رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان اولین مرگ | MOBINA.H (مبینا حاج سعید) کاربر انجمن نودهشتیا


Beretta
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

                  negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%

                «به نام خدا»

رمان: اولین مرگ

ژانر: پلیسی، عاشقانه

نویسنده: مبینا حاج سعید

خلاصه: 

سرگرد ماهر سازمان نیروی انتظامی، با یک تصادف غیر عمد می‌میرد؛ البته این چیزیست که بقیه از آن خبر دارند، در حالی که مسئله پیچیده‌تر است! 

سرگرد مُرده‌ی دیروز، تبدیل به رئیس باند امروز شده است که هدفی مهم دارد اما...

 

مقدمه: 

مبهوت از جمعیت رو به رویم، چشمانم را بسته بودم و تظاهر به  مردن می‌کردم؛ در حالی که روحم از آن لحظه به بعد، مُرد! اولین صحنه‌، اولین مرگ روح من! صحنه‌ها پشت صحنه‌ها، دروغ‌ها پشت دروغ‌ها، گلوله‌ها پشت گلوله‌ها! احساسات مرده، هرگز زنده نمی‌شوند. احساس که بمیرد، روح دمیده شده‌ی خدا در وجودت هم برای ابدیت چشم‌ می‌بندد اما...

ناگه در رگ‌ احساسی که مرده بود، خون جریان گرفت. نوری پشت پلک‌هایم را روشن کرد. خنده‌های مستانه‌ای در گوش‌هایم زنگ می‌خوردند؛ دیگر صدای گلوله و فریادهای از سر خشم شنیده نمی‌شد...

و تمام! احساس‌های دفن شده‌ام، از خاک رطوبت‌ خورده‌‌ از اشک‌هایم بیرون زدند!

لینک رمان اولیــن مـــرگ🖤⚔️

ویرایش شده توسط MOBINA.H

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • نویسنده حرفه ای

های گلکم

انتخاب اسم یه بحث سلیقه ایه. من به شخصه از اسم های تک سیلابی و نهایتا دو سیلابی خوشم میاد. با اسم های دو کلمه ای زیاد حال نمی کنم. ولی خارج از بحث سلیقه اسم رمان تو ژانرت رو نشون میده که من با دیدنش حدس زدم باید ترسناک یا تخیلی باشه.. ولی بر خلاف تصورم پلیسی بود و ... عاشقانه؟😐 شوخی نکن گلکم! الان که دارم این رو برات تایپ می کنم رفتم ژانرت رو نگاه کردم خدا وکیلی غافلگیر شدم. ترسناک تخیلی نیست؟! ای بابا😐 خب ببین... این نشون میده اسم رمانت استاندارد نیست. چون خواننده اول نگاهش به اسم رمان میوفته بعد با خودش میگه خب این از اسمش معلومه ژانرش اینه پس تصمیم می گیره که بخونه یا نخونه. اومدیم و ترسناک دوست نداشت. وقتی دید اسم رمانت نشون از ترسناک بودنش میده و نخوند... دیگه اصلا نمی فهمه پلیسی و عاشقانه ست.

از خلاصه ت خیلی خوشم اومد این دقیقا همون خلاصه ی استانداردیه که همیشه سرش حنجره م رو پاره می کنم. خلاصه ای که نشون از اتفاقات رمان میده نه توصیف حس و حال شخصیت ها. حالت مقدمه هم نداره و به به

مقدمه ای بسی عالی

سطح قلمت خیلی خوبه مبینا... هق راستشو بگم؟ انتظار نداشتم قلمت اینطوری باشه. این اولین باریه که نگاهم به قلمت میوفته.  توی پارت اول اگه نامحسوس توصیفاتت رو به کار ببری خیلی خوب میشه. یعنی مثلا اونجا که میگه به میز تکیه دادم می تونی به میز صفت رنگ رو هم اضافه کنی که تصور من تکمیل بشه. اونجا که میگی موهاش تو هوا موج میزد می تونی صفت رنگ رو به موهاش اضافه کنی که به این واسطه توصیف شخصیت هم داشته باشی.

