رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد ❄رمان مثوی شیفتگی❄ 𝑮𝒉𝒂𝒛𝒂𝒍𝒆𝒉𝑨𝒎𝒊𝒓𝒊 کاربر انجمن نودهشتیا


Gh.aꨄ︎
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%

به نام خداوند لوح و قلم
حقیقت نگار وجود و عدم
خدایی که داننده ی رازهاست
نخستین سر آغاز، آغاز هاست!
 
نام رمان: مثوی شیفتگی
نویسنده: غزاله امیری
ژانر: عاشقانه، تراژدی
ساعات پارتگذاری: نامعلوم


خلاصه:
تازه حوض کوچک دلش از آب زلال عشق پر شده بود، که باران غم بارید و حوضچه دلش رنگ ماتم گرفت. داغ عمیقی بر دلش ماند که بهانه‌ای شد، تا بر روی تمام مردانگی‌های گذشته‌اش چشم ببندد، پنجره دلش را به سوی باغ کینه‌ها و دریای نفرت بگشاید و هوای آلوده انتقام را استشمام کند! حال چگونه با مردی که تهمت‌هایش را همچون نیش خنجری در دل او فرو کرده است، مقابله می‌کند و مسیر انتقام را در پیش می‌گیرد؟ حس انتقام، او را تا کجا پیش خواهد برد که حتی اطرافیانش را هم در این انتقام‌گیری دخیل می‌کند؟
 
مقدمه:
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی
خفته در خاک کسی
زیر یک سنگ کبود
در دل خاک سیاه
می درخشد دو نگاه
که به ناکامی از این محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه
باز می خندد مهر
باز می تابد ماه
باز هم قافله سالار وجود
سوی صحرای عدم پوید راه
با دلی خسته و غمگین همه سال
دور از این جوش و خروش
می روم جانب آن دشت خموش
تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود
تاکشم چهره بر آن خاک سیاه
وندرین راه دراز
می چکد بر رخ من اشک نیاز
می دود در رگ من زهر ملال
منم امروز و همان راه دراز
منم اکنون و همان دشت خموش
من و آن زهر ملال
من و آن اشک نیاز
 
شاعر: فریدون مشیری
 

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...

خب- خب

نوبته نقد حاجی غزلمونه

ببین من یک نقد تست  قلم طوری برات می‌فرستم، اما کل رمان می‌خونم! 

_______________________________________

به نام آن کس که قلم را آفرید🖋️

آغاز می‌کنیم، نقد رمان مثوی شیفتگی:

______________________________________

با دقت خط به خط، بند به بند، صفحه به صفحه رمان مقابلم را نگریستم. 

ای وای من! او از نوع خود بهترین است و چه سخت‌تر می‌شود کار منی که می‌خواهم او را یاری دهم! 

______________________________________

𒊹︎نـــام رمـــان💜:

🌿در آغاز هر رمان، ابتدا اسم او به نگاه ببینده می‌خورد و یکی از عامل‌های مهم در جذب خواننده‌ است! پس باید با دقت و با توجه به معیار‌ها، یک اسم خوب انتخاب کنیم:

1_🦖اندازه: در انجمن نودهشتیا اسم رمان می‌تواند شامل ۴ بخش باشه. 

بررسی معیار1:  درست بود. 

2_🦖کلیشه‌ای و تکراری نبودن: کلیشه‌ای بودن اسم رمان باعث جذب مخاطب نمی‌شود! حد امکان از اسم کلیشه‌ای استفاده نشود و در صورت استفاده با یک کلمه‌ دیگر آن کلیشه‌ را دفع کنید. 

بررسی معیار 2: کلمه شیفته یک کلمه جا افتاده در اسم رمان می‌باشد، اما با  ترکیب مثوی یک ترکیب جذاب و چشم‌نوازش  درست کردید،  تبریک^¬^ 

3_🦖همخوانی با محتوا: توقع خواننده از نویسنده‌ در گام اول مطابقت اسم با محتوای رمان است! این مورد باید رعایت شود.

 بررسی معیار3:   مثوی یعنی آرامگاه، شفتگی هم به معنای  عاشقی است. 

پس مثوی شیفتگی= آرامگاه عاشقی! 

آرامگاه عاشقی من را یاد آرامگاه حافظ شاعر بزرگ  می‌اندازد! و وجود فردی به نام امیرحافظ در این رمان بسیار دلنشین بود برای من خواننده! 

هم‌خوانی  لازمه بین اسم و رمان وجود داشت، ابتدا عشق خواهر و برادر، در ادامه عشق زن و شوهر! 

4_🦖همخوانی با ژانرها: فرضاََ به طور مثال خواننده یک اسم یا حس عاشقانه از اسم رمان شما می‌بیند، پس او این توقع و نیاز را دارد ژانرهای شما هم عاشقانه باشند. بررسی معیار4:    قبلاََ هم توضیح دادم، من یک حالت عاشقانه دیدم و این در ژانرها وجود داشت  اما آن حس تراژدی که  ژانر اصلی رمان  شما است  را ندیدم و حس نکردم. 

______________________________________

𒊹︎︎︎ژانـــرهـــای رمـــان💜:

ژانرها معیارهایی هستند در گنجایش چند کلمه که اتفاقات یک رمان را از همان جایی که آغاز می‌شود تا جایی که به پایان می‌رسد، طبقه‌بندی می‌کنند.

1_ ژانرهای صحیح🦖: ژانرهای صحیح عبارتند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و... 

بررسی معیار1:  درست بود. 

