رفتن به مطلب

کلاس خون خوارها| آموزش


..ZAHRA..
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

خون آشام های عزیز این تاپیک پراز نکات و اطلاعات درباره خون آشام ها است لطفا به نکاتی که سرپرست خود در این کلاس قرار می‌دهد توجه کنید!

سرپرست: @-Madi-

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود به خونخواران دلربا و زیبای این خطه و دیار!

e4d6ec2dbb02cd2fae665ff194f9f374_yxyk.gi

عزیزانم  بعضی اوقات اینجا  مطالبی خواهم گذاشت که در مورد خواناشام ها هست و باعث میشه توی خاطره نویسی بهتون کمک کنه. پس امیدوارم بخونید و لذت ببرید (个_个)

@ROshana @Alone Girl @Y...asna @Mrymwx

ویرایش شده توسط -Madi-
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

~~~قوانین ابتدایی~~~

۱_ خوناشام‌ها خون می‌خورند! 

spacer.png

 اون ها می‌تونن با فرو بردن دندون های نیششون، به هر نقطه از بدن جاندار، خونش رو بمکن و بخورن. این خون می‌تونه خون هر موجودی باشه، چه حیوان و چه انسان! اما خوناشام ها بیشتر دو دسته هستند؛

🔴 یکی اون‌هایی که اغلب خون انسان می‌خورن، این دسته خیلی خطرناک تر و وحشی تر هستند، چون که خون انسان، هر خوناشامی رو به اوج می‌رسونه، یعنی اون رو قدرتمند تر می‌کنه طوری که انگار تازه متولد شده و به بلوغ خوناشامی رسیده! 

🔴 دومی هم اون‌هایی که اغلب خون حیوانات می‌خورند. این خوناشام ها همون نیرو های خوناشام های دیگه رو دارن ولی ترجیح میدن که خون انسان نخورن و از خون حیوانات تغذیه کنن.  درسته که خون حیوانات نیاز و عطششون رو بر طرف می‌کنه اما هیچ وقت جای خون انسان رو نمی‌گیره!  این خوناشام ها اغلب دوست ندارن که انسان ها رو بکشن ( دلشون صافه!) چون نمی‌خوان خوی هیولایی‌شون رو به همه نشون بدن!  اما باز هم اگه در معرض خون انسان قرار بگیرن و نتونن خودشون رو تحمل کنن، مجبور میشن که از خون انسان هم تغذیه کنن.

 

🔵 خوناشام ها بوی خون رو از مسافت‌های طولانی تشخیص میدن و به سراغش میرن. چرا؟! چون تحمل عطششون سخته! وقتی بوی خون رو حس می‌کنن، ناخودآگاه به سمتش کشیده میشن و نمی‌تونن جلوی خودشون رو بگیرن. 

پس  اگه دوست ندارید یک انسان رو بکشید، سعی کنید که وقتی ذره ای از خونش از بدنش خارج شد، دور و برش نپلکید چون بی شک نفله‌اش می‌کنید! 😉 

خونخواران... جام‌های خونین‌تان را به هم بکوبانید 🍷و  در هر دیاری به پا خیزید! شما قدرتمندید و دلربا!  پس هیچگاه از خوی خود برای پیروزی دریغ نورزید! 

تا درودی دیگر به درود... 🍷🌌🌙

 

ویرایش شده توسط -Madi-
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 ماه بعد...
  • نویسنده حرفه ای

وقتی یک خون آشام می بینم، چی به سر بدنم میاد؟!

های گلکانم!

توصیف حالت و احساس یکی از اصلی ترین نکات توی  ترسناک نویسیه. چرا؟ چون این فیلم نیست! توی فیلم، ما فضای بصری و شنیداری داریم. ما قیاقه ی بازیگر رو می بینم که چه قدر وحشت کرده و نگاهش چطوره و ما با دیدن حالات اون، خواه ناخواه ترس رو حس می کنیم. اما رمان نه چیزی داره که باهاش اتفاقات رو مستقیم ببینید و نه صدا داره که اون جیغ ها و اصوات مخوف رو مستقیماً بشنوید.

ای بابا! پس چیکار کنم؟

اینجا  ما به شما میگیم که چطور میشه با استفاده از توصیفات و فضاسازی ها، همون میزان ترسی که توی دیدن فیلم به وجود میاد به خواننده دست بده.

اول می خوام درباره ی بدن باهاتون صحبت کنم.

وقتی یک خون آشام می بینم، چی به سر بدنم میاد؟!

توی اینجور مواقع، شما باید با توصیف حالات بدنی ایه که واسه ی کارکترتون پیش میاد، ترس رو به خواننده القا کنید. این حالات بدنی می تونن شامل چه چیزهایی بشن؟

