رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان داو اول | زهرا. ا. د. کاربر انجمن نودهشتیا


Z.A.D
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • کاربر منتخب

پادشاهانه کرده‌ایم قمار
                                                                                  داو اول خزانه باخته‌ایم

 

نام  رمان:  داو اول

نویسنده:  زهرا. ا. د.

ژانر:  اجتماعی، عاشقانه

 هدف:  علاقه به نویسندگی و به اشتراک گذاشتن رمان‌هام

ساعت پارت‌گذاری:   نامعلوم

خلاصه:   ساجده دانشجوی سال سوم مهندسی کامپیوتر است که همیشه زیر سایه خواهرهای زیباتر از خودش زندگی کرده است. او درصدد ازدواج با یکی از همکلاسی‌هایش است که با افتادن در  دام یک رسوایی، زندگیش بیش از پیش دچار آشوب می‌شود. تلاش برای برگرداندن همه چیز به حالت عادی، او را در دوراهی یک انتخاب قرار می‌دهد که  هیچ‌کدام به نفع ساجده نیستند. اما در پایان او ناچار است یکی از این دو راه  را انتخاب کند.

 

 

ویرایش شده توسط Z.A.D

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

سلام جانا 

اسم رمان تا جایی که من خوندم به رمانت می‌اومد

خلاصه هم آدم برای ادامه رمان کنجکاو میکرد که سرنوشت  ساجده چی میشه

مقدمه عالی بود 

پارتات هم خوب بود 

و من خیلی خوب با رمان ارتباط گرفتم 

در کل عالی بود 

رمانت رو دنبال میکنم برای ادامه 😉

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
ارسال شده در (ویرایش شده)
3 ساعت قبل، Farinaz گفته است:

سلام جانا 

اسم رمان تا جایی که من خوندم به رمانت می‌اومد

خلاصه هم آدم برای ادامه رمان کنجکاو میکرد که سرنوشت  ساجده چی میشه

مقدمه عالی بود 

پارتات هم خوب بود 

و من خیلی خوب با رمان ارتباط گرفتم 

در کل عالی بود 

رمانت رو دنبال میکنم برای ادامه 😉

 

سلام عزیزم. ممنون از وقتی که گذاشتی و رمان رو خوندی. 

ممنون از تعریفاتت. انرژی گرفتم. ❤️❤️

@Farinaz

ویرایش شده توسط Z.A.D

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Z.A.D گفته است:

سلام عزیزم. ممنون از وقتی که گذاشتی و رمان رو خوندی. 

ممنون از تعریفاتت. انرژی گرفتم. ❤️❤️

@Farinaz

خاهش میکنم 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گلم

اومدم نقدی کنم و برم

اسم رمانت خاصه و باعث جذب و کنجکاوی مخاطب میشه.

پارت هات هم یکی کوتاه یکی طولانی نیس و همه مناسب ان.

مقدمه هم که عاشقش شدم.

موفق باشی💝

@Ghazalehꨄ︎

@Z.A.D

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
22 دقیقه قبل، nura_savagelove گفته است:

سلام گلم

اومدم نقدی کنم و برم

اسم رمانت خاصه و باعث جذب و کنجکاوی مخاطب میشه.

پارت هات هم یکی کوتاه یکی طولانی نیس و همه مناسب ان.

مقدمه هم که عاشقش شدم.

موفق باشی💝

@Ghazalehꨄ︎

@Z.A.D

ممنون عزیزم. نظر لطفته.

اگر رمان رو خوندی خوشحال میشم نظرت رو در موردش بدونم.

