رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان کاش باور نکرده بودم| ANISO_HADADکاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

 (( بسمه التعالی ))

نام رمان : کاش باور نکرده بودم

نام نویسنده  : ANISO.H

ژانر : عاشقانه # تراژدی # پلیسی

زمان پارت گذاری :  نامعلوم

هدف :علاقه به رمان و نویسندگی


خلاصه : آیدا دختری نوجوان که در کودکی تن به ازدواجی میدهد که آینده اش را دستخوش تغییراتی میکند .
دختری پاک و زیبا که دنیا با او سر ناسازگاری بر میدارد،
در کنار هم ببینیم سرانجام ایدا چه میشود؟!
 آیا سرانجامش شیرین است یا تلخ ؟!
آیا زندگی روی خوشش را به او نشان میدهد یا نه؟!


مقدمه : زمانی که ناراحتی غمگینی گره توی کارت افتاده ،
تنها جمله ای که میگی اینه :  خدایا چرا من ؟!
اما زمانی که شادی خوشحالی، نمیگی خدایا چرا من ؟!
پس وقتی که ناراحتی غمگینی مشکل داری نگو خدایا چرا من !!!!

 

لینک رمان :

https://forum.98ia2.ir/topic/1579-رمان-کاش-باور-نکرده-بودم-anisoh-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=13313

 

ویرایش شده توسط مدیر منتقد

زندگی را ارزش غم خوردن نیست

آنقدر محکم بخند تا ندانی غم چیست

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9/15/2021 در 10:00 AM، ANISO_HADAD گفته است:

 (( بسمه التعالی ))

نام رمان : کاش باور نکرده بودم

نام نویسنده  : ANISO.H

ژانر : عاشقانه # تراژدی # پلیسی

زمان پارت گذاری :  نامعلوم

هدف :علاقه به رمان و نویسندگی


خلاصه : آیدا دختری نوجوان که در کودکی تن به ازدواجی میدهد که آینده اش را دستخوش تغییراتی میکند .
دختری پاک و زیبا که دنیا با او سر ناسازگاری بر میدارد،
در کنار هم ببینیم سرانجام ایدا چه میشود؟!
 آیا سرانجامش شیرین است یا تلخ ؟!
آیا زندگی روی خوشش را به او نشان میدهد یا نه؟!


مقدمه : زمانی که ناراحتی غمگینی گره توی کارت افتاده ،
تنها جمله ای که میگی اینه :  خدایا چرا من ؟!
اما زمانی که شادی خوشحالی، نمیگی خدایا چرا من ؟!
پس وقتی که ناراحتی غمگینی مشکل داری نگو خدایا چرا من !!!!

 

لینک رمان :

https://forum.98ia2.ir/topic/1579-رمان-کاش-باور-نکرده-بودم-anisoh-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=13313

 

سلام عزیزم من نمیخوام رمانت رو نقد کنم اما به عنوان یه خواننده ساده نظراتی دارم.

 

عزیزم خلاصه خوبی انتخاب کرده بودی و خیلی زیبا بودی البته میتونی در قسمت ژانر ها به جای هشتگ از ویرگول استفاده کنی،مقدمت کم بود و یکمی خواننده رو گیج میکرد.

 

در مورد رمانت هم بگم بعضی جاها یه چیز های رو رعایت نکرده بودی مثلا ویرگول رو اینطور گذاشته بودی..لیلی،گفت..اما در حالی که باید بین کلمه بعد از ویرگول  فاصله باشه البته فقط بعضی جاها، چیز های دیگه رو هم به خوبی رعایت کرده بودی، قلمت خوبه و انشالله تا پایان رمانت همینطور خوب بمونه البته می‌تونه عالی ترشه، در مورد موضوعت هم باید بگم که هنوز مجهوله و موضوعی مشخص نیست که البته فکر کنم در ادامه داستان مشخص بشه؛

 

خب اینم از نظرات من امید وارم ناراحت نشده باشی جانا، به قلمت قدرت بده و عالی رمانت رو پیش ببر.

