رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان دنیای بی رحم! |Reyyan کاربر انجمن نودهشتیا


reyyan
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • ویراستار

نام رمان :دنیای بی رحم!

نام نویسنده :Reyyan

ژانر :جنایی، عاشقانه، اجتماعی

خلاصه :ریحانه، دختر باهوش و قدرتمندی است که توسط یکی از نزدیکان خود دزدیده شده است.   او را به یکی از پرورشگاه‌های غیر قانونی برده‌اند؛ اما سرنوشت و تقدیر او را همواره به خانواده‌ی خود نزدیک می‌سازد؛ اما خود متوجه‌ی این موضوع نیست  و سعی می‌کند زندگی خود را بدون حضور دیگران بگذراند.در ادامه زندگي خود با مشكلاتي، كوچك و بزرگ همراه مي‌شود....

لینک رمان :

 

 

ویرایش شده توسط reyyan
  • لایک 4
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم

پارت‌های رمانت رو خوندم و نکاتی به نظرم اومد که بهت می‌گم:

خلاصه: خوب بود اما تقریبا بخش زیادی از رمان رو لو داده بود، در ذهن خواننده سوال ایجاد نمی‌کرد، خلاصه باید طوری نوشته بشه که ذهن خواننده رو درگیر کنه و سوال‌هایی رو توی ذهن خواننده ایجاد کنه تا مجبور بشه برای پیدا کردن اون سوالات و معماها رمان رو بخونه.

مقدمه قشنگ بود اما یه کم کوتاه بود.

و پارت‌های رمان:

راستش متن یکدست نبود یعنی گاهی به زبان ادبی نوشته شده بود و گاهی به زبان محاوره‌ای، به عنوان مثال: موهاش رو دور دستم پیچاندم. اگر قراره این جمله به زبان ادبی باشه باید به  صورت: موهایش را دور دستم پیچاندم. نوشته بشه و دیگر جمله‌های رمان...

روی توصیفات و فضاسازی رمان  باید بیشتر کار بشه، فضاسازی مکان و زمان به خواننده کمک می‌کنه تا بهتر با رمان ارتباط بگیره و راحت‌تر بتونه رمان رو تصور کنه.

فضاسازی مکان یعنی مکان‌هایی که توی روند رمان جریان داره با جزئیات کامل و مفهوم نوشته بشه تا به طور دقیق توی ذهن خواننده ترسیم بشه.

به طور مثال فضای مدرسه‌ی ریحانه باید توصیف بشه مثلا می‌گم: از حیاط بزرگ مدرسه گذشتم و وارد کلاس‌مان شدم که پنجر‌های کوچکی به آن روشنایی بخشیده بود و نیمکت‌های چوبی در سراسر کلاس دیده می‌شد، یک طرف کلاس کوچک‌مان تخته وایت‌برد بزرگی همراه با میز چوبی متوسط معلم قرار داشت و ...( البته شما هر طور دوست‌داری می‌تونی این فضا‌سازی رو انجام بدی و من این رو به عنوان مثال و برای آشنایی بیشتر نوشتم) و یا فضای کافه‌ای که ریحانه اون‌جا کار می‌کنه مثلا اون‌جا بزرگه یا کوچیک، میز و صندلی‌ها چه شکلی اند و ...

توصیفات حالت‌های چهره، پوشش و احساسات شخصیت‌های رمان هم تاثیر زیادی داره مثلا  نوع پوشش شخصیت‌ها،  ترسیم جزئیات چهره‌ها و... باید نوشته بشه. 

کلماتی مثل نمیداد، میگفتم و کلا افعال "می" دار باید با نیم فاصله یعنی به این صورت: نمی‌داد، می‌گفتم و... نوشته بشه، همین‌طور کلماتی که با "ها" جمع می‌شن مثل چشمهایم که به صورت چشم‌هایم نوشته می‌شه.

توی پارت ۳ اسم هم‌کلاسی که به ریحانه کمک کرد هستی بود اما پارت۴ رها نوشته شده بود.

موضوع رمان و اسمش جالبه. ژانر‌ها درست نوشته شده بودن و مطمئنا اگر این نکات توی پارت‌های بعدی رعایت بشه رمان عالی تر خواهد شد.👌

خیلی دوست‌دارم ادامه رو هم بخونم.😊 معذرت می‌خوام اگر طولانی شد.

