رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان قشر ناهمگون| نویسنده بیتا فولادی کاربر انجمن نودهشتیا


15Bita
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان: قشر ناهمگون 
نام نویسنده: بیتا فولادی 
ژانر: پلیسی، معمایی،اجتماعی ، عاشقانه
خلاصه:

 پسری از دیار خوشی، که تنها فکرش مهمانی های شبانه است، گیر پرونده‌ای سخت میفتد، پرونده‌ای که خود او نیز از رازش بی خبر است، چه کسی می‌تواند در این راه او را نجات دهد؟! شاید یک انسان و یا شاید یک ملت!! خود او نیز از آینده خبر ندارد و زندگیش شاید دست خوش تقدیر می‌شود.

منتظر نظراتتون هستم، عزیزان=)

ویرایش شده توسط 15Bita
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اهم اهم!

اسم بی‌کلیشه‌ای رو انتخاب کردین. توی نگاه اول حس کردم با رمانی تخیلی-علمی طرفم ولی با دیدن ژانر متوجه شدم که حدسم درست نبوده. بهتره عنوانی که برای رمان انتخاب میشه، با ژانر و محتوای داستان مطابقت داشته باشه. (*البته ممکنه کمی با معمایی همخوانی داشته باشه) تا به اینجای رمان مطابقتی بین اسم انتخابی و محتوای پارت‌ها مشاهده نکردم.

••••

ژانرهای ذکرشده صحیح هستن. منتها اولویت اول شما با ژانر «عاشقانه» هست که بهتره توی بیشتر پارت‌های رمان قابل فهم باشه. البته وجود اولویت ژانر توی پارت اول الزامی نیست. در هر صورت ژانر «عاشقانه» تا به اینجای کار(*پارت دوم) کلیک نخورده و امیدوارم توی پارت‌های بعدی شاهد حضورش باشیم. یه گزینه‌ی دیگه هم وجود داره... اگه فقط این دو پارت نگاشته‌شده رو درنظر بگیریم، ژانر پلیسی یا معمایی در اولویت قرار می‌گیره. 

اندازه‌ی خلاصه‌تون کم بود. گاهی وقتا با خلاصه‌هایی روبه‌رو میشیم که یا با جملات کلیشه‌ای آغاز شدن و یا این‌که از جملات و عبارت‌های بیش از حد تکرارشده برای این بخش استفاده می‌کنن. "پسری از جنس فلان/دختری از جنس و تبار فلان" نمونه‌هایی از همین کلیشه‌ها هستن. متأسفانه خلاصه شما هم این‌گونه شروع شده. استفاده از این نوع جملات نه تنها از زیبایی و جذابیت خلاصه کم می‌کنه، بلکه ممکنه خواننده از همون اول فکر کنه با رمانی کلیشه‌ای مواجه شده. در حالی که ممکنه واقعاً ایده‌ی کلی رمان کلیشه‌ای نباشه اما چون نوع نگارش و بیان خلاصه چیز دیگه‌‌ای رو نشون میده، ذهن مخاطب درگیر نمیشه و میلش به ادامه‌دادن رمان فروکش می‌کنه. یکی دیگه از این نوع کلیشه‌ها پرسیدن سؤال توی این بخش هست؛ در عوض می‌تونین خلاصه رو به نحوی گنگ و مبهم خلق کنین که ذهن خواننده رو قلقلک بده.    در ضمن!   قدرت تشبیه‌ها و    آرایه‌های دلفریب رو دست‌کم نگیرین. این عمل در ارتقاء سطح قلم نویسنده هم نقش به‌سزایی داره. میزان اطلاعاتی که از فضای کلی رمان دادین مناسبه؛ با این حال بیان اطلاعات نسبی به صورت غیرمستقیم جلوه‌ی جذاب‌تری داره.

••••

اندازه‌ی مقدمه‌تون مناسبه. محتوای مقدمه بهتره با ژانر، خلاصه و همین‌طور نام رمان همخوانی داشته باشه. محتوای مقدمه با ژانر عاشقانه و نام رمان مطابقت داشت ولی همخوانی بین محتوای داستان یا خلاصه ندیدم. جا داره که مقدمه‌تون از جذابیت بیشتری برخوردار بشه. 

