رفتن به مطلب

کلاس گرگینه ها | آموزش


..ZAHRA..
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

گرگینه های عزیزم این تاپیک، تاپیک درسی شما هستش.

سرپرست محترم نکاتی رو ارسال میکنند که به روزگار شما کمک می‌کنه. 

سرپرست: @.Aryana.

  • لایک 11
  • تشکر 1
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

🐺درود بر شاه غروران هاگوارتز🐺

 

90e21e0bbc3a08af6b066606799c1cac_5vab.gi

☆سرپرستتون اومده با توضیح کاملی از چالش☆

ساختمانی (تاپیک) با عنوان روزگار گرگ برای شما گرگینه‌های عزیز زده شده. توی تاپیک مخصوص هر گرگینه، تنها همون گرگینه حقِ گذاشتن پارت داره

 

اسم چالش و عنوان تاپیک‌هاتون مشخصه که چالش از چه قراره؛ روزگار گرگ!

باید از روزگارِ خودتون یک داستانِ ناب بنویسید.

این‌که چی شد تبدیل شدید، چه شد که تبدیل شدید و توسط چه گرگی این اتفاق افتاد.

یا به اختیار خودتون می‌تونید بعد از تبدیلتون و اتفاقاتی که باعث شد وارد سرزمین نودهشتیا بشید رو بنویسید.

یا به مثال، می‌تونید از جایی شروع کنید که توی جنگل سیاه تبدیل می‌شید و... 

خیلی از ایده های ناب ترِ دیگه^^

 

چالش به اختیارِ خودتونه و هر چند که دوست داشتید می‌تونید پارت بذارید.

 

این هم از توضیحات درباره‌ی چالشِ روزگارتون عزیزان!

 

هر سوالی داشتید بنده در خدمتتون هستم&-&

 

زنده باد گرگ‌های قدرتمند جنگل سیاه💙🖤

گرگ‌ها: @_NAJIW80_@azamshahpori@FAR_AX@hany.rß

ویرایش شده توسط .Aryana.
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 ماه بعد...
  • نویسنده حرفه ای

وقتی یک گرگینه می بینم، چی به سر بدنم میاد؟!

های گلکانم!

توصیف حالت و احساس یکی از اصلی ترین نکات توی  ترسناک نویسیه. چرا؟ چون این فیلم نیست! توی فیلم، ما فضای بصری و شنیداری داریم. ما قیاقه ی بازیگر رو می بینم که چه قدر وحشت کرده و نگاهش چطوره و ما با دیدن حالات اون، خواه ناخواه ترس رو حس می کنیم. اما رمان نه چیزی داره که باهاش اتفاقات رو مستقیم ببینید و نه صدا داره که اون جیغ ها و اصوات مخوف رو مستقیماً بشنوید.

ای بابا! پس چیکار کنم؟

اینجا  ما به شما میگیم که چطور میشه با استفاده از توصیفات و فضاسازی ها، همون میزان ترسی که توی دیدن فیلم به وجود میاد به خواننده دست بده.

اول می خوام درباره ی بدن باهاتون صحبت کنم.

وقتی یک گرگینه می بینم، چی به سر بدنم میاد؟!

توی اینجور مواقع، شما باید با توصیف حالات بدنی ایه که واسه ی کارکترتون پیش میاد، ترس رو به خواننده القا کنید. این حالات بدنی می تونن شامل چه چیزهایی بشن؟

  • عرق سرد
  • لرزش دست، زانو و یا کتف
  • تپش قلب
  • خشکی گلو
  • سردی دست و پا
  • احساس سیخ شدن موی بدن
  • گزگز و مورمور بدن
  • سستی پاها
  • نبض در جاهای مختلف بدن

همش با هم؟!

نه! شما می تونید فقط از چندتاشون استفاده کنید. لازم نیست کارکترتون همه رو همزمان تجربه کنه.

نیاز به توضیح اضافه داره؟!

بله! نوشتن این که عرق سرد از تیغه ی کمرش جاری شد ملموس تر از اینه که صرفاً بگید عرق سرد روی بدنش نشسته بود.  با کلمات بازی کنید. با جملات بازی کنید و خلاقیت به خرج بدید. توی این دنیا، بیشتر از همه از چی می ترسید؟ از چه حیوونی و یا از چه موقعیتی؟ خودتون رو توی اون شرایط فرض کنید و ببینید چی به سر بدنتون میاد. هر چی ملموس تر و دقیق تر، ترسناک تر!

برای همه ی افراد، یکسانه؟!