2_ هم‌خوانی با محتوا از نظر ترتیب🦖: ترتیب ژانرها بهتره با محتوای رمان باشه، یعنی چه؟ یعنی اگر اولین ژانر انتخابی شما عاشقانه است باید محتوا بیشتر عاشقانه باشه تا ژانرهای انتخابی دیگر شما! 

بررسی معیار2:    هم‌خوانی وجود داشت، اما نکته قابل توجه‌ در رمان این است من شاهد ژانر اجتماعی هم بودم. 

در  رمان به مشکلات یک زن بیوه، مشکلات بین خانواده‌ها و... وجود داشت. 

_______________________________________

𒊹︎︎︎خـــلاصـــه رمـــان💜:

خلاصه دومین بخش اصلی رمان است که نویسنده باید با کمترین کلمات بیشترین اطلاعات رو به خواننده بدهد، اما نه تمام ماجرا! نویسنده باید در ابهام اطلاعات مورد نیاز برای آماده‌سازی ذهن خواننده را بدهد و شع یکند با ساختن یک معما در ذهن خواننده او را برای خوانند رمان پر اشتیاق کند. 

 1_ اندازه خلاصه🦖: در انجمن نودهشتیا خلاصه استاندار در بین 5 الی 10 خط قرار دارد. 

بررسی معیار1: 

2_ محتوای شروع🦖: شروع یک خلاصه می‌تواند نقش مؤثری در ادامه خواندن خلاصه برای خواننده باشد، پس باید تلاش کرد تا شروعی زیبا در جملات اول خلاصه داشت.

بررسی معیار2: 

3_ کلیشه‌ای و تکراری نبودن🦖: کلیشه چیست؟ تعریف کلیشه از نظر من، به کلماتی گفته می‌شود که از آن‌ها بسیار استفاده شده!  (تکرار) 

بررسی معیار3: 

4_ توضیحات و ابهام🦖: خلاصه به طور کلی به دو قسمت توضیحات و ابهام تقسیم می‌شود، یک خلاصه خوب دارای تعادل بین این دو قسمت است. اگر توضیحات بیشتر باشد که خواننده جذب نمی‌شود و برعکس این ماجرا باعث گیجی خواننده می‌شود. 

بررسی معیار4:

5_ کیفیت کلمات و سطح جملات🦖: باید بین ساده و سخت بودن کلمات نیز تعادل رعایت کرد تا خواننده با خواندن خلاصه آن حس کافی و درک درست از خلاصه رمان دریابد. 

بررسی معیار5: 

6_  بررسی زیبا نویسی🦖: زیبا نویسی یعنی زیبا بودن متن رمان، نویسنده می‌تواند با  استفاده از آرایه‌های ادبی، مترادف، ترکیب‌های ادبی و... این زیبایی را ایجاد کند. 

بررسی معیار6:

7_ درست  نویسی🦖

بررسی معیار7:

______________________________________

𒊹︎︎︎مـــقدمـــه رمـــان💜:

مقدمه یعنی چه؟ یعنی سرآغاز رمان، یعنی آماده سازی ذهن خواننده، یعنی انتقال حس و عواطف مورد نیاز به خواننده. 

1_ هم‌خوانی با محتوا، ژانر و عنوان🦖 درست بود. ( برای بررسی بیشتر اگر دوست داری معنی جامع شعر برام بفرست.) 

بررسی معیار1: 

2_  بررسی زیبا نویسی🦖: زیبا نویسی یعنی زیبا بودن متن رمان، نویسنده می‌تواند با  استفاده از آرایه‌های ادبی، مترادف، ترکیب‌های ادبی و... این زیبایی را ایجاد کند. 

بررسی معیار2:   مقدمه شما شعری از   جناب آقای فریدون مشیری بود و فوق‌العاده زیبا! 

3: درست نویسی🦖:

بررسی معیار3:  مشکلی نبود. 

______________________________________

𒊹︎︎︎بررسی پارت اول💜:

1_ آغاز رمان🦖: یکی دیگر از بخش‌های تأثیر گذار رمان بر خواننده آغاز رمان است، یعنی این‌که با جذابیت کافی یک شروع خوب خواننده تصمیم اساسی ادامه دادن رو می‌گیرد. 

بررسی معیار1:  به خوبی‌ توانسته بودید آغاز جذابی داشته باشید؛ من بسیار تا بسیار خوشم آمد؛ اما  قابل ذکر است که شروع رمان یا داستان با دعوا و چنین مواردی جز دست کلیشه محسوب می‌شود. 

2_ کیفیت لغات و سطح جملات🦖: ساده یا سخت بودند کلمات در خواننده تأثیر زیادی داره، سخت بودن بیش از حد کلمات ذهن خواننده رو خسته می‌کنه و باعث میشه که رمان را نصفه کنار بزاره، ساده بودن بیش از حد هم باعث میشه خواننده سر سری از ماجراها و متن‌ها بگذره. 

بررسی معیار2:   درست بود. 

3_ لحن🦖: لحن رمان می‌تونه سه نوع باشه. 

¹لحن ادبی: هم دیالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند.

²لحن محاوره‌ای: هم ديالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها محاوره‌ای نوشته می‌شوند

³لحن معیار: ديالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند. 

بررسی معیار3:  ادبی

4_ ثبات لحن🦖: لحن رمان باید ثابت باشد، یعنی با انتخاب یکی از لحن‌های بالا باید نوشته شما تماماََ با همان لحن انتخابی باشد. 

بررسی معیار4:  درست بود. 