••••

شناساندن شرایط و محیط کاراکتر جزو کلیشه‌هاست. بر این اساس شروع کلیشه‌ای داشتین؛ چرا که از همون ابتدای رمان به شرایط و حتی حالات و حرکات کاراکتر اشاره کردین. در عوض شروع جذاب آغشته به ابهام با قلمی دلفریب پیشنهاد میشه. حتی میشه برای دور بودن از کلیشه، رمان رو با اتفاق غیرمعمولی یا گنگ آغاز کنین تا از همون اول راه، خواننده رو درگیر خودش کنه.

ابتدای پارت اول اشاره کردین کاراکتر حال خوبی نداشت ولی واقعی‌تر می‌شد اگه این رو بیشتر به مخاطب 'نشون' می‌دادین. فقط به تلو‌تلو خوردن، چیزهای نامفهومی که زیرلب می‌گفته و احتمال برخوردش به زمین، اونم ابتدای پارت اشاره کرده بودین. مثلاً می‌تونستین به توصیف حالت چهره، بهم‌ریختگی لباس‌ها و لحن نامفهوم کاراکتر هم گریزی بزنین. البته نباید همه‌ی این موارد رو پی‌در‌پی توصیف کنین. میشه توی دیالوگ‌ها، کم‌و‌بیش توی مونولوگ و... به خواننده نشون بدین. به این ترتیب خواننده به درک بهتری از رفتار و شرایط کاراکتر میرسه. 

توصیف مکانی زیادی نداشتین. مثلاً می‌شد از محلی که کاراکتر توی پارت اول حضور داشت، بیشتر می‌گفتین. نمونه‌هایی که می‌تونستین اشاره‌ای بهشون کنین: ظاهر و واکنش آدمایی که اونجا بودن، بلندی یا صدای کم موزیک، نورپردازی‌ها و... . 

یه مورد دیگه! گفته بودین «دخترک زیبا و شرور» خب می‌تونین این زیبایی رو با توصیفاتی که توی نقاط مختلف رمان عنوان می‌کنین، به منِ مخاطب نشون بدین. یا همین شرور بودنش... فعلاً که عملی انجام نداده تا خواننده متوجه شرارت وجودش بشه. منظورم از «نشون‌دادن چیزی»، اثباتش به خواننده‌ست. به‌ گونه‌ای به اون موضوع بپردازین تا خود خواننده بگه آره! این دختر شروره. یعنی با رفتارها و عکس‌العمل‌هایی که بروز میده، این ویژگی اخلاقی که برای کاراکتر ذکر کردین، ملموس باشه.

برای بالا بردن سطح قلم خودتون و همچنین تأثیرگذاری هرچه بیشتر، از ترکیبات و تشبیه‌هات فریبنده‌تری استفاده کنین.

••••

یه مطلب دیگه! بهتره وقتی از صحنه‌ای به صحنه‌ی دیگه میرین، با روشی به خواننده نشون بدین که از صحنه‌ی قبلی گذر کردین. مثلاً علامت سه ستاره رو به‌کار ببرین. به عنوان نمونه~ بهتره ابتدای پارت دوم یا آخر پارت اول از این علامت استفاده کنین. 

موردهایی در زمینه‌ی بهره‌گیری از علائم نگارشی و تکرار برخی کلمات چشمک می‌زد؛ برای مثال: 

- استفاده‌ی بیش از حد از " ! "

- تکرار فعل "گفت"

و... .

------------------

امیدوارم نکاتی که گفتم، مفید و سازنده باشه.

اندیشه‌تون سبز-^

@15Bita

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

36 دقیقه قبل، ..Pegah.. گفته است:

اهم اهم!

اسم بی‌کلیشه‌ای رو انتخاب کردین. توی نگاه اول حس کردم با رمانی تخیلی-علمی طرفم ولی با دیدن ژانر متوجه شدم که حدسم درست نبوده. بهتره عنوانی که برای رمان انتخاب میشه، با ژانر و محتوای داستان مطابقت داشته باشه. (*البته ممکنه کمی با معمایی همخوانی داشته باشه) تا به اینجای رمان مطابقتی بین اسم انتخابی و محتوای پارت‌ها مشاهده نکردم.

••••

ژانرهای ذکرشده صحیح هستن. منتها اولویت اول شما با ژانر «عاشقانه» هست که بهتره توی بیشتر پارت‌های رمان قابل فهم باشه. البته وجود اولویت ژانر توی پارت اول الزامی نیست. در هر صورت ژانر «عاشقانه» تا به اینجای کار(*پارت دوم) کلیک نخورده و امیدوارم توی پارت‌های بعدی شاهد حضورش باشیم. یه گزینه‌ی دیگه هم وجود داره... اگه فقط این دو پارت نگاشته‌شده رو درنظر بگیریم، ژانر پلیسی یا معمایی در اولویت قرار می‌گیره. 

