رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

رمان خان زاده | zhra ran کاربر انجمن نودهشتیا


پست های پیشنهاد شده

#پارت24
#طاها
همه با هم رفتیم اون یکی خونه 
& بانو
♤جان بانو
& جانت بی بلا شام حاظره
♤ حاظره پسرم برید سر میز شام
_ من میام کمک
● منو ملی هم هستیم ملی بریم
رها و رویا ملیکا رفتند تا به بانو کمک کنند و ما پسرا هم رفتیم نشستیم
#رها
بانو خورشت ها رو میکشید و رویا برنج رو 
نوبتی میرفتیم و وسیله ها رو میزاشتیم رو میز تا اینکه تموم شد
♤ تموم شد دخترا برید سر میز شام
_ مگه تو با ما نمیای بانو
♤ ن عزیزکم من شاممو اینجا میخورم
● یعنی چی همه با هم میریم سر میز شام
به زور بانو رو بردیم بیرون 
& چیه چرا سر صدا میکنید
○ بانو نمیخواد با ما غذا بخوره 
♤ خب تو آشپزخونه میخورم دخترا
طاها بلند شد و اومد سمت بانو 
دستاشو گرفت و برد جای که خودش نشسته بود 
& همه با هم غذا میخوریم
نشستیم سر میز و غذا کشیدیم 
= رویا شنیدم قرمه سبزی دوس نداری
● اشتباه شنیدی عزیزم اشتباه
ما مسخره بازی های امیر علی و بقیه شام رو خوردیم و بلند شدیم ایندفعه پسرا هم کمکون کردن
چه خوبه که طاها مثل آرسام نیس و مثل بقیه بلند شد کمک
● بچه ها چطور شدم
نگاه کردم به رویا که پیشبند و دستکش دستش کرده بود 
♤ مادر چرا اینا رو برداشتی
● میخوام ظرف بشورم
♤ من میشورم شما بیاید برید 
○ رها تو بانو رو ببر بیرون
بانو رو کشیدم بیرون: تو برو استراحت کن بانو جان
♤ نمیشه که دخترم 
_ خیلی هم میشه 
بانو رو فرستادم بیرون و خودم برگشتم پیش بچه ها
_ خب رویا تو بشور ملی تو اب بکش منم خشک میکنم 
● اوک
بچع ها داشتن کارشونو میکردن که یهو ی صدا اومد و سه متر پریدیم بالا
□ کد بانو ها
♧ ملی فقط تمیز بشور
○ هر هر هر
□ رویا میدونستم انقدر خانومی زود تر میومدم میگرفتمت
● خیلی پروعی#پارت24
#طاها
همه با هم رفتیم اون یکی خونه 
& بانو
♤جان بانو
& جانت بی بلا شام حاظره
♤ حاظره پسرم برید سر میز شام
_ من میام کمک
● منو ملی هم هستیم ملی بریم
رها و رویا ملیکا رفتند تا به بانو کمک کنند و ما پسرا هم رفتیم نشستیم
#رها
بانو خورشت ها رو میکشید و رویا برنج رو 
نوبتی میرفتیم و وسیله ها رو میزاشتیم رو میز تا اینکه تموم شد
♤ تموم شد دخترا برید سر میز شام
_ مگه تو با ما نمیای بانو
♤ ن عزیزکم من شاممو اینجا میخورم
● یعنی چی همه با هم میریم سر میز شام
به زور بانو رو بردیم بیرون 
& چیه چرا سر صدا میکنید
○ بانو نمیخواد با ما غذا بخوره 
♤ خب تو آشپزخونه میخورم دخترا
طاها بلند شد و اومد سمت بانو 
دستاشو گرفت و برد جای که خودش نشسته بود 
& همه با هم غذا میخوریم
نشستیم سر میز و غذا کشیدیم 
= رویا شنیدم قرمه سبزی دوس نداری
● اشتباه شنیدی عزیزم اشتباه
ما مسخره بازی های امیر علی و بقیه شام رو خوردیم و بلند شدیم ایندفعه پسرا هم کمکون کردن
چه خوبه که طاها مثل آرسام نیس و مثل بقیه بلند شد کمک
● بچه ها چطور شدم
نگاه کردم به رویا که پیشبند و دستکش دستش کرده بود 
♤ مادر چرا اینا رو برداشتی
● میخوام ظرف بشورم
♤ من میشورم شما بیاید برید 
○ رها تو بانو رو ببر بیرون
بانو رو کشیدم بیرون: تو برو استراحت کن بانو جان
♤ نمیشه که دخترم 
_ خیلی هم میشه 
بانو رو فرستادم بیرون و خودم برگشتم پیش بچه ها
_ خب رویا تو بشور ملی تو اب بکش منم خشک میکنم 
● اوک
بچع ها داشتن کارشونو میکردن که یهو ی صدا اومد و سه متر پریدیم بالا
□ کد بانو ها
♧ ملی فقط تمیز بشور
○ هر هر هر
□ رویا میدونستم انقدر خانومی زود تر میومدم میگرفتمت
● خیلی پروعی

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 4 weeks later...