5_ زاویه دید🦖: زاویه دید رمان نحوه‌ی روایتی است که شما برای تعریف داستان برای مخاطبتان از آن استفاده می‌کنید و در صورتی زاویه دید اول شخص (از زبان شخصیت اول) است بایستی فعل‌های به کاربرده نیز اول شخص باشند. 

بررسی معیار5:   درست بود. 

6_ اصول درست نویسی🦖: یعنی رعایت چهارچوب و نوشتار درست است. این چهارچوب شامل رعایت جای درست نیم‌فاصله، خط دیالوگ و... 

بررسی معیار6:    از پست چهارم تا نهم که ویراستار، ویرایش نکرده بودند. رعایت زیادی در نیم‌فاصله ندیدم. 

7_ ساختار جملات🦖: توی مونولوگ‌های باید که جای نهاد و گزاره، فعل، فاعل، مفعول و... درست و فعل آخر جمله باشد. 

بررسی معیار7: در همه جا درست بود به جز چند جمله زیر:

در یک شب به اندازه تمام بیست و یک سال عمری که از خدا گرفته بودم حرف شنیده بود و این غم و دردها بر دوشش سنگینی می‌کرد که احساس کردم کمرم خم و شانه‌هایم افتاده شده بودند.

 در یک شب به اندازه تمام بیست و یک سال عمری که از خدا گرفته بودم حرف شنیده بودم و این غم و دردها بر دوشم سنگینی می‌کرد که احساس می‌کردم کمرم خم و شانه‌هایم افتاده شده بود. 

8_ درست نویسی🦖:  
از تیر و طایفه شمر بودند که یه لیوان آب خدا را بر من حرام می‌دیدند؟

 از تیر و طایفه شمر بودند  که یک لیوان آب خدا را بر من حرام می‌دیدند؟

(توضیح: در مونولوگ و دیالوگ رمان‌ها، چه لحن محاوره‌ای چه ادبی یک  را کامل   باید نوشت و نباید آن را  شکست!)

8_ اندازه پارت🦖: اندازه هر پارت توی سیستم می‌تواند بین 30 الی 40 خط و در گوشی می‌تواند بین 60 الی 70 خط باشد.

بررسی معیار8:   یازده  خط کمتر  از اندازه استاندار بود. 

_______________________________________

امیدوارم نقدم برات مفید واقع شده باشه و ازش ناراحت نشده باشی که هر آن‌چه گفتم برای بهتر شدن قلم زیبای  توست! 

قلمت موفق و ماندگار❤️

_______________________________________

پ. ن: چندتا نکته بگم از ممنوعه‌ها! توله،  پارت هفتم( اشاره در کنار هم خوابیدن زن و شوهر)، 

امضا: دایی‌ناصرم🦖😎

@پرتوِماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، Atria گفته است:

خب- خب

نوبته نقد حاجی غزلمونه

ببین من یک نقد تست  قلم طوری برات می‌فرستم، اما کل رمان می‌خونم! 

_______________________________________

به نام آن کس که قلم را آفرید🖋️

آغاز می‌کنیم، نقد رمان مثوی شیفتگی:

______________________________________

با دقت خط به خط، بند به بند، صفحه به صفحه رمان مقابلم را نگریستم. 

ای وای من! او از نوع خود بهترین است و چه سخت‌تر می‌شود کار منی که می‌خواهم او را یاری دهم! 

______________________________________

𒊹︎نـــام رمـــان💜:

🌿در آغاز هر رمان، ابتدا اسم او به نگاه ببینده می‌خورد و یکی از عامل‌های مهم در جذب خواننده‌ است! پس باید با دقت و با توجه به معیار‌ها، یک اسم خوب انتخاب کنیم:

1_🦖اندازه: در انجمن نودهشتیا اسم رمان می‌تواند شامل ۴ بخش باشه. 

بررسی معیار1:  درست بود. 

2_🦖کلیشه‌ای و تکراری نبودن: کلیشه‌ای بودن اسم رمان باعث جذب مخاطب نمی‌شود! حد امکان از اسم کلیشه‌ای استفاده نشود و در صورت استفاده با یک کلمه‌ دیگر آن کلیشه‌ را دفع کنید. 

بررسی معیار 2: کلمه شیفته یک کلمه جا افتاده در اسم رمان می‌باشد، اما با  ترکیب مثوی یک ترکیب جذاب و چشم‌نوازش  درست کردید،  تبریک^¬^ 

3_🦖همخوانی با محتوا: توقع خواننده از نویسنده‌ در گام اول مطابقت اسم با محتوای رمان است! این مورد باید رعایت شود.

 بررسی معیار3:   مثوی یعنی آرامگاه، شفتگی هم به معنای  عاشقی است. 

پس مثوی شیفتگی= آرامگاه عاشقی! 

آرامگاه عاشقی من را یاد آرامگاه حافظ شاعر بزرگ  می‌اندازد! و وجود فردی به نام امیرحافظ در این رمان بسیار دلنشین بود برای من خواننده! 

هم‌خوانی  لازمه بین اسم و رمان وجود داشت، ابتدا عشق خواهر و برادر، در ادامه عشق زن و شوهر! 

4_🦖همخوانی با ژانرها: فرضاََ به طور مثال خواننده یک اسم یا حس عاشقانه از اسم رمان شما می‌بیند، پس او این توقع و نیاز را دارد ژانرهای شما هم عاشقانه باشند. بررسی معیار4:    قبلاََ هم توضیح دادم، من یک حالت عاشقانه دیدم و این در ژانرها وجود داشت  اما آن حس تراژدی که  ژانر اصلی رمان  شما است  را ندیدم و حس نکردم. 