  • عرق سرد
  • لرزش دست، زانو و یا کتف
  • تپش قلب
  • خشکی گلو
  • سردی دست و پا
  • احساس سیخ شدن موی بدن
  • گزگز و مورمور بدن
  • سستی پاها
  • نبض در جاهای مختلف بدن

همش با هم؟!

نه! شما می تونید فقط از چندتاشون استفاده کنید. لازم نیست کارکترتون همه رو همزمان تجربه کنه.

نیاز به توضیح اضافه داره؟!

بله! نوشتن این که عرق سرد از تیغه ی کمرش جاری شد ملموس تر از اینه که صرفاً بگید عرق سرد روی بدنش نشسته بود.  با کلمات بازی کنید. با جملات بازی کنید و خلاقیت به خرج بدید. توی این دنیا، بیشتر از همه از چی می ترسید؟ از چه حیوونی و یا از چه موقعیتی؟ خودتون رو توی اون شرایط فرض کنید و ببینید چی به سر بدنتون میاد. هر چی ملموس تر و دقیق تر، ترسناک تر!

برای همه ی افراد، یکسانه؟!

نه! شما باید این رو در نظر داشته باشید که کارکتر شما، چند سالشه و جنسیتش چیه؟

نشون دادن ترس یک دختربچه ی یازده ساله، فرق می کنه با نشون دادن ترس یک مرد سی ساله. این دو مثل هم نمی ترسن و مثل هم واکنش نشون نمیدن. اگه یهو مرد سی سالتون جیغ کشید یه جای کار می لنگه و اگه یهو دختربچه ی یازده سالتون جیغ نزد و فرار نکرد یعنی یه جای کارتون ایراد داره.

پس حواستون به حالات بدنی کارکترتون موقع دیدن خون آشام باشه.  ( اگه درباره ی این موضوع سوال داشتین، با عنوان همین مطلب خصوصی بزنین و سوالتون رو بپرسین )

 

@ ملکه خون _Torkan do_  @ Shadow  @ ta-ra  @ mahdiyeh  @ niayesh1389

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

من یک خون آشامم. وقتی خون می بینم چی به سرم میاد؟!

خب شاید شما بخواید رمان یا داستانتون از زبون یک خون آشام باشه. بنابراین باید بدونید که وقتی خون آشام شما، خون می بینه یا بوی خون رو می شنوه چه مرگش میشه!

از علائمی که می تونم بهش اشاره کنم، تا جایی که می دونم یکیش    عطش و گرسنگی بیش از حد  هست و دیگری درد لثه ها.

شما باید در نظر داشته باشید که غذای موجود شما، خونه. اگه خون نخوره به شدت گرسنه میشه و شکمش سر و صدا می کنه. نیاز مبرم به خون باعث میشه که کنترل خودش رو از دست بده و با عطش به سمت انسان حمله کنه و خون اون رو از قسمت شاهرگ بنوشه.

حتی اگه گرسنه هم نباشه، وقتی یه عالم خون جلو روش ببینه یهو عطشش می زنه بالا. شما جلوی یک بچه اگه یه عالمه کیک و شیرینی بذاری حتی اگه گرسنش هم نباشه بازم می خواد بخوره.

اگه کارکتر شما اون قدر ارادش قوی باشه که جلوی این عطش بایسته، می تونه از محل خارج بشه تا خون هیچ انسانی رو نخوره و در عوض خون حیوون بخوره. چون هم قابل دسترس تره هم عواقب نوشیدن خون انسان رو نداره. اما در هر حال اون خون نمی تونه سلول  های نیمه مرده ی خون آشامتون رو احیا کنه. نمی تونه خون آشامتون رو کاملا سیر و احیا کنه. قدرت هاش به مرور ضعیف تر از وقتی میشه که خون انسان می خورده.

اگه خون آشام شما توجهی به انسانیت و مردم و اینا نداره، پس موقع عطش و گرسنگی از اون محل دوری نمی کنه و تا جایی که می تونه وحشی بازی در میاره خبر مرگش...

درد لثه ها هم همون اول تبدیل به خون آشام شدن خودش رو نشون میده چون دندون های نیش قراره بلندتر بشن.

من چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه اگه کسی مورد دیگه ای هم می دونه خصوصی بهم بگه تا اضافه کنم.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

ویژگی های خون آشام ها!

خب ما امروز می خوایم درباره ی ویژگی های خون آشامتون صحبت کنیم تا بهتر بتونید دربارش بنویسید.

تغییر شکل به خفاش و موجودات دیگر: طبق شنیده‌ها، ومپایر‌های اروپایی می‌توانند به موجوداتی مانند خفاش ها، سگ‌ها، گربه‌ها، اسب‌ها، خوک‌ها، الاغ‌ها، گوسفند‌ها، گرگ‌ها و حتی مار‌ها تبدیل شوند.