#پارت25
#رها
کارامون تموم شد من رفتم توواتاق تا لباس تنم کنم
لباسامو عوض کردم و اومدم بیرون
_ بریم
= خب بدویید
همه سوار ماشین شدیم طبق معمول بچه ها همشون با اون یکی ماشین اومدن
& من الان به این پی بردم شماها خیلی بیشعورید ها
♧ چرا دیگه
& همتون میچپید تو ی ماشین
□ میخوای برم سویچ پورشه بابام رو بگیرم بیام 
& هر هر بامزه رها بشین
نشستم تو ماشین و راه افتادیم
حرفی بینمون رد و بدل نشد ولی دلم میخواست یچیزی رو بدونم
& چیه ؟؟؟
_ چی چیه؟؟
& چی میخوای بپرسی
_ از کجا فهمیدی
& الان لو دادی بپرس
_ خب تو چرا با دوس دخترت نمیری بیرون
& ندارم
_ چیرو؟؟
& خنگی ها دوس دختر ندارم
_ واقعا؟؟
& اره واقعا 
_ پسر با این همه امکانات و تیپ و قیافه بعد با دختری نبوده
& ت تو این دو روز منو بر انداز کردی
_ اصلا به من چه
& قهر نکن فعلا پیاده شو به وقتش همه چی رو میفهمی
پیاده شدم انقدر ذوق داشتم مثل بچه ۶ ساله که تازه اولین بارشه میاد شهر بازی
○ خب اول چی سوار شیم
□ سقوط آزاد اول
♧ موافقم
● بریم
#طاها
بلیط گرفتیم و رفیتم تو صف سقوط آزاد
بچه ها داشتن با هم حرف میزدن ولی رها به دور برش نگاه میکرد
& چیه؟؟؟
_ هیجان زده ام
□ اوی طاها رها بیاید دیگه
رفتیم نشستیم رو صندلی های سقوط آزاد
منو رها افتاده بودیم بغل هم که دیدم رها دستاشو محکم گرفته به دستگیره صندلی 
& میترسی
_ ن
& داری میلرزی
شروع کرد حرکت کردم که دیدم رها سریع دست منو گرفت
_ وای خدا
& نترس بابا

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 3 weeks later...

#پارت26
#رها
_ خب دیگه وقتمون تموم شد بیاید بریم 
○ ببخشید بچه ها
♧ الان بخشیدیم بیا برو
& بچه ها
= جون 
● هون؟؟
□ ن ب جون امیر علی ن هون تو بگو دیگه؟؟
& بریم تونل وحشت
○ اره 
● ن نریم لطفا
□ ایول من که پایه
_ منم هستم
رفتیم بلیط گرفتیم اوها چقدر صف اینجا طولانیه
♧ فقط ی چیزی خانوما اگه خواستید جیغ بزنید بگید امادگیشو پیدا کنیم
□ رویا رو نندازید بغل من 
● چراااا؟؟؟
□ خیلی جیغ جیغ میکنی
& تو چی 
_ من چی؟؟؟
& جیغ جیغ میکنی
_ ن من ترسناک دوس دارم
& خب من یارمو انتخاب کردم
= داداش میگم ی وقت
& امیرررر
= غلط کردم
رویا بغل سپهر 
ملی و شروین هم با هم
امیر علی هم افتاد با ی به قول خودش داف مامانی
منو طاها هم با هم بودیم
راه افتاد 
اوخی این اسکلته چقدر نازه😂
اع اون خونه اشکال نداره دسمال بدم 
خندم گرفته بود از افکارم
& به چی میخندی .
_ هیچی 
صدای جیغ ی دختر اومد
& به جان خودم که این رویا بود 
_ قش نکنه ی وقت
& ن بابا 
_ نگفته بودی
& چی رو؟؟؟
_ اینکل شروین ملی رو میخواد.
& تو چقدر به جزعیات دقت میکنی
_ دیگه دیکه
یدفعه ی نفر با ماسک ترسناک اومد جلو من بدون هیچ واکنشی گفتم: اع سلام چطوری
ازش رد شدیم که شنیدم طاها داره میخنده
_ تو چرا میخند
& همه اینجا جیغ و داد میکنن بعد تو میگی سلام چطوری
به آخرش رسیدیم وایساد
_ اع تموم شد
& دنبال بقیشم هستی
رفتیم پیش بچه ها
رویا رنگش شده بود گچ دیوار
& رویا چطوری
● میخوای تو گوشت بزنم ببینی چطورم

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...