رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست طراحی جلد برای ترجمه داستان هاکلبری فین| 𝒔𝒏𝒐𝒘𝒓𝒊𝒕𝒂 کاربر انجمن نودهشتیا


Snowrita
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

عکس اصلی که روی صفحه کتاب هست

 

نام نویسنده: مارک تواین

نام مترجم: تیانا طهماسبی

@مدیر گرافیست @همکار گرافیست

ویرایش شده توسط Snowrita
  • لایک 5
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

13 ساعت قبل، Snowrita گفته است:

ببخشید کی برام گرافیست تگ می‌کنید؟

@مدیر گرافیست

عکس ها تایید نیستن گلم.  کیفیت ندارن.

@Damon.S_E باشما.

  • لایک 3
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، مدیر گرافیست گفته است:

عکس ها تایید نیستن گلم.  کیفیت ندارن.

@Damon.S_E باشما.

باشه سعی می‌کنم بازم بگردم.

ببخشبد این خانم آخرین بازدیدشون که سه شنبه بوده، یعنی دو روز پیش

من برای جلدم عجله دارم چون‌که داستان تا چند روز دیگه تموم میشه.

اگه میشه لطفا یکی رو تگ کنید که باشن و زود کار من راه بیوفته

  • لایک 5
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Snowrita گفته است:

باشه سعی می‌کنم بازم بگردم.

ببخشبد این خانم آخرین بازدیدشون که سه شنبه بوده، یعنی دو روز پیش

من برای جلدم عجله دارم چون‌که داستان تا چند روز دیگه تموم میشه.

اگه میشه لطفا یکی رو تگ کنید که باشن و زود کار من راه بیوفته

عزیزم تک تک گرافیست ها سرشون خیلی شلوغه، منم به ترتیب تگ میکنم گرافیست نزدیک به یک هفته برای طراحی جلد وقت داره اگه دیدم پاسخگو نیستن تعویض میکنم گلم. 

  • لایک 3
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، مدیر گرافیست گفته است:

عزیزم تک تک گرافیست ها سرشون خیلی شلوغه، منم به ترتیب تگ میکنم گرافیست نزدیک به یک هفته برای طراحی جلد وقت داره اگه دیدم پاسخگو نیستن تعویض میکنم گلم. 

خیلی ممنونم❤

  • لایک 3
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Snowrita گفته است:

nwdn_file_temp_1630570796298_1t2k.jpg

اینم هست

@Damon.S_E

سلام عزیزم، عکس دومی تایید نیست چون بدن پسر بچه لخت هستش و عکس دوم فکر نکنم تایید باشه بگردید دنبال یه عکس دیگه تا ببینم اولی تایید هست یا نه

@Snowrita

  • لایک 3

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

18 دقیقه قبل، Damon.S_E گفته است:

سلام عزیزم، عکس دومی تایید نیست چون بدن پسر بچه لخت هستش و عکس دوم فکر نکنم تایید باشه بگردید دنبال یه عکس دیگه تا ببینم اولی تایید هست یا نه

@Snowrita

خوده کتابش که به چاپ رسیده و من خریدمش عکس یه پسر بچه که بالا تنش لخته روی جلدش هست

  • لایک 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

24 دقیقه قبل، Snowrita گفته است:

خوده کتابش که به چاپ رسیده و من خریدمش عکس یه پسر بچه که بالا تنش لخته روی جلدش هست

من از خوبه میپرسم اگه تایید بود بهتون میگم گلم

@Snowrita

  • لایک 3

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

12 دقیقه قبل، Snowrita گفته است:

nwdn_file_temp_1630581190687_6duv.jpg

این رو زیاد دوس ندارم و اولویتم نیست ولی خب...