اندازه‌ی خلاصه‌تون کم بود. گاهی وقتا با خلاصه‌هایی روبه‌رو میشیم که یا با جملات کلیشه‌ای آغاز شدن و یا این‌که از جملات و عبارت‌های بیش از حد تکرارشده برای این بخش استفاده می‌کنن. "پسری از جنس فلان/دختری از جنس و تبار فلان" نمونه‌هایی از همین کلیشه‌ها هستن. متأسفانه خلاصه شما هم این‌گونه شروع شده. استفاده از این نوع جملات نه تنها از زیبایی و جذابیت خلاصه کم می‌کنه، بلکه ممکنه خواننده از همون اول فکر کنه با رمانی کلیشه‌ای مواجه شده. در حالی که ممکنه واقعاً ایده‌ی کلی رمان کلیشه‌ای نباشه اما چون نوع نگارش و بیان خلاصه چیز دیگه‌‌ای رو نشون میده، ذهن مخاطب درگیر نمیشه و میلش به ادامه‌دادن رمان فروکش می‌کنه. یکی دیگه از این نوع کلیشه‌ها پرسیدن سؤال توی این بخش هست؛ در عوض می‌تونین خلاصه رو به نحوی گنگ و مبهم خلق کنین که ذهن خواننده رو قلقلک بده.    در ضمن!   قدرت تشبیه‌ها و    آرایه‌های دلفریب رو دست‌کم نگیرین. این عمل در ارتقاء سطح قلم نویسنده هم نقش به‌سزایی داره. میزان اطلاعاتی که از فضای کلی رمان دادین مناسبه؛ با این حال بیان اطلاعات نسبی به صورت غیرمستقیم جلوه‌ی جذاب‌تری داره.

••••

اندازه‌ی مقدمه‌تون مناسبه. محتوای مقدمه بهتره با ژانر، خلاصه و همین‌طور نام رمان همخوانی داشته باشه. محتوای مقدمه با ژانر عاشقانه و نام رمان مطابقت داشت ولی همخوانی بین محتوای داستان یا خلاصه ندیدم. جا داره که مقدمه‌تون از جذابیت بیشتری برخوردار بشه. 

••••

شناساندن شرایط و محیط کاراکتر جزو کلیشه‌هاست. بر این اساس شروع کلیشه‌ای داشتین؛ چرا که از همون ابتدای رمان به شرایط و حتی حالات و حرکات کاراکتر اشاره کردین. در عوض شروع جذاب آغشته به ابهام با قلمی دلفریب پیشنهاد میشه. حتی میشه برای دور بودن از کلیشه، رمان رو با اتفاق غیرمعمولی یا گنگ آغاز کنین تا از همون اول راه، خواننده رو درگیر خودش کنه.

ابتدای پارت اول اشاره کردین کاراکتر حال خوبی نداشت ولی واقعی‌تر می‌شد اگه این رو بیشتر به مخاطب 'نشون' می‌دادین. فقط به تلو‌تلو خوردن، چیزهای نامفهومی که زیرلب می‌گفته و احتمال برخوردش به زمین، اونم ابتدای پارت اشاره کرده بودین. مثلاً می‌تونستین به توصیف حالت چهره، بهم‌ریختگی لباس‌ها و لحن نامفهوم کاراکتر هم گریزی بزنین. البته نباید همه‌ی این موارد رو پی‌در‌پی توصیف کنین. میشه توی دیالوگ‌ها، کم‌و‌بیش توی مونولوگ و... به خواننده نشون بدین. به این ترتیب خواننده به درک بهتری از رفتار و شرایط کاراکتر میرسه. 

توصیف مکانی زیادی نداشتین. مثلاً می‌شد از محلی که کاراکتر توی پارت اول حضور داشت، بیشتر می‌گفتین. نمونه‌هایی که می‌تونستین اشاره‌ای بهشون کنین: ظاهر و واکنش آدمایی که اونجا بودن، بلندی یا صدای کم موزیک، نورپردازی‌ها و... . 

