رفتن به مطلب

دلنوشته‌ی مالک اشتری دیگر


ریحـون
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

دلنوشته ی هفته ی بسیج

"تا ابد ایران"


بسیج همانند قطره ای اشک است که با کوچکترین یا بزرگترین درد و رنجی که ایران متحمل شود، با شتاب گلوله ای به پایین حمله می کند و سد دفاعی دشمن را می شکند.
از بسیج به عنوان مظهر پاکی و اقتدار یاد شده است. پاکی و اقتداری که در هیچ جای دنیا نظیر آن یافت نمی شود.
یک بسیجی را نمی توان با یک مزدور و مستکبر که تنها به فکر منافع شوم خود است، قیاس کرد.
بسیج همانند فرزندی است که در دامان مادر خویش  پرورش یافته و هنگامی که به رشد کامل رسیده، از مادر خویش در مقابل هر گونه توطئه و حمله ای، ایستادگی و مقاومت می کند.
کشور ایران هم که مادر بسیج انگاشته می شود، همراه آن به نقطه ای می رسد که جهانیان به آن چشم دوخته و انگشت به دهان می مانند.
آری این قدرت و عظمت بسیج را در ایران نشان می دهد.
بسیجی ها در هر سنی یافت می شوند؛ چون سرفرازی و سربلندی ایران برای مردمانش مهم و شایان است.
هنگامی که دشمن سعی می کند از هر راهی به ایران ضربه بزند، بسیج نظیر تیری که از کمان در رفته، بلافاصله مانع افکار شوم و پلید دشمن می شود.

شعری از محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) در وصف بسیج:

یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج
جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج

یا علی خون حسینت کِی رود از یادها
گو ببیند زینب این غوغای خونخواه بسیج

تا علمدارش گشاید بال شاهین علم
می دهد فرمان حسینت کو بُوَد شاه بسیج

اشک و خون می بارد از آفاق آذربایجان
خود به مژگان رفت آذربایجان را بسیج

می زداید دود آه خیمه های سوخته
خیمه و خرگاه زد در کربلا آه بسیج

کوردل بودند اهل کوفه و بیعت شِکن
قوم سلمان است این قوم دلاگاه بسیج

غرش ای شیر خدا ببر و پلنگ خفته را
تا شود صدّامیان خرگوش و روباه بسیج

لشکر اسلام شد چون سیل و طوفان در خروش
کفر اگر خود کوه باشد می شود کاه بسیج

روز کین و انتقام است از گروه حرمله
چند باشد داغ اصغر زجر جانکاه بسیج

رهبر از نصر مِنَ اللَّه داد فرمان جهاد
تا رسد فتح قریب از نصرت الله بسیج


'زنده باد ایران'
'هفته ی بسیج گرامی باد'

ویرایش شده توسط ..ریحون..
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

مالک اشتری دیگر


سلام!
سلام بر تو ای مرد کرمانی!
سلام بر تو ای سرباز ولایت!
حالت خوب است، ای بزرگ مرد؟
انشالله که حالت خوب باشد. سخنی ندارم تا به تو گویم. زبانم در برابر تو قادر به سخن نیست و توانایی‌اش را ندارم. اکنون که قلم در دست گرفته‌ام می‌خواهم برایت از اینجا بگویم، هر چند خودت بهتر از هر کس می‌دانی!
حدوداً، هزار و نود و پنج روز است که تو از میان ما رفته‌ای، انگار هزاران سال گذشته است و چه سخت است گذر از این روزها!
از زمانی که تو به دیدار معبودت رفته‌ای، اینجا حال و هوای عجیبی پیدا کرده است. واقعیتش را بگویم، قبل از شهادتت من تو را نمی‌شناختم و چقدر اندوهگینم می‌کند.
 آه، ای کاش زودتر می‌شناختمت!
اشک‌هایم که همانند رودی بر روی صورتم جریان دارد را می‌بینی؟
 بغض خانه کرده در گلویم را که مانند خنجری زخم می‌زند را حس می‌کنی؟
نمی‌دانم از کجا پیدایشان شده، اما زمانی‌که به تو و کاری که در حق ما انجام دادی فکر می‌کنم، پدید می‌آیند. اکنون مرا می‌بینی، نه؟ به اندازه‌ی سال‌ها با تو سخن دارم، اما نمی‌شود.
داشتم می‌گفتم، از زمانی‌که رفته‌ای، همه چیز دگرگون شده، مردم کسی را شناختند که تا لحظاتی قبل چیزی درموردش نمی‌دانستند و چه حیف این ندانستن‌ها!
کاش می‌توانستم از تو راحت‌تر سوالاتم را بپرسم، و حیف از این کاش‌ها!
می‌خواهم بپرسم، هنگام شهادتت چه حسی داشتی؟ مطمئناً حسی خوب وجودت را فرا گرفته بوده است، انگار که خودت می‌دانستی که به سوی معبودت مانند فرزندی که سوی مادرش می‌رود، شتافتی. خوشابه‌حالت!
خوشابه‌حالت که زود رفتی و این مصیبت‌هایی که یکی- یکی بر سرمان نازل می‌شدند را ندیدی، اما ای کاش بودی و ما را نجات می‌دادی.
همان‌گونه که در مقابل داعش و دشمن مقامت می‌کردی، ای سردار بزرگ!
ای سردار بزرگ، تو با خون خودت، آرزوی شهادت را در دل همه انداختی و چه مظلومانه به شهادت رسیدی، به گونه‌ای که تنت تکه- تکه شد.
لعن و نفرین برای آن تروریست‌ها کم است، اما روزی به جزایشان می‌رسند.
دیدی انتقام سختی را که گرفتیم؟ به خدا که برای تو کم بود این، اما حداقل خون تو پایمال نشد.
راستی، با شهیدانی که به تازگی به سوی آسمان پر کشیدند، دوست شده‌ای؟ مطمئناً آن‌قدر مهرت زیاد است که این اتفاق بی‌افتد.
سلام همه‌ی ما را به آن‌ها برسان!

آن‌قدر زیاد هستند و مظلومانه به شهادت رسیدند که نمی‌توانم تک- تک‌اشان را نام ببرم و من شرمنده‌ام. لطفاً زحمتش را خودت بکش!
اما کاش می‌شد تو را برای یک بار هم که شده از نزدیک می‌دیدم و چه حیف که ندیدم، که اگر می‌دیدم زودتر تو را می‌شناختم و تحولی در خود ایجاد می‌کردم.
چون تو مالک اشتر این زمانه‌ای!
مالک اشتری دیگر!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...