از این که مثل تازه کارا نیومدی توی پارت های اولیه زندگی طرف رو بریزی روی دایره خیلی خوشم اومد مخصوصا اونجاش که کیانا بی توجه به ناآگاه بودن خواننده از زندگیش، درباره ی سرهنگ و سیاوش و کارایی که باید انجام می داد صحبت کرد.

هق جدی جدی خیلی خوبه. فایده نداره باید فالووش کنم.

بوس بای

 

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 دقیقه قبل، نیکتوفیلیا گفته است:

های گلکم

انتخاب اسم یه بحث سلیقه ایه. من به شخصه از اسم های تک سیلابی و نهایتا دو سیلابی خوشم میاد. با اسم های دو کلمه ای زیاد حال نمی کنم. ولی خارج از بحث سلیقه اسم رمان تو ژانرت رو نشون میده که من با دیدنش حدس زدم باید ترسناک یا تخیلی باشه.. ولی بر خلاف تصورم پلیسی بود و ... عاشقانه؟😐 شوخی نکن گلکم! الان که دارم این رو برات تایپ می کنم رفتم ژانرت رو نگاه کردم خدا وکیلی غافلگیر شدم. ترسناک تخیلی نیست؟! ای بابا😐 خب ببین... این نشون میده اسم رمانت استاندارد نیست. چون خواننده اول نگاهش به اسم رمان میوفته بعد با خودش میگه خب این از اسمش معلومه ژانرش اینه پس تصمیم می گیره که بخونه یا نخونه. اومدیم و ترسناک دوست نداشت. وقتی دید اسم رمانت نشون از ترسناک بودنش میده و نخوند... دیگه اصلا نمی فهمه پلیسی و عاشقانه ست.

از خلاصه ت خیلی خوشم اومد این دقیقا همون خلاصه ی استانداردیه که همیشه سرش حنجره م رو پاره می کنم. خلاصه ای که نشون از اتفاقات رمان میده نه توصیف حس و حال شخصیت ها. حالت مقدمه هم نداره و به به

مقدمه ای بسی عالی

سطح قلمت خیلی خوبه مبینا... هق راستشو بگم؟ انتظار نداشتم قلمت اینطوری باشه. این اولین باریه که نگاهم به قلمت میوفته.  توی پارت اول اگه نامحسوس توصیفاتت رو به کار ببری خیلی خوب میشه. یعنی مثلا اونجا که میگه به میز تکیه دادم می تونی به میز صفت رنگ رو هم اضافه کنی که تصور من تکمیل بشه. اونجا که میگی موهاش تو هوا موج میزد می تونی صفت رنگ رو به موهاش اضافه کنی که به این واسطه توصیف شخصیت هم داشته باشی.

از این که مثل تازه کارا نیومدی توی پارت های اولیه زندگی طرف رو بریزی روی دایره خیلی خوشم اومد مخصوصا اونجاش که کیانا بی توجه به ناآگاه بودن خواننده از زندگیش، درباره ی سرهنگ و سیاوش و کارایی که باید انجام می داد صحبت کرد.

هق جدی جدی خیلی خوبه. فایده نداره باید فالووش کنم.

بوس بای

 

سلامم

وای مهدیه جانم نمیدونی چقدر خوشحالم کردی.  خوشحالم که شماها هستین و بهم انرژی میدید.

اولین مرگ رو واسه این گذاشتم چون دختره چندین بار مرگ رو تجربه میکنه درصورتی که هممون میدونیم مرگ یه باره، چندین بار نیست که اولین بار هم داشته باشیم. عاشقانه هم زیاد نیست و جزو ژانر اصلی نیست.

ععررر واقعا خوشحالم کردی. خیلی ممنونم🥺

ویرایش شده توسط MOBINA.H

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
4 دقیقه قبل، MOBINA.H گفته است:

سلامم

وای مهدیه جانم نمیدونی چقدر خوشحالم کردی.  خوشحالم که شماها هستین و بهم انرژی میدید.