یه مورد دیگه! گفته بودین «دخترک زیبا و شرور» خب می‌تونین این زیبایی رو با توصیفاتی که توی نقاط مختلف رمان عنوان می‌کنین، به منِ مخاطب نشون بدین. یا همین شرور بودنش... فعلاً که عملی انجام نداده تا خواننده متوجه شرارت وجودش بشه. منظورم از «نشون‌دادن چیزی»، اثباتش به خواننده‌ست. به‌ گونه‌ای به اون موضوع بپردازین تا خود خواننده بگه آره! این دختر شروره. یعنی با رفتارها و عکس‌العمل‌هایی که بروز میده، این ویژگی اخلاقی که برای کاراکتر ذکر کردین، ملموس باشه.

برای بالا بردن سطح قلم خودتون و همچنین تأثیرگذاری هرچه بیشتر، از ترکیبات و تشبیه‌هات فریبنده‌تری استفاده کنین.

••••

یه مطلب دیگه! بهتره وقتی از صحنه‌ای به صحنه‌ی دیگه میرین، با روشی به خواننده نشون بدین که از صحنه‌ی قبلی گذر کردین. مثلاً علامت سه ستاره رو به‌کار ببرین. به عنوان نمونه~ بهتره ابتدای پارت دوم یا آخر پارت اول از این علامت استفاده کنین. 

موردهایی در زمینه‌ی بهره‌گیری از علائم نگارشی و تکرار برخی کلمات چشمک می‌زد؛ برای مثال: 

- استفاده‌ی بیش از حد از " ! "

- تکرار فعل "گفت"

و... .

------------------

امیدوارم نکاتی که گفتم، مفید و سازنده باشه.

اندیشه‌تون سبز-^

@15Bita

باشه، ممنون از نکاتی که ذکر کردین، اما خوب تو دو پارت نمیشه همه این چیز ها رو رعایت کرد، شاید با گذر زمان بشه ربط ژانر عاشقانه با رمان و چیز های دیگر و فهمید، باز هم ممنون🥰😘

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

11 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

باشه، ممنون از نکاتی که ذکر کردین، اما خوب تو دو پارت نمیشه همه این چیز ها رو رعایت کرد، شاید با گذر زمان بشه ربط ژانر عاشقانه با رمان و چیز های دیگر و فهمید، باز هم ممنون🥰😘

بله، متوجه هستم. با توجه به  این‌که «عاشقانه» ژانر اول رمان هست، اون نکات رو گفتم.

خواهش-^

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام بیتا جونم خوبی 

خب من این دوپارتی که گذاشتی و خوندم اومدم که نظرم و بگم.

اسم رمانت خیلی خاص و جذابه و دور از کلیشه اس حسی که من از خوندن اسم میگیرم اینه که با یه رمان که در مورد یه دسته آدمایی که با افراد به ظاهر عادی جامعه، فرق دارن؛ هستش. از این نظر نام رمانت با محتوا و ژانر همخونی داره. 

خلاصه ات خوبه با طرح سوال برای مخاطب کنجکاوی ایجاد کردی و ذهنش و به چالش کشیدی.  با ژانر و محتوا تطابقت داره.

مقدمه ات باید بگم واقعا زیباست و فلسفیه. آثاری از کلیشه در اون. دیده نمی شه. با محتوا هم هماهنگه. 

شروع رمانم خوب و متفاوت بود. خواننده برای خوندن ادامه ماجرا مشتاق شد. 

خب چند تا نکته دیدم که گفتم بهت بگم تا رمانت از اونی که هس عالی تر شه. 

به سمتش رفته و خیره ..

به سمتش رفت و خیره..

وضعیت را اظطرار دید

وضعیت را اظطراری دید

یه جا تو دیالوگ گفتی 

مدام نظاره گرشون هستم( خب این ثبات لحن رو از بین برده )

مدام مراقبشونم

نکته ی دیگه ای دیده نشد.

سخنی با نویسنده جونم

قلم خیلی خوبی داری ، ایده کشش بالایی برای مخاطب داره. 

موفق باشی 

با انرژی ادامه بده🌹

ویرایش شده توسط Atlas _sa

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خيلي واضح و عالي شرايط رو توضيح ميدي .

قلمت عاليه

همنيطور ادامه بده 🤩

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%

سَّرَّمّ دَّرّدّ مّیّ‌کُّنِّهّ بَّرّاّیِّ دَّرّدِّ سَّرّ

♤SAMFOONI AZAB♤_سمفونی عذاب♤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، Atlas _sa گفته است:

سلام بیتا جونم خوبی 

خب من این دوپارتی که گذاشتی و خوندم اومدم که نظرم و بگم.