همین‌طور قوی ادامه بده. مطمئنا رمان جذابی خواهد شد.😍

موفق باشی💙

 

ویرایش شده توسط niloofar.h
  • لایک 2
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار

خیلی ممنون از نقد عالیت سعی میکنم تمومش رو درست کنم ولی یه سوال دارم به نظر شما زبان محاوره ای قشنگ تره یا ادبی ؟؟؟؟

10 ساعت قبل، niloofar.h گفته است:

سلام عزیزم

پارت‌های رمانت رو خوندم و نکاتی به نظرم اومد که بهت می‌گم:

خلاصه: خوب بود اما تقریبا بخش زیادی از رمان رو لو داده بود، در ذهن خواننده سوال ایجاد نمی‌کرد، خلاصه باید طوری نوشته بشه که ذهن خواننده رو درگیر کنه و سوال‌هایی رو توی ذهن خواننده ایجاد کنه تا مجبور بشه برای پیدا کردن اون سوالات و معماها رمان رو بخونه.

مقدمه قشنگ بود اما یه کم کوتاه بود.

و پارت‌های رمان:

راستش متن یکدست نبود یعنی گاهی به زبان ادبی نوشته شده بود و گاهی به زبان محاوره‌ای، به عنوان مثال: موهاش رو دور دستم پیچاندم. اگر قراره این جمله به زبان ادبی باشه باید به  صورت: موهایش را دور دستم پیچاندم. نوشته بشه و دیگر جمله‌های رمان...

روی توصیفات و فضاسازی رمان  باید بیشتر کار بشه، فضاسازی مکان و زمان به خواننده کمک می‌کنه تا بهتر با رمان ارتباط بگیره و راحت‌تر بتونه رمان رو تصور کنه.

فضاسازی مکان یعنی مکان‌هایی که توی روند رمان جریان داره با جزئیات کامل و مفهوم نوشته بشه تا به طور دقیق توی ذهن خواننده ترسیم بشه.

به طور مثال فضای مدرسه‌ی ریحانه باید توصیف بشه مثلا می‌گم: از حیاط بزرگ مدرسه گذشتم و وارد کلاس‌مان شدم که پنجر‌های کوچکی به آن روشنایی بخشیده بود و نیمکت‌های چوبی در سراسر کلاس دیده می‌شد، یک طرف کلاس کوچک‌مان تخته وایت‌برد بزرگی همراه با میز چوبی متوسط معلم قرار داشت و ...( البته شما هر طور دوست‌داری می‌تونی این فضا‌سازی رو انجام بدی و من این رو به عنوان مثال و برای آشنایی بیشتر نوشتم) و یا فضای کافه‌ای که ریحانه اون‌جا کار می‌کنه مثلا اون‌جا بزرگه یا کوچیک، میز و صندلی‌ها چه شکلی اند و ...

توصیفات حالت‌های چهره، پوشش و احساسات شخصیت‌های رمان هم تاثیر زیادی داره مثلا  نوع پوشش شخصیت‌ها،  ترسیم جزئیات چهره‌ها و... باید نوشته بشه. 

کلماتی مثل نمیداد، میگفتم و کلا افعال "می" دار باید با نیم فاصله یعنی به این صورت: نمی‌داد، می‌گفتم و... نوشته بشه، همین‌طور کلماتی که با "ها" جمع می‌شن مثل چشمهایم که به صورت چشم‌هایم نوشته می‌شه.

توی پارت ۳ اسم هم‌کلاسی که به ریحانه کمک کرد هستی بود اما پارت۴ رها نوشته شده بود.

موضوع رمان و اسمش جالبه. ژانر‌ها درست نوشته شده بودن و مطمئنا اگر این نکات توی پارت‌های بعدی رعایت بشه رمان عالی تر خواهد شد.👌

خیلی دوست‌دارم ادامه رو هم بخونم.😊 معذرت می‌خوام اگر طولانی شد.

