رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان بدیمن|مهسا۲۳ کاربر انجمن نود و هشتیا


F_MAHGOL
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان:  !   بدیمن!

نام نویسنده:  !مهسا۲۳!

ژانر:   !ترسناک، جنایی!

خلاصه:   ! ترس و آشفتگی وجود مارا فرا گرفت؛ یک اشتباه محض باعث خراب شدن زندگیمان شد! راه کدام بود؟! راهی نبود. حتی راه فرار کردن از دست این تله. هر کدام آشفتگی بدی داشتیم. یک از یک بیشتر و بیشتر. این کار زندگی را برایمان جهنم کرد. ما انسان ها مجود هایِ عجیبی هستیم...!

هدف:   !نترس بودن در بین انسان ها!

ساعات پارت گذاری:   !نامعلوم!

لینک صفحه رمان بدیمن

ویرایش شده توسط -mAhsA.86-
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اسم رمان: بدیمن

( اسم زیبایی داره که در عین حال به ژانر رمانت میخوره یعنی در عمق اسم اون حس ترس و وحشت رو داره.)

 

خلاصه اون حس ترس رو سعی میکنه به خواننده منتقل کنه مبهم هست و زیبا و تا حدودی هراس انگیز. اما ویژگی که داره اینه که مثل یک متن کوتاه ترسناکه جوری نیست که با اطلاعات دادن راجع به رمان خواننده با خوندنش مجذوب رمان بشه و من فکر میکنم باید بیشتر روی خلاصه کار کنی .. از طرفی  کلمه مجود همون موجود هست؟؟ یا من اشتباه متوجه شدم؟🤗🤗

 

مقدمه زیادی کوتاه بود و همین متن کوتاه شباهت زیادی به خلاصه ات داشت توی مقدمه چیزهای ترسناکی میتونی بنویسی که میتونه راجع به رمان توضیح نده بنظرم توی مقدمه از سوال و.. استفاده نکنی مقدمت زیبا تر میشه.🔥🔥

 

شروع رمانت فکر نمیکنم کلیشه ای باشه چند نفر که انگار برای مسافرت امدن به یه شهری و توی مسافرخونه اش مستقر شدن.. 

بنظر من ژانر ترسناک حتما بدین معنی نیست که ما از ابتدای رمان تاانتهای رمان فقط و فقط اتفاقات ترسناکی رو بنویسیم که سر شخصیت های رمان میاد. هوم؟ و از نظر من بهتر بود توی رمانت اول کمی مقدمه چینی میکردی مثلا تا سه پارت اول فقط اتفاقات روزمره و اینا باشه و کم کم شخصیت ها درگیر یه ماجرای ترسناک بشن ! صحنه های ترسناک هم اگر پشت سر هم اتفاق بیوفتن باعث اذیت شدن ذهن خواننده میشه و نمیتونه با رمان به خوبی ارتباط برقرار کنه.. اگر میخوای شروع رمانت ترسناک باشه پیشنهاد من اینه که صحنه ی ترسناکی که در اینده یا گذشته اتفاق افتاده یا خواب و رویایی ترسناک رو به تصویر بکشی.

 

نکته دوم اینه که توصیفات صحنه ها کمی ضعیف بود از نظر شخصی خودم توصیف صحنه ها توی یه رمانِ ترسناک بسیار مهمه چون متنی که مینویسیم قراره به صورت تصویر ذهنی توی تصورات خواننده نقش ببنده و خواننده رو توی اون صحنه ها قرار بده .. و الان من وقتی رمانتو خوندم متوجه نشدم شب هست یا روز؟؟ صدایی که به گوششون خورد چجور صدایی بود؟ آیا مثل جیغ زن بود؟ یا فریاد مرد؟؟ یا یک نفر حرفی رو در قالب تهدید به یکی از بچه ها زده؟ حتی توصیف اون صدا هم بسیار مهمه اما شما به راحتی ازش گذشتی  و من که شخصا نتونستم خودم رو توی اون صحنه ها تصوز کنم =(

 

نکته سوم سیر رمانت بود.. سیر رمانت بسیار سریع بود و اتفاقات مثل برق و باد می گذشت و من وقتی پارت هات تموم شد مونده بودم که چه اتفاقی افتاد و چیشد؟ که این سیرِ سریعِ رمانت برمیگرده به همون کم بودن توصیفات و ..

