رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان خانوم بی احساس | sasali کاربر نودهشتیا


Sasali
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

رمان خانوم بی احساس

نویسنده : صباقاضی ( sasali )

ژانر : عاشقانه ، طنز  ،  درام  . 

پایان خوش .

خلاصه داستان  : داستان از اونجایی شروع میشه که خواهر کوچیک تره حوریا ( نقش اصلی دختر  داستان ) تصادف میکنه و  به کما میره ...  حوریا استاد دانشگاه هست و یکی از این روز ها که میره  دانشگاه با مردی برخورد میکنه که ...

مقدمه :

حلقه  ای برگردنم افکنده دوست ، میکشد هر جا که خاطر خواه اوست .

شاید که خدا خواسته .

" کیان "

نشستم روی تخت حواسم رو دادم به کمند .

با لذت و تحسینی که توی چشماش موج میزد به طرحم زل زده بود .

و چشم هاش هر لحضه گرد تر میشد :

- کیان تو واقعاً فوقوالعاده ای !کارت حرف نداره !

یه ابرومو دادم بالا و گردنمو تاب دادم :

- بله  همینه دیگه  ،  نتیجه بی خوابی و تنبلی نکردن میشه این .

چشم غره رفت :

- خوبه ، پرو نشو دیگه . سر شبی واسه من شده معلم اخلاق !

.آروم خندیدم

من و کمند ؛ جفتمون عجیب از بچگی به رشته نقاشی علاقه داشتیم ‌!

البته کمند بیشتر جنبه پول براش مهم بود

. اما من نه !

من دوست داشتم کنار شغلم این کار رو هم انجام بدم !

- اوووی خره کجا سیر میکنی ؟

- زهرمار ،با داداشت درست حرف بزن !

چشماش گرد شد :

- کیاااان !

 :طلبکار نگاهش کردم

هان ؟-  

و از روی تخت بلند شدم .

بوم رو از جلوش برداشتم .

آه کشید و دست به سینه نگاهم کرد .

بوم رو گذاشتم رو به پنجره تا خشک بشه و بعد برگشتم سمتش :

- چیه ؟  چرا قیافه ات اینجوریه ؟

- کیان !

طاقت ناراحتیشو نداشتم .

لحنم مهربون شد :

- جان دل کیان ؟

- میشه بغلم کنی ؟

همینطور که میرفتم طرفش آروم گفتم :

- چی شده دورت بگردم ؟

و بغلش کردم .

یکدفعه زد زیر گریه !

با نگرانی حلقه دستمو تنگ تر کردم .

در حالی که روی سرش دست میکشیدم گفتم :

- چی شده ؟  به من بگو !

- کیان !

- جانم ؟

 

ناظر: @-Madi-

ویرایش شده توسط مدیر راهنما
  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

0.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم مدیریت نودهشتیا"

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...