رفتن به مطلب

درخواست رصد و ویراستاری رمان تکمیل شده باید رفت | ملیکا شیری کاربر انجمن نودهشتیا


melika_sh
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • نویسنده

سلام عزیزانم خسته نباشید!

رمان تو سایت قبل یه تعدادی از پارت هاش، پارت گذاری شده! اما چون هم کامله هم تعداد خط هاش اصولی نبود ( قبلا رمان نوشته شده از قوانین اطلاعی نداشتم) به این دلایل فرصت پارت گذاری رو ندارم. میخوام مراحل ویراستاری، رصد و جلد و پی دی اف شدنش و روی سایت رفتنش.. طی بشه. میدونم سرتون خیلی شلوغه من عجله ای ندارم. هروقت که سرتون خلوت تر شد انجام بدید نمیخوام خسته بشین و باری روی دوشتون باشه فقط خواستم زودتر به شما بسپارم. هروقت صلاح دیدین انجام بدید که به گروهتون فشار نیاد. اگر بگین سه ماه هم طول میکشه اکیه ولی لطف کنین سر تایمی که میگین بیزحمت تحویل بدید. پیشاپیش از وقت و زمانی که صرف ایرادات میکنین سپاسگذارم. 

https://uupload.ir/view/باید_رفت-_ملیکا_شیری_ykk9.docx/

@مدیر رصد @مدیر گرافیست @مدیر ویراستار

  • لایک 9

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل ✯

@مدیر رصد

اول رصد بشه لطفا

@مدیر ویراستارتاریخ مشخص کنید که چ زمان نوبت ویراستاریشون میرسه

  • لایک 5

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
6 ساعت قبل، N.a25 گفته است:

@مدیر رصد

اول رصد بشه لطفا

@مدیر ویراستارتاریخ مشخص کنید که چ زمان نوبت ویراستاریشون میرسه

مرسی عزیزانم ممنونم❤️

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

19 ساعت قبل، N.a25 گفته است:

@مدیر رصد

اول رصد بشه لطفا

@مدیر ویراستارتاریخ مشخص کنید که چ زمان نوبت ویراستاریشون میرسه

چشم عزیزم 

رمان به صف رصد ها اضافه شد

ویرایش شده توسط همکار رصد
  • لایک 4
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
در 10/8/2021 در 9:00 PM، مدیر ویراستار گفته است:

ورد به شدت نامرتب هستش و  نمیشه ویرایشش زد. @N.a25

چون ویراستاری نشده نامرتبه! هم پارتاش خیلی کوتاهه هم تعداد صفحه هاش کمه شاید چون فونتش کوچیکه توهم به نظر بیاد! پارتاش هم پشت سرهمه و مرتبه! ممنوعه هاشم تا جایی که دیدم خودم حذفشون کردم. غلط املایی هم ندارم تا جایی که میدونم. علائم نگارشیش فقط مشکل داره عزیزم الان باید چیکار کنم؟ چجوری براتون ارسال کنم؟

@مدیر ویراستار

ویرایش شده توسط melika_sh
  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 ساعت قبل، melika_sh گفته است:

چون ویراستاری نشده نامرتبه! هم پارتاش خیلی کوتاهه هم تعداد صفحه هاش کمه شاید چون فونتش کوچیکه توهم به نظر بیاد! پارتاش هم پشت سرهمه و مرتبه! ممنوعه هاشم تا جایی که دیدم خودم حذفشون کردم. غلط املایی هم ندارم تا جایی که میدونم. علائم نگارشیش فقط مشکل داره عزیزم الان باید چیکار کنم؟ چجوری براتون ارسال کنم؟

@مدیر ویراستار

نه جانم منظور اینه که دیالوگ ها وارد متن ها شدن مشکل از شما نیست از ورد هستش نامنظم شده.  تاپیک نداره؟

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
31 دقیقه قبل، مدیر ویراستار گفته است:

نه جانم منظور اینه که دیالوگ ها وارد متن ها شدن مشکل از شما نیست از ورد هستش نامنظم شده.  تاپیک نداره؟

نه عزیزمم چون پارتا بسیار کوتاهه اصلا نمیشد پارت گذاری کنم اینجوری فقط باید بدم فقط چندتای اول رو گذاشتم تو انجمن قبلی! جوری نمیشه درست کرد؟؟ بله من درست کپی کردم تو ورد اینجوری شده🤦🏻‍♀️

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل ✯
در 10/10/2021 در 12:08 PM، melika_sh گفته است:

نه عزیزمم چون پارتا بسیار کوتاهه اصلا نمیشد پارت گذاری کنم اینجوری فقط باید بدم فقط چندتای اول رو گذاشتم تو انجمن قبلی! جوری نمیشه درست کرد؟؟ بله من درست کپی کردم تو ورد اینجوری شده🤦🏻‍♀️

مشکل چیه عزیزم؟

  • لایک 4

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
25 دقیقه قبل، N.a25 گفته است:

مشکل چیه عزیزم؟

ورد یکم بهم ریخته خط های دیالوگ برعکس شده یکم نامنظم شده میگن سخته واسه ویراستاری نمیدونم باید الان چیکار کرد🤔

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، melika_sh گفته است:

ورد یکم بهم ریخته خط های دیالوگ برعکس شده یکم نامنظم شده میگن سخته واسه ویراستاری نمیدونم باید الان چیکار کرد🤔

طبق گفته ارشد لطفا یک وردزن در نظر بگیرید برای این رمان تا باقی کارها انجام بشه. @مدیر گرافیست