همین‌طور قوی ادامه بده. مطمئنا رمان جذابی خواهد شد.😍

موفق باشی💙

 

 

  • لایک 1
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، reyyan گفته است:

خیلی ممنون از نقد عالیت سعی میکنم تمومش رو درست کنم ولی یه سوال دارم به نظر شما زبان محاوره ای قشنگ تره یا ادبی ؟؟؟؟

 

خواهش می‌کنم عزیزم💙

به نظر من ادبی قشنگ‌تره، چون هم باعث می‌شه قلمت قوی‌تر بشه و هم دایره لغاتت وسیع تر🤍

  • لایک 1
  • تشکر 1
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دلبر زیبا، امیدوارم حالت خوب باشه=)

خوب بریم سراغ نقد، اسم رمانت فوق‌العاده بود و یه جورایی آدم رو وادار به خوندن می‌کرد. 

اما خوب اسمت یکمی، کلیشه است یعنی کلمه دنیای، مثل دنیای سوفی، دنیای بیمار...

اما باز اسم جذابی انتخاب کردی، که با ژانر و مقدمه و خلاصه و همین طور محتوای رمان هماهنگ و زیباست*_*

خلاصه جذاب و مقدمه هم فوق العاده است، محتوای رمان جدید و به دور از کلیشه است، زندگی ریحانه چالش های زیادی به همراه داره البته تا اونجایی که من از این چند پارت و خلاصه اطلاعات به دست آوردم😅

قلم بسیار زیبایی داری و تنها ایرادش گاهی لحن عامیانه و ادبی در هم آمیخته شدن:)

موفق باشی عشق دلم، قلم زیبات مانا✍❤🤍

 @reyyan

ویرایش شده توسط 15Bita
  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار

خيلي ممنون عزيزم واقعا ذوق زده شدم 🤩

تشكر از اينكه نظرت رو درباره رمانم گفتي

انشا...مشكلات ادبي و عاميانه هم برطرف كنم ديگه عالي ميشه

بازم ممنون

خودتم نويسنده اي ميدوني كه ادما وقتي از يه كاريت تعريف ميكنند ذوق و شوقت براي انجام اون كار بيشتر ميشه

بازم ممنون از اينكه وقت ميزاري و پارت ها رو ميخوني

دوست دارم رفيق مهربونم🥰

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، reyyan گفته است:

خيلي ممنون عزيزم واقعا ذوق زده شدم 🤩

تشكر از اينكه نظرت رو درباره رمانم گفتي

انشا...مشكلات ادبي و عاميانه هم برطرف كنم ديگه عالي ميشه

بازم ممنون

خودتم نويسنده اي ميدوني كه ادما وقتي از يه كاريت تعريف ميكنند ذوق و شوقت براي انجام اون كار بيشتر ميشه

بازم ممنون از اينكه وقت ميزاري و پارت ها رو ميخوني

دوست دارم رفيق مهربونم🥰

خواهش عشق دلم، ایشالا عزیزم❤

همچنین خوشگل خانم😘😊

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
2 ساعت قبل، یگانه گفته است:

ازمن هیچکس برای رمانم تعریف نکرد،بازم خوش به حال تو

قشنگه رمانت

سلام عزيزم

خيلي ممنون ازت 🥰

به نظر من هر كس هم نظر نده و هر كس هم خوشش نياد مهم نيست.چرا چونكه مهم چيزيه كه خودت بهش اعتقاد داري.😇

شما 12 سال ازمن بزرگتري و من حق ندارم به شما چيزي ياد بدم ولي خودت به كار و كردار خودت اطمينان و اعتقاد داشته باش .😉

منم رمانت رو ميخونم و نظرم رو ميگم از همين اسم رمان معلومه كه قشنگه .🤩

قلمت مانا❤️🍁

  • لایک 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار

داخل نمايه‌ات نوشته بودي متولدسال 1996 هستي

من 13 سالمه

اره ولي ادم تا زمين نخوره كه نميتونه بلند بشه بايد تلاش كرد يه خورده ايراد شنيد تا هرلحظه بهتر و قوي تر بشي

ویرایش شده توسط reyyan
  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
50 دقیقه قبل، ملیکا ملازاده گفته است:

عزیزم خلاصه ت خیلی طولانیه

عزيز دل

مدير منتقد من گفت بايد خلاصه 5 خط باشه كه هست و فقط ايراداتي گفتن كه رعايت كردن.باز هم اگه ميگوييد مشكل داره من با مدير منتقد صحبت كنم