اولین مرگ رو واسه این گذاشتم چون دختره چندین بار مرگ رو تجربه میکنه درصورتی که هممون میدونیم مرگ یه باره، چندین بار نیست که اولین بار هم داشته باشیم. عاشقانه هم زیاد نیست و جزو ژانر اصلی نیست.

ععررر واقعا خوشحالم کردی. خیلی ممنونم🥺

هق قربانت

پس باید یه اسمی بذاری که حداقل به ترسناک نخوره... ببین می تونی از مترادف های مرگ و اولین و اینجور چیزا    استفاده کنی. 

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، نیکتوفیلیا گفته است:

هق قربانت

پس باید یه اسمی بذاری که حداقل به ترسناک نخوره... ببین می تونی از مترادف های مرگ و اولین و اینجور چیزا    استفاده کنی. 

❤❤

خودت چه پیشنهادی داری؟

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
هم اکنون، MOBINA.H گفته است:

❤❤

خودت چه پیشنهادی داری؟

فعلا هیچی. من شخصا دهخدا رو شخم می زنم.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، نیکتوفیلیا گفته است:

فعلا هیچی. من شخصا دهخدا رو شخم می زنم.

آره خیلی خوبه. فقط یه چیزی... جلد رمانم چی؟ 

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
هم اکنون، MOBINA.H گفته است:

آره خیلی خوبه. فقط یه چیزی... جلد رمانم چی؟ 

جلد رمانت اون دسته و تفنگه رو مخم بود😐 هار هار

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، نیکتوفیلیا گفته است:

جلد رمانت اون دسته و تفنگه رو مخم بود😐 هار هار

عررر اون دیگه چرا؟😂😂

نه اسم رو جلد رو میگم. اگه اسم رو عوض کنم میشه   دوباره درخواست  داد؟

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
1 دقیقه قبل، MOBINA.H گفته است:

عررر اون دیگه چرا؟😂😂

نه اسم رو جلد رو میگم. اگه اسم رو عوض کنم میشه   دوباره درخواست  داد؟

شاید.. فکر کنم.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • همکار سایت

سلام و علیکم 😁

خب خب آمدم نقدی بنویسم و برم🤣🪶

از اسم رمانت شروع میکنم: طولانی نیست، کلیشه‌ای نیست، از دو کلمه تشکیل شده و جذابه! من به شخصه از اسم خیلی خوشم اومد🤟🥀

با دیدن اسم رمانت حدس زدم رمان باید جنایی باشه که تقریبا همون طوری هم بود. 💌

ژانر: پلیسی و عاشقانه بود که به نظرم اگه جنایی یا معمایی هم بهش اضافه کنی تکمیل میشه🔥

خلاصه: همون طور که باید باشه، مفهوم و خلاصه‌ی گنگی از رمان رو میرسونه، اندازه‌اش استانداره و داستان رو لو نمیده🤤

مقدمه: من خیلی دوسش داشتم؛ مختصر و مفید بود✔️

از توصیفت توی رمان خیلی خوشم اومد 💪

همینجوری طوفانی برو جلو که منتظرم🤭

البته فعلا چند پارت اول رو خوندم اما حتما ادامه میدم🌸

موفق باشی قشنگم 🫀

قلمت مانا🌜

وقت داشتی یه نگاهی هم به داستانای ما بنداز😁

@سفرههفتسین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، رومیزی عید گفته است:

سلام و علیکم 😁

خب خب آمدم نقدی بنویسم و برم🤣🪶

از اسم رمانت شروع میکنم: طولانی نیست، کلیشه‌ای نیست، از دو کلمه تشکیل شده و جذابه! من به شخصه از اسم خیلی خوشم اومد🤟🥀

با دیدن اسم رمانت حدس زدم رمان باید جنایی باشه که تقریبا همون طوری هم بود. 💌

ژانر: پلیسی و عاشقانه بود که به نظرم اگه جنایی یا معمایی هم بهش اضافه کنی تکمیل میشه🔥

