رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان دراگون پارازیت | Atarin کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

عنــوان: ••|♤دراگــــون پــارازیـــت♤|••
نویسنده: آترین.میم|••
ژانر(ها): پیکارسک، جنایی، سورئال، معمایی|••
نقش شخصیت اصلی: خاکستری|••
________
••|خلاصه:
بی‌گناهم؛
بی‌گناه‌تر از کودکی یک روزه!
پروردگار به تماشایم ایستاده و من هیچ از تقدیرم نمی‌دانم.
قربانی یک عشق نمایشی، قربانی خواسته‌‌ای غیر ممکن که رایحه‌ی چاشنی حیله‌ی اهریمن از داخلش یاخته‌های تیز مشامم را می‌آزرد.
بوی تیمارستان، احساسات یک دیوانه، وحشتی که همچون خون در رگ‌هایم جاری می‌شود، توطئه‌های نویسنده‌ی سرنوشت، توهم‌هایی بی‌شباهت از واقعیت و واقعیتی بی‌شباهت از کابوس!
به دام افتاده میان نیرنگ بد و بدتر!
درد در ژرفای تنم بی‌رحمانه همچون ماری زهرآگین می‌پیچد،
این‌بار دیگر هیچ‌کاری نمی‌توانم برای نجاتم انجام دهم
فقط می‌توانم بخندم و تقدیر قلاده‌ی روحم را به دنبال خویش بکشد،
من از گذشته‌ام مطلع نبودم، من حتی از وجود واقعی‌ام هم خبری ندارم!
••|مقدمه:
سقوط می‌کنم در این دنیای نفرین شده و تنها می‌توانم درهم بشکنم، به هزاران تکه‌ی درخشان اما تیره و تار تقسیم شوم!
آغشته می‌شوم به تاریکی و آغوش سرد سایه‌ام وجودم را می‌بلعد!
دسیسه‌ای که عروسک‌گردانم رقم زده هرکسی را به دام می‌کشاند.
سایه‌های تاریک به دنبالمند
به علتی که علتش خودم نیستم!
آفریدگار مرا نیافرید، 
می‌پرسی پس چه کسی؟
حقیقتاً نمی‌دانم... 
آه! حالا فلسفه‌اش را ذهنم می‌گنجانم؛
من را دو شیطان در کالبد روح‌القدس آفریدند،
می‌دانم واقعاً خنده‌دار و مسخره‌ست اما حقیقت حداقل برای من همچون دلقک غمگین سیرک است!
"دیوانگی!"
تنها کلمه‌ای که می‌توانم در وصف ذهن بیمارم به کار ببرم.
حاصل منفی یک اشتباهه مزخرف و غوطه‌ور در دریایی از خون.
قطره‌های سرخ حتی چشم‌هایم را هم گلگون می‌کنند!
شروع پایانم نور امیدی در دل خودم هم شعله‌ور می‌‌کند اما این‌بار منی که دوباره سرپا می‌‌شوم اهریمن خواهد بود!

💙رمان دراگون‌ پارازیت💙

ویرایش شده توسط Atarin
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

سلام اومدم برای نقد رمان جذابت

اسمش خیلی خفنه به آسونی مخاطب رو جذب میکنه 

خلاصه و مقدمه ی خوبی هم داشتی.

شروع رمانت هم کلیشه ای نبود و اشکال تایپی هم توی رمانت مشاهده نکردم.

موفق باشی😊

@Ghazalehꨄ︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 ساعت قبل، Soniya-Aslan گفته است:

سلام اومدم برای نقد رمان جذابت

اسمش خیلی خفنه به آسونی مخاطب رو جذب میکنه 

خلاصه و مقدمه ی خوبی هم داشتی.

شروع رمانت هم کلیشه ای نبود و اشکال تایپی هم توی رمانت مشاهده نکردم.

