رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان آتوسا | ملیکا ملازاده کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

رمان آتوسا

نویسنده ملیکاملازاده

ژانر:تاریخی، عاشقانه

هدف:  آتوسا یا خرم؟

خلاصه: داستان زیر زندگی نامه پرآوازه ترین بانو هخامنشی این داستان حقیقی اما پر و بال داده شده، دوستان فراموش نکنید که تاریخ کاملا شناخته شده نیست و ما با یک نظریه رمام رو پیش می بریم.

مقدمه:

من آتوسا

دختر کاساندان

دختر کوروش

همسر کمبوجه و بردیا

ملکه داریوش

مادر خشایارشا

فززندانم مرا به خاطر بسپارید

من مرگ ها دیدم، عزیزان  از دست دادم

بی مهری ها چشیدم و تحقیرها شدم

چه شب هایی  از دست  جانم نخوابیدم

چه روزهای  برق شمشیر را بر روی سرم فرزندم دیدم

چه تخت هایی که همسرانم با دیگران تقسیم کرده بود

اما اکنون این من هستم که  موج های  دریا مرا از پای در نیاورد

و این را بدانید آنی زنده می مانند که سنگ ها را شکسته باشه

https://forum.98ia2.ir/topic/1765-رمان-آتوسا🏊‍♀️ملیکا-ملازاده-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=16169

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار

سلام ملیکا جون💜

رمانت رو خیلی دوست دارم😍

خیلی از کلمات جذابی برای دیالوگ ها و.‌.‌.استفاده کردی.

ایده جذابی هست و خیلی عالی تاریخی مینویسی

نکات ویراستاری هم که همش رو رعایت کردی و فقط گاهی اوقات نکات از دستت در میره.

مقدمه و خلاصه منو جذب کرد و مطمئنم رمان جذاب و بی نظیری میشه.

طوفانی برو جلو🤛💜

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

33 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

سلام ملیکا جون💜

رمانت رو خیلی دوست دارم😍

خیلی از کلمات جذابی برای دیالوگ ها و.‌.‌.استفاده کردی.

ایده جذابی هست و خیلی عالی تاریخی مینویسی

نکات ویراستاری هم که همش رو رعایت کردی و فقط گاهی اوقات نکات از دستت در میره.

مقدمه و خلاصه منو جذب کرد و مطمئنم رمان جذاب و بی نظیری میشه.

طوفانی برو جلو🤛💜

مرسی عزیز دلم خیلی بهم امید دادی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 سلام دخترممم @ملیکا ملازاده من اومدم نقد کنم وبرم😎🖐🏻

اول از همه باید بگم ک ایده‌ی نو و خوبی داره رمانت

مورد دوم اینه ک فضاسازی و توصیفاتت عالیه و قشنگ آدم رو ب تصور وادار میکنه

فقط اینکه بعضی جاها کلمه ها از اون حالت ادبی و رسمی خارج میشن، اگه بتونی رعایت کنی عالیه 😍 در کل هیچ نقصی نداره رمانت

من تا پارت ۱۰ بیشتر نتونستم بخونم ولی قول میدم سر فرصت حتما بقیشو بخونم♥️

 

@.Ghazaleh.

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Sarai.Rş گفته است:

 سلام دخترممم @ملیکا ملازاده من اومدم نقد کنم وبرم😎🖐🏻

اول از همه باید بگم ک ایده‌ی نو و خوبی داره رمانت

مورد دوم اینه ک فضاسازی و توصیفاتت عالیه و قشنگ آدم رو ب تصور وادار میکنه

فقط اینکه بعضی جاها کلمه ها از اون حالت ادبی و رسمی خارج میشن، اگه بتونی رعایت کنی عالیه 😍 در کل هیچ نقصی نداره رمانت

من تا پارت ۱۰ بیشتر نتونستم بخونم ولی قول میدم سر فرصت حتما بقیشو بخونم♥️

 

@.Ghazaleh.

سلامممم

مرسی گلم

خخخ

یازده پارت بیشتر نذاشتم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گلم

خلاصه و مقدمه رمانت خوبه و ازش خیلی خوشم اومد .

 قلمت به سبک تاریخی قویه و موضوع رمانتم اصلا کلیشه ای نیست و همینم باعث جذب مخاطب ها میشه.منتظر پارت های بعدیت هستم.