 

قلمت مانا عزیزم❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، JAJANAN-OOO گفته است:

سلام عزیزم من نمیخوام رمانت رو نقد کنم اما به عنوان یه خواننده ساده نظراتی دارم.

 

عزیزم خلاصه خوبی انتخاب کرده بودی و خیلی زیبا بودی البته میتونی در قسمت ژانر ها به جای هشتگ از ویرگول استفاده کنی،مقدمت کم بود و یکمی خواننده رو گیج میکرد.

 

در مورد رمانت هم بگم بعضی جاها یه چیز های رو رعایت نکرده بودی مثلا ویرگول رو اینطور گذاشته بودی..لیلی،گفت..اما در حالی که باید بین کلمه بعد از ویرگول  فاصله باشه البته فقط بعضی جاها، چیز های دیگه رو هم به خوبی رعایت کرده بودی، قلمت خوبه و انشالله تا پایان رمانت همینطور خوب بمونه البته می‌تونه عالی ترشه، در مورد موضوعت هم باید بگم که هنوز مجهوله و موضوعی مشخص نیست که البته فکر کنم در ادامه داستان مشخص بشه؛

 

خب اینم از نظرات من امید وارم ناراحت نشده باشی جانا، به قلمت قدرت بده و عالی رمانت رو پیش ببر.

 

قلمت مانا عزیزم❤️

سلام عزیزم به هیچ وجه ناراحت نشدم ممنونم که نظرتو گفتی حتما چیزهایی که گفتی رو رعایت میکنم 😘😘

زندگی را ارزش غم خوردن نیست

آنقدر محکم بخند تا ندانی غم چیست

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم @ANISO_HADAD

رمانت رو تا به اینجا خوندم. قلم روانی داشتی و من لذت بردن از خوندن. اسم رمان هم خوبه و به جا انتخاب شده. 

چند تا نکته برای بهتر شدن رمانت میگم. بهتره شخصیت‌ها به صورت رگباری و پشت سر هم معرفی نشند. هم روش کلیشه‌ای هست و هم خواننده قاطی می‌کنه. معرفی شخصیت اول و مادرش و پدرش و نیکا رو یک جا انجام دادی. من .. هستم و ... سالمه. روش خوبی برای معرفی نیست. در حین داستان و همین جوری که پیش میره معرفیشون کن. مثلا نیکا صداش بزنه و اسمش رو بگه. سنش یک جای دیگه مطرح بشه. هم خواننده اطلاعات رو کم به کم هضم می‌کنه و قاطی نمی‌کنه هم روش حرفه‌ای تری هست.

توصیفاتت خوبه فقط بهتره پشت سر هم انجامش ندی. مثلا توی آینه نگاه کنه و خودش رو توصیف کنه باز هم روش کلیشه‌ای هست. سعی کن اطلاعات رو پراکنده کنی و کم کم به  خواننده بدی.

تو پاراگراف اول زاویه دید خودش رو کیان معرفی کرده و بعد مادرش ماهان صداش میزنه. اگر اشتباه تایپی نیست بهتره در این مورد یک کمی توضیح بدی. 

در مورد باور پذیری شخصیت‌ها گفتی که کیان بیست و دو سالشه و هنوز دانشجوه و معاون شرکت هست. این سن برای معاون شدن خیلی کم هست. بهتره یه سمت دیگه بهش بدی.

یک نکته دیگه هم معمولا توصیه میشه که از نوشتن مکالماتی که فقط به احوالپرسی و سلام و اینا گذشته میشه صرف نظر بشه چون هم خواننده خسته میشه هم سیرت کند میشه و اطلاعات خاصی به خواننده نمیده.

رمانت در جهت خوبی جلو میره و مطمئنا اتفاقات هیجان انگیزی در پیشه. نکات بالا فقط توصیه است و اگر تمایل داشتی می‌تونی رعایتشون کنی. موفق باشی.❤️

 

(در صورتی که نیاز به دسترسی به لینک‌ها دارید در نمایه‌ام پیام بگذارید)

روایتی از پستی و بلندی و دام‌های جوانی                                      رمان داو اول   (اجتماعی، عاشقانه)

روایتی از رقابتی خونین                                                                          رمان هابیل و قابیل (تراژدی، عاشقانه)

روایتی از فرو ریختن حقایقی به سنگینی تل برفی                        داستان کوتاه برف‌کوچ (اجتماعی)

روایتی از تنیدن در تارهای ذهن و روح                                             داستان کوتاه تنیده در تار (روانشناسی، اجتماعی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گلم. 