خلاصه: همون طور که باید باشه، مفهوم و خلاصه‌ی گنگی از رمان رو میرسونه، اندازه‌اش استانداره و داستان رو لو نمیده🤤

مقدمه: من خیلی دوسش داشتم؛ مختصر و مفید بود✔️

از توصیفت توی رمان خیلی خوشم اومد 💪

همینجوری طوفانی برو جلو که منتظرم🤭

البته فعلا چند پارت اول رو خوندم اما حتما ادامه میدم🌸

موفق باشی قشنگم 🫀

قلمت مانا🌜

وقت داشتی یه نگاهی هم به داستانای ما بنداز😁

@سفرههفتسین

سلاامم.

مرسی عزیزم که خوندی.    چشمم حتما میخونم و نقد میکنم.

بوس بهت❤

ویرایش شده توسط سفرههفتسین

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عریزم  @سفرههفتسینطبق قولی که بهت داده بودم؛ اومدم صفحه نقدت 

 

اسم رمانت خیلی تازه اس. درسته کلمه مرگ یکمی کلیشه به نظر میاد ولی چون با اولین، ساختار جدیدی درست کرده؛ کلیشه محسوب نمی شه. حسی که من از رمانت می گیرم اینه که شخصیت داستان با مرگش تولد دوباره ای پیدا می کنه و مرگ پایان اون نیست. نام رمان با ژانر محتوا تقریبا هماهنگی داشت. 

 

خب ژانرهایی که ارائه دادی( عاشقانه، پلیسی) صحیح بود و متن هماهنگی داشت.  بهتره با توجه به اینکه اولویت رمانت بیشتر پلیسی دیده شد، ژانر پلیسی رو اول مطرح کنی. ( پلیسی، عاشقانه) 

 

خلاصت خیلی جذاب و گنگ بود و خواننده رو به خوندن تشویق می کنه و آثاری از کلیشه در اون دیده نمی شه. با متن و ژانر همخوانی داشت. اطلاعاتی که که ارائه داد مناسب بود. 

 مقدمه ات هم عالی بود برشی از متن بود که جالب به نظر می رسید فقط یکم طولانی شده. عزیزم تو مقدمه مشتقات کلمه ( مردن) رو زیاد تکرار کردی می تونستی از معادلاش مثل( مرگ، نیستی، نابودی)  استفاده کنی. 

شروع رمانت اصلا کلیشه ای نبود و مخاطب و برای دونستن باقی ماجرا کنجکاو می کرد. 

مورد دیگه ای که مشاهده کردم تکرار چندبار یک جمله تو پارت اول بود. 

( مگه بهت نگفتم دور کیوان و خط بکش)  بهتره از استفاده مکرر جملات، دوری کنی عزیرم. 

اینکه عزیرم شما اول رمان میای یک گره در ذهن مخاطب ایجاد می کنی اونم این هست که نیاز عاشق کیوان شده. سوال پیش میاد که چه اشکالی وجود داره اگه عاشق اون شده؟ یا اینکه بالاخره نیاز چه تصمیمی میگیره؟  

ولی دیگه ازش گذشتی و بهش اشاره نکردی انتظار گره گشایی تو پارت های اولیه نمیره ولی حداقل بهتره که راجبش حرف بزنی. 

سخنی با نویسنده عزیز💜

قلم زیبایی دارید ایده رمان کشش بالایی برای جذب مخاطب دارد.

با انرژی ادامه دهید

موفق باشد🌹

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

13 دقیقه قبل، Atlas _sa گفته است:

سلام عریزم  @سفرههفتسینطبق قولی که بهت داده بودم؛ اومدم صفحه نقدت 

 

اسم رمانت خیلی تازه اس. درسته کلمه مرگ یکمی کلیشه به نظر میاد ولی چون با اولین، ساختار جدیدی درست کرده؛ کلیشه محسوب نمی شه. حسی که من از رمانت می گیرم اینه که شخصیت داستان با مرگش تولد دوباره ای پیدا می کنه و مرگ پایان اون نیست. نام رمان با ژانر محتوا تقریبا هماهنگی داشت. 