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

 یه بوس واسش فرستادم ؛ص13 ﭗ 9

 

5. بوسی واسش فرستادم ؛ص14 ﭗ9دستای دیان روی شونم بود، بغلم کرد ؛ ص 17 ﭗ 12

 

6. سرم رو گذاشت روی سینش، سرم رو از ری سینش برداشتم و شقیقش رو بوسیدم، نوک بینیم رو محکم گرفت، خودم روگرفت؛ ص20 ﭗ 14

 

7. بازوم رو کشیدم ؛ ص 23 ﭗ 16

 

8. دختر و ﭘسرهایی که می رقصن؛ ص 26 ﭗ 18

 

9. از بغل کیهان بیرون اومد؛ ٌ 26 ﭗ 19

 

10.سوفیا و آرش مشغول رقصیدن بودن ؛ص27 ﭗ 20

 

11🔞.معلوم نیست با کیه🔞؛ ص 28 ﭗ 20

 

12.دستم رو می بوسه؛ ص 28 ، ﭗ 20

 

13.🔞معلوم نیست با کیه،🔞 از بوی خیانت حالم بهم می خوره ص 28 ﭗ20

 

14.رفتم تو بغلش ؛ ص 30 ﭗ 21

 

15.🔞آرش می خواست باهام باشه🔞؛ ص 31 ﭗ 22

 

16.🔞بلندم کرد از روی کاناﭘه، هولم داد تو حموم🔞، مشت زدم به سینش ، سرمو بوسید ص31 ﭗ23

 

17.دست سهند روگرفتم رفتیم وسط ؛ ص 32 ﭗ23

 

18.امیرعلی دستم رو گرفت ؛ ص 32 ﭗ23

 

19.سرمو بوسید از بغلش بیرون اومدم؛ ص 33 ﭗ23

 

20.اره دیگه مجانی که بهت امکانات نمیدن؛ ص 37 ﭗ 26

 

21.هنوز طلاق نگرفته معلوم نیس🔞 با چند نفر هستی،🔞 به شوهرم تهمت نزن آشغال؛ ص37 ﭗ26

 

22.نیشگدنی از بازوش گرفتم؛ ص27 ﭗ27

 

23.سهند اومد طرفم بازوم رو گرفت؛ص38 ﭗ28

 

24.بغلش کردم محکم، 🔞بینیمو گاز گرفت، بغلم کرد🔞، خودم رو توی بغلش جای دادم؛ ص 43 ﭗ42

 

25.سرم رو گذاشتم رو شونه ی سهند؛ ص43 ﭗ43

 

26.توی آغوشش بودم ؛ ص 49 ﭗ49

 

27.باهام دست داد؛ ص 46 ﭗ46

 

28.سر رو سب.ند به سینش ص 47 ﭗ48

 

29.دستش رو دراز کرد و باهام دست داد؛ ص49 ﭗ49

 

30.سرمو بوسید؛ ص 49 ﭗ50

 

31.دستم رو فشرد؛ ص 51 ﭗ51

 

32.رفتم جلو و با دست و مشتای ضعیفم به سینش می کوبیدم، دستمو گرفت؛ ص 56 ﭗ55

 

33.دستمو فشرد؛ ص56 ﭗ56

 

34.بازومو گرفت، همه میدونن 🔞با یه مرد دیگه رابطه داری🔞، بازوی کیانو گرفتم، میبینی تارا به من مب گفتی 🔞خیانتکار ولی خودت یکیو داشتی🔞 ؛ ص 60 ﭗ59

 

35.بی توجه بهش بغلش کردم، دستشو گرفتم، رفتم تو اتاق دستشو گرفتم، دستشو گرفت ، موهاشو از روی ﭘیشونیش کنار زدم؛ ص 63 ﭗ61

 

36.باشه مگه اشکال داره زنم رو بغل کنم، مشتی به بازوش زدم؛ ص 64 ﭗ62

 

37.🔞دستش رو گذاشت رو لبم؛🔞67 ﭗ66

 

38.با دستم مچ دستش رو گرفتم؛ص73 ﭗ71

 

39.دستشو انداخت دور کمرم؛ ص 73 ﭗ71

 

40.بغلم نکنه ؛ص75 ﭗ72

 

41.بهم خیانت کنه، بغلش کردم، دستشو گرفت؛ص76 ﭗ73

 

42.باهام دست داد و منو کشید تو بغلش ؛ص80 ﭗ78

 

43.بازومو گرفت و🔞 منو چسبوند به دیوار،🔞 ص82 ﭗ80

 

44.بازوم رو گرفت و منو کشید سمت خودش ، بازوم روول کرد،دستمو گرفت، دستمو گرفت دستشو ﭘس زدم، ص 86 ﭗ83

 

45.کیان اومد دستمو گرفت؛ ص87 ﭗ85

 

46.با یک حرکت بغلم کرد، زشته منو بزار زمین؛ ص88 ﭗ85

 

47.من رونشوند تو ماشین؛ص89 ﭗ85

 

48.همونجوری بغلم کرد ؛ص89 ﭗ85

 

49.ناخودآگاه دست کیانو گرفتم، دستمو گرفت، میخوای باز بغلت کنم؟؛ ص 90 ﭗ87

 

50.وزنم رو انداختم رویبازوش؛93 ﭗ89

 

💙51.دولا شدم بغلش کردم،🔞ﻠﭘمو کشید🔞، ؛ ص93 ﭗ89

 

 

 

52.صورتم رو گرفت، دستش رو ﭘس زدم؛ ص94 ﭗ90

 