نه! شما باید این رو در نظر داشته باشید که کارکتر شما، چند سالشه و جنسیتش چیه؟

نشون دادن ترس یک دختربچه ی یازده ساله، فرق می کنه با نشون دادن ترس یک مرد سی ساله. این دو مثل هم نمی ترسن و مثل هم واکنش نشون نمیدن. اگه یهو مرد سی سالتون جیغ کشید یه جای کار می لنگه و اگه یهو دختربچه ی یازده سالتون جیغ نزد و فرار نکرد یعنی یه جای کارتون ایراد داره.

پس حواستون به حالات بدنی کارکترتون موقع دیدن گرگینه باشه.  ( اگه درباره ی این موضوع سوال داشتین، با عنوان همین مطلب خصوصی بزنین و سوالتون رو بپرسین )

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

من یه گرگم! وقتی می خوام تبدیل بشم چی به سرم میاد؟!

خب شاید شما بخواید رمان یا داستانتون از زبون یک گرگینه باشه. در این صورت باید بدونید که گرگ شما، موقعی که قراره از حالت انسانیش خارج بشه، چه روندی رو طی می کنه.

اول از همه،   استخوان هاش دچار شکستگی، جا به جایی و تغییر شک میشه.    وقتی شما قراره چنین صحنه ای رو بنویسید، در نظر داشته باشید که شکسته شدن، جا به جایی و یا تغییر شکل اصلا چیزی نیست که راحت بشه باهاش کنار اومد. درد  به شدت طاقت فرسایی خواهد بود که کارکتر شما باید این رو با همه ی وجودش حس کنه.. حس این که استخون هاش دارن همچین میشن رو باید این قدر عمیق و دردناک نشون بدید که من خواننده چهرم از تصورش بره توی هم.

اما بعد از چندین و چند بار تبدیل، کم کم گرگینه ی شما به این دردها عادت می کنه و به اندازه ی دفعات اول اذیتش نمی کنه.. اما هنوز هم دردهایی رو حس می کنه. فکر نکنید که آی.. دیگه از درد خلاص شدهاااا

در مرحله ی دوم،  مردمک ها زرد میشن، دندون ها تیز میشن و ناخن ها رشد می کنن و نوک تیز میشن.

مرحله ی سوم، پوشش مویی بدنه. کم کم موهای بدنش رشد می کنن و همه ی بدنش رو موی گرگ در بر می گیره.

و در مرحله ی آخر،   ما یک گرگ داریم که اگه آموزش ندیده باشه، متوجه نمیشه که داره به کسانی آسیب می زنه و یه جورایی واقعا مثل یک گرگ رفتار می کنه. اگه آموزش دیده باشه به مرور می تونه به ضمیر خودآگاهش دسترسی پیدا کنه و با افکار انسانیش، جسم حیوانیش رو کنترل کنه.

اگه در این مورد نکته ای رو می دونید که من ننوشتم خصوصی بزنید. و اگه سوالی در این باره دارید، با همین عنوان خصوصی بزنید و بپرسید.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

انواع گرگینه ها!

امروز می خوام درباره ی انواع گرگینه ها باهاتون صحبت کنم. شما باید بدونید که گرگتون، چه نوعیه و ویژگی هاش رو بر همون اساس بچینید.

گرگنما ها در اصل به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند:

1.گرگنما های غیر ارادی

2.گرگنما های ارادی

دسته اول که تقریبا از بین رفته اند اختیار کاملی بر تبدیل خود نداشتند. آن ها به ندرت از حالت گرگی خارج می شدند و بیشتر شبیه حیوانات بودند تا انسان گرگنما‼️

دوسته دوم؛ گرگنما های امروزی را تشکیل می دهند.

آن ها خود بر سه دسته اند:

آلفا: قویترین گونه، رئیس پک و فردی که می تواند گرگنما های بیشتری را تبدیل کند.

بتا: افراد عادی پک که اگر در دسته های قوی تر باشند قدرتشان بیشتر می شود.

امگا:‌ گرگ های تنها که به علت نداشتن آلفا بسیار ضعیف و آسیب پذیرند.

حالا که انتخاب کردین گرگتون توی کدوم دسته باشه، باید با ویژگی هاش آشنا بشید.

آلفا ها:

این دسته دارای چشمانی قرمز رنگ هستند به عنوان لیدر و رهبر پک شناخته می شوند. آن ها توانایی ساخت پک دارند و می توانند با گاز گرفتن افراد عادی آن ها را به گرگنما تبدیل کنند.

قدرت آلفا بیشتر از سایر گونه هاست. برای افزایش قدرت آن ها دو راه کلی وجود دارد:

گرفتن جان اعضای پک: در این صورت فقط ۶۰ درصد از قدرت آن ها منتقل می شوند اما این اتقال دائمی می باشد.