 

خب ژانرهایی که ارائه دادی( عاشقانه، پلیسی) صحیح بود و متن هماهنگی داشت.  بهتره با توجه به اینکه اولویت رمانت بیشتر پلیسی دیده شد، ژانر پلیسی رو اول مطرح کنی. ( پلیسی، عاشقانه) 

 

خلاصت خیلی جذاب و گنگ بود و خواننده رو به خوندن تشویق می کنه و آثاری از کلیشه در اون دیده نمی شه. با متن و ژانر همخوانی داشت. اطلاعاتی که که ارائه داد مناسب بود. 

 مقدمه ات هم عالی بود برشی از متن بود که جالب به نظر می رسید فقط یکم طولانی شده. عزیزم تو مقدمه مشتقات کلمه ( مردن) رو زیاد تکرار کردی می تونستی از معادلاش مثل( مرگ، نیستی، نابودی)  استفاده کنی. 

شروع رمانت اصلا کلیشه ای نبود و مخاطب و برای دونستن باقی ماجرا کنجکاو می کرد. 

مورد دیگه ای که مشاهده کردم تکرار چندبار یک جمله تو پارت اول بود. 

( مگه بهت نگفتم دور کیوان و خط بکش)  بهتره از استفاده مکرر جملات، دوری کنی عزیرم. 

اینکه عزیرم شما اول رمان میای یک گره در ذهن مخاطب ایجاد می کنی اونم این هست که نیاز عاشق کیوان شده. سوال پیش میاد که چه اشکالی وجود داره اگه عاشق اون شده؟ یا اینکه بالاخره نیاز چه تصمیمی میگیره؟  

ولی دیگه ازش گذشتی و بهش اشاره نکردی انتظار گره گشایی تو پارت های اولیه نمیره ولی حداقل بهتره که راجبش حرف بزنی. 

سخنی با نویسنده عزیز💜

قلم زیبایی دارید ایده رمان کشش بالایی برای جذب مخاطب دارد.

با انرژی ادامه دهید

موفق باشد🌹

مرسی عزیزم که نقد کردی. چشم حتما درستشون میکنم.❤

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

سلام گلم  .اومدم نقدی کنم  و برم😁

از اسم رمانت شروع میکنم: طولانی نیست، کلیشه‌ای نیست، و خواننده با یک نگاه میتونه بفهمه رمانت ژانر جنایی 🤟🥀

ژانر عاشقانه هم دیدم  توی برچسب ها ولی بهتر بود رمانت جنایی و پلیسی باشه تا عاشقی.

خلاصه همون طور که باید باشه، مفهوم گنگی از رمان رو میرسونه.مقدمه هم خوب بود.

قلم قوی ای داری و همه چیو به بهترین شکل توصیف کردی.شروع رمانت هم اصلا کلیشه ای نبود و مخاطب و برای دونستن باقی ماجرا جذب می کرد. همینطوری عالی ادامه بده.

موفق باشی

@Ghazalehꨄ︎ @MOBINA.H

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، nura_savagelove گفته است:

سلام گلم  .اومدم نقدی کنم  و برم😁

از اسم رمانت شروع میکنم: طولانی نیست، کلیشه‌ای نیست، و خواننده با یک نگاه میتونه بفهمه رمانت ژانر جنایی 🤟🥀

ژانر عاشقانه هم دیدم  توی برچسب ها ولی بهتر بود رمانت جنایی و پلیسی باشه تا عاشقی.

خلاصه همون طور که باید باشه، مفهوم گنگی از رمان رو میرسونه.مقدمه هم خوب بود.

قلم قوی ای داری و همه چیو به بهترین شکل توصیف کردی.شروع رمانت هم اصلا کلیشه ای نبود و مخاطب و برای دونستن باقی ماجرا جذب می کرد. همینطوری عالی ادامه بده.

موفق باشی

@Ghazalehꨄ︎ @MOBINA.H

سلام عزیزم. خیلی ممنونم از این که وقت گذاشتی. 

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...