رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

شخصیت‌ها،مکان‌های،رمان رُماد حیات |bhreh_rah کاربر انجمن نودهشتیا


Bhreh_rah
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

در 9/10/2021 در 2:40 AM، Bhreh_rah گفته است:

با دختر خوشگلم،«««««« نازنین »»»» شروع می‌کنیم، شخصیت اصلی و همونی که هویتش نامفهومه..

d5cdd1af525a4f3cfc14c7e31a6c26e2_dtzm.pn

5a1a8579c308030bedb5230e3ea0b79f_7o0z.jp

87e32b3f44e601d41d0a7e626f1d18e4_be1o.jp

@Atlas _sa @Asma,N @Nasim.M @Damon.S_E @.Aryana. @SnoWrita @Fardis @fate @Fateme Cha @hadis Hs @Omaay @DARKNESS @شقایق.نیکنام @Masi.fardi

چنگدههههه خوشگلههههه گثافتتتت

  • لایک 11
  • هاها 1
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وای همشون خیلی جذابن😍💜

  • لایک 12
  • غمگین 1

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 ساعت قبل، Bhreh_rah گفته است:

آناهیتا از همشون جیگر تره😄😍

  • لایک 11
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لعنت چقد همشون خوبننننن مخصوصا نازنین دیگه تهشه🤩🤩🥺🥺

  • لایک 10
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Bhreh_rah گفته است:

چه جذاااافففف^^

  • لایک 9
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آفرين عزیزم🥰😍🤌🏻🤌🏻👌🏻شخصیت ها مطابقات توصیفات و غیر تکراری

  • لایک 9
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9/14/2021 در 4:42 AM، Bhreh_rah گفته است:

جذاب😍

  • لایک 9
  • غمگین 1

زندگی را ارزش غم خوردن نیست

آنقدر محکم بخند تا ندانی غم چیست

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
  • همکار سایت
در 9/10/2021 در 2:56 AM، Bhreh_rah گفته است:

آلفای جذابمون، «««ادوارد»»، ایشون می‌فرمایند از آشنای با شما خوشبختن😂🥺💚

img_20210910_025428_ohj7.jpg

img_20210910_025408_eel1.jpg

img_20210910_025419_xqy8.jpg

@SnoWrita @Asma,N @.Aryana. @Atlas _sa @_NAJIW80_  @شقایق.نیکنام @Masi.fardi @Fardis @Fateme Cha

کراش اعظم جوووووون

  • لایک 3
  • غمگین 1

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...