بهار ملموس است.

.برسی صحنه های رمان 🍬🍬

صحنه:🍬🍬

از عناصری است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند. در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند.

با توجه به نکاتی که در قسمت توصیف مکان و زمان اشاره کردم، در این قسمت زیاد مانور نداده اید. مثلا در اتفاقاتی در بیمارستان می افتد. شما فقط به گفتن اینکه به طور مثال(وارد راهرو شد، وارد اتاق شد) بسنده کرده اید. برای مخاطب صحنه ی بیمارستان به خوبی در ذهنش، تصویر سازی نشده است. همانطور که گفتم بیشتر صحنه ها حول محور دیالوگ های بین کاراکتر ها می چرخید؛ جذاب و بدون کلیشه  بود ولی در بخش توضیح زمان و مکان محل وقوع توجهی زیادی نکرده اید. 

روایت:🍬🍬

شیوه‌ای از نوشتن است که نویسنده با گفتن اتفاقات و توضیح آن‌ها مستقیما با خواننده ارتباط برقرار می‌کند.

خب در این قسمت درخشان عمل کردید، خواننده کاملا می توانست تک تک اتفاقات و احساسات سیر رمان را به خوبی متوجه شود. در قسمتی که کوروش با مادرش جر و بجث می کند، کاملا دقیق روایت شده بود. 🍬🍬

فضا:🍭🍭

فضا رنگ و آن حالت احساسی است که خواننده با خواندن اثر آن دست می‌یابد و با کمک آن می‌تواند به حال و هوای حاکم بر داستان پی ببرد. مثلا وقتی شما میگید فضا بارانی است در ناخودآگاه خواننده مکانی بارانی و زمین خیس و هوای سرد را ایجاد می‌کند.

وقتی که ترانه گم میشود واکنش های افراد به نظر زیاد معقول نیست. بهار طبیعتا قش می کند اما  استرسی که خواننده می گیرد زیاد در  دیگر کاراکتر ها مشخص نیست. برزو که فقط به دنبال ترانه است  و اصلا غمی به خود نمی دهد؛ انگار که برایش اصلا مهم نیست. شاید  نیاز بود قضیه ی گم شدن ترانه را محسوس تر ارائه می دادید.

🍭برای فضاسازی هر چه بهتر شگردها و نکاتی وجوددارد که برای شما بازگو می کنم.

آب‌وهوا🍭🍭

در رمان و سریال های زیادی با مطابقت آب و هوا و حال روحی شخصیت رو‌به‌رو شده‌ایم. به طور مثال، اغلب هنگامی که هوا ابری یا بارانی است، شخصیت اندوهگین است( البته ممکن است این بارش در یک سری از مناطق عادی باشد)این یعنی نویسنده به نحوه احسنت از تغییرات آب ‌هوا برای وصف حالت و روحیات شخصیت استفاده کرده است. 

حواس پنج‌گانه🍭🍭

استفاده از حواس پنچگانه می‌تواند در ترسیم صحنه‌های آشنا نقش بسزایی داشته باشد.

تخیل🍭🍭

قرار نیست ما تنها در رمان‌های تخیلی از تخیل بهره ببریم! ما روزمره در حال خیال کردن هستیم، وصف مکانی که نرفته‌ایم، خانه‌ای که برای شخصیت طراحی کرده‌ایم، ماشینی که تا به حال سوار آن نشده‌ایم، شهری که فقط از کنارش گذشته‌ایم و ... همه نشان از یک تخیل خوب است! 

محدودیت🍭🍭

فضاسازی خوب به معنی توضیح بیشتر نیست! توضیح‌های زیاد و البته اضافی باعث می‌شوند، خواننده خسته و دلزده شود. پس ما باید توضیحات اضافه را حذف کنیم. قرار نیست آنچه در ذهن داریم را مو به مو شرح دهیم.

فضاسازی خوب به معنای دریغ توضیحات لازمه هم نیست! اگر ما نتوانیم خوب و به اندازه وصف کنیم، نمی‌توانیم توقع داشته باشیم تا مخاطب بتواند فضای منتخب ما را تصور کند، پس ما باید ابتدا یک بازه‌ی مشخص را انتخاب کنیم، سپس با توجه به آن لغات، توصیفات و ... را برگزینیم.‌( با توجه به ژانر این میزان کلی متغیر است، به تبع در رمان‌های تخیلی ما نیازمند به توضیحات بیشتری هستیم)

زمان🍭🍭

وصف گردش زمان‌ یکی از مهم‌ترین ها است! وقتی ما وقایع مختلف را به وقوع اتفاقات وصل می‌کنیم، قطعا تاثیر گذارتر خواهد بود. به طور مثال گذر سال را با گذرفصول وصف کنیم، بعضی از روز‌ها و ساعات مختلف سال را به تصویر بکشیم.

بازی با لغات🍭🍭

فضاسازی فقط شرح دادن نیست! برای توصیف بهتر انتخاب کلمه‌های مناسب، استفاده از عبارات و ترکیب‌های بکر، کوتاه و بلند نوشتن جمله‌ها با توجه به موضوع فضا، ساختار متن و… اهمیت دارد. همه‌ی این‌ها می‌توانند روند و بار احساسی نوشته را تحت تأثیر قرار دهند. ساختن واژه برای توصیف آنچه در ذهن داریم خیلی لذت‌بخش است. 