______________________________________

𒊹︎︎︎ژانـــرهـــای رمـــان💜:

ژانرها معیارهایی هستند در گنجایش چند کلمه که اتفاقات یک رمان را از همان جایی که آغاز می‌شود تا جایی که به پایان می‌رسد، طبقه‌بندی می‌کنند.

1_ ژانرهای صحیح🦖: ژانرهای صحیح عبارتند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و... 

بررسی معیار1:  درست بود. 

2_ هم‌خوانی با محتوا از نظر ترتیب🦖: ترتیب ژانرها بهتره با محتوای رمان باشه، یعنی چه؟ یعنی اگر اولین ژانر انتخابی شما عاشقانه است باید محتوا بیشتر عاشقانه باشه تا ژانرهای انتخابی دیگر شما! 

بررسی معیار2:    هم‌خوانی وجود داشت، اما نکته قابل توجه‌ در رمان این است من شاهد ژانر اجتماعی هم بودم. 

در  رمان به مشکلات یک زن بیوه، مشکلات بین خانواده‌ها و... وجود داشت. 

_______________________________________

𒊹︎︎︎خـــلاصـــه رمـــان💜:

خلاصه دومین بخش اصلی رمان است که نویسنده باید با کمترین کلمات بیشترین اطلاعات رو به خواننده بدهد، اما نه تمام ماجرا! نویسنده باید در ابهام اطلاعات مورد نیاز برای آماده‌سازی ذهن خواننده را بدهد و شع یکند با ساختن یک معما در ذهن خواننده او را برای خوانند رمان پر اشتیاق کند. 

 1_ اندازه خلاصه🦖: در انجمن نودهشتیا خلاصه استاندار در بین 5 الی 10 خط قرار دارد. 

بررسی معیار1: 

2_ محتوای شروع🦖: شروع یک خلاصه می‌تواند نقش مؤثری در ادامه خواندن خلاصه برای خواننده باشد، پس باید تلاش کرد تا شروعی زیبا در جملات اول خلاصه داشت.

بررسی معیار2: 

3_ کلیشه‌ای و تکراری نبودن🦖: کلیشه چیست؟ تعریف کلیشه از نظر من، به کلماتی گفته می‌شود که از آن‌ها بسیار استفاده شده!  (تکرار) 

بررسی معیار3: 

4_ توضیحات و ابهام🦖: خلاصه به طور کلی به دو قسمت توضیحات و ابهام تقسیم می‌شود، یک خلاصه خوب دارای تعادل بین این دو قسمت است. اگر توضیحات بیشتر باشد که خواننده جذب نمی‌شود و برعکس این ماجرا باعث گیجی خواننده می‌شود. 

بررسی معیار4:

5_ کیفیت کلمات و سطح جملات🦖: باید بین ساده و سخت بودن کلمات نیز تعادل رعایت کرد تا خواننده با خواندن خلاصه آن حس کافی و درک درست از خلاصه رمان دریابد. 

بررسی معیار5: 

6_  بررسی زیبا نویسی🦖: زیبا نویسی یعنی زیبا بودن متن رمان، نویسنده می‌تواند با  استفاده از آرایه‌های ادبی، مترادف، ترکیب‌های ادبی و... این زیبایی را ایجاد کند. 

بررسی معیار6:

7_ درست  نویسی🦖

بررسی معیار7:

______________________________________

𒊹︎︎︎مـــقدمـــه رمـــان💜:

مقدمه یعنی چه؟ یعنی سرآغاز رمان، یعنی آماده سازی ذهن خواننده، یعنی انتقال حس و عواطف مورد نیاز به خواننده. 

1_ هم‌خوانی با محتوا، ژانر و عنوان🦖 درست بود. ( برای بررسی بیشتر اگر دوست داری معنی جامع شعر برام بفرست.) 

بررسی معیار1: 

2_  بررسی زیبا نویسی🦖: زیبا نویسی یعنی زیبا بودن متن رمان، نویسنده می‌تواند با  استفاده از آرایه‌های ادبی، مترادف، ترکیب‌های ادبی و... این زیبایی را ایجاد کند. 

بررسی معیار2:   مقدمه شما شعری از   جناب آقای فریدون مشیری بود و فوق‌العاده زیبا! 

3: درست نویسی🦖:

بررسی معیار3:  مشکلی نبود. 

______________________________________

𒊹︎︎︎بررسی پارت اول💜:

1_ آغاز رمان🦖: یکی دیگر از بخش‌های تأثیر گذار رمان بر خواننده آغاز رمان است، یعنی این‌که با جذابیت کافی یک شروع خوب خواننده تصمیم اساسی ادامه دادن رو می‌گیرد. 

بررسی معیار1:  به خوبی‌ توانسته بودید آغاز جذابی داشته باشید؛ من بسیار تا بسیار خوشم آمد؛ اما  قابل ذکر است که شروع رمان یا داستان با دعوا و چنین مواردی جز دست کلیشه محسوب می‌شود. 

2_ کیفیت لغات و سطح جملات🦖: ساده یا سخت بودند کلمات در خواننده تأثیر زیادی داره، سخت بودن بیش از حد کلمات ذهن خواننده رو خسته می‌کنه و باعث میشه که رمان را نصفه کنار بزاره، ساده بودن بیش از حد هم باعث میشه خواننده سر سری از ماجراها و متن‌ها بگذره. 

بررسی معیار2:   درست بود. 

3_ لحن🦖: لحن رمان می‌تونه سه نوع باشه. 

