رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

مسابقه اتمام رمان (ویژه رمان های درحال تایپ)


n.a25
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر ارشد

سلام نودهشتیا امیدوارم حالتون خوب باشه:classic_love:

بدون مقدمه چینی همونطور که ازز اسم تاپیک پیداست، بریم سراغ مسابقه این ماه:

این مسابقه برای تکمیل کردن رمان هاتون راه اندازی شده و البته یه شرطی هست برای گرفتن مقام های بالاتر انجمن:classic_happy: طبق این مسابقه:

  • کاربر هایی که رمان درحال تایپشون رو تا 10 مهر ماه به پایان برسونن و تاپیک رمان جدیدشون رو بزنن، بدون نیاز به ارسالی و امتیاز به عنوان جازه این مسابقه مقام کاربر حرفه ای+1500 انجمن رو دریافت میکنن.
  • کاربر هایی که رمان درحال تایپشون رو تا 20 مهر ماه به پایان برسونن و تاپیک رمان جدیدشون رو بزنن، بدون نیاز به ارسالی و امتیاز به عنوان جازه این مسابقه مقام کاربر  خاص+1000 امتیاز انجمن رو دریافت میکنن.
  • کاربر هایی که رمان درحال تایپشون رو تا 30 مهر ماه به پایان برسونن و تاپیک رمان جدیدشون رو بزنن، بدون نیاز به ارسالی و امتیاز به عنوان جازه این مسابقه مقام کاربر  فعال+500 امتیاز انجمن رو دریافت میکنن.

دقت کنید که اعتبار این مسابقه تا پایان مهر ماه هست. شاید الان فکر کنید کامل کردن یه رمان توی یک ماه غیر ممکنه اما  شما حساب متن هایی که برای چت کردن در روز تایپ میکنید رو کنار هم بذارید متوجه میشید از حجم یک رمان بالاتره. البته یه شرط مهم این مسابقه تعداد صفحه رمان شماست که یه سری داستان کوتاهشون رو به عنوان رمان نفرستن.

رمانی که قراره تکمیل کنید باید به حداقل صفحه 300 در ورد برسونید.

سوال داشتید توی همین تاپیک بفرستید و برای شرکت، لینک تاپیک رمانتون رو همینجا ارسال کنید.

  • پیشنهاد میکنم اگر رمان جدیدی برای این مسابقه میخواید بنویسید با نثر معیار بنویسد چرا که شاید از بهترین آثار برای بررسی چاپ رایگان به انتشارات ها ارسال کنم:classic_wink:

از مزایای این مسابقه براتون بگم که:

  1. رمان هاتون اماکان چاپ رایگان خواهد گرفت.
  2. امتیاز و مقام های بالاتر انجمن که به حال هیچ کاربری نگرفته رو میتونید به دست بیارید.
  3. ویراستاری و رصد رمان توی اولویت قرار میگیره و نهایت 2 هفته ای رمان به فایل تبدیل خواهد شد.
  4. تیزر و کاور اختصاصی جهت انتشار رمان براتون تنظیم میشه.

در نهایت کلام کافیه لینک رمانتون رو توی این تاپیک ارسال کنید تا درخواست شما برای شرکت توی مسابقه ثبت بشه♥️

موفق باشید:classic_love:

  • لایک 30
  • تشکر 5
  • هاها 1
  • غمگین 6

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعلام امادگی.... 

رمان زندگی دانشجویی 

 

 

https://forum.98ia2.ir/topic/1474-رمان-زندگی-دانشجویی-banoojan-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=12256

ویرایش شده توسط Banoojan..
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


اگه آخرین سیگار جهان رو در حال سوختن ببینی... وقتشه که پایان کابوس هات رو هم تماشا کنی!

در خلاء

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، N.a25 گفته است:

سلام نودهشتیا امیدوارم حالتون خوب باشه:classic_love:

بدون مقدمه چینی همونطور که ازز اسم تاپیک پیداست، بریم سراغ مسابقه این ماه:

این مسابقه برای تکمیل کردن رمان هاتون راه اندازی شده و البته یه شرطی هست برای گرفتن مقام های بالاتر انجمن:classic_happy: طبق این مسابقه:

  • کاربر هایی که رمان درحال تایپشون رو تا 10 مهر ماه به پایان برسونن و تاپیک رمان جدیدشون رو بزنن، بدون نیاز به ارسالی و امتیاز به عنوان جازه این مسابقه مقام کاربر حرفه ای+1500 انجمن رو دریافت میکنن.
  • کاربر هایی که رمان درحال تایپشون رو تا 20 مهر ماه به پایان برسونن و تاپیک رمان جدیدشون رو بزنن، بدون نیاز به ارسالی و امتیاز به عنوان جازه این مسابقه مقام کاربر  خاص+1000 امتیاز انجمن رو دریافت میکنن.
  • کاربر هایی که رمان درحال تایپشون رو تا 30 مهر ماه به پایان برسونن و تاپیک رمان جدیدشون رو بزنن، بدون نیاز به ارسالی و امتیاز به عنوان جازه این مسابقه مقام کاربر  فعال+500 امتیاز انجمن رو دریافت میکنن.