یه نکته 🍭🍭

مهم‌ترین مورد در فضاسازی این است که ابتدا نویسنده فضای داستان را در ذهن خود شکل دهد و سپس آن را بازگو کند، اگر نویسنده فضایی ناقص داشته باشد قادر به ساختن درست فضا در ذهن مخاطب نخواهد بود.

شخصیت:🍎🍎

شخصیت ها توسط نویسنده وارد داستان می‌شوند. هر شخصیتی بنابر قوه‌تخیل نویسنده و با الهام از پیرامون دارای خلق و خوی مخصوص به خود است. شخصیت ها انواع متفاوتی دارند..

شخصیت قالبی:🍎🍎

به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که کنش ها و واکنش های متعددشون قابل پیش بینی هست و نویسنده بایستی برای جلوگیری از کسل کننده شدن و تکراری بودن جلوه رمانش از به کارگیری چنین شخصیت هایی پرهیز کنه.

شخصیت‌های قرار دادی: 🍎🍎

دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصب عقیده یا افرادی که از سخنان گذشتگان بسیار زیاد استفاده می‌کنند.

شخصیت‌های نوعی: 🍎🍎

افرادی خاص، اخلاقی ناب، رفتاری جالب، پوشش مخصوص و ... که آن ها را از دگر دسته‌ها متمایز می‌کند.

شخصیت‌های تمثیلی: 🍎🍎

شخصیت‌هایی که الهام گرفته هستند، مثلا من میام یه فیلمی میبینم از یه شخصیت خوشم میاد، میام شخصیت داستانم رو بنا بر اون می‌نویسم. 

شخصیت‌های نمادین: 🍎🍎

بیشتر شخصیت‌های فلسفی، واقع بین، مثبت اندیشه‌ها و هر کسی که قصد دارد درسی دهد و حرفی برای گفتن دارد. این نوع افراد ذاتا شخصت‌های ماندگاری هستند

شخصیت راوی: 🍎🍎

شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، با او همدردی می‌کند و از او طرفداری می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.

شخصیت‌ قهرمان: 🍎🍎

شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف غایی داستان نائل شود. در شیوه‌ی داستان‌گویی غربی، قهرمان عموماً شخصیت اصلی داستان است.

شخصیت ضدقهرمان: 🍎🍎

شخصیتی است که در برابر قهرمان قد علم می‌کند

شخصیت ایستا: 🍎🍎

شخصیتی است که در روند داستان دچار تغییر محسوسی نمی‌شود.

شخصیت پویا: 🍎🍎

شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.

شخصیت متضاد: 🍎🍎

شخصیتی است که از نظر خصوصیات درست در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد و شخصیت و ویژگی‌های قهرمان را آشکار می‌کند.

شخصیت مکمل: 🍎🍎

شخصیتی که در داستان نقشی ایفا می‌کند؛ اما نقش او چندان عمده نیست.

شخصیت فرعی: 🍎🍎

شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد.

🍎🍎

شخصیت ترانه و بیتا قالی محسوب می شود و پرداخت زیادی به آن ها نشده است. شخصیت پدر و مادر کوروش قراردادی است و در همه حال نگران حرف مردم هستند. شخصیت بهار نمادین است. شخصیت امیرکیان و حمید ضد قهرمان جلوه کرد. شخصیت کوروش و برزو خاکستری است نه می توان گفت نمادین بود و نه می توان ضد قهرمان محسوب کرد. مادر برزو هم شخصیتی ایستا داشت. شخصیت پاییز می توان گفت مکمل بود. شخصیت سگوند نیز ضد قهرمان دیده شد.

کاراکتر ها هر کدام در نقش خود به طور جداگانه ای معرفی و برای خواننده شناخته شدند. خارج از شخصییت خود عملی انجام ندادند.  

بهره گیری از آرایه های مهم  ادبی🍉🍉 

پارادوکس:🍉🍉

پارادوکس یا متناقض نما، آوردن دو واژه یا دو معنی که در کلام به ظاهر متناقض و متضاد به نظر می‌رسند. زیبایی ناقض این است که ترکیب سخن به گونه ای باشد که تناقض منطقی آن از قدرت اقناع ذهنی و زیبایی آن نکاهد.

تشبیه:🍉🍉

به مثل یه مانند کردن چیزی به چیزی

استعاره:🍉🍉

استعاره همان تشبیه ولی رکن‌های مشبه و ادات تشبیه را ندارد. 

حس آمیزی:🍉🍉

آمیختن دو یا چند حس که موجب آهنگین شدن متن می‌شود.

🍉🍉

آرایه هایی که به کار بردید؛ بسیار زیبا و حرفه ای بودو قلم قوی خود را به رخ کشیدید. عشق به فرزندو احساس سرخوردگی و عشق به معشوق با آرایه ها بیان شده بود.