¹لحن ادبی: هم دیالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند.

²لحن محاوره‌ای: هم ديالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها محاوره‌ای نوشته می‌شوند

³لحن معیار: ديالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند. 

بررسی معیار3:  ادبی

4_ ثبات لحن🦖: لحن رمان باید ثابت باشد، یعنی با انتخاب یکی از لحن‌های بالا باید نوشته شما تماماََ با همان لحن انتخابی باشد. 

بررسی معیار4:  درست بود. 

5_ زاویه دید🦖: زاویه دید رمان نحوه‌ی روایتی است که شما برای تعریف داستان برای مخاطبتان از آن استفاده می‌کنید و در صورتی زاویه دید اول شخص (از زبان شخصیت اول) است بایستی فعل‌های به کاربرده نیز اول شخص باشند. 

بررسی معیار5:   درست بود. 

6_ اصول درست نویسی🦖: یعنی رعایت چهارچوب و نوشتار درست است. این چهارچوب شامل رعایت جای درست نیم‌فاصله، خط دیالوگ و... 

بررسی معیار6:    از پست چهارم تا نهم که ویراستار، ویرایش نکرده بودند. رعایت زیادی در نیم‌فاصله ندیدم. 

7_ ساختار جملات🦖: توی مونولوگ‌های باید که جای نهاد و گزاره، فعل، فاعل، مفعول و... درست و فعل آخر جمله باشد. 

بررسی معیار7: در همه جا درست بود به جز چند جمله زیر:

در یک شب به اندازه تمام بیست و یک سال عمری که از خدا گرفته بودم حرف شنیده بود و این غم و دردها بر دوشش سنگینی می‌کرد که احساس کردم کمرم خم و شانه‌هایم افتاده شده بودند.

 در یک شب به اندازه تمام بیست و یک سال عمری که از خدا گرفته بودم حرف شنیده بودم و این غم و دردها بر دوشم سنگینی می‌کرد که احساس می‌کردم کمرم خم و شانه‌هایم افتاده شده بود. 

8_ درست نویسی🦖:  
از تیر و طایفه شمر بودند که یه لیوان آب خدا را بر من حرام می‌دیدند؟

 از تیر و طایفه شمر بودند  که یک لیوان آب خدا را بر من حرام می‌دیدند؟

(توضیح: در مونولوگ و دیالوگ رمان‌ها، چه لحن محاوره‌ای چه ادبی یک  را کامل   باید نوشت و نباید آن را  شکست!)

8_ اندازه پارت🦖: اندازه هر پارت توی سیستم می‌تواند بین 30 الی 40 خط و در گوشی می‌تواند بین 60 الی 70 خط باشد.

بررسی معیار8:   یازده  خط کمتر  از اندازه استاندار بود. 

_______________________________________

امیدوارم نقدم برات مفید واقع شده باشه و ازش ناراحت نشده باشی که هر آن‌چه گفتم برای بهتر شدن قلم زیبای  توست! 

قلمت موفق و ماندگار❤️

_______________________________________

پ. ن: چندتا نکته بگم از ممنوعه‌ها! توله،  پارت هفتم( اشاره در کنار هم خوابیدن زن و شوهر)، 

امضا: دایی‌ناصرم🦖😎

@پرتوِماه

سلام آتریاااا خیلی خیلی ممنون بابت نقدی که کردی گلّکم دستت درد نکنه خسته نباشی عزیزم فدات دایی ناصر😂🍫😍

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

سلام  غزاله جون @Gh.aꨄ︎

تا جایی که پارت گذاشته بودی خوندم. قلم زیبایی داری که من از خوندنش لذت بردم. اسم رمانت هم زیبا بود و القا می کرد که با رمان عاشقانه طرفم. مشکلات ویراستاری خیلی کم به چشم می خورد که باعث میشد متن روون خونده بشه. حس و حال آناشید رو خیلی خوب توصیف کرده بودی.

یک نکته ای که به چشمم خورد این بود که خیلی از توصیفات رو توی پارت های اول گنجونده بودی که باعث میشه سیرت کند بشه. مثلا تقریبا دو پارت رو به فلش بک آناشید یا یادآوری از مراسم ختم گذرونده بودی. بهتره تا این پارت ده به سوال اصلی داستان یه کوچولو نزدیک بشی یا جواب بعضی سوالات کوچیک رو بدی. چرا عموی آناشید اون رو مقصر مرگ شهیاد می دونه؟ یا مثلا شهیاد چطوری مرده؟. یه اشاره کوچولو هم بکنی خوبه.

در کل رمان خوبی داریو موفق باشی. 😉

 

 

 

 

روایتی از پستی و بلندی و دام‌های جوانی                                           رمان داو اول   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

روایتی از رقابتی خونین                                                                              رمان هابیل و قابیل (در حال تایپ: تراژدی، عاشقانه)

روایتی از فرو ریختن حقایقی به سنگینی تل برفی                            داستان کوتاه برف‌کوچ (تکمیل شده: اجتماعی)

روایتی از تنیدن در تارهای ذهن و روح                                                داستان کوتاه تنیده در تار (تکمیل شده: روانشناسی، اجتماعی)

روایتی از غوطه‌وری برای رهایی                                                                داستان کوتاه غوطه‌ور (تکمیل شده: اجتماعی، روانشناسی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، Z.A.D گفته است:

سلام  غزاله جون @Gh.aꨄ︎

تا جایی که پارت گذاشته بودی خوندم. قلم زیبایی داری که من از خوندنش لذت بردم. اسم رمانت هم زیبا بود و القا می کرد که با رمان عاشقانه طرفم. مشکلات ویراستاری خیلی کم به چشم می خورد که باعث میشد متن روون خونده بشه. حس و حال آناشید رو خیلی خوب توصیف کرده بودی.

