رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

ارسال های توصیه شده

  • طراح گرافیک
 

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%

نام رمان: کابوس افعی

نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب

ژانر: تخیلی، فانتزی، معمایی، عاشقانه

 هدف: علاقه به نوشتن.

ساعت پارت گذاری: هر  شنبه یک پارت

خلاصه:

در جهان حومورا در خاندانی اصیل زاده، حاصل ازدواج ملکه و پادشاه پرنسسی متولد شد، با تولد پرنسس درختان راش پژمرده شدند و برگ‌هایشان همچون باران شهاب سنگ سقوط کردند، پرندگان از فراز آسمان‌ها بر زمین افتادند و چشمه‌های آب باز در زمین فرو رفتند تا شاهد آن پرنسس نباشند! چرا که پرنسس کودکی زیبا با چشمانی خاکستری بود که زل زدن به چشمانش، شما را به عالم اموات راهی می‌کرد!

رمان کابوس افعی

ویرایش شده توسط سادات.۸۲
  • لایک 19
  • تشکر 1
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 87
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

  • 2 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
1 ساعت قبل، پرتوِماه گفته است:

جییییییییییغ^^

چه باحالن اینااا

ارههههه😂😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت

اینا چقدر خفنن😎😎😎

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
3 ساعت قبل، JAJANAN-OOO گفته است:

چه شخصیت های خفنی دارییییی😍💘

مرسییی😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

جیغغغ

عالین شخصیت هات

موفق باشی گلم^^

بیست سال قبل،  در حالی که سیاره میکادو توسط سیاه‌چاله به ابدیت می‌پیوست، تکه سیارکی از آن جدا  شده و جان سالم به در برد.

از خاکِ سیارکِ تیلوم فرزندی از آن او متولد شد اما، سیاره زمین او را  از تیلوم جدا کرده و  سرپرستیش را به خانواده‌ء انسانی داد.

حال فرزند مانده و تفاوتی که  هیچ‌گاه ندانست از گذشته فراموش شده‌اش سر چشمه می‌گیرد.

رمان تیلوم، زندگی یک دختر به عنوان فرزندِ سیارک!

من قاتل نیستم! فقط معتقدم تنها راه اصلاح بشر، کشتن اون‌هاست.

داستان گیتاراما

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
3 ساعت قبل، Z sadghinjad گفته است:

جیغغغ

عالین شخصیت هات

موفق باشی گلم^^

جیییییغ مرسیییی😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عجب باحالن😎واووو

spacer.png

دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیماٰنَمْ چُون
دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیباٰیَد زیست
دِهْخُداٰ تَجْرُبه عِشْقْ نَداٰرَد وَرْنَه
مَعْنیِ "مَرْگ" و "جُداٰییْ" بهْ یَقین هَرْدُو یِکیست

 عِشــــقـے در پَســتوــیِ آتــَشْ  و بـہ لـِطــﺂفــَتِ حــَریـــر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
هم اکنون، پرتوِماه گفته است:

نقل قول زدم رو کارینا که@[email protected]

😐😑🤦🏻‍♀️منظورم به همون بود  اژدهاییش یا خود بدبختش😐

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
هم اکنون، پرتوِماه گفته است:

اهان😂😐 

اژدهایششششششش

البته خودشم جیگره‌ها ولی هایدرا جیگر ترهههه*-*

هایدرا که اصلا چیز دیگه ایه🥺

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری


×
×
  • اضافه کردن...