رفتن به مطلب

گالری عکس شخصیت ها و مکان های رمان شاهد " y.skakndary"کاربر نودهشتیا


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

سلام به تمام بازدید کنندگان عزیز 

دوستان این تایپک صرفا جهت آشنایی و تصویر سازی بهتر شما از شخصیت های رمان شاهد ایجاد شده

 

 

 

ویرایش شده توسط کروئلا
.

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

spacer.png 

 

آیلار افلاکی

 

 

ویرایش شده توسط Yeganh

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

spacer.png

 

شخصیت آیلار  افلاکی دختری شاد که خیلی به شخصیت اصلی داستان کمک میکنه

ویرایش شده توسط Yeganh

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

spacer.png

 

spacer.png

 

 

screenshot_20211025-110907-1_4sri.jpg

screenshot_20211025-110956-1_xt98.jpg

نفس آزاد مهر شخصیت اصلی دختری  که ناخواسته شاهد قتل میشه و با دیدن اون قتل  تو خطرات زیادی میفته

ویرایش شده توسط Yeganh

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

spacer.png

screenshot_20211025-111359-1_4ayo.jpg

 

مینا رسولی  دوست نفس

 

ویرایش شده توسط Yeganh

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

22 ساعت قبل، Yeganh گفته است:

spacer.png

 

spacer.png

 

پندار افلاکی  برادر ایلار و شخصیت اصلی پسر

 

چیقده جذابه آخه😂

شخصیت هات زیبا بودن:classic_blush:

خوشحال میشم از شخصیت های رمان من هم دیدن کنی و نظرت رو بهم بگی🌼🍃

عکس شخصیت های رمان راز همیشگی

 🍃پی دی اف رمان تکمیل شده راز همیشگی 🍃

در حال تایپ:

رمان جاده های نرفته

رمان راز همیشگی (جلد دوم)

گلپر🌼🍃

spacer.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

spacer.png

spacer.png

نوید برادر نفس 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9/30/2021 در 3:06 PM، Yeganh گفته است:

spacer.png

 

 

 

 

spacer.png

 

spacer.png

نفس آزاد مهر شخصیت اصلی دختری  که ناخواسته شاهد قتل میشه و با دیدن اون قتل  تو خطرات زیادی میفته

چقده خوشگلههه 😍💚

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
  • مدیر آگهی

screenshot_20211101-054013-1_cijc.jpg

جاده ای که نفس وقتی از اون عبور میکرد شاهد قتل نیلو شد

ویرایش شده توسط کروئلا

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

screenshot_20211031-164251-1_abej.jpg

screenshot_20211031-164031-1_epz3.jpg

نیلو دختری که به خاطر فقر وارد باند سروش میشه  ولی وقتی میخواست پول یه محموله رو مخفیانه به حساب خودش واریز کنه سروش اونو گرفت  و....

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۷/۱۲ در ۱۷:۴۸، کروئلا گفته است:

spacer.png

spacer.png

نوید برادر نفس 

عه نوید مگه بچه کوچولو نبود؟😢😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، کروئلا گفته است:

spacer.png

جاده ای که نفس وقتی از اون عبور میکرد شاهد قتل نیلو شد

اسپویل کردی بدم اسپویل کردی😑😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
38 دقیقه قبل، آفتابگردون گفته است:

عه نوید مگه بچه کوچولو نبود؟😢😂

ن گلم تو مگه پارت چندی من تو پارتام گفتم نوید میخواد بره دانشگاه

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
38 دقیقه قبل، آفتابگردون گفته است:

اسپویل کردی بدم اسپویل کردی😑😂

😂😂😐زود زود پارت هارو بخون که با دیدن عکسا داستان برات لو نره خو😂

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

.