رمانت رو تا جایی ک نوشتی خوندم و خیلی خوشم اومد موضوع جذابی داری. 

درمورد اسم رمانت باید بگم خوبه و خوشم اومد. تکراری نبود و قابل فهم بود. شروع رمانت کلیشه ای و یا تکراری نبود و لذت بردم اما از لون جایی که کیان شروع میکنه به توصیف کردن تمام اتفاقات جذابیت پارت اول رو کم کرده و باعث خستگی شده.  همچنین توی پارت اول پسر یا همون شخصیت اصلی رو با اسم کیان راد معرفی کردی! بعدش توی دیالوگ‌های اخر اون رو با اسم ماهان معرفی کردی و با اسم ماهان ادامه دادی. نکته دیگه ای که باید بگم راجع به فامیلی راد هستش. این فامیلی اینقدر توی رمان‌ها تکرار شده که کمی از نظرم فاقد جذابیته. توی توصیفات زیادی دست دلبازی خوب نیست و توصیف پشت سر هم اصلا جذابیتی نداره و بیشتر خسته کننده میشه. یه نکته دیگه اینکه توی پارت اول شما یه گره ایجاد کردی با اطلاعات زیاد جوری ک وقتی راجع به دیدار مشکوک ماهان با مادرش صحبت کردی برای خواننده اصلا سخت نبود ک حدس بزنه موصوع چیه. به نظرم اینجا رو یه ابهام به کار ببر و کاری کن ک خواننده گیج بشه و حدس زدن گره گشایی براش اسون نباشه. ابنجوری گره رمانت جذاب میشه و خواننده بیشتر جذب رمانت میشه البته همین الانشم خوب عمل کردی اما اگه اینجوری باشه بهتره. 

در کل بگم خیلی خوشم اومد از رمانت و دنبالش میکنم🥰❤️

 @ANISO_HADAD

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، Sogandnamgo گفته است:

سلام گلم. 

رمانت رو تا جایی ک نوشتی خوندم و خیلی خوشم اومد موضوع جذابی داری. 

درمورد اسم رمانت باید بگم خوبه و خوشم اومد. تکراری نبود و قابل فهم بود. شروع رمانت کلیشه ای و یا تکراری نبود و لذت بردم اما از لون جایی که کیان شروع میکنه به توصیف کردن تمام اتفاقات جذابیت پارت اول رو کم کرده و باعث خستگی شده.  همچنین توی پارت اول پسر یا همون شخصیت اصلی رو با اسم کیان راد معرفی کردی! بعدش توی دیالوگ‌های اخر اون رو با اسم ماهان معرفی کردی و با اسم ماهان ادامه دادی. نکته دیگه ای که باید بگم راجع به فامیلی راد هستش. این فامیلی اینقدر توی رمان‌ها تکرار شده که کمی از نظرم فاقد جذابیته. توی توصیفات زیادی دست دلبازی خوب نیست و توصیف پشت سر هم اصلا جذابیتی نداره و بیشتر خسته کننده میشه. یه نکته دیگه اینکه توی پارت اول شما یه گره ایجاد کردی با اطلاعات زیاد جوری ک وقتی راجع به دیدار مشکوک ماهان با مادرش صحبت کردی برای خواننده اصلا سخت نبود ک حدس بزنه موصوع چیه. به نظرم اینجا رو یه ابهام به کار ببر و کاری کن ک خواننده گیج بشه و حدس زدن گره گشایی براش اسون نباشه. ابنجوری گره رمانت جذاب میشه و خواننده بیشتر جذب رمانت میشه البته همین الانشم خوب عمل کردی اما اگه اینجوری باشه بهتره. 