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
ارسال شده در (ویرایش شده)

@Z.A.D

خب سلام عزیزم💗

اومدم برای نقدی از رمانت🌸

اسم رمان: تشکیل شده از دو بخش (داو) و (اول) کاملا به دور از کلیشه‌اس، مبهم، گنگه و  خواننده رو حتی برای فهمیدن معنی نام رمان، وادار به خوندن میکنه✔️

خلاصه: داستان رو لو نمی‌داد، اندازه‌اش استاندارد بود✔️

مقدمه: خیلی جذاب بود و من عاشقش شدم ✔️

شروع رمان: کلیشه‌ای نبود و شروع خوبی داشت✔️

اندازه‌ی پارت‌ها: نه کم بود و نه زیاد، استاندارد بود✔️

ایرادی ندیدم، قلمت عالیه فقط موضوع خیلی پیچیده‌اس، مهدی عاشق نجلاست، شایان عاشق مهدیسه و...که اینا هم با دو سه بار خوندن اوکی میشه ✔️

محشر بود فقط شخصیت اون دوست ساجده خیلی رو اعصابم بود در حدی که می‌خواستم بگیرم تا می‌خوره بزنمش🤣

با هر خط از رمان هم که می‌خوندم اندکی فحش نثار جد و آباد مهرداد می‌کردم😂 به این تواناییت تبریک میگم ✔️

فضا  سازی  خم خیلی خوب بود✔️

تایپیک رمانت رو دنبال کردم حتما زیر پارت ها تگم کن تا ببینم سرنوشت ساجده چی میشه🥺

ولی احساس میکنم تهش مجبور میشه بین دو نفری که هیچکدوم رو دوست نداره، یکی رو انتخاب کنه و باهاش ازدواج کنه😕

در کل منتظر ادامه‌اش هستم🌸

قلمت مانا ❤️

ویرایش شده توسط Ghazal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
17 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

@Z.A.D

خب سلام عزیزم💗

اومدم برای نقدی از رمانت🌸

اسم رمان: تشکیل شده از دو بخش (داو) و (اول) کاملا به دور از کلیشه‌اس، مبهم، گنگه و  خواننده رو حتی برای فهمیدن معنی نام رمان، وادار به خوندن میکنه✔️

خلاصه: داستان رو لو نمی‌داد، اندازه‌اش استاندارد بود✔️

مقدمه: خیلی جذاب بود و من عاشقش شدم ✔️

شروع رمان: کلیشه‌ای نبود و شروع خوبی داشت✔️

اندازه‌ی پارت‌ها: نه کم بود و نه زیاد، استاندارد بود✔️

ایرادی ندیدم، قلمت عالیه فقط موضوع خیلی پیچیده‌اس، مهدی عاشق نجلاست، شایان عاشق مهدیسه و...که اینا هم با دو سه بار خوندن اوکی میشه ✔️

محشر بود فقط شخصیت اون دوست ساجده خیلی رو اعصابم بود در حدی که می‌خواستم بگیرم تا می‌خوره بزنمش🤣

با هر خط از رمان هم که می‌خوندم اندکی فحش نثار جد و آباد مهرداد می‌کردم😂 به این تواناییت تبریک میگم ✔️

فضا  سازی  خم خیلی خوب بود✔️

تایپیک رمانت رو دنبال کردم حتما زیر پارت ها تگم کن تا ببینم سرنوشت ساجده چی میشه🥺

ولی احساس میکنم تهش مجبور میشه بین دو نفری که هیچکدوم رو دوست نداره، یکی رو انتخاب کنه و باهاش ازدواج کنه😕

در کل منتظر ادامه‌اش هستم🌸

قلمت مانا ❤️

سلام عزیزم. ممنون از وقتی که گذاشتی. ❤️

آره. محیا یه کم روی اعصابه. 😄

خوشحالم که مهرداد همونجوری که باید باشه دیده شده. 😊

نظرت خیلی برام ارزشمند و کمک کننده است.  حتما تگت می‌کنم. ❤️❤️

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام  @Z.A.Dمن آمده‌ام تورا ببینم بروم😭😂نه شوخی کردم اومدم نقد کنم وگرنه این موقع شب ک قطعا تو خوابی

عرضم به حضورت که اه اه اه چندشم شد😒مهرداد نکبت😒مردک پشمک 😒بشین سرجات خب آخه به تو چه ربطی داره😒😒😒 

حالا اون نکبتو ول کن😂 من چقد خوشم میاد ساجده انقد با خودش رو راسته! توصیفات و توضیحاتت هم بنظرم کافی بود، نه کم‌نه زیاد

از همین الان به اویس حس خوبی دارم نمی‌دونم چرا😂 بیا تصوراتمو به هم نریز باشه؟ اذیتم نکن😂😂

تا اینجای رمان ک عالی بود منتظر بقیش هستم😍 تاپیکت رو دنبال کردم، دوست داشتی یه سری هم به رمان من بزن دخترم.   