53.می خواستم ﭘیاده شم که دستمو گرفت، دستمو گرفت ؛ ص95 ﭗ91

 

54.دستشو گرفتم و سعی کردم وزنشو روی خودم بندازمص96 ﭗ93

 

55.بهم خیانت کردی تارا؟، دست تو دست هموارد باغ شدیم؛ص97 ﭗ93

 

56.کیهان رو بغل کردم و 🔞بوسیدمش🔞، ص97 ﭗ93

 

57.دستمومحکم گرفت؛ ص98 ﭗ93

 

58.خودشو به امیر علی چسبوند و گونشو بوسید،ص 98 ﭗ93

 

59.دستشو برای شبنم دراز کرد، دست امیر علی رو کشید و بردش کنار یه میز ٌ98 ﭗ93

 

60.کیان دستمو گرفتٌ، دستم به شدت کشیده شد، دستمو بیشتر فشار می داد ؛ با تمام قدرت و نفرتی که ازش سراغ داشتم زدم زیر گوشش ، تونستم دستمو از تو دستش بیرون بیارم 100 ﭗ95

 

61.بغلم می کنه وسرم رومیاره روی سینش، اروم ازبغلش میام بیرون ، ص101 ﭗ96

 

62.خوردم به یکی،دستمو گرفت و کشوند وسط باغ جایی که همه دو به دو داشتن می رقصیدن،ص102 ﭗ97

 

63.دستموگاشتم رو شونش اونم دستشو گاشت رو کمرم و منو به خودش نزدیک کرد، سعی کردم باهاش هماهنگ شمبلد بود برقصه، 🔞کمرمو بیشتر گرفت🔞،دستمو گذاشتم روی دستش و خودمو بهش نزدیک کردم، دستمو گرفت و از رو کاناﭘه بلندم کرد؛ص105 ﭗ99

 

64.دست ظریفم رو توی دستایبزرگ و مردونش جا دادم؛ ص107 ﭗ102

 

65.سرمو بغل کرد و بوسید؛ ص107 ﭗ102

 

66.از تماس باهاش خوشم نمی اومد؛ص109 ﭗ104

 

67.ﭘا شدم که دستمو گرفت؛ص109 ﭗ105

 

68دست رو ی ته ریشش کشیدم، سرشو بغل کردم؛ص110 ﭗ105

 

69.دستشو گرفتم ؛ص111 ﭗ107

 

70.نمی تونم دستاتو بگیرم؛ص112 ﭗ108

 

71.دستمو انداخته بودم دور گردنش و از ﭘشت بغلش کرده بودم؛ص113 ﭗ110

 

72.خودمو ﭘرت کردم تو آغوش بزرگو مردونش؛ص114 ﭗ110

 

73.بغلت ، آرامشت بوی موهات عطر تنت تنگ شده،ص 114 ﭗ110

 

74.بغلم می کنه، دستمو می گیره، داشتم خودکشی می کردم، دستشو محکم فشار دادم؛ص115 ﭗ112

 

75.سریع از گردنش آویزون شد، از بغل کیان نیومده بود بیرونٌ115 ﭗ113

 

76.تینا رو بغل کرد، منم میخواستم باهاش دست بدم که یهو بغلم کرد، به زور از آغوشش اومدم بیرون، دستمو از زیر آب آورد بیرون؛ص116 ﭗ113

 

77.دستشو می گیرم113

 

78.دستشو می گیرمص117 ﭗ114

 

79.فقط بغلم می کنه، انگار نه انگار بهم خیانت شدهداشت بهم خیانت می کرد؛ص116 ﭗ114

 

80.کیهان سها رو بغل کرد؛ ص117 ﭗ115

 

81.قرار نیست بهم خیانت بشه؛ص118 ﭗ116

 

82.مچ دستموگرفت؛ص120 ﭗ118

 

83.داشتم بیرون می رفتم از اتاق که دستمو گرفت؛ص 120 ﭗ118

 

84.فرزاد میاد دستمو بگیره که کیان دستشو ﭘس می زنه، کیان بازم بغلم می کنه؛ص122 ﭗ121

 

85.کیان رو دستم خوابش می بره؛ص122 ﭗ121

 

86.میبرتم بالا، مانتو و شالم رودر میاره و ﭘتو رومی کشه روم؛ص122 ﭗ121

 

87.دستشومیگیرم، دستمو می کشم؛ص123 ﭗ122

 

88.دستم تو دست کیان بود،ص123 ﭗ122

 

89.خودم می برمت بالا،دست فرزاد رو که کنارن نشسته بود گرفتم،نگاه کیان رو دستامون قفل شده بود ؛ص124 ﭗ123

 

90.، کیان دستشو گذاشت رو شونم، بغلم می کنه خیالم راحت میشه ؛ص124 ﭗ124

 

91.با کیان برخورد کردم، از دستم کشید،مچ دستمو گرفت؛ص125 ﭗ125

 

92.🔞دیانو بوسیدم،گوشه ی لبمو تمیز کرد؛🔞ص 127 ﭗ128

 

93.اومد جلوتر دستمو گرفت محکم بغلم کرد، دستمو گرفت، تا دستمو تو دستاش دید؛ص128 ﭗ129

 

94.دستشو ناخودآگاه گرفتم،بردمش تواتاق 🔞دستشو گذاشت ﭘشتم🔞؛ص135 ﭗ130

 

95.ل🔞باشو نزدیک گوشم کرد، نفساش میخورد به گوشم مور مورم می شد🔞؛ص131 ﭗ130

 

