رفتن به مطلب

شرقی غمگین|میم‌کاف کاربر انجمن نودهشتیا


میم کاف
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام اثر: شرقی غمگین

نام نویسنده: میم‌کاف 

خلاصه: همه چیز بعد از تو 

مقدمه: 

می‌خوای بدونی چی غم انگیزه؟
تو می تونی هر چیزی که داری به یکی بدی
و می‌تونی برایِ اون آدم عالی باشی
تو می تونی هر چیزی باشی که اونا می‌خوان
اما هنوزم کافی نباشی
چون هیچ‌وقت هیچ‌چیز کافی نیست و همه مضحک اند.

ناظر: @ نازبانو 🍃

ویرایش شده توسط مدیر راهنما
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

0.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

مهت عزیزم
اینجایی؟
انگار که دیر کردی
امّا هیچ نگران نباش
هنوز مثل قبل به خانه که می رسم روی مبل عسلی رنگ روبه تلویزون می‌نشینم
گاهی حتی زحمت در آوردن پالتو را از تنم بیرون نمی دهم
حتی حوصله روشن کردن صفحه تاریک روبه رویم را ندارم
تنها به تصویر عمودی شده خودم میان تاریکه منتظم گوشه اتاق می نگرم
اصلاً هم به اتفاقات روز فکر نمی کنم
در واقع ذره ایی اهمیت نمی دهم
این روزها کسل تر از همیشه روز هارا سر میکنم
از این بابت از پاییز ممنونم چون طوری که فکرش را نمی‌کنی شب می‌شود
و خب بخواهم صادق باشم شب ها بهانه ات را میگیرم
دلم برای قهوه‌های داغی که دم میکردی می‌گیرد
حتی دلم هوای حواس جمعی های همیشگی ات می‌کند
خانه بدون تو شبیه به طویله است
هیچ چیز سر جایش نیست.
خبر خوب
سیگار را کنارگذاشتم به لطف چسب نیکوتین های متیو
باید بودی آنوقت از بوی لش تنم غر نمی‌زدی
و سر صبح چله زمستان بخاطر یک نخ سیگار   پنجره های اتاق را چارتاق باز نمی‌گذاشتی
گفتم متیو یادم افتاد چند روز گذشته نوار های مادربزرگت رو آورده بود
من هم میان انبار گذاشتمشان
هر وقت خواستی بدان از کجا پیدایشان کنی
راستش را بگویم ترس هایم به واقعیت پیوستِ
این روزها عجیب حافظه ام از کار افتاده
دیروز حتی یادم نبود رفتی
آماده شده بودم بیام دنبالت
حتی تا جلوی خانه مادرت هم رفتم!
باورت میشه
خیلی باورنکردنی زده بود به مخم
آه باید بیشتر جدول حل کنم
یا شاید بهتره دوباره یه پروژه خوندن کتاب رو شروع کنم
هرچی...
حالت خوب؟
بچه ها خوبن؟
هوای خودت رو داشته باش
کمتر کار کن
مجبور نیستی کل روز رو بیرون باشی
باید استراحت کنی
حداقل آخر هفته ها رو واسه خودت نگهدار
برات یه کتونی نو گرفتم بهتره دست از پوشیدن اون قدیمی ها برداری
تو اصلاً مراقب خودت نیستی
برات باز هم می‌نویسم
البته اگر فراموش نکنم
اوه بهت برنخوره البته که تو فراموش نشدنی
روزها اینجا عجیب میگذره
گاهی باعث میشه نخوام هیچ کار کنم
فکر کنم این خسته کننده باشه واسه خوندن
پس همین جا تمومش می‌کنم.
به امید دیدار.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهت عزیزم سلام
حالت چطور هست؟
روز هارا چطور میگذرانی؟
من بد نه امّا خوب هم نیستم
روز هارا هم سرسرکی می‌گذرانم
دیشب اینجا عروسی بود
دختر همسایه بغلی بالاخره با اون پسر ریشو ِ ازدواج کرد
شاید اگر اینجا بودی باز گله میکردی
که حیف از این دختر نیست
آخه خدا میدونه چی داره این پسره که انقدر میخوادش
حتی اخلاق درست درمون هم نداره
منم برات از اصول اخلاقی می‌گفتم که صحیح نیست اینطور راجب مردم نظر بدیم
صرفاً چون برخوردی که داشتیم بد بوده
و تو هم اَدام رو در می‌آوردی با اون میمیک های صورتت
منم تو دلم قند آب می‌شد با خودم کلنجار می‌رفتم نیام یه لقمه چپت کنم
دیشب خواب درست درمون نداشتم
کل شب صدای موزیک می اومد
و واقعاً سر شبی کفریم کرد
چهارتا لیچار بار اون احمقی که به این مراسمات دامن زد کردم
آخر سر دم صبح دل کندم از تخت
به گلات رسیدم
آبشون دادم
اکثرشون خشک شده
با عرض معذرت
حقیقتاً من مراقبت از خودم هم یادم میره
این واسم زیادیه گلارو سپردی به من
قصدم اینه اهداشون کنم
به همین همسایه بغلی
حداقل باقی میمونن
جداً شده آینه دغم
اگر اینجا بودی خشک نمی‌شدن
امّا شدن
درواقع بخوام غر بزنم
خیلی اتفاق ها افتاده با نبودت
امّا من آدم گلایه نیستم
میتو هر هفته سراغت رو میگیره
دقیق نمیدونم چرا از من؟
آخه بی‌خبر ترین آدم از تو منم
انگار از قصد میخواد عذابم بده
دائم یادآوری کنه نبودتو
آخر سر فکر کنم محکم بزنمش
حداقل دلم خنک میشه
من آدم خشونت طلبی نیستم
و میدونم میدونی اینکارو نمی‌کنم
امّا اینارو میگم بدونی برات هرکار می‌کنم
عکس‌ها که گرفتی تو مجله دیدم
تو فوق العاده ایی
تو واقعاً فوق العادهایی
باید پیشت بودم از عکسات انقدر می گفتم که باز میزدی تو ذوقم
و تموم تعریف هامو نادیده میگرفتی
گاهی حس می‌کنم اعتماد به نفس همیشگیت کار دستت میده
و میده
اینطوره نه؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام
مهت اون بیرون همه از من متنفرن
کسی منتظرم نیست
گاهی حس می‌کنم اضافی ام
درد دارم
حالت تهوه؟
امروز از دستم در رفت چقدر کشیدم
زدم زیر قولم؟
آره زدم اما تو میبخشی نه؟
تو منو میخوای
هر طور که هستم
خستم
تمام هفته رو زدم به بی خیالی
امّا نمیشه
نمی‌تونم این درد از من بزرگ تره
نمی‌تونم کنترل کنم
نمی‌تونم
من دیگه نمی‌تونم
این همه سال کشیدم بسمه
تو میفهمی منو نه؟
اگر بودی سرمو تو دستات میگرفتی
میزاشتی پنهون شم
تو بغلت تموم می‌شد
دیگه چیزی نبود که حس کنم
ازم می‌خواستی حواسمو بدم بهت
برام حرف میزدی
حرف میزدی
مهت تو نیستی
دردا زیاد شدن
یعنی دیگه کسی نیست منو گم کنه
منو دور کنه از این چیزی که هستم
من باید چی کنم؟
مهت من باید چه غلطی کنم؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...