 

 نکته بعدی اینکه یه سری از جملات رمانت انگار محاوره بود من یکیش رو یادمه میگم توی پارت اولت همان جور/ محاوره اس همان طور

جمله بندیت کمی ضعیف بود و بهتره بیشتر روش کار کنی توی جمله بندی هات تکرار "که" بسیار زیاد بود طوری که خواننده با خوندن این همه "که" پشت سر هم خسته میشد..

 

خودت یدور رمانتو بخون متوجه ایراداتت میشی و در اخر سعی کن از ایده های کلیشه ای دوری کنی من با خوندن این چند پارت رمانت فکر میکنم ایده ی قشنگی توی ذهنت داری رمانت زیبا بود اما هر چی که گفتم برای بهتر شدن رمانت بود و قصدم فقط کمک برای بهتر و بهتر شدن رمانته... فکر میکنم اولین رمان ترسناکیه که میخوای بنویسی؟؟ هوم؟ جایی گیر کردی و کمک خواستی بهم بگو حتما هرکاری از دستم بر بیاد دریغ نمیکنم

 

با ارزوی بهترین ها وقلمی سبز :))

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، FAR_AX گفته است:

اسم رمان: بدیمن

( اسم زیبایی داره که در عین حال به ژانر رمانت میخوره یعنی در عمق اسم اون حس ترس و وحشت رو داره.)

 

خلاصه اون حس ترس رو سعی میکنه به خواننده منتقل کنه مبهم هست و زیبا و تا حدودی هراس انگیز. اما ویژگی که داره اینه که مثل یک متن کوتاه ترسناکه جوری نیست که با اطلاعات دادن راجع به رمان خواننده با خوندنش مجذوب رمان بشه و من فکر میکنم باید بیشتر روی خلاصه کار کنی .. از طرفی  کلمه مجود همون موجود هست؟؟ یا من اشتباه متوجه شدم؟🤗🤗

 

مقدمه زیادی کوتاه بود و همین متن کوتاه شباهت زیادی به خلاصه ات داشت توی مقدمه چیزهای ترسناکی میتونی بنویسی که میتونه راجع به رمان توضیح نده بنظرم توی مقدمه از سوال و.. استفاده نکنی مقدمت زیبا تر میشه.🔥🔥

 

شروع رمانت فکر نمیکنم کلیشه ای باشه چند نفر که انگار برای مسافرت امدن به یه شهری و توی مسافرخونه اش مستقر شدن.. 

بنظر من ژانر ترسناک حتما بدین معنی نیست که ما از ابتدای رمان تاانتهای رمان فقط و فقط اتفاقات ترسناکی رو بنویسیم که سر شخصیت های رمان میاد. هوم؟ و از نظر من بهتر بود توی رمانت اول کمی مقدمه چینی میکردی مثلا تا سه پارت اول فقط اتفاقات روزمره و اینا باشه و کم کم شخصیت ها درگیر یه ماجرای ترسناک بشن ! صحنه های ترسناک هم اگر پشت سر هم اتفاق بیوفتن باعث اذیت شدن ذهن خواننده میشه و نمیتونه با رمان به خوبی ارتباط برقرار کنه.. اگر میخوای شروع رمانت ترسناک باشه پیشنهاد من اینه که صحنه ی ترسناکی که در اینده یا گذشته اتفاق افتاده یا خواب و رویایی ترسناک رو به تصویر بکشی.

 

نکته دوم اینه که توصیفات صحنه ها کمی ضعیف بود از نظر شخصی خودم توصیف صحنه ها توی یه رمانِ ترسناک بسیار مهمه چون متنی که مینویسیم قراره به صورت تصویر ذهنی توی تصورات خواننده نقش ببنده و خواننده رو توی اون صحنه ها قرار بده .. و الان من وقتی رمانتو خوندم متوجه نشدم شب هست یا روز؟؟ صدایی که به گوششون خورد چجور صدایی بود؟ آیا مثل جیغ زن بود؟ یا فریاد مرد؟؟ یا یک نفر حرفی رو در قالب تهدید به یکی از بچه ها زده؟ حتی توصیف اون صدا هم بسیار مهمه اما شما به راحتی ازش گذشتی  و من که شخصا نتونستم خودم رو توی اون صحنه ها تصوز کنم =(

 

نکته سوم سیر رمانت بود.. سیر رمانت بسیار سریع بود و اتفاقات مثل برق و باد می گذشت و من وقتی پارت هات تموم شد مونده بودم که چه اتفاقی افتاد و چیشد؟ که این سیرِ سریعِ رمانت برمیگرده به همون کم بودن توصیفات و ..

