رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان تا تلاقی سیاه و سفید (زندگی سیاه من) | پگاه.زن.پ کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

spacer.png

من و تو ما نشدیم ...

ما دو خط موازی بودیم 
من خودم را برایت شکستم
حالا در این تقاطع
حیران و تنها ایستاده ام ،
به تماشای رفتن تو...

خلاصه:

چند لحظه سکوت...

خودت معنای زندگی را بهتر از من می دانی.

زندگی یعنی همین.

نمی خواهم دلداری ات بدهم اما گاهی چیز هایی در زندگی ما اتفاق می افتد که نمی توانیم از وقوع شان جلوگیری کنیم.

می فهمی؟نمی توانیم.

نتوانستن در این جور وقت ها تنها توضیحی است که می توان داد.

سیاه... سفید... دو رنگ در تظاد هم؛ زندگی دورنگه یکی سفید و یکی سیاه؛ زندگی من اول سفید بود...ولی ما با دستان خود آن را سیاه کردیم.

ژانر:

پلیسی،عاشقانه،تراژدی

مقدمه:

سرکلاس معلم دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت:

ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت :

بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد :

" دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند" و بچه ها هم تکرار کردند:

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند....

مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خطا کند.

سیاه منم...

سفید تو...

ما به هم نمیرسیم مگر آن که تو خطا کنی یا من پاک شوم که هر دو محال است.

 

🌿

دنبال قلبت برو 

اما عقلت رو همراه خودت ببر

🎶

📝

📷

💙

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...