رفتن به مطلب

رمان رادیکال | اوپاکاروفیل کاربر انجمن نودهشتیا


اوپاکاروفیل
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • سانسورچی

🌸به نام خالق موسیقی🌸

 

نام رمان: رادیکال

نام نويسنده: اوپاکاروفیل (زينب صادقي نژاد)

ژانر: اکشن، معمایی

هدف:  شاید بتوانم کمی از زخم‌های جامع  را بهبود بخشم.

زمان پارت گذاري: هفته‌ای دو بار

 

خلاصه:

دردهایش  را در سنگر صدایش پنهان می‌کند.

طرفتاران برای یک امضایش بر در خانه‌ صف کشیده ‌اند، اما او  بی‌توجه و شناور در دریای خیالاتش؛ به  دنیای خاکستری می‌اندیشد.

زندگی خوانندگی هم زیباست! می‌توانی تمام دردهایت را پشت لبخندت در کنسرت پنهان کنی و مردم بی‌خبر از زندگی به آوازت گوش بسپارند.

 

 

صفحه‌ی معرفی و نقد رمان رادیکال

 

توجه:  شخصیت  کاملا تخیلی است و هرگونه تشابه اسمی غیر عمد می‌باشد.

 

ویرایش شده توسط اوپاکاروفیل
  • لایک 8

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل ✯

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم مدیریت نودهشتیا"

  • لایک 4
  • تشکر 1

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
ارسال شده در (ویرایش شده)

مقدمه:

 

صدای هیاهو  حتی از آخرین طبقه برج‌اش شنیده می‌شود.

طرفتاران  برای  از نزدیک  دیدنش دنیا به آتش می‌کشیدند، اما او هنذفری بر گوش گذاشته و بدون توجه به  اطراف؛ درصحرای زندگی طباهش پرسه می‌زند.

کاش نوری جوانه مانند در دلش سر باز کند.

زیرا او امید هزاران انسانست.

ویرایش شده توسط Z sadghinjad
  • لایک 5

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...