 

 نکته بعدی اینکه یه سری از جملات رمانت انگار محاوره بود من یکیش رو یادمه میگم توی پارت اولت همان جور/ محاوره اس همان طور

جمله بندیت کمی ضعیف بود و بهتره بیشتر روش کار کنی توی جمله بندی هات تکرار "که" بسیار زیاد بود طوری که خواننده با خوندن این همه "که" پشت سر هم خسته میشد..

 

خودت یدور رمانتو بخون متوجه ایراداتت میشی و در اخر سعی کن از ایده های کلیشه ای دوری کنی من با خوندن این چند پارت رمانت فکر میکنم ایده ی قشنگی توی ذهنت داری رمانت زیبا بود اما هر چی که گفتم برای بهتر شدن رمانت بود و قصدم فقط کمک برای بهتر و بهتر شدن رمانته... فکر میکنم اولین رمان ترسناکیه که میخوای بنویسی؟؟ هوم؟ جایی گیر کردی و کمک خواستی بهم بگو حتما هرکاری از دستم بر بیاد دریغ نمیکنم

 

با ارزوی بهترین ها وقلمی سبز :))

مرسی عزیزم به خاطر این که    وقت گذاشتی؛ و اشکالات رو گفتی♥️

خیلی ازت ممنونم. سعی می‌کنم جمله بتدی هام رو بهتر کنم. این روزا زیاد دچار مشکلم و کاری به چیزی ندارم و یکم استرس دارم. بعد از حل شدن اینا به نکاتی که گفتی بیشتر توجه می‌کنم ممنون فری عزیزم^^🌼

@FAR_AX

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

11 دقیقه قبل، -mAhsA.86- گفته است:

مرسی عزیزم به خاطر این که    وقت گذاشتی؛ و اشکالات رو گفتی♥️

خیلی ازت ممنونم. سعی می‌کنم جمله بتدی هام رو بهتر کنم. این روزا زیاد دچار مشکلم و کاری به چیزی ندارم و یکم استرس دارم. بعد از حل شدن اینا به نکاتی که گفتی بیشتر توجه می‌کنم ممنون فری عزیزم^^🌼

@FAR_AX

قربونت عزیزم

متوجه شدم عزیزم چون چیزهای پیش ما افتاده ای رو فراموش کرده بودی معلوم بود مشغله‌ی ذهنی داری 😃غصه نخور ایرادی نداره

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم 

اسم رمانت جذاب و خاص هست خواننده رو جلب می کنه . به خاطر منحصر به فرد بودنش خواننده رو به خوندن جلب می کنه . خلاصه رمانم بد نبود اما جا داشت تا بهتر بشه و با طرح ابهاماتی تو ذهن خواننده اونو به خوندن سوق بدی . اما بازهم خوب بود کلیشه ای نبود زیاد .

درباره خود رمان ،خب باید بگم شروع خوبی نداشتی مخصوصا تو چنین ژانری ،بهتر بود حوصله بیشتری خرج می دادی و با دادن نشانه هایی ترس رو القا می کرد .شما در شروع بدون هیچ مقدمه ای خواننده رو وارد داستان می کنی و بدون این که خودت بخوای باعث گیج شدن او می شی.

در کل خوب بود. من به شخصه دوس دارم ادامه رمان رو بخونم و راجب داستان کنجکاوم . 

موفق باشی توصیه من به تو اینه که یکم در توضیح و توصیف صحنه ها حوصله به خرج بدی و صبور باشی تا خواننده هم حس همزاد پیداری بیشتری با تو پیدا کنه و بهتر همراه داستان بشه . نکته اخر روی شخصیت پردازی بیشتر کار کن . 

با انرژی ادامه بده 💚💜

ویرایش شده توسط Atlas _sa

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 ساعت قبل، Atlas _sa گفته است:

سلام عزیزم 

اسم رمانت جذاب و خاص هست خواننده رو جلب می کنه . به خاطر منحصر به فرد بودنش خواننده رو به خوندن جلب می کنه . خلاصه رمانم بد نبود اما جا داشت تا بهتر بشه و با طرح ابهاماتی تو ذهن خواننده اونو به خوندن سوق بدی . اما بازهم خوب بود کلیشه ای نبود زیاد .

درباره خود رمان ،خب باید بگم شروع خوبی نداشتی مخصوصا تو چنین ژانری ،بهتر بود حوصله بیشتری خرج می دادی و با دادن نشانه هایی ترس رو القا می کرد .شما در شروع بدون هیچ مقدمه ای خواننده رو وارد داستان می کنی و بدون این که خودت بخوای باعث گیج شدن او می شی.