موفق باشی ملیکا جان🧡

@.Ghazaleh.

ویرایش شده توسط nura_savagelove
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

درود بر شما. @ملیکا ملازاده

موضوع جالبی رو برای رمانت انتخاب کردی و داری خوب پیش میری. بازنویسی ماجراهای تاریخی همیشه طرفدار دارند.

فکر می کنم بعد از پارت سه یه دونه اسپم داری. نحوه نوشتاریت هم خوبه فقط بعضی شخصیت‌ها درست معرفی نشدند. مثلا بردیا و کمبوجیه. بعد از  چند پارت تازه من فهمیدم این‌ها برادرهای آتوسا هستند. 

موفق باشی.

(در صورتی که نیاز به دسترسی به لینک‌ها دارید در نمایه‌ام پیام بگذارید)

روایتی از پستی و بلندی و دام‌های جوانی                                      رمان داو اول   (اجتماعی، عاشقانه)

روایتی از رقابتی خونین                                                                          رمان هابیل و قابیل (تراژدی، عاشقانه)

روایتی از فرو ریختن حقایقی به سنگینی تل برفی                        داستان کوتاه برف‌کوچ (اجتماعی)

روایتی از تنیدن در تارهای ذهن و روح                                             داستان کوتاه تنیده در تار (روانشناسی، اجتماعی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Z.A.D گفته است:

درود بر شما. @ملیکا ملازاده

موضوع جالبی رو برای رمانت انتخاب کردی و داری خوب پیش میری. بازنویسی ماجراهای تاریخی همیشه طرفدار دارند.

فکر می کنم بعد از پارت سه یه دونه اسپم داری. نحوه نوشتاریت هم خوبه فقط بعضی شخصیت‌ها درست معرفی نشدند. مثلا بردیا و کمبوجیه. بعد از  چند پارت تازه من فهمیدم این‌ها برادرهای آتوسا هستند. 

موفق باشی.

مرسی عزیزم برای طرفداریت

کمبوجه و بردیا در پارت اول پسرهای کوروش معرفی شدن حتی اومدن خواهرشون رو دیدن

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، ملیکا ملازاده گفته است:

مرسی عزیزم برای طرفداریت

کمبوجه و بردیا در پارت اول پسرهای کوروش معرفی شدن حتی اومدن خواهرشون رو دیدن

الان که دوباره خوندم دیدم نوشته بودی کنار پدرشون ایستادند. 😉

(در صورتی که نیاز به دسترسی به لینک‌ها دارید در نمایه‌ام پیام بگذارید)

روایتی از پستی و بلندی و دام‌های جوانی                                      رمان داو اول   (اجتماعی، عاشقانه)

روایتی از رقابتی خونین                                                                          رمان هابیل و قابیل (تراژدی، عاشقانه)

روایتی از فرو ریختن حقایقی به سنگینی تل برفی                        داستان کوتاه برف‌کوچ (اجتماعی)

روایتی از تنیدن در تارهای ذهن و روح                                             داستان کوتاه تنیده در تار (روانشناسی، اجتماعی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم رمانت خیلی زیباست خیلی خوب میتونی شخصیت و فضاسازی بکنی  فقط خلاصت خیلی کوتاست و این که رمان های تاریخی خیلی خوبن انشالله موفق باشی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...

تعریف  یکی از دوستان از رمان

 

 

دختر تو چه کردی با این آتوسا...!

خیلی قشنگ نوشتی.

قلمت بی نظیره!

شاید باور نکنی ولی هر پارتی که ویرایش میکنم، اشتیاقم بیشتر میشه.

بیوتی فوللللللل😁

اون سخن نویسنده هم که اول رمانت گذاشتی هم عالیهههههه 

اصن خیلی عالی داری پیش میری 

فقط یک موضوع اینکه از پارت سی و پنج یکهو پریدی چهل و چهار!!!

ویرایشی هست یا اشتباهی شماره پارت زدی؟!؟!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تعریف  همان دوست

 

یکی از دوستام هم ثببت نام نکرده ولی رمانت رو میخونه

هر وقت بحث میشه اسم رمانت رو وسط میکشه و کلی تعریف میکنه از رمانت

ویرایش شده توسط ملیکا ملازاده
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...