96.دستی رو شونم اومد، دستمو بوسید، بازوم کشیده شد، دستمو گرفت، دستمو گذاشتم رو شونش اونم دستشو گذاشت رو کمرم، ص131 ﭗ133

 

97.شهابو از جلو در کنار زدم؛ص132 ﭗ134

 

98.دستشو گرفتم؛ص132 ﭗ135

 

99.داشت میرفت از اتاق بیرون که دستشو گرفتم، دست دادم باهاش؛ص133 ﭗ135

 

100. با ﭘاهای لختاز اتاق اومدم بیرون؛ ص 134 ﭗ136

 

101. دستمو فشرد؛ص135 ﭗ138

 

102. تینا خزید بغلش، بغلمون کرد؛ص 136 ﭗ136

 

103. بغلش کردم، دستمو گذاشتم تو دستش ؛ص137 ﭗ139

 

104. من وامیر علیبهت خیانت کردیم؛ص138 ﭗ141

 

105. بازومو کشید، فاصلم باهاش کم بود،سرش رو آورد ﭘایین؛ص140 ﭗ143

 

106. دستشو تودستم گرفتم،نیشگونی از بازوم گرفت؛ص140 ﭗ143

 

107. زیر بغلم رو گرفت؛ص145 ﭗ142

 

108. سهند دستمو گرفت؛ص146 ﭗ150

 

109. بازومو می گیره، دستمو از هم وا می کنه، انگشتای منو از هم باز می کنه؛ص148 ﭗ153

 

110. دستمومی بوسه؛ص149 ﭗ155

 

111. دستشو می گیرم،سرمو می بوسه،ص150 ﭗ155

 

112. دلم بغلتو نگاه عاشقانتو می خواد، خودمو انداختم تو بغل مردونه،سرمو می بوسه،منو یاد نوازشای برادرانش می ندازه؛ص151 ﭗ156

 

113. نوک بینیم رو گاز می گیره؛ص151 ﭗ157

 

114. دست گرمی بغلم کرد،از بغلش اومدم بیرون؛ص151 ﭗ157

 

115. کدوم زن و شوهری شبعروسیشون اینجوری میخوابن، سهند با اخم بغلم کرد، بازم کیهان رو بغل کردم، عجیب دلم بغل کردن کیان رومی خواست؛ص152 ﭗ158

 

116. دیان دست منو محکم گرفته بودکه مشت نکنم، ص155 ﭗ161

 

117. 🔞 با اون وضع مستیش،🔞 دستشو میگیرم، از این لمس، توآغوشش فرو رفتم، سرم روبوسید، خودم رودارم می بوسم تارا،بغلم میکنه؛ص157 ﭗ163

 

118. تارا گازت می گیرما،از ﭘشت بغلم کرد، ص 157 ﭗ164

 

119. دستشو گرفتم؛ص158 ﭗ164

 

 

zeinabHDM

ویرایش شده توسط همکار رصد
  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

با سلام 

نویسنده ی عزیز رصد اولیه رمان شما به اتمام رسید .

توجه داشته باشید ، قسمتهایی که علامت قرمز دارند باید از رمان شما حذف شود و  عبارات جدید جایگزین گردد.

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
۱ ساعت قبل، ZeinabHDM گفته است:

با سلام 

نویسنده ی عزیز رصد اولیه رمان شما به اتمام رسید .

توجه داشته باشید ، قسمتهایی که علامت قرمز دارند باید از رمان شما حذف شود و  عبارات جدید جایگزین گردد.

عزیزمممم شما هر روز یه چیز جدید اضافه میکنین؟!

بوسه روی پیشونی و مو که ایراد نداره بغلی که به رابطه ختم نشه ایراد نداره دست همدیگرو گرفتن رو هم ایراد گذاشتین لپم رو کشید!! اخه کجاش ممنوعه؟😐

خیانت؟! زیر بغلش رو گرفته بلندش کرده رو هم اوردین؟؟😐

@مدیر رصد @همکار رصد

ویرایش شده توسط melika_sh
  • لایک 3
  • تشکر 1

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
هم اکنون، melika_sh گفته است:

عزیزمممم شما هر روز یه چیز جدید اضافه میکنین؟!

بوسه روی پیشونی و مو که ایراد نداره بغلی که به رابطه ختم نشه ایراد نداره دست همدیگرو گرفتن رو هم ایراد گذاشتین😐

خیانت؟! زیر بغلش رو گرفته بلندش کرده رو هم اوردین؟؟😐

@مدیر رصد @همکار رصد

عزیزان میشه رسیدگی کنین؟؟ کسی به من نگفته درباره خیانت هم نمیشه نوشت من خودم ناظرم!

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
3 دقیقه قبل، melika_sh گفته است:

عزیزمممم شما هر روز یه چیز جدید اضافه میکنین؟!

بوسه روی پیشونی و مو که ایراد نداره بغلی که به رابطه ختم نشه ایراد نداره دست همدیگرو گرفتن رو هم ایراد گذاشتین لپم رو کشید!! اخه کجاش ممنوعه؟😐

خیانت؟! زیر بغلش رو گرفته بلندش کرده رو هم اوردین؟؟😐

@مدیر رصد @همکار رصد

عزیزم بقیه موارد برا رعایت بیشتره .

شما مجاز به آوردن عباراتی که قرمز شدن رو ندارید.

برای بقیه مشکلی نیست که.

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
هم اکنون، ZeinabHDM گفته است:

عزیزم بقیه موارد برا رعایت بیشتره .

