رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست تعویض جلد رمان ترس از ارتفاع | MOBINA.H کاربر انجمن نودهشتیا


Beretta
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

سلام، خسته نباشید.

اگه بشه درخواست تعویض جلد دارم. توی سایت قبلی تا ۴٠ پارت گذاشته شده بود. ولی الان هفت پارت گذاشتم. میشه دوباره جلد بزنید؟

این جلدمه:

picsart_01_03_01_26_40_amfd.jpg

 

 

@مدیر گرافیست

ویرایش شده توسط MOBINA.H
  • لایک 7

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

img_20211005_235609_809_ln9f.jpg

img_20210922_202025_545_4x3x.jpg

این دو عکس اگه با هم ادغام بشن فکر میکنم خوب بشه. 

40 دقیقه قبل، مدیر گرافیست گفته است:

عکستون رو ارسال کنید

 

  • لایک 5

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 ساعت قبل، MOBINA.H گفته است:

img_20211005_235609_809_ln9f.jpg

img_20210922_202025_545_4x3x.jpg

این دو عکس اگه با هم ادغام بشن فکر میکنم خوب بشه. 

 

سلام گلم جلدت با منه چشم باهم ادغام می کنم فقط اینکه اسمت با نام کاربری باشه یا اسم و فامیلی...؟

  • لایک 4
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

17 دقیقه قبل، Gh.azal گفته است:

سلام گلم جلدت با منه چشم باهم ادغام می کنم فقط اینکه اسمت با نام کاربری باشه یا اسم و فامیلی...؟

سلام عزیزم ممنونم

اسم و فامیلیم باشه لطفا. 

  • لایک 5

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16 دقیقه قبل، Gh.azal گفته است:

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%

سلام مبینا جان من جلدت رو زدم ببین مورد پسندت هست جانم.🖤🤍 @MOBINA.H

سلام عزیزم عالییی شد خسته نباشی

  • لایک 3
  • تشکر 1

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...