رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان شَمّور | نیکتوفیلیا کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

نام رمان:  شَمّور

نویسنده: نیکتوفیلیا ( مهدیه سادات اَبطَحی ایوَری )

ژانر: تراژدی_اجتماعی_عاشقانه

خلاصه:

در حوالی همین شهرهای خاکستری غم‌زده، آدمکی بی‌رنگ‌ورو از شدت کمبود انگیزه و محبت، نفس‌تنگی گرفته است. بیماری صعب‌العلاجی که تنها درمانش، بودن آن یک نفر است. خدا داند، شاید آن یک نفر هم طاقت از کف برون دهد و نماندن را به بودن‌ها ترجیح دهد. اما این، تنها یک قصه‌ی عشقی ساده نیست که شروعش با عشق باشد و پایانش با شکست. این قصه‌ی دنیاییست که به فرمایش حضرت علی علیه‌السلام، قرار است روی بد روزگار را نشان جان دخترک دهد. دخترکی که بی‌انگیزه شروع کرد و آن‌قدر بر درب و دیوار کوبیده شد که از میان خاک‌های خردشده‌ی اطرافش، درخشید و سر برآورد. دخترکی که جان‌سخت شده بود و روی تلخ روزگار، بر جانش اثر نمی‌گذاشت. این، قصه‌ی یک اسطوره است.

مقدمه:

بنگر به سنگ خام تراش نخورده‌ی الماس که چطور بدشکل و نافرم و نامیزان است. تراشش دادند، شکستنش، سابیدنش، آزارش دادند، عذابش دادند، شکستنش، تراشش دادند، تراشش دادند و باز...

حال بنگر به شَمّوری که در دست داری. این همان سنگ نامطلوبیست که چهره‌ات را از دیدنش درهم می‌کردی. این همان سنگیست که با ظلم‌های پی‌درپی، دلش را ریش‌ریش کردی. درخشش و زیبایی خیره‌کننده‌اش را می‌بینی؟ او را از خود راندی، گمان کردی زندگی‌اش را تباه کردی؟ خیر! تو او را با تراش دادن‌هایت، ساختی. حال بنگر به ارزش فوق‌العاده‌اش که حتی، تو را هم با او مقایسه نمی‌کنند. هوای خودت را داشته باش! هنوز در دلش، ظلم‌هایت را مرور می‌کند. از تو ممنون است؛ اما...

حال که به قدرت رسیده است، تو را لایق نابودی می‌داند.

@مدیر منتقد

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

های گلکانم!

بچه ها من قراره شمور رو چاپ کنم خب؟ بعد روی کمک شما هم خیییییلی حساب کردم چون مطمئنم کامل خوندینش.

می خوام بهم بگین کجاهای رمان دچار ضعفه و یا کجاهاش اگه اینطور می بود قشنگ تر میشد. رودربایستی رو هم بذارین کنار چون اگه بی تعارف بگین کمک بیشتری بهم می کنین. دوست دارم تا جایی که میشه بی نقص باشه

خلاصه که منتظر نقداتون هستم. از الان بابتش مرسی❤

@Marilla @Roshana@Dragon @Narges.Sh @.Ghazaleh. @-ashob- @Masi.fardi

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...