به دست آوردن اعتماد اعضای پک: در اینصورت می توان حدود ۱۰۰ درصد قدرت اعضا را جذب کرد اما دائمی نیست و برای تداوم داشتن باید اعضا همچنان به آلفای خود وفادار باشند.

برای تبدیل شدن به آلفا سه راه وجود دارد:

آلفا به دنیا بیاید

قدرت را از آلفایی دیگر بدزدد

قدرت به علت روحیه اش در خود او ایجاد شود

آلفا ها به سه دسته کلی تقسیم می شوند:

آلفا معمولی

آلفای حقیقی:  این دسته بسیار نادر هستند. آن ها جهت تبدیل شدن به آلفا نیازی به دزدیدن آن ندارند. بلکه قدرت از ذات آن ها سرچشمه می گیرد

 آلفا اصیل: این دسته از آلفا از ابتدا تولد آلفا بوده اند چون هم پدرشان یک آلفاست و هم مادرشان. آن ها از نسل لایکن هستند و هرچه در شجره شان به بالا حرکت کنیم در نهایت به قوی ترین گرگنما های جهان می رسیم.

بتا ها:

این دسته اعضای معمولی هستند و برای ادامه بقا و قدرت مند بودن به آلفا نیاز دارند.

امگا ها:

این دسته گرگ های تنها هستند که چون آلفایی ندارند ضعیف هستند و معمولا هدف اول شکارچی ها این دسته می باشد.

عده ای گمان می کنند رنگ چشم امگا ها آبی است اما در حقیقت زرد می باشد. گرگنما هایی رنگ چشمشان آبی می شود که جان یک بیگناه را گرفته باشند

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

معرفی اضافه!

در برخی از افسانه ها این تغییر چهره کامل است و شخص گرگینه ظاهری کاملا شبیه به گرگ پیدا می کند.و حتی کنترل بر عملکرد خود ندارد و همانند یک گرگ درنده عمل می کند. در برخی دیگر از داستان ها گرگینه ها پس از تبدیل به این حالت که معمولا تحت تاثیر تابش ماه شب 14 است، کاملا شبیه گرگ ها نمی شوند، بلکه نیمی از بدن انسانی خود را حفظ می کنند و تبدیل به موجودی گرگ مانند می شوند که روی دو پای خود راه می روند و قدرت جسمانی فوق العاده ای دارند.

در داستان ها و باور های کلاسیک، مراحل تغییر از انسان به گرگ با تابش ماه شب 14 آغاز می شود و گرگینه تا سپیده دم یا تا زمانی که تحت تاثیر ماه شب 14 باشد، گرگینه باقی خواهد ماند و صبح به حالت اول خود باز خواهد گشت. این موجود در افسانه های قدیمی و اسطوره های بسیاری از کشور ها به ویژه کشور های شمال اروپا پیدا کرد.

روش دردناک و نه چندان دوست داشتنی این تبدیل روشی است که معمولا درباره ی آن سخن می گویند و داستان های امروزی نیز برآن تاکید می کنند. اگر در شرایط خاصی، گرگی ویژه شما را گاز بگیرد، و از آن بدتر یک گرگینه شما را گاز بگیرد، پس از طی دوره های نه چندان راحت و پر از درد، در اولین شبی که ماه به طور کامل بدرخشد، مراحل تغییر شما آغاز می شود.ابتدا بافت اسکلتی شما به هم میریزد روی صورتتان مو به شدت رشد می کند، ناخن هایتان بلند و صورتتان پوزه دار می شود، چشمانتان تغییر می کنند و در واقع پس از چند دقیقه شما تبدیل به گرگی تمام عیار خواهید شد.

البته این تنها روش تبدیل شدن به گرگینه نیست. در برخی از افسانه ها، قدرت شوم و افسانه ای گرگ برخی را وسوسه کرده است که خود را بدل به یک گرگینه کنند. یکی از راحت ترین این روش ها، اینست که لباس های خود را درآورید و کمربندی از جنس پوست گرگ به کمر ببندید! این موضوع روشی است که در شرق هم به شکل دیگری به آن اشاره شده است. محمد بن محمود بن احمد توسی، در کتاب « عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات» به این داستان اشاره می کند.

در برخی از افسانه ها این راه حل ساده، دشوار می شود و شخص باید پوست کامل گرگ را تن خود کند.