دقت کنید که اعتبار این مسابقه تا پایان مهر ماه هست. شاید الان فکر کنید کامل کردن یه رمان توی یک ماه غیر ممکنه اما  شما حساب متن هایی که برای چت کردن در روز تایپ میکنید رو کنار هم بذارید متوجه میشید از حجم یک رمان بالاتره. البته یه شرط مهم این مسابقه تعداد صفحه رمان شماست که یه سری داستان کوتاهشون رو به عنوان رمان نفرستن.

رمانی که قراره تکمیل کنید باید به حداقل صفحه 300 در ورد برسونید.

سوال داشتید توی همین تاپیک بفرستید و برای شرکت، لینک تاپیک رمانتون رو همینجا ارسال کنید.

  • پیشنهاد میکنم اگر رمان جدیدی برای این مسابقه میخواید بنویسید با نثر معیار بنویسد چرا که شاید از بهترین آثار برای بررسی چاپ رایگان به انتشارات ها ارسال کنم:classic_wink:

از مزایای این مسابقه براتون بگم که:

  1. رمان هاتون اماکان چاپ رایگان خواهد گرفت.
  2. امتیاز و مقام های بالاتر انجمن که به حال هیچ کاربری نگرفته رو میتونید به دست بیارید.
  3. ویراستاری و رصد رمان توی اولویت قرار میگیره و نهایت 2 هفته ای رمان به فایل تبدیل خواهد شد.
  4. تیزر و کاور اختصاصی جهت انتشار رمان براتون تنظیم میشه.

در نهایت کلام کافیه لینک رمانتون رو توی این تاپیک ارسال کنید تا درخواست شما برای شرکت توی مسابقه ثبت بشه♥️

موفق باشید:classic_love:

 

اعلام آمادگی با رمان "بوسه شیطان"

 

https://forum.98ia2.ir/topic/341-رمان-بوسه-شیطان-کیمیا-کاظمی-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعلام آمادگی^^

https://forum.98ia2.ir/topic/733-رمان-ترس-از-ارتفاع-مبینا-حاج-سعید-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

نسترن جان یه سوال. 

معیار  منظورتون متن ادبی و دیالوگ محاوره‌ایه؟  نمیشه محاوره‌ای باشه؟ اخه من دیگه نوشتمش نمیشه از اول بنویسم:(

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زندگی را ارزش غم خوردن نیست

آنقدر محکم بخند تا ندانی غم چیست

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

با رمان گِیمِر در مسابقه اعلام آمادگی می‌کنم ...

 

نسترن جان چند تا سوال

اگر رمانمون تمام شد چطور اعلام کنیم؟!

و اگر نتونستیم تا مهر ماه رمانمون رو تکمیل کنیم مشکلی برای رمان پی نمی‌یاد؟

بیست سال قبل،  در حالی که سیاره میکادو توسط سیاه‌چاله به ابدیت می‌پیوست، تکه سیارکی از آن جدا  شده و جان سالم به در برد.

از خاکِ سیارکِ تیلوم فرزندی از آن او متولد شد اما، سیاره زمین او را  از تیلوم جدا کرده و  سرپرستیش را به خانواده‌ء انسانی داد.

حال فرزند مانده و تفاوتی که  هیچ‌گاه ندانست از گذشته فراموش شده‌اش سر چشمه می‌گیرد.

رمان تیلوم، زندگی یک دختر به عنوان فرزندِ سیارک!

من قاتل نیستم! فقط معتقدم تنها راه اصلاح بشر، کشتن اون‌هاست.

داستان گیتاراما

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام اعلام آمادگی با رمان مانگ امید

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعلام آمادگی برای رمان  دست به یکی

تا ۲۰ مهر ماه

لینک رمان:

https://forum.98ia2.ir/topic/1340-رمان-دست-به-یکی-sahel56-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?tab=comments#comment-14913

ویرایش شده توسط sahel56
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

https://forum.98ia2.ir/topic/885-رمان-شکسته-ام-سوگند-آقائی-کاربر-انجمن-نودهشتیا/ع

عزیز دلم رمانم با رمان یکی از بچه ها مشابه شده بود برلی همین از ابتدا ویرایش زدم برای همین نمیتونم تا آخر مهر تکمیلش کنم عذر خواهم

لظفا از مسابقه حذفش کنید

ویرایش شده توسط sogand-A

دلنوشته گذری به کوچه پس کوچه های ذهنم

ورود به معما ها( مجموعه داستان های تغییر ناپذیر)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

https://forum.98ia2.ir/topic/833-رمان-هوای-دل-کاربر-انجمن-نودهشتیا/ 

#هوای دل
ما را گوشه‌ایی جمع می‌کرد و اشک می‌ریخت. متعجب بودیم. نیمه شب در این بیابان به دور از پادگانها دنبال چه بود.
غروب روز بعد، هیاهوی داعشی ها به سکوت نشست، وقتی که هیاهوی زنان و کودکان بلند شد و سمت بیابان می‌دویدند .همان جایی که نیمه شب او ما را، خارهای مغیلان را، از دل زمین بیرون می‌کشید.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعلام آمادگی‌ می‌کنم؛ امیدوارم تا پایان وقت مقرر تموم شه. 

رمان من که نمی‌دانستم

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...