یک نکته ای که به چشمم خورد این بود که خیلی از توصیفات رو توی پارت های اول گنجونده بودی که باعث میشه سیرت کند بشه. مثلا تقریبا دو پارت رو به فلش بک آناشید یا یادآوری از مراسم ختم گذرونده بودی. بهتره تا این پارت ده به سوال اصلی داستان یه کوچولو نزدیک بشی یا جواب بعضی سوالات کوچیک رو بدی. چرا عموی آناشید اون رو مقصر مرگ شهیاد می دونه؟ یا مثلا شهیاد چطوری مرده؟. یه اشاره کوچولو هم بکنی خوبه.

در کل رمان خوبی داریو موفق باشی. 😉

 

 

 

 

سلام خوش قلم

اول اینکه خیلی خیلی ممنونم بابت وقتی که گذاشتی و رمانم رو خوندی و به صفحه نقد اومدی مرسی😍

خواهش می کنم جانم خوشحالم خوشت اومده نظر لطفته عزیزم 😍😍

پارت ها کوتاهن یعنی اندازشون کمه.  دستت درد نکنه حتما چیزی که گفتی رو رعایت می کنم بازم ممنونم عزیزدلم

همچنبن شما جان دل🧚🏻‍♀️

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
در 4 دقیقه قبل، Gh.aꨄ︎ گفته است:

سلام خوش قلم

اول اینکه خیلی خیلی ممنونم بابت وقتی که گذاشتی و رمانم رو خوندی و به صفحه نقد اومدی مرسی😍

خواهش می کنم جانم خوشحالم خوشت اومده نظر لطفته عزیزم 😍😍

پارت ها کوتاهن یعنی اندازشون کمه.  دستت درد نکنه حتما چیزی که گفتی رو رعایت می کنم بازم ممنونم عزیزدلم

همچنبن شما جان دل🧚🏻‍♀️

خواهش می کنم عزیزم. 💗

روایتی از پستی و بلندی و دام‌های جوانی                                           رمان داو اول   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

روایتی از رقابتی خونین                                                                              رمان هابیل و قابیل (در حال تایپ: تراژدی، عاشقانه)

روایتی از فرو ریختن حقایقی به سنگینی تل برفی                            داستان کوتاه برف‌کوچ (تکمیل شده: اجتماعی)

روایتی از تنیدن در تارهای ذهن و روح                                                داستان کوتاه تنیده در تار (تکمیل شده: روانشناسی، اجتماعی)

روایتی از غوطه‌وری برای رهایی                                                                داستان کوتاه غوطه‌ور (تکمیل شده: اجتماعی، روانشناسی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکی اشکای منو بند بیارهههه😫💔

اون پارتی که امیرحافظ اومد تو مراسم خیلی خفن‌انگیز بود و درکل وقتی افکارش مرور میشد بازی با کلماتش فوق‌العاده بود

خب اول اینکه چرا مثوی؟ و مثنوی نه؟🤔

دوم اینکه خلاصه پس کی میاد؟😅

مقدمه‌ت خیلی قشنگ و دلنشین بود

رمانم که از اول تو فضای سیاه و غم‌باری شروع شده و در این مورد توصیفات مکان و احوالات افراد خیلی خوب بود

ولی خب منتظر اتفاقات جدیدی هستم و امیدوارم که رمانت یکنواخت جلو نره و حتما خودت هم روند جذابی براش درنظر گرفتی

قلم خوبی داری همینطوری پیش بری سطح A رو قطعا میگیری👌🏻

دیگه اینکه منتظرم زودتر بفهمم چی به سر شهیاد جوون مرگ اومده پس زود به زود پارت بذار🤧💔

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 11 دقیقه قبل، آفتابگردون گفته است:

یکی اشکای منو بند بیارهههه😫💔

اون پارتی که امیرحافظ اومد تو مراسم خیلی خفن‌انگیز بود و درکل وقتی افکارش مرور میشد بازی با کلماتش فوق‌العاده بود

خب اول اینکه چرا مثوی؟ و مثنوی نه؟🤔

دوم اینکه خلاصه پس کی میاد؟😅

مقدمه‌ت خیلی قشنگ و دلنشین بود

رمانم که از اول تو فضای سیاه و غم‌باری شروع شده و در این مورد توصیفات مکان و احوالات افراد خیلی خوب بود

ولی خب منتظر اتفاقات جدیدی هستم و امیدوارم که رمانت یکنواخت جلو نره و حتما خودت هم روند جذابی براش درنظر گرفتی

قلم خوبی داری همینطوری پیش بری سطح A رو قطعا میگیری👌🏻

دیگه اینکه منتظرم زودتر بفهمم چی به سر شهیاد جوون مرگ اومده پس زود به زود پارت بذار🤧💔

چون معنی مثوی یعنی مزار یا ارامگاه

خلاصم موقعی که برا نقد بره😂

جیغغغغغغغغ آفتابگردونمممم دستت درد نکنه عزیزدلم خیلب خوشحالم کردی عسل😍😍😍امیدوارم ووی😍خوشحالم مع مورد پسندت بوده. من ذوووق جیغغغغ😍

چشم حتما گلی. خیلی خیلی ممنون♥

ویرایش شده توسط Gh.aꨄ︎

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام^^

 

از اسم رمانت شروع میکنم که از دو کلمه (مثنوی) و (شیفتگی) تشکیل شده بود. هر کدوم از کلمات به دور از کلیشه‌ای بود و تو با ترکیبشون یه اسم فوق العلاده زیبا ساختی!