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

عزيز دل

مدير منتقد من گفت بايد خلاصه 5 خط باشه كه هست و فقط ايراداتي گفتن كه رعايت كردن.باز هم اگه ميگوييد مشكل داره من با مدير منتقد صحبت كنم

نه عزیزم الان دیدم متوجه شدم

مقدمه رو جوری نوشتی که انگار جزیی از خلاصه

مقدمه حالا جملات زیر هم باشه بهتر

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

سلام خوشگل خانوم 

رمانت رو خوندم و چند تا ایراد دیدم  البته جنبه های مثبتش به قدری زیاد بود که  ایراد ها دیده نمی شد 

ولی بهتر اصلاح کنی تا سطح قلمت بالا تر بره ^_^

 

اسم رمانت: خب اسم رمان زیباست ولی جذب کننده نیست ترجیحا عوضش کن ..‌

پارت اول رمانت فنتش بزرگتر بود اگر درستش کنی رمان جلوه زیبایی میگیره 

رمانت در بعضی مواقع   با لحن عامیانه پیش میرفت و در گاهی ادبی با یکیش پیش برو 

از نظر من ادبی بیشتر طرفتار داره

 

اما در آخر برای اولین رمان عالیی پیشرفتی و واقعا قلم عالی داری .

راستی با جمله بالای تگ کردنمون خیلی حال کردم

😂

https://forum.98ia2.ir/topic/1153-رمان-گِیمِر-z-sadghinjad-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

 خوشحال میشم رمان منم بخونی و لایک کنی ♥️

طوفانی پیش برو...🗡

@reyyan

ویرایش شده توسط Z sadghinjad
  • لایک 2

بیست سال قبل،  در حالی که سیاره میکادو توسط سیاه‌چاله به ابدیت می‌پیوست، تکه سیارکی از آن جدا  شده و جان سالم به در برد.

از خاکِ سیارکِ تیلوم فرزندی از آن او متولد شد اما، سیاره زمین او را  از تیلوم جدا کرده و  سرپرستیش را به خانواده‌ء انسانی داد.

حال فرزند مانده و تفاوتی که  هیچ‌گاه ندانست از گذشته فراموش شده‌اش سر چشمه می‌گیرد.

رمان تیلوم، زندگی یک دختر به عنوان فرزندِ سیارک!

من قاتل نیستم! فقط معتقدم تنها راه اصلاح بشر، کشتن اون‌هاست.

داستان گیتاراما

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم 😍 

خب اسم رمانت به خلاصه که من خوندم خوب بود 😉 

خلاصه رمانت یکم پیچیده تر کن تا خواننده براش سوال پیش بیاد 

چون بیشتر رمان لو دادی و....

به قول معروف یکم ‌  با کلمه ها بازی کن 😂

مقدمه از نظر من به اسم رمان میومد پس خوب بود❤ 

پارت اول خوندم  یه جورایی معمایی بود   و هم اجتمایی 

و اینکه لحنت 

منم لحنم اشکال دارم خودم برای بهتر شدن لحنم دارم داستان مینویسیم .

پیشنهاد میکنم تو هم داستان بنویسی برای بهتر شدن لحنت تا قلمت دستت بیاد که با کدوم لحن راحت تر میتونی بنویسی 😉

در کل عالی بود قلمت مانا 🙃

 

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
11 ساعت قبل، Z sadghinjad گفته است:

سلام خوشگل خانوم 

رمانت رو خوندم و چند تا ایراد دیدم  البته جنبه های مثبتش به قدری زیاد بود که  ایراد ها دیده نمی شد 

ولی بهتر اصلاح کنی تا سطح قلمت بالا تر بره ^_^

 

اسم رمانت: خب اسم رمان زیباست ولی جذب کننده نیست ترجیحا عوضش کن ..‌

پارت اول رمانت فنتش بزرگتر بود اگر درستش کنی رمان جلوه زیبایی میگیره 

رمانت در بعضی مواقع   با لحن عامیانه پیش میرفت و در گاهی ادبی با یکیش پیش برو 

از نظر من ادبی بیشتر طرفتار داره

 

اما در آخر برای اولین رمان عالیی پیشرفتی و واقعا قلم عالی داری .