شما مجاز به آوردن عباراتی که قرمز شدن رو ندارید.

برای بقیه مشکلی نیست که.

اگه نوشتنش موردی نداره ۱۰۰ مورد چرا باید دربیارید که فقط طرف یا دستش رو گرفته یا از جلوی در زدتش کنار؟! یا لپش رو کشیده؟؟😐

یا مثلا خیانتی که هیچ جاییش ممنوعه نیست رو دراوردین که رعایت بیشتر بشه؟؟

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

من به عنوان رصد کننده باید مو به مو و دقت رمانتون رو بررسی کنم و مواردی که حتی شک دارم رو در بیارم.

در نهایت مدیر رصد تایید می کنه که کدوم عبارت رو حذف کنید.

شما عبارات قرمز رنگ رو  که  تایید شدن رو تغییر بدین.

عزیزم اینکه عصبانیت نداره .

  • لایک 4
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
52 دقیقه قبل، ZeinabHDM گفته است:

من به عنوان رصد کننده باید مو به مو و دقت رمانتون رو بررسی کنم و مواردی که حتی شک دارم رو در بیارم.

در نهایت مدیر رصد تایید می کنه که کدوم عبارت رو حذف کنید.

شما عبارات قرمز رنگ رو  که  تایید شدن رو تغییر بدین.

عزیزم اینکه عصبانیت نداره .

عزیزمم اصلا بحث عصبانیت نیست شما کل کتاب رو دراوردی یه جوری ۱۲۰ مورد نوشتین ادم شک میکنه خودش چی نوشته!!  حتی چیزایی که کلا مجازه رو نوشتی برای رعایت بیشتر؟؟😐مثلا از جلوی در هلش داده باشه چه شکی باید بمونه؟ من با نجمه یا همکار رصد یا بچه های رصد کار کردم هیچکدوم اینجوری ننوشتن! من خودم به ممنوعه ها واقفم ولی این کار شما نمیدونم اسمش رو چی باید گذاشت.اولین بار بود میدیدم برام جالب بود شرمنده 

به هرحال ممنونم جانم یکم برام عجیب بود این کارتون!

ممنونم از وقت و دقتی که به خرج دادین خسته نباشین و موفق باشین❤️

چشمم الان اوناروحذف میکنم بقیه رو الان باید توضیح بدم تا از شک دربیاین؟! 

ویرایش شده توسط melika_sh
  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
1 ساعت قبل، melika_sh گفته است:

عزیزمم اصلا بحث عصبانیت نیست شما کل کتاب رو دراوردی یه جوری ۱۲۰ مورد نوشتین ادم شک میکنه خودش چی نوشته!!  حتی چیزایی که کلا مجازه رو نوشتی برای رعایت بیشتر؟؟😐مثلا از جلوی در هلش داده باشه چه شکی باید بمونه؟ من با نجمه یا همکار رصد یا بچه های رصد کار کردم هیچکدوم اینجوری ننوشتن! من خودم به ممنوعه ها واقفم ولی این کار شما نمیدونم اسمش رو چی باید گذاشت.اولین بار بود میدیدم برام جالب بود شرمنده 

به هرحال ممنونم جانم یکم برام عجیب بود این کارتون!

ممنونم از وقت و دقتی که به خرج دادین خسته نباشین و موفق باشین❤️

چشمم الان اوناروحذف میکنم بقیه رو الان باید توضیح بدم تا از شک دربیاین؟! 

نه خانم نگران نباش 

اصلا من نوشته باشم، من برای اطمینان و مسئولیتی که رو دوشمه می نویسم، همینطور الکی نیست که راحت از رمانت حذف بشه که .

وقتی مدیر رصد بررسی می کنه دیگه جای نگرانی نداره.حالا انگار واقعا 120 مورد می خواد از رمانتون حذف شه. خوبه گفتم فقط موارد قرمز رنگ فقط حذف میشه، شمام  طلبکار من شدین..

شمام باید خوش حالم باشی که رمانت با دقت بررسی شده و قرار نیست دوباره مراحل رو از اول طی کنه.

وقتی می دونید که قرار نیست به  متن رمانتون آسیب وارد شه دیگه عصبانیت نداره ، منم تعجب کردم از طرز برخوردتون.

امیدوارم زودتر رمانتون منتشر بشه .

قلمتون  جاودان.

 

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، melika_sh گفته است:

عزیزمممم شما هر روز یه چیز جدید اضافه میکنین؟!

بوسه روی پیشونی و مو که ایراد نداره بغلی که به رابطه ختم نشه ایراد نداره دست همدیگرو گرفتن رو هم ایراد گذاشتین لپم رو کشید!! اخه کجاش ممنوعه؟😐

خیانت؟! زیر بغلش رو گرفته بلندش کرده رو هم اوردین؟؟😐

@مدیر رصد @همکار رصد

گلم موضوع چیه؟

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، melika_sh گفته است:

عزیزمم اصلا بحث عصبانیت نیست شما کل کتاب رو دراوردی یه جوری ۱۲۰ مورد نوشتین ادم شک میکنه خودش چی نوشته!!  حتی چیزایی که کلا مجازه رو نوشتی برای رعایت بیشتر؟؟😐مثلا از جلوی در هلش داده باشه چه شکی باید بمونه؟ من با نجمه یا همکار رصد یا بچه های رصد کار کردم هیچکدوم اینجوری ننوشتن! من خودم به ممنوعه ها واقفم ولی این کار شما نمیدونم اسمش رو چی باید گذاشت.اولین بار بود میدیدم برام جالب بود شرمنده 

به هرحال ممنونم جانم یکم برام عجیب بود این کارتون!