ویرایش شده توسط کروئلا

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
14 ساعت قبل، کروئلا گفته است:

screenshot_20211101-054013-1_cijc.jpg

جاده ای که نفس وقتی از اون عبور میکرد شاهد قتل نیلو شد

قابل توجه بازدید کنندگان این عکس تعویض شد 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 ساعت قبل، کروئلا گفته است:

قابل توجه بازدید کنندگان این عکس تعویض شد 

هوم حوصلم سر رفته بود اومدم سراغ گالری ها

شخصیت های جالبیه فقط اسم ایرانیشون با عکس های خارجی و غربیشون همخوانی نداره.

یه سوال نیلو با این جاده چیکار داشته که به این قسمت رفته؟ این جاده بیشتر شبیه جاده ی ارواحه. 

فقط انسان‌های ضعیف؛ به اندازه‌ی امکاناتشان کار می‌کنند. 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
19 دقیقه قبل، Night Shadow گفته است:

هوم حوصلم سر رفته بود اومدم سراغ گالری ها

شخصیت های جالبیه فقط اسم ایرانیشون با عکس های خارجی و غربیشون همخوانی نداره.

یه سوال نیلو با این جاده چیکار داشته که به این قسمت رفته؟ این جاده بیشتر شبیه جاده ی ارواحه. 

شخصیت ایرانی مناسب با کاراکتر های رمانم پیدا نکردم به همین دلیل رفتم سراغ شخصیت خارجی

گلم شما معلومه رمان منو نخوندی اگه بخونی میفهمی ماجرارو

 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، کروئلا گفته است:

شخصیت ایرانی مناسب با کاراکتر های رمانم پیدا نکردم به همین دلیل رفتم سراغ شخصیت خارجی

گلم شما معلومه رمان منو نخوندی اگه بخونی میفهمی ماجرارو

 

اره نخوندم

حوصلم سر رفته بود یه نگاهی به گالری ها کردم، بعدا اگه رمانم رو خوندی رمانت رو‌ میخونم😊

فقط انسان‌های ضعیف؛ به اندازه‌ی امکاناتشان کار می‌کنند. 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
4 دقیقه قبل، Night Shadow گفته است:

اره نخوندم

حوصلم سر رفته بود یه نگاهی به گالری ها کردم، بعدا اگه رمانم رو خوندی رمانت رو‌ میخونم😊

😂😂منم وقتی حوصلم سر میره میرم سراغ گالری ها

لینک رمانت رو بفرس نمایه ام تا بخونمش توهم رمانم رو بخون و دنبال کنم 🌹

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، کروئلا گفته است:

😂😂منم وقتی حوصلم سر میره میرم سراغ گالری ها

لینک رمانت رو بفرس نمایه ام تا بخونمش توهم رمانم رو بخون و دنبال کنم 🌹

بعد از اینکه پارت های رمان رو‌ویرایش زدم میفرستم برات.

فقط انسان‌های ضعیف؛ به اندازه‌ی امکاناتشان کار می‌کنند. 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
۱ ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

اگر رنگی بود خیلی بهتر بود

عکس رنگی هم ازش داشتم ولی چون شخصیت زیاد مهمی نیس دیگه گفدم همینا رو بزارم

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
  • مدیر آگهی

خیله خب میدونم بازم دارم عکس شخصیت ها رو زود میزارم ولی چون در پارت های جدید  که همین الان هم مشغول تایپشون هستم قراره راجبشون صحبت کنیم عکسشون رو میزارم تا پارت هارو خوندید تصویر سازی خوبی داشته باشید😉

 

spacer.png

سروش شهریار

شخصیت بدهه داستان که دوست نداشت وارد خلافکاری های برادرش بشه اما وقتی که به خودش اومد دیر شده بود  اون بدجوری توی مرداب و لجن گیر کرده بود هرچی بیشتر تقلا میکرد بیشتر داخلش فرو میرفت

اون از 22 سالگی ناخواسته وارد باند برادر بزرگش شد الان که در آستانه 32 سالگی  هست  صاحب یکی از بزرگترین باند های قاچاق در تهرانه و البته دست راست بردارشه

خب فکر کنم زیاد توضیح دادم بیشتر از دیگه اسپویل میشه😅

ویرایش شده توسط کروئلا

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...