رمان مانگ امید

درنهایت آرزوی موفقیت دارم برات، امیدوارم که بدرخشی. قلمت مانا

 

 

@Ghazalehꨄ︎

مَحال اگر شَوَم، من از رُخِ تو سیر!

رمان چرخه‌ی ماه

صفحه‌ی نقد چرخه‌ی ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
19 دقیقه قبل، Sarai.Rş گفته است:

سلام  @Z.A.Dمن آمده‌ام تورا ببینم بروم😭😂نه شوخی کردم اومدم نقد کنم وگرنه این موقع شب ک قطعا تو خوابی

عرضم به حضورت که اه اه اه چندشم شد😒مهرداد نکبت😒مردک پشمک 😒بشین سرجات خب آخه به تو چه ربطی داره😒😒😒 

حالا اون نکبتو ول کن😂 من چقد خوشم میاد ساجده انقد با خودش رو راسته! توصیفات و توضیحاتت هم بنظرم کافی بود، نه کم‌نه زیاد

از همین الان به اویس حس خوبی دارم نمی‌دونم چرا😂 بیا تصوراتمو به هم نریز باشه؟ اذیتم نکن😂😂

تا اینجای رمان ک عالی بود منتظر بقیش هستم😍 تاپیکت رو دنبال کردم، دوست داشتی یه سری هم به رمان من بزن دخترم.   

رمان مانگ امید

درنهایت آرزوی موفقیت دارم برات، امیدوارم که بدرخشی. قلمت مانا

 

 

@Ghazalehꨄ︎

 

 

من بیدارم. 😁

ممنون از وقتی که گذاشتی. حس هایی که به شخصیت‌ها داری رو دوست دارم. 🍁  تصوراتت رو به هم نمی‌ریزم. 😄😁

حتما به رمانت سر می‌زنم. ❤️

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام جانا اومدم برایِ نقد رمانت^^

اسم کلیشه‌ای نبود و جذب کننده بود و به موضوع  انتخابی می‌خورد! ژانر ها صحیح و به جا بود که تا اونجایی که من خوندم ژانر اجتماعی رو خیلی خوب توصیف کردی تویِ داستان.

خلاصه اندازه  خوبی داشت و داستان رو لو نمی‌داد  کلا خوب بود^^

اندازه پارت ها استاندارد بود و شروع خوبی داشت. اونجام که جوش زده بود رو درک می‌کنم😓💔😂

در کل ایده جالبی داره و جذب کنندس موفق باشی🍯🍓

@Z.A.D @Ghazalehꨄ︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
8 دقیقه قبل، ساتوری گفته است:

سلام جانا اومدم برایِ نقد رمانت^^

اسم کلیشه‌ای نبود و جذب کننده بود و به موضوع  انتخابی می‌خورد! ژانر ها صحیح و به جا بود که تا اونجایی که من خوندم ژانر اجتماعی رو خیلی خوب توصیف کردی تویِ داستان.

خلاصه اندازه  خوبی داشت و داستان رو لو نمی‌داد  کلا خوب بود^^

اندازه پارت ها استاندارد بود و شروع خوبی داشت. اونجام که جوش زده بود رو درک می‌کنم😓💔😂

در کل ایده جالبی داره و جذب کنندس موفق باشی🍯🍓

@Z.A.D @Ghazalehꨄ︎

سلام عزیزم. ممنون از وقتی که گذاشتی.💛

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گلم!

خلاصه و مقدمه‌ی رمانت رو دوست داشتم. حس آمیزی و فضاسازیت خوب بود. اشکال نگارشی نداشتی و فقط یک مقدار علائم نگارشیت کم بود.❤

موفق باشی قشنگم!~♥~

@Ghazalehꨄ︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
  • نویسنده حرفه ای

رمان خوبی بود اما شروع خوبی نداشت، شروع ساده و ارومی بود و خواننده رو شاید جذب نکنه.