ممنونم از وقت و دقتی که به خرج دادین خسته نباشین و موفق باشین❤️

چشمم الان اوناروحذف میکنم بقیه رو الان باید توضیح بدم تا از شک دربیاین؟! 

عزیزکم اصلا نیازی نیست شما عصبانی بشید و یا ناراحت گلم.

لیست ممنوعه ها ویرایش شده گلم و ممنوعه های جدیدی اضافه شدن به لیست برای همین یه کم باید سخت گرفته بشه نازم.

مطمئنم که درک میکنید.رصد کننده ی عزیز هم فقط طبق قوانینا گذاشته.

فقط قسمت هایی که علامت گذاری شده رو ویرایش میزنید یا حذف می‌کنید جانم.

ممنون از درکتون❤️🌻

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، ZeinabHDM گفته است:

 یه بوس واسش فرستادم ؛ص13 ﭗ 9

 

5. بوسی واسش فرستادم ؛ص14 ﭗ9دستای دیان روی شونم بود، بغلم کرد ؛ ص 17 ﭗ 12

 

6. سرم رو گذاشت روی سینش، سرم رو از ری سینش برداشتم و شقیقش رو بوسیدم، نوک بینیم رو محکم گرفت، خودم روگرفت؛ ص20 ﭗ 14

 

7. بازوم رو کشیدم ؛ ص 23 ﭗ 16

 

8. دختر و ﭘسرهایی که می رقصن؛ ص 26 ﭗ 18

 

9. از بغل کیهان بیرون اومد؛ ٌ 26 ﭗ 19

 

10.سوفیا و آرش مشغول رقصیدن بودن ؛ص27 ﭗ 20

 

11🔞.معلوم نیست با کیه🔞؛ ص 28 ﭗ 20

 

12.دستم رو می بوسه؛ ص 28 ، ﭗ 20

 

13.🔞معلوم نیست با کیه،🔞 از بوی خیانت حالم بهم می خوره ص 28 ﭗ20

 

14.رفتم تو بغلش ؛ ص 30 ﭗ 21

 

15.🔞آرش می خواست باهام باشه🔞؛ ص 31 ﭗ 22

 

16.🔞بلندم کرد از روی کاناﭘه، هولم داد تو حموم🔞، مشت زدم به سینش ، سرمو بوسید ص31 ﭗ23

 

17.دست سهند روگرفتم رفتیم وسط ؛ ص 32 ﭗ23

 

18.امیرعلی دستم رو گرفت ؛ ص 32 ﭗ23

 

19.سرمو بوسید از بغلش بیرون اومدم؛ ص 33 ﭗ23

 

20.اره دیگه مجانی که بهت امکانات نمیدن؛ ص 37 ﭗ 26

 

21.هنوز طلاق نگرفته معلوم نیس🔞 با چند نفر هستی،🔞 به شوهرم تهمت نزن آشغال؛ ص37 ﭗ26

 

22.نیشگدنی از بازوش گرفتم؛ ص27 ﭗ27

 

23.سهند اومد طرفم بازوم رو گرفت؛ص38 ﭗ28

 

24.بغلش کردم محکم، 🔞بینیمو گاز گرفت، بغلم کرد🔞، خودم رو توی بغلش جای دادم؛ ص 43 ﭗ42

 

25.سرم رو گذاشتم رو شونه ی سهند؛ ص43 ﭗ43

 

26.توی آغوشش بودم ؛ ص 49 ﭗ49

 

27.باهام دست داد؛ ص 46 ﭗ46

 

28.سر رو سب.ند به سینش ص 47 ﭗ48

 

29.دستش رو دراز کرد و باهام دست داد؛ ص49 ﭗ49

 

30.سرمو بوسید؛ ص 49 ﭗ50

 

31.دستم رو فشرد؛ ص 51 ﭗ51

 

32.رفتم جلو و با دست و مشتای ضعیفم به سینش می کوبیدم، دستمو گرفت؛ ص 56 ﭗ55

 

33.دستمو فشرد؛ ص56 ﭗ56

 

34.بازومو گرفت، همه میدونن 🔞با یه مرد دیگه رابطه داری🔞، بازوی کیانو گرفتم، میبینی تارا به من مب گفتی 🔞خیانتکار ولی خودت یکیو داشتی🔞 ؛ ص 60 ﭗ59

 

35.بی توجه بهش بغلش کردم، دستشو گرفتم، رفتم تو اتاق دستشو گرفتم، دستشو گرفت ، موهاشو از روی ﭘیشونیش کنار زدم؛ ص 63 ﭗ61

 

36.باشه مگه اشکال داره زنم رو بغل کنم، مشتی به بازوش زدم؛ ص 64 ﭗ62

 

37.🔞دستش رو گذاشت رو لبم؛🔞67 ﭗ66

 

38.با دستم مچ دستش رو گرفتم؛ص73 ﭗ71

 

39.دستشو انداخت دور کمرم؛ ص 73 ﭗ71

 

40.بغلم نکنه ؛ص75 ﭗ72

 

41.بهم خیانت کنه، بغلش کردم، دستشو گرفت؛ص76 ﭗ73

 

42.باهام دست داد و منو کشید تو بغلش ؛ص80 ﭗ78

 

43.بازومو گرفت و🔞 منو چسبوند به دیوار،🔞 ص82 ﭗ80

 

44.بازوم رو گرفت و منو کشید سمت خودش ، بازوم روول کرد،دستمو گرفت، دستمو گرفت دستشو ﭘس زدم، ص 86 ﭗ83