آینه تصویر ومپایر‌ها را نشان نمی‌دهد: می تونید از این ویژگی برای لو دادن ماهیت خون آشامتون استفاده کنید که مثلا انسان رمانتون بفهمه که ایشون خون آشامه... اما حواستون باشه که سوتی ندید و تصویرش رو توی آینه نندازید.

ومپایر‌ها سایه ندارند:  در زیر نور ( می تونه نور چراغ های توی خیابون در شب هم باشه ) حواستون به این که خون آشامتون سایه نداشته باشه، باشه.

آفتاب پوست ومپایر‌ها را می‌سوزاند:  همه‌ی ومپایر‌ها در داستان‌های مختلف با تابش نور خورشیدن به پوستشان، می‌سوزند و از بین می‌روند. اما قدرت‌های آن‌ها در شب بسیار قوی‌تر و موثرتر بود. مگر این که بخواید از جادوگر ها کمک بگیرید و بهشون بفرمایید که لطف کنن و براتون انگشتر روز بسازند.

نیاز به دعوت:    آن‌ها نمی‌توانند بدون دعوت به خانه‌ی کسی وارد شوند. این یعنی اینکه اگر در خانه‌ی خودتان بمانید، می‌توانید با خیال راحت از شر آن‌ها در امان باشید. خون‌آشام فقط و فقط زمانی می‌تواند وارد ملک شخصی کسی شود که دعوتش شده باشد و این دعوت هم حتما باید از طرف یکی از کسانی باشد که در آن خانه زندگی می‌کنند. البته حواستان باشد، به محض اینکه دعوت را صادر کردید، دیگر هیچ چیز نمی‌تواند جلوی خون‌آشام را بگیرد. به همین خاطر بهتر است پیش از دعوت کردن هر شخصی به خانه‌تان، ابتدا دندان‌های نیشش را چک کنید! این ویژگی خون‌آشام‌ها، یک پیام اخلاقی هم دارد. اینکه اگر گرفتار هیولا‌ها شدی، بدان که خودت اجازه‌ی ورود آن‌ها به زندگی‌ات را صادر کرده‌ای.

ومپایر‌ها نیمه نامیرا هستند: ومپایر‌ها هم همانند سایر موجودات، می‌میرند، کشته می‌شوند، دچار بیماری‌های مختلف می‌شوند و درنهایت از بین می‌روند. اما توانایی‌های مختلف آن‌ها این اجازه را می‌دهد که نسبت به مردم عادی، زندگی بسیار طولانی‌تری داشته باشند. ومپایر‌ها عمری بسیار طولانی دارند و نسبت به انسان‌های معمولی، بسیار آرام‌تر پیر می‌شوند. اگر شرایط برایشان مهیا باشد و بتوانند وعده‌های غذایی‌شان (خون انسان) را تأمین کنند و به دست انسان‌ها یا عوامل دیگری، چون نور خورشید کشته نشوند، می‌توانند تا هزاران سال هم زندگی کنند.

دید در شب: ومپایر‌ها چشمانی تیزبین دارند و می‌توانند در شب همه چیز را با جزئیات دقیقش ببینند. آن‌ها حتی مجهز به‌نوعی توانایی دیداری ویژه هستند که موجودات مختلف و انسان‌ها را همراه‌با گردش خونشان نشان می‌دهد.

تلپورت: آن‌ها می‌توانند در محلی که در آن حضور دارند ناپدید شوند و بلافاصله در محلی دیگر ظاهر شوند.

تله پاتی: آن‌ها می‌توانند افکار دیگران را بخوانند و از آنچه در سر دارند مطلع شوند.

تسخیر روح: در برخی داستان‌ها، ومپایر‌ها می‌توانند با به دست گرفتن کنترل روح افراد، بدن آن‌ها را به‌طور کامل کنترل کنند و مجبورشان کنند کار‌های مختلفی انجام دهند.

دورجنبی یا سایکوکنسیس: آن‌ها می‌توانند برخی از اشیاء را بدون اینکه به آن‌ها دست بزنند، از فواصل دور تکان دهند.

پایروکنسیس: ومپایر‌ها می‌توانند آتش را کنترل کنند. آن را خاموش کنند، ایجاد کنند یا اینکه به شکل دلخواه خود در آورند.

آیروکنسیس: آن‌ها می‌توانند با نیروی ذهن خود هوا و وزش باد را به اختیار خود در آورند.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

روش‌های جلوگیری و از بین بردن خون آشام!

نور آفتاب: همان‌طور که اشاره شد، نور آفتاب از مهم‌ترین نقطه ضعف‌های ومپایر‌ها است. نخستین ومپایر به خاطر خشمگین کردن آپولو، خدای خورشید، به این نفرین دچار شد و به ناچار، همیشه خودش را از نور آفتاب دور نگه داشت. اگر بخواهید یک ومپایر را بکشید می‌توانید او را در نور آفتاب گیر بیندازید. البته باید حواستان باشد که او هنوز برای چند ثانیه قدرت‌های ماورایی‌اش را دارد و می‌تواند از موقعیت فرار کند.

