رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان از خدا بی‌خبر| صغرا خانم کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

به نام  خدا

 رمان: از خدا بی‌خبر

نویسنده: صغرا خانم

ژانر : طنز، جنایی، پلیسی

هدف: در اومدن از علافی و بی‌کاری

تایم پارت گذاری: نامعلوم

خلاصه: 

در تاریکی ظالمانه، دل را به  شب دادیم و از آنجا پا به فرار نهادیم. که می‌دانست از آن به بعد چه بر سرمان خواهد آمد و برای که اهمیت داشت؟ برای خانواده‌ای که نبودند یا نردم آن شهر ظالم؟ پا در جاده‌ای پر خم و پیچ نهادیم و با بی‌فکری به سمت آینده راندیم.

مقدمه:

طناب روکشیدم و با لذت به صحنه مقابلم نگاه کردم، بالاخره تونستم‌   پوزخندی زدم و گفتم:  بالاخره یکی از مهره هات رو سوزندم!

این رو گفتم و قهقهه‌ای زدم. بالاخره نوبت خودت هم می‌رسه جناب...

صفحه رمان

@مدیر منتقد 

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...