 

45.کیان اومد دستمو گرفت؛ ص87 ﭗ85

 

46.با یک حرکت بغلم کرد، زشته منو بزار زمین؛ ص88 ﭗ85

 

47.من رونشوند تو ماشین؛ص89 ﭗ85

 

48.همونجوری بغلم کرد ؛ص89 ﭗ85

 

49.ناخودآگاه دست کیانو گرفتم، دستمو گرفت، میخوای باز بغلت کنم؟؛ ص 90 ﭗ87

 

50.وزنم رو انداختم رویبازوش؛93 ﭗ89

 

💙51.دولا شدم بغلش کردم،🔞ﻠﭘمو کشید🔞، ؛ ص93 ﭗ89

 

 

 

52.صورتم رو گرفت، دستش رو ﭘس زدم؛ ص94 ﭗ90

 

53.می خواستم ﭘیاده شم که دستمو گرفت، دستمو گرفت ؛ ص95 ﭗ91

 

54.دستشو گرفتم و سعی کردم وزنشو روی خودم بندازمص96 ﭗ93

 

55.بهم خیانت کردی تارا؟، دست تو دست هموارد باغ شدیم؛ص97 ﭗ93

 

56.کیهان رو بغل کردم و 🔞بوسیدمش🔞، ص97 ﭗ93

 

57.دستمومحکم گرفت؛ ص98 ﭗ93

 

58.خودشو به امیر علی چسبوند و گونشو بوسید،ص 98 ﭗ93

 

59.دستشو برای شبنم دراز کرد، دست امیر علی رو کشید و بردش کنار یه میز ٌ98 ﭗ93

 

60.کیان دستمو گرفتٌ، دستم به شدت کشیده شد، دستمو بیشتر فشار می داد ؛ با تمام قدرت و نفرتی که ازش سراغ داشتم زدم زیر گوشش ، تونستم دستمو از تو دستش بیرون بیارم 100 ﭗ95

 

61.بغلم می کنه وسرم رومیاره روی سینش، اروم ازبغلش میام بیرون ، ص101 ﭗ96

 

62.خوردم به یکی،دستمو گرفت و کشوند وسط باغ جایی که همه دو به دو داشتن می رقصیدن،ص102 ﭗ97

 

63.دستموگاشتم رو شونش اونم دستشو گاشت رو کمرم و منو به خودش نزدیک کرد، سعی کردم باهاش هماهنگ شمبلد بود برقصه، 🔞کمرمو بیشتر گرفت🔞،دستمو گذاشتم روی دستش و خودمو بهش نزدیک کردم، دستمو گرفت و از رو کاناﭘه بلندم کرد؛ص105 ﭗ99

 

64.دست ظریفم رو توی دستایبزرگ و مردونش جا دادم؛ ص107 ﭗ102

 

65.سرمو بغل کرد و بوسید؛ ص107 ﭗ102

 

66.از تماس باهاش خوشم نمی اومد؛ص109 ﭗ104

 

67.ﭘا شدم که دستمو گرفت؛ص109 ﭗ105

 

68دست رو ی ته ریشش کشیدم، سرشو بغل کردم؛ص110 ﭗ105

 

69.دستشو گرفتم ؛ص111 ﭗ107

 

70.نمی تونم دستاتو بگیرم؛ص112 ﭗ108

 

71.دستمو انداخته بودم دور گردنش و از ﭘشت بغلش کرده بودم؛ص113 ﭗ110

 

72.خودمو ﭘرت کردم تو آغوش بزرگو مردونش؛ص114 ﭗ110

 

73.بغلت ، آرامشت بوی موهات عطر تنت تنگ شده،ص 114 ﭗ110

 

74.بغلم می کنه، دستمو می گیره، داشتم خودکشی می کردم، دستشو محکم فشار دادم؛ص115 ﭗ112

 

75.سریع از گردنش آویزون شد، از بغل کیان نیومده بود بیرونٌ115 ﭗ113

 

76.تینا رو بغل کرد، منم میخواستم باهاش دست بدم که یهو بغلم کرد، به زور از آغوشش اومدم بیرون، دستمو از زیر آب آورد بیرون؛ص116 ﭗ113

 

77.دستشو می گیرم113

 

78.دستشو می گیرمص117 ﭗ114

 

79.فقط بغلم می کنه، انگار نه انگار بهم خیانت شدهداشت بهم خیانت می کرد؛ص116 ﭗ114

 

80.کیهان سها رو بغل کرد؛ ص117 ﭗ115

 

81.قرار نیست بهم خیانت بشه؛ص118 ﭗ116

 

82.مچ دستموگرفت؛ص120 ﭗ118

 

83.داشتم بیرون می رفتم از اتاق که دستمو گرفت؛ص 120 ﭗ118

 

84.فرزاد میاد دستمو بگیره که کیان دستشو ﭘس می زنه، کیان بازم بغلم می کنه؛ص122 ﭗ121

 

85.کیان رو دستم خوابش می بره؛ص122 ﭗ121

 

86.میبرتم بالا، مانتو و شالم رودر میاره و ﭘتو رومی کشه روم؛ص122 ﭗ121

 

87.دستشومیگیرم، دستمو می کشم؛ص123 ﭗ122

 

88.دستم تو دست کیان بود،ص123 ﭗ122

 

89.خودم می برمت بالا،دست فرزاد رو که کنارن نشسته بود گرفتم،نگاه کیان رو دستامون قفل شده بود ؛ص124 ﭗ123