در نواحی ایتالیا، فرانسه و آلمان نیز باور بر اینست که اگر در شب چهارشنبه یا جمعه ی خاصی از سال و در فصل تابستان، شخص بیرون از خانه و به گونه ای بخوابد که نور کامل ماه بر صورتش بیفتد، تا آخر شب به گرگینه تبدیل خواهد شد. البته روش های دیگری نیز وجود دارند؛ عذاب تبدیل شدن به گرگینه به گونه ای است که در برخی از روش های جادو گری، آنرا به عنوان یک نفرین استفاده می کنند و می گویند در اثر نفرینی نحس، فرد تبدیل به گرگینه می شود !

البته بر خلاف خون آشام ها- که در داستان هاو افسانه های امروزی دشمن اصلی گرگینه ها محسوب می شوند- که ظاهری آراسته و رفتاری متین و جذاب دارند، گرگینه ها هیولا هایی خشن هستند و تنها راهی که در افسانه های امروزی برای کشتن آنها پیشنهاد شده است، شلیک گلوله ی نقره ای و یا بریدن سر آنهاست.

باور به قدرت این موجودات به حدید است که حتی امروزه در بعضی دهکده های آلمان، هنوز از واژه ی گرگ استفاده نمی کنند. آنها معتقدند در نام این موجود نیز، قدرتی سحرآمیز نهفته است که تا به زبان برده شود آنرا احضار می کند! و به جای آن از واژه هایی مانند « حیوانی که نباید نام برده شود» برای نام بردن آن استفاده می کنند.

گرگ ها یکی از اجتماعی ترین شکارچیان به شمار می روند. گرگ ها معمولا در گله هایی که بین 2 تا 25 قلاده گرگ را شامل می شود ، زندگی می کنند، و همیشه یک گرگ رهبر وجود دارد که دیگران را هدایت می کند، این گرگ رهبر که به آن گرگ آلفا هم می گویند، وظیفه ی رهبری گروه، اعلام حرکت، استراحت و آغاز و خاتمه ی شکار را بر عهده دارد.

گرگ ها با کمک حرکات بدن با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند، و با توجه به قدرت شنوایی بالایی که دارند، برای ارتباط با هم یا همسایگانشان، زوزه می کشند. زوزه هایی که خود گرگ ها می توانند از فاصله ی 40 کیلومتری آنرا تشخیص دهند و در ضمن گرگ ها یکی از وفادار ترین حیوانات به گروه هستند.

به این ترتیب باید گرگ ها را در رده ی هوشمند ترین شکارچیان رده بندی کرد. شکار گروهی و هماهنگ آنها یه کابوسی برای انسان های ساکن نواحی طبیعی تبدیل شده بود و وهم آلود بودن شبی مهتابی که درآن گرگی از دور زوزه می کشد، ممکن است منشا بسیاری از افسانه ها باشد.

انسان در اثر گاز گرفته شدن توسط گرگی، به گرگینه تبدیل می شوند، و در مدت تغییر بیماری سختی را پشت سر می گذارد. گرگینه ها ظاهری شبیه به گرگ پیدا می کنند و معمولا این تغییرات هنگام ماه کامل اتفاق می افتند. همه ی این موارد، شواهدی واقعی دارند !

گاز گرفته شدن توسط گرگ ها اتفاق نادری نیست. گرگ های گرسنه که برای پیدا کردن غذا، خطر نزدیک شدن به محیط زیست انسان را به جان می خرند و اگر مقابل مدافعی قرار بگیرند، از خود دفاع می کنند. گرگ ها هم مانند بسیاری دیگر از جانوران وحشی، آلوده به هستند که میان انسان و حیوان مشترک است، و اگر از تب و لرز ناشی از جای زخم و بیماری های عفونی و کزاز بگذریم، بیماری معروف چهار پایان، هاری است. گرگ ها هم مانند سگ ها می توانند ناقل هاری باشند.

انسانی را تصور کنید که در دوره ای دور که هنوز درکی از این بیماری در جامعه ی روستایی وجود نداشته، مورد حمله ی گرگی قرار بگیرد و خانواده اش او را که زخمی خونین دارد به خانه برسانند و چند ساعت بعد ، شخص گزیده شده رفتار های ناشی از عفونت هاری را از خود بروز دهد، مبتلایان به هاری تقریبا شانسی برای بقا نداشتند.

شخص مبتلا به هاری، با توجه به اینکه ویروس انتهای رشته های عصبی را هدف می گیرد، به شدت رفتار های متشنج و غیر قابل کنترل از خود نشان می دهند که شاید برای انسان آن دوره نشانه ای از تبدیل او به گرگ بوده است. در جایی که این افسانه ها رواج داشته است، بسیاری از خانواده پیش از آنکه ماه کامل در آسمان ظاهر شود، برای اینکه اجازه ندهند عزیزانشان به گرگینه تبدیل شوند، آنها را می کشتند.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...