رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان بگو که شب نشده میای| مهسا شاعر کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

نام رمان:بگو که شب نشده میای

نام نویسنده:مهسای شاعر

ژانر:مذهبی،عاشقانه،جنگی

خلاصه:داستان درمورد دختری به نام نیکی است که بعداز چندسال زندگی درخارج از کشور تصمیم میگیرد به ایران برگردداین دختر که هیچ عقیده ای به حجاب ودین ندارد طی یک تصادف با یک پسر مذهبی به نام سید حسین ،زندگی اش دچار تغییر میشود.

مقدمه:صبح که سیدحسین تماس گرفته بودوگفت به سمت فرودگاه میروند تا به ایران برگردند خیلی خوشحال بودم برخلاف اینکه سید حسین پرحرفی میکرد واز همه جا حرف میزد ،من فقط یک جمله گفتم:بگو که شب نشده میای  .شب شد اما سیدحسین نیامد خدامیداند آن شب را چگونه صبح کردم .صبح شداما هنوز خبری از او نبود درهمین فکر خیال ها بودم که تلفن همراهم زنگ خورد وقتی جواب دادم؛چیزهایی که میشنیدم را باور نمیکردم.نمیدانستم خوشحال باشم از اینکه سیدحسین به آرزویش رسیده بود یا ناراحت او.فقط توانستم یک چیز را زمزمه کنم:

-شهادتت مبارک مرد من

 

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...