اسم رمانت خیلی خاص و جذابه و دور از کلیشه اس حسی که من از خوندن اسم میگیرم اینه که با یه رمان که در مورد یه دسته آدمایی که با افراد به ظاهر عادی جامعه، فرق دارن؛ هستش. از این نظر نام رمانت با محتوا و ژانر همخونی داره. 

خلاصه ات خوبه با طرح سوال برای مخاطب کنجکاوی ایجاد کردی و ذهنش و به چالش کشیدی.  با ژانر و محتوا تطابقت داره.

مقدمه ات باید بگم واقعا زیباست و فلسفیه. آثاری از کلیشه در اون. دیده نمی شه. با محتوا هم هماهنگه. 

شروع رمانم خوب و متفاوت بود. خواننده برای خوندن ادامه ماجرا مشتاق شد. 

خب چند تا نکته دیدم که گفتم بهت بگم تا رمانت از اونی که هس عالی تر شه. 

به سمتش رفته و خیره ..

به سمتش رفت و خیره..

وضعیت را اظطرار دید

وضعیت را اظطراری دید

یه جا تو دیالوگ گفتی 

مدام نظاره گرشون هستم( خب این ثبات لحن رو از بین برده )

مدام مراقبشونم

نکته ی دیگه ای دیده نشد.

سخنی با نویسنده جونم

قلم خیلی خوبی داری ، ایده کشش بالایی برای مخاطب داره. 

موفق باشی 

با انرژی ادامه بده🌹

ممنون از لطفت عزیزم، اما خودم این چند تا رو همینطوری نوشتم، به نظرت عوضش کنم بهتره؟! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

خيلي واضح و عالي شرايط رو توضيح ميدي .

قلمت عاليه

همنيطور ادامه بده 🤩

مرسی عشق دلم، لطف کردی😊

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

ممنون از لطفت عزیزم، اما خودم این چند تا رو همینطوری نوشتم، به نظرت عوضش کنم بهتره؟! 

منظورت از چنتا چیه گلم؟

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Atlas _sa گفته است:

منظورت از چنتا چیه گلم؟

منظورم همین اظطرار و رفته بود، به نظرت اگر تغییرش بدم بهتر میشه؟!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

منظورم همین اظطرار و رفته بود، به نظرت اگر تغییرش بدم بهتر میشه؟!

آره گلم ویرایش بزن درستشو بنویس، 

در کل خوبه فقط همینا رو دیدم من 💜

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Atlas _sa گفته است:

آره گلم ویرایش بزن درستشو بنویس، 

در کل خوبه فقط همینا رو دیدم من 💜

باشه عزیزم حتما😊خیلی لطف کردی:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، 15Bita گفته است:

باشه عزیزم حتما😊خیلی لطف کردی:)

خواهش می کنم 😘🌹

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بیتا جان قلم زیبایی داری👌

اسم رمان متفاوت و قشنگ بود و من رو ترغیب کرد  که بخونم رمان رو.

روان می‌نویسی، شروع رمان  جذاب   بود و موضوعش جالبه.

خلاصه هم  خوب بود و مقدمه عالی.

نکاتی که من به نظرم اومد:

تکرار مداوم کلمه‌ی " گفت"

بعضی جاها نیازی به این کلمه نبود مثلا این جمله‌ها:

نگار بی‌صدا آب دهانش را قورت داد.

افخم متفکر  دستی بر ریش‌ها کوتاهش زد.

نگار سری تکان داد.

" این جمله‌ها توی رمان همراه با کلمه‌ی گفت نوشته شده بودن و من الان بدون این کلمه نوشتم‌شون" اگر توی جملاتی که نیاز نیست مثل همین جمله‌های بالا کلمه‌ی گفت رو به کار نبری باعث زیباتر شدن جملات می‌شه و از تکرار یک کلمه‌‌ به طور مداوم هم جلوگیری می‌شه.

و کلماتی که اشتباه نوشته شده بودن:

راجب ✖  راجع به✔

با همین خوب چی گفتنت: خوب✖ خب✔

یکم فضا‌سازی مکان و توصیفات جای کار بیشتری داره.

مشتاق خوندن ادامه هستم😍

پرقدرت ادامه بده💙

ویرایش شده توسط niloofar.h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

46 دقیقه قبل، niloofar.h گفته است:

بیتا جان قلم زیبایی داری👌

اسم رمان متفاوت و قشنگ بود و من رو ترغیب کرد  که بخونم رمان رو.

روان می‌نویسی، شروع رمان  جذاب   بود و موضوعش جالبه.

