• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

شعر های شاعران


خاکستر
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست

عشاق تو را به دیده در خواب کجاست

خورشید ز غیرتت چنین می‌گوید

کز آتش تو بسوختم آب کجاست

 

خاقانی

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو گذشتی و شب و روز گذشت

آن زمان‌ها به امیدی که تو

بر خواهی گشت،

پای هر پنجره مات…

می نشستم به تماشا، تنها

گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه،

دور، تا دورترین جاها می رفت نگاه، باز می‌گشتم، هیهات!

چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز!

 

فریدون مشیری

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر تو نبودی

من کاملا بیکار بودم

هیچ کاری

در این دنیا ندارم

جز دوست داشتن تو

 

رسول یونان

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم

محتاج برادران و خویشان نشوم

بی منت خلق خود مرا روزی ده

تا از در تو بر در ایشان نشوم

 

ابوسعید ابوالخیر

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیده‌ام خورشید را در خواب، تعبیرش تویی

خواب دریا و شب مهتاب، تعبیرش تویی

 

حسین منزوی

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ

آیینه بود و آب و کمی پنجره

موسیقی سکوت شب و بوی سیب

یک قطعه شعر ناب

و کمی پنجره…

 

قیصر امین پور

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روی تو خوش می نماید آینه ما

کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا

 

سعدی

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا شب نشده

خورشید را

لای موهایت می‌گذارم

و عاشق می‌شوم

فردا،

برای گفتن

دوستت دارم

دیر است

 

جلیل صفر بیگی

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من

ای عقل عقل عقل من ای جان جان جان من

 

مولانا

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فرقی نمی کند

پنجه ی طلایی آفتاب باشد

یا انگشت های خیس باران

این پنجره دیگر

جواب سلام آسمان را نخواهد داد

وقتی قرار نیست

تو از این کوچه بگذری

 

بهرام محمودی

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حواسم نبود

دو فنجان چای ریختم

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم میل گل باغ ته دیره

درون سینه‌ ام داغ ته دیره

بشم آلاله زاران لاله چینم

وینم آلاله هم داغ ته دیره

 

بابا طاهر

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عشق یوسف به زلیخا چه ستم ها که نکرد

خوشگلان بی صفتند

گرچه پیامبر باشند

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قایقی خواهم ساخت،

 

خواهم انداخت به آب…

 

پشت دریاها شهری است

 

که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است

 

بام‌ها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می‌نگرند

 

دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است

 

مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند

 

که به یک شعله، به یک خواب لطیف

 

خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود

 

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد

 

پشت دریا شهری است

 

که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است

 

شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

 

پشت دریاها شهری ست

 

قایقی باید ساخت

 

سهاب سپهری

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اول رخ خود به ما نبایست نمود

تا آتش ما جای دگر گردد دود

اکنون که نمودی و ربودی دل ما

ناچار ترا دلبر ما باید بود

 

ابوسعید ابوالخیر

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد

گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید حافظ

 

حافظ

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

 

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

 

نوش‌دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

 

سنگدل این زودتر می‌خواستی, حالا چرا؟

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

 

من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

 

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

 

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

 

این‌قدر با بخت خواب‌آلود لالا چرا؟

 

آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می‌کند

 

در شگفتم من نمی‌پاشد زهم دنیا چرا؟

 

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

 

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟

 

شهریار

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جدایی‌ها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من

از درون مـن نجست اسرار من

سر من از ناله‌ی من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست…

 

مولانا

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جدایی‌ها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من

از درون مـن نجست اسرار من

سر من از ناله‌ی من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست…

 

مولانا

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی که زندگی من

هیچ چیز نبود

هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری

دریافتم

باید، باید، باید

دیوانه وار دوست بدارم

کسی را که مثل هیچ کس نیست

 

فروغ فرخزاد

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

 

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

 

فریدون مشیری

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل

که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی

 

قیصر امین پور

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر راز که اندر دل دانا باشد

باید که نهفته‌ تر ز عنقا باشد

کاندر صدف از نهفتگی گردد در

آن قطره که راز دل دریا باشد

 

خیام

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوشتر از دوران عشق ایام نیست

بامداد عاشقان را شام نیست

 

سعدی

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو گذشتی و شب و روز گذشت

آن زمان‌ها به امیدی که تو

بر خواهی گشت،

پای هر پنجره مات…

می نشستم به تماشا، تنها

گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه،

دور، تا دورترین جاها می رفت نگاه، باز می‌گشتم، هیهات!

چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز!

 

فریدون مشیری

جایـــــــے از میان نت هاے دیوانگـــــــــــے گیــــتار!

✞︎𝑩𝑰𝑴𝑨𝑹 𝑶𝑻𝑨𝑮7✞︎

♕︎𝑴𝑶𝑯𝑹 𝑪𝑼𝑻♕︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...