راستی با جمله بالای تگ کردنمون خیلی حال کردم 😂

https://forum.98ia2.ir/topic/1153-رمان-گِیمِر-z-sadghinjad-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

https://forum.98ia2.ir/topic/1153-رمان-گِیمِر-z-sadghinjad-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

 خوشحال میشم رمان منم بخونی و لایک کنی ♥️

طوفانی پیش برو...🗡

@reyyan

خیلی ممنون عشقمممم😍😍😍

نمیدونی چقدر ذوق کردم 

چشم حتما سعی میکنم ایراداتم رو بر طرف کنم .

خیلی ارادتمندیم خدمت شما 

ولی حقیقتش من داخل انجمن های دیگه هم قبلا فعالیت داشتم ولی هیچ کدومشون به خوبی این انجمن نیست .

چرا چونکه هم بهت امید میدن هم اینکه اشکالاتت رو بررسی میکنند 

بازم ممنون چشم سعی رمانت رو بخونم و نظر بدم 

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
4 دقیقه قبل، Farinaz گفته است:

سلام عزیزم 😍 

خب اسم رمانت به خلاصه که من خوندم خوب بود 😉 

خلاصه رمانت یکم پیچیده تر کن تا خواننده براش سوال پیش بیاد 

چون بیشتر رمان لو دادی و....

به قول معروف یکم ‌  با کلمه ها بازی کن 😂

مقدمه از نظر من به اسم رمان میومد پس خوب بود❤ 

پارت اول خوندم  یه جورایی معمایی بود   و هم اجتمایی 

و اینکه لحنت 

منم لحنم اشکال دارم خودم برای بهتر شدن لحنم دارم داستان مینویسیم .

پیشنهاد میکنم تو هم داستان بنویسی برای بهتر شدن لحنت تا قلمت دستت بیاد که با کدوم لحن راحت تر میتونی بنویسی 😉

در کل عالی بود قلمت مانا 🙃

 

سلام عزیزم 

خیلی ممنون بابت نقد عالیت 

من هر وقت کسی ایراداتم رو میگیره ذوق میکنم چرا چون پله ای برای بهتر شدن رمانم هست 

خیلی ممنون ازت که وقت گذاشتی و رمانم رو خوندی 

مرسی بابت نقد عالیت 

😘😘😘😍😍😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
12 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

خیلی ممنون عشقمممم😍😍😍

نمیدونی چقدر ذوق کردم 

چشم حتما سعی میکنم ایراداتم رو بر طرف کنم .

خیلی ارادتمندیم خدمت شما 

ولی حقیقتش من داخل انجمن های دیگه هم قبلا فعالیت داشتم ولی هیچ کدومشون به خوبی این انجمن نیست .

چرا چونکه هم بهت امید میدن هم اینکه اشکالاتت رو بررسی میکنند 

بازم ممنون چشم سعی رمانت رو بخونم و نظر بدم 

خواهش ميكنم انشالله موفقيت هاي بيشتر^^

 

 

  • لایک 2

بیست سال قبل،  در حالی که سیاره میکادو توسط سیاه‌چاله به ابدیت می‌پیوست، تکه سیارکی از آن جدا  شده و جان سالم به در برد.

از خاکِ سیارکِ تیلوم فرزندی از آن او متولد شد اما، سیاره زمین او را  از تیلوم جدا کرده و  سرپرستیش را به خانواده‌ء انسانی داد.

حال فرزند مانده و تفاوتی که  هیچ‌گاه ندانست از گذشته فراموش شده‌اش سر چشمه می‌گیرد.

رمان تیلوم، زندگی یک دختر به عنوان فرزندِ سیارک!

من قاتل نیستم! فقط معتقدم تنها راه اصلاح بشر، کشتن اون‌هاست.

داستان گیتاراما

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

53 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

سلام عزیزم 

خیلی ممنون بابت نقد عالیت 

من هر وقت کسی ایراداتم رو میگیره ذوق میکنم چرا چون پله ای برای بهتر شدن رمانم هست 

خیلی ممنون ازت که وقت گذاشتی و رمانم رو خوندی 

مرسی بابت نقد عالیت 

😘😘😘😍😍😍

خواهش 

موفقیت ببینم 😍

  • لایک 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...