خلاصه هم  خوب بود و مقدمه عالی.

نکاتی که من به نظرم اومد:

تکرار مداوم کلمه‌ی " گفت"

بعضی جاها نیازی به این کلمه نبود مثلا این جمله‌ها:

نگار بی‌صدا آب دهانش را قورت داد.

افخم متفکر  دستی بر ریش‌ها کوتاهش زد.

نگار سری تکان داد.

" این جمله‌ها توی رمان همراه با کلمه‌ی گفت نوشته شده بودن و من الان بدون این کلمه نوشتم‌شون" اگر توی جملاتی که نیاز نیست مثل همین جمله‌های بالا کلمه‌ی گفت رو به کار نبری باعث زیباتر شدن جملات می‌شه و از تکرار یک کلمه‌‌ به طور مداوم هم جلوگیری می‌شه.

و کلماتی که اشتباه نوشته شده بودن:

راجب ✖  راجع به✔

با همین خوب چی گفتنت: خوب✖ خب✔

یکم فضا‌سازی مکان و توصیفات جای کار بیشتری داره.

مشتاق خوندن ادامه هستم😍

پرقدرت ادامه بده💙

مرسی عزیزم، خیلی لطف کردی:)

چشم حتما سعی می‌کنم اشکالات رو برطرف کنم^^

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، 15Bita گفته است:

مرسی عزیزم، خیلی لطف کردی:)

چشم حتما سعی می‌کنم اشکالات رو برطرف کنم^^

موفق باشی جانم🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام بر بیتای زیبام چطوری شوما... 💜

خب جانم طبق وعده‌ی  دیشبمون اومدم تا بهش عمل کنم "-" 💎 

نام رمان شما قشر ناهمگونه که خب دروغ چرا یاد یه مسئله توی علوم هفتم افتادم 😂💔

اما با معنی اصلیش تونستم بی کلیشه بودن و همچنین ارتباط عمیق‌ با محتوای رمانت رو حس کنم. 

خب بریم سراغ متن  خلاصت، خب نمیشه گفت کلیشست ولی بهتره که بیشتر روش مانور بدی تا خواننده رو جذبش کنی. اطلاعاتت نمیگم زیاد بود اما برای خلاصه مناسب نبود. و کمی ابهام رو بیشتر کن تا جذب رمانت بیشتر باشه. 

اما آغاز رمان، خب به نظرم آغاز خیلی متفاوت و خاصی داشتی،،، 😍👏🏻

خیلی با صحنه ی شروع با حال بد آرمان حال کردم و بار دیگر دمت گرم... ولی هب یک لحظه هایی حس کردم ستاره اصلا رحم نداره  اما ظاهرا زود قضاوت کردم. 😐💸

و گزینه ی دیگه به زمان ها توی رمانت بیشتر اهمیت بده... چرا؟ 

چون خواننده نمی‌فهمه ظهره شبه صبحه و فقط میخونه و طبیعی جلوه نمیکنه. 

جانم شما از توصیفات هم استفاده نکردی! مکان فضا حالات، فضا سازی، اصلا نبود. چهره خوب بود  ولی اون های دیگه باعث میشه  رمانت خیلی طبیعی تر به نظر بیاد. 

اما غلط های املایی که باید اون ها رو در نظر بگیری چون به چشم می‌خوردند. 

میفتد میوفتد

زندگیش زندگی‌اش

نطامی نظامی

خلفش این رو به بچه خوب و سر به را میگن، بهتره بگی ناخلف

خف خوف

به نظم پارگراف ها بیشتر اهمیت بده و روی فضا سازی بیشتر عمل کن..

خب جانه دلم موفق باشیدددد😍♥️ امیدوارم رمانت رو جزو آثار معروف ببینم. ♥️💎

منتقد از سفر برگشته mrymwx

ياعلي:)) 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام بیتا جونیییی😍😍

خوبی؟!

رمانت عالیه داستان جذابیه خوشم اومد ازش 😄

فقط گاهی اوقات از نیم فاصله اشتباه استفاده میکنی .

مثلا 

میشه✔

می‌شه

می شه

چرا چون که اگر می قبل کلمه دو حرفی که هیچ معنی نداره بیاد اشتباهه .اما باید برای  می‌شد و می‌زد  نیم فاصله بزاریم .چرا چونکه کلمه های دو حرفی زَد و شد معنی دار هستند .