در کل بگم خیلی خوشم اومد از رمانت و دنبالش میکنم🥰❤️

 @ANISO_HADAD

واقعا ممنونم که نظرتو گفتی حتما به چیز هایی که گفتی عمل میکنم و اگر مشکلی داشت برطرف میکنم 

بازم ممنون از نظرت لطف کردی 😘😘

ممنون از اینکه دنبال میکنی😍

زندگی را ارزش غم خوردن نیست

آنقدر محکم بخند تا ندانی غم چیست

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9/23/2021 در 8:34 PM، Z.A.D گفته است:

سلام عزیزم @ANISO_HADAD

رمانت رو تا به اینجا خوندم. قلم روانی داشتی و من لذت بردن از خوندن. اسم رمان هم خوبه و به جا انتخاب شده. 

چند تا نکته برای بهتر شدن رمانت میگم. بهتره شخصیت‌ها به صورت رگباری و پشت سر هم معرفی نشند. هم روش کلیشه‌ای هست و هم خواننده قاطی می‌کنه. معرفی شخصیت اول و مادرش و پدرش و نیکا رو یک جا انجام دادی. من .. هستم و ... سالمه. روش خوبی برای معرفی نیست. در حین داستان و همین جوری که پیش میره معرفیشون کن. مثلا نیکا صداش بزنه و اسمش رو بگه. سنش یک جای دیگه مطرح بشه. هم خواننده اطلاعات رو کم به کم هضم می‌کنه و قاطی نمی‌کنه هم روش حرفه‌ای تری هست.

توصیفاتت خوبه فقط بهتره پشت سر هم انجامش ندی. مثلا توی آینه نگاه کنه و خودش رو توصیف کنه باز هم روش کلیشه‌ای هست. سعی کن اطلاعات رو پراکنده کنی و کم کم به  خواننده بدی.

تو پاراگراف اول زاویه دید خودش رو کیان معرفی کرده و بعد مادرش ماهان صداش میزنه. اگر اشتباه تایپی نیست بهتره در این مورد یک کمی توضیح بدی. 

در مورد باور پذیری شخصیت‌ها گفتی که کیان بیست و دو سالشه و هنوز دانشجوه و معاون شرکت هست. این سن برای معاون شدن خیلی کم هست. بهتره یه سمت دیگه بهش بدی.

یک نکته دیگه هم معمولا توصیه میشه که از نوشتن مکالماتی که فقط به احوالپرسی و سلام و اینا گذشته میشه صرف نظر بشه چون هم خواننده خسته میشه هم سیرت کند میشه و اطلاعات خاصی به خواننده نمیده.

رمانت در جهت خوبی جلو میره و مطمئنا اتفاقات هیجان انگیزی در پیشه. نکات بالا فقط توصیه است و اگر تمایل داشتی می‌تونی رعایتشون کنی. موفق باشی.❤️

 

سلام عزیزم 

ببخشید من ندیده بودم نقدتو واقعا ممنونم که نظرتو گفتی حتما نگاه میکنم و برطرف میکنم 

 

بازم ببخشید تازه الان دیدم 

ممنونم که نظرتو گفتی 😍😘😘

زندگی را ارزش غم خوردن نیست

آنقدر محکم بخند تا ندانی غم چیست

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، ANISO_HADAD گفته است:

سلام عزیزم 

ببخشید من ندیده بودم نقدتو واقعا ممنونم که نظرتو گفتی حتما نگاه میکنم و برطرف میکنم 

 

بازم ببخشید تازه الان دیدم 

ممنونم که نظرتو گفتی 😍😘😘

خواهش می کنم.❤️

(در صورتی که نیاز به دسترسی به لینک‌ها دارید در نمایه‌ام پیام بگذارید)

روایتی از پستی و بلندی و دام‌های جوانی                                      رمان داو اول   (اجتماعی، عاشقانه)

روایتی از رقابتی خونین                                                                          رمان هابیل و قابیل (تراژدی، عاشقانه)

روایتی از فرو ریختن حقایقی به سنگینی تل برفی                        داستان کوتاه برف‌کوچ (اجتماعی)

روایتی از تنیدن در تارهای ذهن و روح                                             داستان کوتاه تنیده در تار (روانشناسی، اجتماعی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...