خلاصه رمان: نبود=|

مقدمه رمان: یه شعر زیبا بود و خب چون نوشته خودت نیست زیاد روش تمرکز نمی‌کنم^^

خب شروع رمان با توصیفات شروع شد و یکم من رو اوایل گیج کرد اما در اواخر کم‌کم متوجه شدم^^

توصیفاتت به‌جا و زیبا بود و ایرادی پیدا نکردم^^

 

موفق باشی گلم♡

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، رادیکال گفته است:

سلام^^

 

از اسم رمانت شروع میکنم که از دو کلمه (مثنوی) و (شیفتگی) تشکیل شده بود. هر کدوم از کلمات به دور از کلیشه‌ای بود و تو با ترکیبشون یه اسم فوق العلاده زیبا ساختی!

خلاصه رمان: نبود=|

مقدمه رمان: یه شعر زیبا بود و خب چون نوشته خودت نیست زیاد روش تمرکز نمی‌کنم^^

خب شروع رمان با توصیفات شروع شد و یکم من رو اوایل گیج کرد اما در اواخر کم‌کم متوجه شدم^^

توصیفاتت به‌جا و زیبا بود و ایرادی پیدا نکردم^^

 

موفق باشی گلم♡

سلام

ممنونم از اینکه وقت گذاشتی و خوندی و اخر سر اومدی صفحه نقد.  خوشحال شدم جانم

جیغغغغ ذوق کردم که

آها یه چیزی اسم رمانم مثوی شیفتگی هست نه مثنوی شیفتگی

بازم ممنونم***

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

سلام   عزیزم، رمانت رو دوست داشتم قشنگیه ولی چون به من میگی مهدی بیشتر تعریف نمیکنم پرو نشی😎😎 ادامه بده تند تند پارت بزار ایش ، خدا سعدی 

قلمت مانا 🌹♥️

ویرایش شده توسط mahdiyeh
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، mahdiyeh گفته است:

سلام جلبک جان ، رمانت رو دوست داشتم قشنگیه ولی چون به من میگی مهدی بیشتر تعریف نمیکنم پرو نشی😎😎 ادامه بده تند تند پارت بزار ایش ، خدا سعدی 

قلمت مانا 🌹♥️

سلام مهدی

قربانت مهدی نظر لطفته مهدی

خدافظ مهدی

همچنین مهدی

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، Gh.aꨄ︎ گفته است:

سلام مهدی

قربانت مهدی نظر لطفته مهدی

خدافظ مهدی

همچنین مهدی

تتااافت الهی دونه دونه موهات و با موچین بکشن  😂😂

ویرایش شده توسط mahdiyeh
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام غزل جاندیر اما اومدم اینجا هم نظرمو بگم . نقاد نیستم پس نظرمو به عنوان یه خواننده ی عادی میگم . رمانت خیلی قشنگه . داستان شخصیت ها اسم بیانت همه چی عالیه . فقط خلاصت کو ؟
به هرحال رمانت خیلی قشنگه . مشتاق پارت های جدیدم . ممنونمیشم رمان منم بخونی و نظرتو بدی

 

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

در این ظلمات طولانی ، گل رزیست به دنبال روشنایی !

و این است عاشقانه ای بین یک گل رز و خورشید زندگی اش !

همراه با چاشنی اضافه از شش برادر تعصبی 😂

هفت شکوفه درخت جاودانگی

دلنوشته: یک روز پاییزی(اتمام یافته)

داستان: بلیط یک طرفه(درحال تایپ)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، MCH گفته است:

سلام غزل جاندیر اما اومدم اینجا هم نظرمو بگم . نقاد نیستم پس نظرمو به عنوان یه خواننده ی عادی میگم . رمانت خیلی قشنگه . داستان شخصیت ها اسم بیانت همه چی عالیه . فقط خلاصت کو ؟
به هرحال رمانت خیلی قشنگه . مشتاق پارت های جدیدم . ممنونمیشم رمان منم بخونی و نظرتو بدی

 

 

سلام جان دل

خوش اومدی. نظر لطفته جانیم خیلی خیلی خوشحالم کردی با وقتی که برا خوندن گذاشتی، لایک کردی و نظر دادی. واقعا ممنونم. خلاصم رو تصمیم دارم اخر رمان اضافه کنم.  فدات که~  حتما عزیزم. خدمت می رسم.

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اولا دمت گرم

واقعا قلمت فوق‌العاده ست😍🥲🥲

دوما کو بقیش🔪🔪🔪😒

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

اولا دمت گرم

واقعا قلمت فوق‌العاده ست😍🥲🥲

دوما کو بقیش🔪🔪🔪😒

اولا ممنونم که خوندی

جیغغغ نظر لطفته عزیزدلم

دوما تا همینجا بود دیگه:classic_ninja:

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Gh.aꨄ︎ گفته است:

اولا ممنونم که خوندی

جیغغغ نظر لطفته عزیزدلم

دوما تا همینجا بود دیگه:classic_ninja:

غزاله واقعا با این سن و این قلمممم

بابا تو محشریییی

دوما خیلی بیخود😒زود زود پارت بده خماری کشتمون

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

غزاله واقعا با این سن و این قلمممم

بابا تو محشریییی

دوما خیلی بیخود😒زود زود پارت بده خماری کشتمون

ذوق مرگم نکن سارا  جیغغغ فدات بشم که من

عزیزدلی

چشم. نظر مامانت چی؟

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، Gh.aꨄ︎ گفته است:

ذوق مرگم نکن سارا  جیغغغ فدات بشم که من

عزیزدلی

چشم. نظر مامانت چی؟

اون سرعتش پایینه لاکپشتی میخونه😂😂فردا پسفردا رو نمایت میگم بهت💃🏻💃🏻

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

اون سرعتش پایینه لاکپشتی میخونه😂😂فردا پسفردا رو نمایت میگم بهت💃🏻💃🏻

ازش تشکر کن اینکه رمان رو میخونه خیلی خیلی برام با ارزشه. منتظرم

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...
  • نویسنده حرفه ای

خب! نیکتو اومد واسه نقد پارت دوم رمانت با معیارهای تعیین سطح!   پارت اولت رو قبلا نقد کردم.

مشکل نثر!

انگار همه چیز به دور سرش می چرخیدند.   ( تو میگی همه چیز داره دور سرم می چرخه یا میگی همه چیز داره دور سرم می چرخن؟!! باید فعل مفرد به کار ببری گلکم )

مشکل توصیفات!

توصیف احساس:

زیاده روی کردی... چه خبره دو سوم رمان رو فقط احساس توصیف کردی؟!

نظر کلی!

برداشتی تو پارت اول گفتی تصادف کردن بعد میای به من میگی که سرنوشتشون معلوم نیست که زندن یا مرده. حالا دقیقا توی همین پارت دوم اومدی گفتی شهیاد مرده و آناشید زندست.. خب این به کل همه ی کنجکاوی ای که توی پارت اول به خواننده دادی رو پودر می کنه. برای همینه که میگم پارت اولت خوب نیست. چون قراره به زودی لو بره.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، نیکتوفیلیا گفته است:

خب! نیکتو اومد واسه نقد پارت دوم رمانت با معیارهای تعیین سطح!   پارت اولت رو قبلا نقد کردم.

مشکل نثر!

انگار همه چیز به دور سرش می چرخیدند.   ( تو میگی همه چیز داره دور سرم می چرخه یا میگی همه چیز داره دور سرم می چرخن؟!! باید فعل مفرد به کار ببری گلکم )

مشکل توصیفات!

توصیف احساس:

زیاده روی کردی... چه خبره دو سوم رمان رو فقط احساس توصیف کردی؟!

نظر کلی!

برداشتی تو پارت اول گفتی تصادف کردن بعد میای به من میگی که سرنوشتشون معلوم نیست که زندن یا مرده. حالا دقیقا توی همین پارت دوم اومدی گفتی شهیاد مرده و آناشید زندست.. خب این به کل همه ی کنجکاوی ای که توی پارت اول به خواننده دادی رو پودر می کنه. برای همینه که میگم پارت اولت خوب نیست. چون قراره به زودی لو بره.

ای بابا این توصیفات دیگه پدر من و در آورد 😑😂

نه ببین من نخواستم که مرده یا زنده موندنشون مبهم باشه که،  چیزی که می خوام مبهم باشه اینکه چرا اصلا تصادف کردن؟ چرا حالشون تو ماشین خوب نبود؟ آناشید چرا نگران آبروشه؟ کی داره این کارا رو می کنه؟ ایناست😂

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
هم اکنون، Gh.a29 گفته است:

ای بابا این توصیفات دیگه پدر من و در آورد 😑😂

نه ببین من نخواستم که مرده یا زنده موندنشون مبهم باشه که،  چیزی که می خوام مبهم باشه اینکه چرا اصلا تصادف کردن؟ چرا حالشون تو ماشین خوب نبود؟ آناشید چرا نگران آبروشه؟ کی داره این کارا رو می کنه؟ ایناست😂

مستطیلی یه چیزی میگی ها. خواننده با این چیزا کنجکاو نمیشه.. تصادف میشه دیگه پسره حواسش پی دختره بوده تصادف کردن. آبروش؟ تو پارت دو درباره ی آبروش گفتی.. پس اینم کنکله! کی داره این کارا رو می کنه؟ این آخرین سوالیه که یه خواننده به ذهنش می رسه. چنین سوالی اصلا پیش نمیاد. بیخود سوال طرح نکن یه چیز درست و حسابی بنویس که واقعا شک برانگیز باشه. اینا پیش پا افتادست. تو بهتر از این می تونی بنویسی.

رمان ها:

تمنای نوشدارو...داهول...شمور...کاکادو

داستان ها:

بازگشت زمان...بنجامین، بابالنگ دراز ونکوور...ژاکلین هود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، نیکتوفیلیا گفته است:

مستطیلی یه چیزی میگی ها. خواننده با این چیزا کنجکاو نمیشه.. تصادف میشه دیگه پسره حواسش پی دختره بوده تصادف کردن. آبروش؟ تو پارت دو درباره ی آبروش گفتی.. پس اینم کنکله! کی داره این کارا رو می کنه؟ این آخرین سوالیه که یه خواننده به ذهنش می رسه. چنین سوالی اصلا پیش نمیاد. بیخود سوال طرح نکن یه چیز درست و حسابی بنویس که واقعا شک برانگیز باشه. اینا پیش پا افتادست. تو بهتر از این می تونی بنویسی.

کنکله؟ یعنی چی؟😂

وای خدا من دیگه مردم 😂😑 نمیشه نمد چرا.

.....تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟! 

می کشم ناز یکی، تا به همه ناز کنم....‌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...