قلمت مانا نویسنده عزیز😉😄

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%

سَّرَّمّ دَّرّدّ مّیّ‌کُّنِّهّ بَّرّاّیِّ دَّرّدِّ سَّرّ

♤SAMFOONI AZAB♤_سمفونی عذاب♤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، Mrymwx گفته است:

سلام بر بیتای زیبام چطوری شوما... 💜

خب جانم طبق وعده‌ی  دیشبمون اومدم تا بهش عمل کنم "-" 💎 

نام رمان شما قشر ناهمگونه که خب دروغ چرا یاد یه مسئله توی علوم هفتم افتادم 😂💔

اما با معنی اصلیش تونستم بی کلیشه بودن و همچنین ارتباط عمیق‌ با محتوای رمانت رو حس کنم. 

خب بریم سراغ متن  خلاصت، خب نمیشه گفت کلیشست ولی بهتره که بیشتر روش مانور بدی تا خواننده رو جذبش کنی. اطلاعاتت نمیگم زیاد بود اما برای خلاصه مناسب نبود. و کمی ابهام رو بیشتر کن تا جذب رمانت بیشتر باشه. 

اما آغاز رمان، خب به نظرم آغاز خیلی متفاوت و خاصی داشتی،،، 😍👏🏻

خیلی با صحنه ی شروع با حال بد آرمان حال کردم و بار دیگر دمت گرم... ولی هب یک لحظه هایی حس کردم ستاره اصلا رحم نداره  اما ظاهرا زود قضاوت کردم. 😐💸

و گزینه ی دیگه به زمان ها توی رمانت بیشتر اهمیت بده... چرا؟ 

چون خواننده نمی‌فهمه ظهره شبه صبحه و فقط میخونه و طبیعی جلوه نمیکنه. 

جانم شما از توصیفات هم استفاده نکردی! مکان فضا حالات، فضا سازی، اصلا نبود. چهره خوب بود  ولی اون های دیگه باعث میشه  رمانت خیلی طبیعی تر به نظر بیاد. 

اما غلط های املایی که باید اون ها رو در نظر بگیری چون به چشم می‌خوردند. 

میفتد میوفتد

زندگیش زندگی‌اش

نطامی نظامی

خلفش این رو به بچه خوب و سر به را میگن، بهتره بگی ناخلف

خف خوف

به نظم پارگراف ها بیشتر اهمیت بده و روی فضا سازی بیشتر عمل کن..

خب جانه دلم موفق باشیدددد😍♥️ امیدوارم رمانت رو جزو آثار معروف ببینم. ♥️💎

منتقد از سفر برگشته mrymwx

ياعلي:)) 

سلام قشنگم، ممنون تو خوبی؟!

حتما رعایت می‌کنم قشنگم، ممون لطف کردی:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، reyyan گفته است:

سلام بیتا جونیییی😍😍

خوبی؟!

رمانت عالیه داستان جذابیه خوشم اومد ازش 😄

فقط گاهی اوقات از نیم فاصله اشتباه استفاده میکنی .

مثلا 

میشه✔

می‌شه

می شه

چرا چون که اگر می قبل کلمه دو حرفی که هیچ معنی نداره بیاد اشتباهه .اما باید برای  می‌شد و می‌زد  نیم فاصله بزاریم .چرا چونکه کلمه های دو حرفی زَد و شد معنی دار هستند .

قلمت مانا نویسنده عزیز😉😄

سلام عزیزم، تو خوبی؟!

خیلی ممنون قشنگم، حتما درستشون می‌کنم. 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

سلام عزیزم. خسته نباشید. @15Bita

رمان زیبات رو خوندم. خیلی خوب از زاویه دید دانای کل استفاده کرده بودی و من لذت بردم. 

 وقتی کسی دستگیر میشه اول به بازداشتگاه کلانتری میره و بعد از صدور حکم به زندان میره. البته تا جایی که من می‌دونم. تو پارت‌های اول و حتی اونجایی که  سرباز به مادر آرمان زنگ زده بود مدام از واژه زندان استفاده کرده بودی  که درست نیست.  مثلا مادر آرمان برای دیدن آرمان به کلانتری اومده بود نه زندان.

یک نکته‌ای هم که در طول رمان گنگ به نظر می‌رسید فلش بک محمد افخم بود. بهتر بود یک نشونه ای توی پارت ها قبل برای این فلش بک می‌ذاشتی. اون موقع که گفته بودی آرمان یاد حرف‌های توی بازجویی افتاد من گیج شدم چی شده ولی احتمالا به این فلش بک اشاره کرده بودی. پیشنهاد میدم که این رو واضح تر بنویسی. چون این گنگی باعث گیج شدن خواننده میشه و توالی حوادث براش منطقی به نظر نمی‌رسه.