توصیفاتت خوب بودن فقط یه نکته سعی کن توصیفات رو یه جا ننویسی توی متن پخش کن.

نکته بعدی پایداری لحن بود. شما رمانت محاوره هست اما بعضی جاها ادبی نوشتی نثلا:

یک دوست = یه  دوست

می کنند. کردند. = می کنن، کردن

اینا توی دیالوگ هات بودن خودمونیم هیچ وقت توی حرف زدن نمیگیم کردند یا کردید.

نکته بعدی این بود که گفتی مهدیس مانتوی سبز جلو باز کوتاه که شبیه کته پوشیده، اونم توی دانشگاه! اول اینکه دانشگاه دولتی بود یا ازاد و ...؟ دوم اینکه دانشگاه های مختلط قانون دارن و اون اینکه شما باید تعهد بدید مانتوی تیره و بلند تر از زانو بپوشید وگرنه باید چادر داشته باشید. 

برای هر چیزی که می نویسی حتما تحقیق کن ما نویسنده ها در چیزی که می نویسیم و به افکار بقیه تحویل می دیم، مسئولیم.

در مورد خلاصه و اسم چیزی نمیگم چون بقیه گفتن. اما مقدمه یکم خوندنش سخت بود پس من رد کردم و شاید بهتره عوضش کنی ممکنه بقیه هم  نثل من رد کنن. البته که نظر منه...

قلم خوبی داری و مطمئنا در اینده خیلی موفق خواهی شد.

امیدوارم موفق باشی و ناراحت نشده باشی💙

@Z.A.D

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
در ۱۴۰۰/۷/۲۵ در 08:42، Reyhan گفته است:

سلام گلم!

خلاصه و مقدمه‌ی رمانت رو دوست داشتم. حس آمیزی و فضاسازیت خوب بود. اشکال نگارشی نداشتی و فقط یک مقدار علائم نگارشیت کم بود.❤

موفق باشی قشنگم!~♥~

@Ghazalehꨄ︎

سلام عزیزم. ممنون که وقت گذاشتی و خوندی. ببخشید دیر دیدم. حتما توی علائم دقت می‌کنم. ممنون که گفتی.

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
5 ساعت قبل، M.f گفته است:

سلام عزیزم خلاصه و مقدمه رمانت خیلی خوب بود من خودم به شخصه بهش علاقه مند شدم با قدرت  برو جلو😘

سلام عزیزم. ممنون که وقت گذاشتی و خوندی. 

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
۲ ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

رمان خوبی بود اما شروع خوبی نداشت، شروع ساده و ارومی بود و خواننده رو شاید جذب نکنه.

توصیفاتت خوب بودن فقط یه نکته سعی کن توصیفات رو یه جا ننویسی توی متن پخش کن.

نکته بعدی پایداری لحن بود. شما رمانت محاوره هست اما بعضی جاها ادبی نوشتی نثلا:

یک دوست = یه  دوست

می کنند. کردند. = می کنن، کردن

اینا توی دیالوگ هات بودن خودمونیم هیچ وقت توی حرف زدن نمیگیم کردند یا کردید.

نکته بعدی این بود که گفتی مهدیس مانتوی سبز جلو باز کوتاه که شبیه کته پوشیده، اونم توی دانشگاه! اول اینکه دانشگاه دولتی بود یا ازاد و ...؟ دوم اینکه دانشگاه های مختلط قانون دارن و اون اینکه شما باید تعهد بدید مانتوی تیره و بلند تر از زانو بپوشید وگرنه باید چادر داشته باشید. 

برای هر چیزی که می نویسی حتما تحقیق کن ما نویسنده ها در چیزی که می نویسیم و به افکار بقیه تحویل می دیم، مسئولیم.

در مورد خلاصه و اسم چیزی نمیگم چون بقیه گفتن. اما مقدمه یکم خوندنش سخت بود پس من رد کردم و شاید بهتره عوضش کنی ممکنه بقیه هم  نثل من رد کنن. البته که نظر منه...

قلم خوبی داری و مطمئنا در اینده خیلی موفق خواهی شد.

