رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

شخصیت ها و کاراکتر های نجوای عذاب _Mahta_(یگانه رضائی)


_Mahta_
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

خیلی خیلی خوشحالم بابت معرفی شخصیت های رمانم.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%

رمان نجــــــــــوا؁  عـــــذابــــــــــ

نویسنده: _Mahta_(یگانه رضائی)

شیرین ، شیرین مثل عسل. با شیرینی قلبش میمونه پای زندگی و سختی هاش ، پای همه چیز و برای همینه که بهش میگن پانیذ..

یه دزد عاشق که میاد و همه چیزو خراب میکنه درست موقعی که همه چیز داره درست میشه.پانیذ نابود میشه اما یه نفر بلندش میکنه کسی که میگه عاشقشه، اما عشق چیه؟ دوست داشتن چیه؟..ترحم چیه؟ اجبار چیه؟ نگرانی و دلتنگی چیه؟

و همه ایناست که داستان زندگی دخترک داغ دیده مارو مشخص میکنه..

 بکوب اینجا و یادت نره نقدم کنی.  :نجوای عذاب

 

 

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

ویرایش شده توسط _Mahta_

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اره منم دوسش دارم

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چه خوشگلن 😍💕

دانیال و شاهرخ برای من 😍💗😂😂

بهترین تعریفی که از افسردگی شنیدم:
جنگ بین مغزی که می‌خواد بمیره...
و  قلبی که میخواد زندگی کنه!

رمان آنهدونیا❤🖇

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوتاشون مال پانیذن فعلا 😂

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لطف دارین همتون♥️

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
در 9/10/2021 در 3:52 PM، _Mahta_ گفته است:

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

اوف شاهرخ کراشمه😎😎

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
در 9/10/2021 در 3:52 PM، _Mahta_ گفته است:

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

جیییغ چه جذابننن^^

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9/10/2021 در 3:52 PM، _Mahta_ گفته است:

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

شاهرخ بسی زیبا میباشد. 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

ممنون از همه❤️

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

ممنون عزیزم

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از شما به ما رسیده😂

در آن ثانیه ممنوع زندگی ام پر از قانون شد.

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

 

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
در 9/10/2021 در 3:21 PM، _Mahta_ گفته است:

خیلی خیلی خوشحالم بابت معرفی شخصیت های رمانم.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%

رمان نجــــــــــوا؁  عـــــذابــــــــــ

نویسنده: _Mahta_(یگانه رضائی)

شیرین ، شیرین مثل عسل. با شیرینی قلبش میمونه پای زندگی و سختی هاش ، پای همه چیز و برای همینه که بهش میگن پانیذ..

یه دزد عاشق که میاد و همه چیزو خراب میکنه درست موقعی که همه چیز داره درست میشه.پانیذ نابود میشه اما یه نفر بلندش میکنه کسی که میگه عاشقشه، اما عشق چیه؟ دوست داشتن چیه؟..ترحم چیه؟ اجبار چیه؟ نگرانی و دلتنگی چیه؟

و همه ایناست که داستان زندگی دخترک داغ دیده مارو مشخص میکنه..

 بکوب اینجا و یادت نره نقدم کنی.  :نجوای عذاب

 

 

چه جلد قشنگی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
در 9/10/2021 در 3:52 PM، _Mahta_ گفته است:

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

 

عکس هات خیلی خوبن و اینکه قشنگ ادیت زدی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...