موفق باشی😊

@Ghazalehꨄ︎

سلام جانانم خیلی ممنون از نگاه گرمت💙

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۶/۲۸ در 06:12، Atarin گفته است:

عنــوان: ••|♤دراگــــون پــارازیـــت♤|••
نویسنده: آترین.میم|••
ژانر(ها): پیکارسک، جنایی، سورئال، معمایی|••
نقش شخصیت اصلی: خاکستری|••
________
••|خلاصه:
بی‌گناهم؛
بی‌گناه‌تر از کودکی یک روزه!
پروردگار به تماشایم ایستاده و من هیچ از تقدیرم نمی‌دانم.
قربانی یک عشق نمایشی، قربانی خواسته‌‌ای غیر ممکن که رایحه‌ی چاشنی حیله‌ی اهریمن از داخلش یاخته‌های تیز مشامم را می‌آزرد.
بوی تیمارستان، احساسات یک دیوانه، وحشتی که همچون خون در رگ‌هایم جاری می‌شود، توطئه‌های نویسنده‌ی سرنوشت، توهم‌هایی بی‌شباهت از واقعیت و واقعیتی بی‌شباهت از کابوس!
به دام افتاده میان نیرنگ بد و بدتر!
درد در ژرفای تنم بی‌رحمانه همچون ماری زهرآگین می‌پیچد،
این‌بار دیگر هیچ‌کاری نمی‌توانم برای نجاتم انجام دهم
فقط می‌توانم بخندم و تقدیر قلاده‌ی روحم را به دنبال خویش بکشد،
من از گذشته‌ام مطلع نبودم، من حتی از وجود واقعی‌ام هم خبری ندارم!
••|مقدمه:
سقوط می‌کنم در این دنیای نفرین شده و تنها می‌توانم درهم بشکنم، به هزاران تکه‌ی درخشان اما تیره و تار تقسیم شوم!
آغشته می‌شوم به تاریکی و آغوش سرد سایه‌ام وجودم را می‌بلعد!
دسیسه‌ای که عروسک‌گردانم رقم زده هرکسی را به دام می‌کشاند.
سایه‌های تاریک به دنبالمند
به علتی که علتش خودم نیستم!
آفریدگار مرا نیافرید، 
می‌پرسی پس چه کسی؟
حقیقتاً نمی‌دانم... 
آه! حالا فلسفه‌اش را ذهنم می‌گنجانم؛
من را دو شیطان در کالبد روح‌القدس آفریدند،
می‌دانم واقعاً خنده‌دار و مسخره‌ست اما حقیقت حداقل برای من همچون دلقک غمگین سیرک است!
"دیوانگی!"
تنها کلمه‌ای که می‌توانم در وصف ذهن بیمارم به کار ببرم.
حاصل منفی یک اشتباهه مزخرف و غوطه‌ور در دریایی از خون.
قطره‌های سرخ حتی چشم‌هایم را هم گلگون می‌کنند!
شروع پایانم نور امیدی در دل خودم هم شعله‌ور می‌‌کند اما این‌بار منی که دوباره سرپا می‌‌شوم اهریمن خواهد بود!

💙رمان دراگون‌ پارازیت💙

عزیزم ژانر های صحیح فقط جنایی و معمایی هستن.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

19 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

عزیزم ژانر های صحیح فقط جنایی و معمایی هستن.

ولی من تحقیق کردم درباره‌شون منتقدم توی تست قلم هم گفتن صحیح هستن🙂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
11 دقیقه قبل، Atarin گفته است:

ولی من تحقیق کردم درباره‌شون منتقدم توی تست قلم هم گفتن صحیح هستن🙂

خب اشتباه گفتن گلم اون ژانر ها برای مانگا و سینماست نه برای رمان و داستان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

خب اشتباه گفتن گلم اون ژانر ها برای مانگا و سینماست نه برای رمان و داستان

ژانر سورئال همون یجورایی فانتزیه که  توی جنبش‌های ادبی سورئالیسمه رمان‌های زیادی هم با این ژانر نوشته شدن

پیکارسک هم همون رندنامه هست که  توی خیلی کتاب‌ها به‌کار رفته

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
2 ساعت قبل، Atarin گفته است:

ژانر سورئال همون یجورایی فانتزیه که  توی جنبش‌های ادبی سورئالیسمه رمان‌های زیادی هم با این ژانر نوشته شدن

پیکارسک هم همون رندنامه هست که  توی خیلی کتاب‌ها به‌کار رفته

گلی می دونم منم، اما اصولی نیستن شما بزن تو نت ژانر های صحیح برای رمان برات میاره

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...