در کل خوب بود. من به شخصه دوس دارم ادامه رمان رو بخونم و راجب داستان کنجکاوم . 

موفق باشی توصیه من به تو اینه که یکم در توضیح و توصیف صحنه ها حوصله به خرج بدی و صبور باشی تا خواننده هم حس همزاد پیداری بیشتری با تو پیدا کنه و بهتر همراه داستان بشه . نکته اخر روی شخصیت پردازی بیشتر کار کن . 

با انرژی ادامه بده 💚💜

مرسی عزیزم به خاطر نقدت💜

این روزا یکم مشکل دارم و توی حال و هوای خودم نیستم. اما قطعا تا چند روز دیگه درست می‌شه رمانمم رو درست می‌کنم♥️

مرسی به خاطر این که وقت گذاشتی عزیز جانم😍🌼

@Atlas _sa

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، -mAhsA.86- گفته است:

مرسی عزیزم به خاطر نقدت💜

این روزا یکم مشکل دارم و توی حال و هوای خودم نیستم. اما قطعا تا چند روز دیگه درست می‌شه رمانمم رو درست می‌کنم♥️

مرسی به خاطر این که وقت گذاشتی عزیز جانم😍🌼

@Atlas _sa

اشکال نداره. گلم هنوز اولای داستان و می تونی کلی تغییر ایجاد کنی 💚موفق باشی 

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

سلام عزیزم

  منم رمانت رو خوندم و اومدم که یک نقد کوچک هم بکنم

  اول اینکه توی خلاصه بجای "موجود" نوشتی "مجود"  

اسم رمانت خوب بود،شخصا خوشم اومد.یجورایی هم کلیشه نبود و هم ترسناک بودش... 

خلاصه اطلاعات کافی ای به من نداد، فقط تنها چیزی که میشه با چند بار خوندن خلاصه فهمید اینه که شخصیت ها توی یک تله گیر افتادن و توی بیرون اومدنش مشکل دارن. 

از علامت تعجب زیاد استفاده کرده بودی، سعی کن فقط جاهایی که نیازه استفاده کنی

  مقدمت خوب بود ولی ولی کم بود.  

تصویر سازیت ضعیف بود، یعنی باید بیشتر روی مساعل کار میکردی.

   خیلی سریع سریع از همه چیز رد شدی، سعی کن چیز های نسبتا مهم رو بیشتر توضیح بدی.  

و یک پارت هم تکراری گذاشته بودی. 

کلی رمانت خیلی خوب بود، موفق باشی!

spacer.png

آسیه!=)

______________________________________________

بدترين درد وقتيه كه لبخند ميزنى تا جلوى ريختن اشكات رو بگیری...!🖤🥀

____

دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

20 ساعت قبل، Satiyar گفته است:

سلام عزیزم

  منم رمانت رو خوندم و اومدم که یک نقد کوچک هم بکنم

  اول اینکه توی خلاصه بجای "موجود" نوشتی "مجود"  

اسم رمانت خوب بود،شخصا خوشم اومد.یجورایی هم کلیشه نبود و هم ترسناک بودش... 

خلاصه اطلاعات کافی ای به من نداد، فقط تنها چیزی که میشه با چند بار خوندن خلاصه فهمید اینه که شخصیت ها توی یک تله گیر افتادن و توی بیرون اومدنش مشکل دارن. 

از علامت تعجب زیاد استفاده کرده بودی، سعی کن فقط جاهایی که نیازه استفاده کنی

  مقدمت خوب بود ولی ولی کم بود.  

تصویر سازیت ضعیف بود، یعنی باید بیشتر روی مساعل کار میکردی.

   خیلی سریع سریع از همه چیز رد شدی، سعی کن چیز های نسبتا مهم رو بیشتر توضیح بدی.  

و یک پارت هم تکراری گذاشته بودی. 

کلی رمانت خیلی خوب بود، موفق باشی!

مرسی  واسه نقد^^

چشم خودمم الان می‌خوام کل پارت هارو ویرایش کنم و بهتر بنویسم. مرسی به خاطر اینکه وقت گذاشتی و رمانم رو خوندی .

فضا سازی رو هم درست گفتی من خیلی سریع از همه چیز رد می‌شم و خیلی استرس دارم وقتی می‌نویسم‌.

به هر حال مرسی ازت جانم^^

@Satiyar

ویرایش شده توسط -mAhsA.86-
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...