این تاییده

  • لایک 3

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، Damon.S_E گفته است:

این تاییده

رنگش یه طوریه، کاش میشد تیره تر باشه ولی چون که نمی‌خوام زیاد طول بکشه و وقت رو با پیدا کردن  عکس هدر بدم همین رو برام بزن 

@Damon.S_E

 

  • لایک 2
  • سردرگم 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Snowrita گفته است:

رنگش یه طوریه، کاش میشد تیره تر باشه ولی چون که نمی‌خوام زیاد طول بکشه و وقت رو با پیدا کردن  عکس هدر بدم همین رو برام بزن 

@Damon.S_E

 

گلم من برات تیره ترش میکنم اما رمان شما کار های انتشارش هم با گرافیست ها  (بخش پی دی اف)  هست ممکنه طول بکشه پس عجله نداشته باشید ، من اون دوتا عکس بالا رو برای خوبه ارسال کردم اگه همین عکس مدنظرتون هست من عکس هایی که ارسال کردم رو پاک کنم؟؟

@Snowrita

  • لایک 2

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، Snowrita گفته است:

nwdn_file_temp_1630570489202_0a03.jpg

این که از لحاظ کیفیت مشکلی نداره، داره؟

تایید

  • لایک 1
  • تشکر 1

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 دقیقه قبل، Damon.S_E گفته است:

گلم من برات تیره ترش میکنم اما رمان شما کار های انتشارش هم با گرافیست ها  (بخش پی دی اف)  هست ممکنه طول بکشه پس عجله نداشته باشید ، من اون دوتا عکس بالا رو برای خوبه ارسال کردم اگه همین عکس مدنظرتون هست من عکس هایی که ارسال کردم رو پاک کنم؟؟

@Snowrita

ن ن اون اولویتم هست

  • لایک 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ببخشید یه سوال، تصویر هایی که داخل داستان هست هم توی پی دی اف گزاشته میشن؟

@Damon.S_E

  • لایک 2
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

38 دقیقه قبل، Snowrita گفته است:

عالی شد، خیلی ممنونم❤❤

خواهش میکنم گلم

خب اگه مواردی هست که دوست دارین تو جلد باشه رو ذکر کنید تا من اعمال کنم

@Snowrita

  • لایک 1
  • تشکر 1

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

37 دقیقه قبل، Snowrita گفته است:

ببخشید یه سوال، تصویر هایی که داخل داستان هست هم توی پی دی اف گزاشته میشن؟

@Damon.S_E

خیر گلم فقط عکس جلد و خوده داستان قرار داده میشه

  • لایک 1
  • تشکر 1

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

20 دقیقه قبل، Damon.S_E گفته است:

خواهش میکنم گلم

خب اگه مواردی هست که دوست دارین تو جلد باشه رو ذکر کنید تا من اعمال کنم

@Snowrita

اگه بشه فونتی که اسم داستان رو می‌نویسید مشکی باشه  خیلی خوب میشه

البته اگه بهش میاد اگرم نه که هرچی از نطر خودتون بهتره رو امتحان کنید❤

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

23 دقیقه قبل، Damon.S_E گفته است:

خیر گلم فقط عکس جلد و خوده داستان قرار داده میشه

خیلی ممنونم❤

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Snowrita گفته است:

اگه بشه فونتی که اسم داستان رو می‌نویسید مشکی باشه  خیلی خوب میشه

البته اگه بهش میاد اگرم نه که هرچی از نطر خودتون بهتره رو امتحان کنید❤

گلم رنگ مشکی همخونی با عکس نداره اما اگه بخوای مشکی باشه باید عکس رو سیاه و سفید کنم

@Snowrita

  • لایک 2

مقدمه :

شنیده بودم قلب هر كس

به اندازه مشت گره كرده اش است...

مشت میكنم...

و خیره می شوم به انگشتان گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می كنم...

چقدر كوچك و نحیف باید باشد قلبم!

در عجبم از این كوچك نحیف! كه چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...

می خواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شكند...

چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می كند!

وقتی كه می خواهد و نمی تواند...

موج موج اشك می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این كوچك نحیف......

                                                    «احمد شاملو»

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...