 

90.، کیان دستشو گذاشت رو شونم، بغلم می کنه خیالم راحت میشه ؛ص124 ﭗ124

 

91.با کیان برخورد کردم، از دستم کشید،مچ دستمو گرفت؛ص125 ﭗ125

 

92.🔞دیانو بوسیدم،گوشه ی لبمو تمیز کرد؛🔞ص 127 ﭗ128

 

93.اومد جلوتر دستمو گرفت محکم بغلم کرد، دستمو گرفت، تا دستمو تو دستاش دید؛ص128 ﭗ129

 

94.دستشو ناخودآگاه گرفتم،بردمش تواتاق 🔞دستشو گذاشت ﭘشتم🔞؛ص135 ﭗ130

 

95.ل🔞باشو نزدیک گوشم کرد، نفساش میخورد به گوشم مور مورم می شد🔞؛ص131 ﭗ130

 

96.دستی رو شونم اومد، دستمو بوسید، بازوم کشیده شد، دستمو گرفت، دستمو گذاشتم رو شونش اونم دستشو گذاشت رو کمرم، ص131 ﭗ133

 

97.شهابو از جلو در کنار زدم؛ص132 ﭗ134

 

98.دستشو گرفتم؛ص132 ﭗ135

 

99.داشت میرفت از اتاق بیرون که دستشو گرفتم، دست دادم باهاش؛ص133 ﭗ135

 

100. با ﭘاهای لختاز اتاق اومدم بیرون؛ ص 134 ﭗ136

 

101. دستمو فشرد؛ص135 ﭗ138

 

102. تینا خزید بغلش، بغلمون کرد؛ص 136 ﭗ136

 

103. بغلش کردم، دستمو گذاشتم تو دستش ؛ص137 ﭗ139

 

104. من وامیر علیبهت خیانت کردیم؛ص138 ﭗ141

 

105. بازومو کشید، فاصلم باهاش کم بود،سرش رو آورد ﭘایین؛ص140 ﭗ143

 

106. دستشو تودستم گرفتم،نیشگونی از بازوم گرفت؛ص140 ﭗ143

 

107. زیر بغلم رو گرفت؛ص145 ﭗ142

 

108. سهند دستمو گرفت؛ص146 ﭗ150

 

109. بازومو می گیره، دستمو از هم وا می کنه، انگشتای منو از هم باز می کنه؛ص148 ﭗ153

 

110. دستمومی بوسه؛ص149 ﭗ155

 

111. دستشو می گیرم،سرمو می بوسه،ص150 ﭗ155

 

112. دلم بغلتو نگاه عاشقانتو می خواد، خودمو انداختم تو بغل مردونه،سرمو می بوسه،منو یاد نوازشای برادرانش می ندازه؛ص151 ﭗ156

 

113. نوک بینیم رو گاز می گیره؛ص151 ﭗ157

 

114. دست گرمی بغلم کرد،از بغلش اومدم بیرون؛ص151 ﭗ157

 

115. کدوم زن و شوهری شبعروسیشون اینجوری میخوابن، سهند با اخم بغلم کرد، بازم کیهان رو بغل کردم، عجیب دلم بغل کردن کیان رومی خواست؛ص152 ﭗ158

 

116. دیان دست منو محکم گرفته بودکه مشت نکنم، ص155 ﭗ161

 

117. 🔞 با اون وضع مستیش،🔞 دستشو میگیرم، از این لمس، توآغوشش فرو رفتم، سرم روبوسید، خودم رودارم می بوسم تارا،بغلم میکنه؛ص157 ﭗ163

 

118. تارا گازت می گیرما،از ﭘشت بغلم کرد، ص 157 ﭗ164

 

119. دستشو گرفتم؛ص158 ﭗ164

 

 

zeinabHDM

یک بار دیگه لطفا چک کنید تا دیگه مشکلی پیش نیاد 

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
4 دقیقه قبل، همکار رصد گفته است:

عزیزکم اصلا نیازی نیست شما عصبانی بشید و یا ناراحت گلم.

لیست ممنوعه ها ویرایش شده گلم و ممنوعه های جدیدی اضافه شدن به لیست برای همین یه کم باید سخت گرفته بشه نازم.

مطمئنم که درک میکنید.رصد کننده ی عزیز هم فقط طبق قوانینا گذاشته.

فقط قسمت هایی که علامت گذاری شده رو ویرایش میزنید یا حذف می‌کنید جانم.

ممنون از درکتون❤️🌻

لیست ممنوعه های جدید رو لطف میکنین به ما هم بدین؟! من از تغییرش خبر نداشتم

الان اینایی که علامت دارن که تا فردا حذف میشه اون هیچی

اونایی که علامت ندارن تکلیفش چی میشه؟!

چون میگین قراره سخت گرفته بشه و ایشون طبق قوانین جدید گذاشتن میگم 

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده
7 دقیقه قبل، همکار رصد گفته است:

یک بار دیگه لطفا چک کنید تا دیگه مشکلی پیش نیاد 

نجمه جان لطف کردن تو خصوصی واسم فرستادن ممنوعیات اصلاح شده رو درست میشه اصلا اونا جای بحثی توش نیست❤️عزیزمم ممنونم از پیگیری و درکتون 

فقط بگین قراره بقیش چی بشه!

  • لایک 3

رمان منتشر شده و تکمیل شده: لینک دانلود رمان باید رفت

رمان منتشر شده و تکمیل شده:  لینک دانلود رمان سیاه به رنگ بخت

رمان در حال تایپ:  لامکان

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...