امیدوارم موفق باشی و ناراحت نشده باشی💙

@Z.A.D

سلام عزیزم. ممنون از وقتی که هم برای خوندن گذاشتی و هم برای نقد کردن. 💮

نکاتت رو به کار می‌گیرم. نکات خوبی بودند.

در مورد دانشگاه، من طبق تجربیاتم می‌نویسم و چیزی ساخته ذهنم نیست و این تیپی که گفتم رو من قبلا دیدم توی دانشگاه. حتی کسایی رو دیدم که با کلاه و شال به جای مقنعه میاند و نگهبانی هم کارشون نداشته. مطمئن باشه چیزی تخیلی نیست در این باره.  ممنون که بهش اشاره کردی.

ممنون عزیزم که نقد کردی. ❤️

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
4 دقیقه قبل، Z.A.D گفته است:

سلام عزیزم. ممنون از وقتی که هم برای خوندن گذاشتی و هم برای نقد کردن. 💮

نکاتت رو به کار می‌گیرم. نکات خوبی بودند.

در مورد دانشگاه، من طبق تجربیاتم می‌نویسم و چیزی ساخته ذهنم نیست و این تیپی که گفتم رو من قبلا دیدم توی دانشگاه. حتی کسایی رو دیدم که با کلاه و شال به جای مقنعه میاند و نگهبانی هم کارشون نداشته. مطمئن باشه چیزی تخیلی نیست در این باره.  ممنون که بهش اشاره کردی.

ممنون عزیزم که نقد کردی. ❤️

خواهش عزیزم.

واقعا؟ چون من شخصا برای دانشگاه این رو دیدم و خودم تعهد دادم! نمی دونم والا

موفق باشی عزیزم.

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
۱ دقیقه قبل، سادات.۸۲ گفته است:

خواهش عزیزم.

واقعا؟ چون من شخصا برای دانشگاه این رو دیدم و خودم تعهد دادم! نمی دونم والا

موفق باشی عزیزم.

دانشگاه به دانشگاه فرق داره. توی دانشگاه ما هیچ کس به چیزی گیر نمی داد. تا وقتی فعالیت سیاسی نمی کردی کسی کاری به کارت نداشت. 😁

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
هم اکنون، Z.A.D گفته است:

دانشگاه به دانشگاه فرق داره. توی دانشگاه ما هیچ کس به چیزی گیر نمی داد. تا وقتی فعالیت سیاسی نمی کردی کسی کاری به کارت نداشت. 😁

عجب ماهم ازاد بود اما گویا ازاد تا ازاد هم فرق داره 😂

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
هم اکنون، سادات.۸۲ گفته است:

عجب ماهم ازاد بود اما گویا ازاد تا ازاد هم فرق داره 😂

آهان. نه مال من دولتی بود. آره. آزاد بیشتر گیر می‌دند.

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...

چی بگم آخه از ساجده‌ی دوست داشتنی و شیرینم ^^

قلمت عالی و داستان هم شدیدا جذابه

  با قدرت و خواهشا سرعت ادامه بده🤍😂 منتظر و مشتاق پارت‌های بعدی هستم💫

                                                        ☆ رمان مُتَّحِدین

                           _______________________________________

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
3 ساعت قبل، Z.mim گفته است:

چی بگم آخه از ساجده‌ی دوست داشتنی و شیرینم ^^

قلمت عالی و داستان هم شدیدا جذابه

  با قدرت و خواهشا سرعت ادامه بده🤍😂 منتظر و مشتاق پارت‌های بعدی هستم💫

ممنون عزیزم که وقت گذاشتی و خوندی. 🏵️🌹🌹🌹

نظر لطفته. حتما. پارت های جدید در راهه. 😉💙

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

داو اول چرا انقد عشقه؟🥺

ولی چیزی که برای من یکم عجیب بود بی تفاوتی ساجده به رفتن آبروش و البته رفتار ساده ی باباش به این قضیه بود.

فکر می‌کنم تو خانواده های سنتی این چیزا خیلی مهم و حیاتی باشه🤔🤔

درکل عالیه و  من عاشقشم فقط بگو چرا انقد کم پارت میزاری؟😭

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...