تکرار 🍍🍍

تکرار چیست؟ جملاتی که از نظر مفهوم یکسان هستند هم لغات و هم جملاتی که زیاد تکرار شده‌اند، هم حروف که بدون نیاز تکرار شده اند. کشیده نویسی هم جزع تکرار است. و هم علائم نگارشی.🍍🍍

درپارت پانزدهم سطر اول، بسیار کلمه (مشکی رنگش) تکرار شده است. به طور مثال گفته اید:( چمدان مشکی رنگش، چشمان مشکی رنگش) در بند بعد ( چشم طوسی رنگ) را دوباره استفاده کرده اید. بهتر بود به جای آن از کلمات ( تیره، به رنگ شب) استفاده می کردید.

 تکرار در سیر رمان وجود نداشت. 

اصول‌درست‌نویسی: **💥💥

درست نویسی در نوشتن رمان، داستان نقش بسیار مهمی در کیفت دارد. یکی از راز های موفقیت نویسندگان بزرگ هم رعایت اصول درست نویسی است.💥💥

سرکج  آ و فاصله می و نمی با فعل رعایت شده بود. 

علائم نگارشی به درستی استفاده شده بود. 

در یک جا گفته اید:(هلهله ای) عزیزم به معنی صدای جشن و شادمانی است. شما در جمله ای که استفاده کرده اید معنی نمی دهد. بهتر 

است از کلمه ( هیاهو) استفاده کنید.

مورد دیگر در بارت چهلم از واژه تأمل استفاده کردید، در حالی که مقصودتان تحمل بوده است. عزیزم واژه ی تأمل به معنای اندیشه و درنگ است و در جمله شما کاربردی ندارد. 

مورد دیگری دیده نشد.

غلط املایی و تایپی 💥💥

از این دست اشکالات خوشبختانه دیده نشد.💥💥

رعایت فعل و فاعل در متن:🍩🍩

ساختار جمله: 

ساختار جمله هم یکی از اصول مهم نویسندگی هست و نویسنده در این بخش باید با رعایت کردن مکان فعال و فاعل کیفیت یک جمله را حفظ کند.🍩

به نظرم ایرادی نبود اتفاقا ساختار درست و کاملا عالی داشتین. 🍩🍩

دیالوگ و منولوگ :🎤🎤

دیالوگ و منولوگ چیست؟🎤🎤

دیالوگ به صحبت های بین دو یا چند نفر گفته می‌شود و منولوگ صحبت های راوی گفته می‌شود که به خواسته نویسنده می‌تواند به هر لحنی باشد. 

برسی دیالوگ ها و جدا سازی از گفتگو: 🎤

خب دیالوگ ها بیشتر شکوه گویی شخصیت ها از یکدیگر بود. دیالوگ ماندگاری من ندیدم.  البته قلم قوی شما حتما توان ارائه آن را درپارت های آینده دارد. 

برسی حجم دیالوگ ها نسبت به منولوگ ها:🎤🎤

حجم دیالوگ ها و مونولوگ ها نسبت به همدیگه خیلی نرمال بود نه آنقدر دیالوگ نوشتید و نه بسیار به منولوگ پرداختید؛ که خواننده خسته شود.

منولوگ نویسی:🎤🎤

منولوگ ها جملات ساده و روانی هستند که داستان رو روایت میکنند و نقش مهمی در رمان دارند.

هدف مند بودن پارت: ***🍒🍒

هدف مند بودن پارت ها اهمیت بالایی دارد.هدف مندی هر پارت با سوال های گوناگونی برسی میشود. مثل:از پارت چه چیزی یاد گرفتیم؟ چه موضوعی دستگیرتان شد؟ با توجه به اطلاعاتی که داریم آیا جذب آن پارت می‌شدیم.

بررسی هدف‌مند بودن پارت‌ها:**🍒🍒

پارت های اول وابستگی دیده شد ولی با جلو رفتن رمان، پارت ها هدفمند تر شدند همه مشتاق دانستن باقی ماجرا بودند؛ که بدانند پایان این کشمکش و جدال به کجا ختم می شود. 

اندازه پارت: ***🍓🍓

اندازه هر پارت میتونه 60 خط تا 70 خط در گوشی و 30 خط در سیستم باشه.

بررسی اندازه پارت‌ها: **🍓🍓

اندازه همه ی پارت‌ها مناسب بودند و نه بیش از حد طولانی بودند و خیلی کوتاه.🍓🍓

...رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی :🚫🚫

ممنوعات:

عزیزم موردی که سبب ایجاد اشکال کند مشاهده نشد. همه روابط تقریبا سالم بود. البته کار خلاف حمید کمی منشوری به نظر می رسد؛ ولی چون سربسته به آن اشاره کردید، فکر نکم موردی داشته باشد.

🔥سخنی با نویسنده🔥

قلم بسیار روان و خوبی دارید. ایده رمان جذاب است و کشش کافی را برای همراه کردن مخاطب، در خود داراست. از خواندن رمان پرهیجانتان لذت بردم. 🔥

با انرژی ادامه دهید🌹

موفق باشید🌹

بعد از مطالعه کردن نقد اعلام کنید تا تاپیک رمانتون باز بشه جانم. 

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
  • لایک 3
  • تشکر 1
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...