رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

داستان پشاشام | پشه کاربر انجمن نودهشتیا


پشه
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام داستان: پَشاشام (پَش+آشام)

نویسنده: پشه

ژانر: طنزی با طعم خونین عاشقانه

هدف:  ویز، ویز، ویز، ویز (ترجمه: در روز‌هایی که انسان بر موجودات حکمرانی می‌کرد، حشراتی بودند که پدر پوستش را در بیاورند. اما دست بر قضا پیدا شدند کسانی از این دو فرقه، که تغییر دادند کل قوانین را)

خلاصه:

آن خونخوار است و او قلبی خونساز دارد. آن عاشق طعم شیرین است و او حتی رگ‌هایش هم شکر مالی‌اند. آن، پشه‌‌‌ی نیش تکی بیش نیست و او، انسانی با مگس کشی در دست. او خونگرم است و آن عاشق شنا در استخر خون    داغ. او عاشق می‌شود و آن عاشق تر. اصلا عقل و منطقِ مطلق به این دنیا را دور بریز الان فقط وقت خندست.
 

هشدار: پس از خروج از تاپیک چشم‌هایتان را با اسید قرقره کنید.

ویرایش شده توسط پشه
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مقدمه:
انسان، او، A
پشه، آن، B
قطره‌ای خون، ذره، C
آن، ذره‌ای از او را خورد. روزگار  خرفت   او، آن و ذره را به هم وصل کرد؛ AB, AC, BC.   بین این‌ها عاشقانه‌ای به وجود آمد،   زمانی که مثلث عشقی دمده شده بود.

ویرایش شده توسط پشه
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

#پارتویز-یکوویزُم 

برای خوندن ادامه‌ی داستان تاپیک رو دنبال کنید و منتظر بمانید.

پیشاپیش ممنون از حمایتتون!!!

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...