به جز این دو نکته   چیزی دیگه‌ای به ذهنم نمیرسه. خیلی خوب جلو اومدی. یادمه گوی های سبز رنگ رو هم ازت خونده بودم. نسبت به اون رمان این یکی خیلی بهتر و حرفه‌ای‌تر نوشته شده. موفق باشید. 

ویرایش شده توسط Z.A.D

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

love-wallpaper-2008101341521-scaled-1638

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، Z.A.D گفته است:

سلام عزیزم. خسته نباشید. @15Bita

رمان زیبات رو خوندم. خیلی خوب از زاویه دید دانای کل استفاده کرده بودی و من لذت بردم. 

 وقتی کسی دستگیر میشه اول به بازداشتگاه کلانتری میره و بعد از صدور حکم به زندان میره. البته تا جایی که من می‌دونم. تو پارت‌های اول و حتی اونجایی که  سرباز به مادر آرمان زنگ زده بود مدام از واژه زندان استفاده کرده بودی  که درست نیست.  مثلا مادر آرمان برای دیدن آرمان به کلانتری اومده بود نه زندان.

یک نکته‌ای هم که در طول رمان گنگ به نظر می‌رسید فلش بک محمد افخم بود. بهتر بود یک نشونه ای توی پارت ها قبل برای این فلش بک می‌ذاشتی. اون موقع که گفته بودی آرمان یاد حرف‌های توی بازجویی افتاد من گیج شدم چی شده ولی احتمالا به این فلش بک اشاره کرده بودی. پیشنهاد میدم که این رو واضح تر بنویسی. چون این گنگی باعث گیج شدن خواننده میشه و توالی حوادث براش منطقی به نظر نمی‌رسه.

به جز این دو نکته   چیزی دیگه‌ای به ذهنم نمیرسه. خیلی خوب جلو اومدی. یادمه گوی های سبز رنگ رو هم ازت خونده بودم. نسبت به اون رمان این یکی خیلی بهتر و حرفه‌ای‌تر نوشته شده. موفق باشید. 

سلام عزیزم، مرسی همچنین.

بله سعی میکنم مورد اول رو ویرایش بزنم، اما مورد دوم من توی پارت ها همونطور که خودت هم گفتی گفتم که یاد بازجویی می‌افتاد برای همین خواستم یه فلش بک بزنم که متوجه بشیم که چه اتفاقاتی افتاده که آرمان اینقدر بی قرار.

مرسی ازت، خیلی ذوق کردم😍♥️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود بر بیتا جونم 🌹

عزیزم اسم رمانت خیلی خوبه و واقعا آدم رو جذب میکنه 

شروعت شاید از نظر من ابتداش اونجا که گفته از دیار خوشی ممکنه یه مقدار تکراری باشه چون من خودم هم این اشتباه رو داشتم.

فاصله ها هم رعایت کن

یه چیزی که جالبه اینه که سوم شخص هست رمانت و من واقعا دوسش دارم 

رمانت قلمش روان و عالیه 

مانا باشی عزیزه دل 🌱💗

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، M.gh گفته است:

درود بر بیتا جونم 🌹

عزیزم اسم رمانت خیلی خوبه و واقعا آدم رو جذب میکنه 

شروعت شاید از نظر من ابتداش اونجا که گفته از دیار خوشی ممکنه یه مقدار تکراری باشه چون من خودم هم این اشتباه رو داشتم.

فاصله ها هم رعایت کن

یه چیزی که جالبه اینه که سوم شخص هست رمانت و من واقعا دوسش دارم 

رمانت قلمش روان و عالیه 

مانا باشی عزیزه دل 🌱💗

مرسی قشنگم، لطف کردی.

شروع خلاصه منظورت؟! چون شروع رمانم اینطوری نبود🤍

مرسی از لطفت، خیلی زحمت کشیدی🤍🌹🙏

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 ساعت قبل، 15Bita گفته است:

مرسی قشنگم، لطف کردی.

شروع خلاصه منظورت؟! چون شروع رمانم اینطوری نبود🤍

مرسی از لطفت، خیلی زحمت کشیدی🤍🌹🙏

آره گلم گفته بودی از دیار خوشی منظورم اون تیکه است.

خواهش میکنم، پایدار باشی عزیزجانم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...