اشیاء مذهبی: ومپایر‌ها از جمله کسانی هستند که روحشان را به شیطان فروخته‌اند. آن‌ها به‌هیچ‌وجه از رسوم مذهبی و ابزار و وسایل مربوط‌ به آن‌ها دل خوشی ندارند و تماس با آن‌ها موجب آزار شدیدشان می‌شود. صلیب یکی از چیز‌هایی است که ومپایر‌ها تنفر عجیبی از آن دارند و حتی در مواقعی می‌تواند جانشان را بگیرد. چیز‌های دیگری همانند آب مقدس هم ومپایر‌ها را می‌سوزاند. آن‌ها می‌توانند با سر و شکل انسانی‌شان در جوامع آدمیزاد‌ها رفت‌و‌آمد کنند. اما هرگز نمی‌توانند به مکان‌های مقدسی، چون کلیسا‌ها بروند.

نقره:   ومپایر‌ها به‌واسطه‌ی نفرین آرتمیس، الهه‌ی ماه، نسبت به فلز نقره حساس شدند و اگر پوستشان با آن تماس داشته باشد، می‌سوزند و از بین می‌روند. آن‌ها در این نقطه‌ضعف، با گرگینه‌ها (Werewolf) مشترک هستند و جالب است بدانید که داستان‌های این موجودات نیز نزدیکی بسیاری به یکدیگر دارد. هر دو موجود افسانه‌ای را می‌توان با گلوله‌هایی از جنس نقره به قتل رساند.

حمله به قلب: این روش نیز یکی از کلاسیک‌ترین روش‌هایی است که می‌توان با آن ومپایر‌ها را کشت. با این روش آن‌ها دیگر توانایی بازگشت هم ندارند. صرفا به تکه چوبی ساده نیاز دارید که یک سر آن به اندازه‌ای تیز باشد که بتواند در گوشت فرو رود. البته پوست ومپایر‌ها معمولا اندکی ضخیم‌تر و مقاوم‌تر از پوست انسان‌های معمولی است؛ به همین خاطر معمولا برای فرو بردن این ابزار درون قلب ومپایر از چکش کمک می‌گیرند. اگر بتوانید تکه چوب را درون قلب یک ومپایر فرو کنید، او بلافصله جان می‌دهد و دیگر توانایی بازگشت ندارد.

آتش: این عنصر نیز یکی از چیز‌هایی است که می‌تواند ومپایر‌ها را از میان ببرد. اما یک نکته‌ی مهم وجود دارد که اگر می‌خواهید یک ومپایر کباب کنید باید به آن توجه داشته باشید. همانند عناصری مانند نقره و آفتاب، ومپایر‌ها نسبت به آتش نفرین نشده‌اند و واکنششان نسبت به آتش دقیقا همان چیزی است که برای انسان‌های معمولی رخ می‌دهد. بدن ومپایر‌ها بلافاصله بعد از تماس با آتش می‌تواند درمان را شروع کند و مجددا سلامتی ومپایر را بازیابی کند. به همین خاطر برای کشتن ومپایر با آتش به تل بزرگی از شعله‌های نیاز دارید و باید ومپایر مذکور را برای مدتی طولانی درون آن گیر بیندازید تا برای درمان بدنش فرصتی نداشته باشد.

بریدن سر: یکی دیگر از روش‌هایی که منجر به کشته شدن ومپایر‌ها برای همیشه می‌شود این است که سرشان را از تنشان جدا کنید. البته این کار بسیار سخت‌تر از جدا کردن سر انسان‌های معمولی است. استخوان‌های گردن ومپایر‌ها بسیار سخت‌تر از انسان‌ها است و ماهیچه‌هایشان در ناحیه‌ی گردن، مقاومت بسیاری دارد. بهترین روش برای این کار، استفاده از یک شیء بسیار سنگین و بسیار تیز یا یک چاقوی نقره‌ای است.

سیر: یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای دفع ومپایر‌ها استفاده از سیر است. البته سیر نمی‌تواند ومپایر‌ها را بکشد یا اینکه پوستشان را بسوزاند. آن‌ها صرفا توانایی تحمل سیر را ندارند چرا که باکتری‌هایی که درون خونشان وجود دارد نسبت به مواد شیمیایی موجود در سیر واکنش نشان می‌دهند. این قاعده حتی درباره همه‌ی موجودات خون‌آشام دیگر هم صدق می‌کند. یعنی نه فقط ومپایر‌های افسانه‌ای، بلکه موجوداتی، چون حشرات خون‌خوار (از جمله پشه‌ها) هم به بوی سیر علاقه‌ی چندانی ندارند.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...