رفتن به مطلب

درخواست نقد اولیه رمان اولین مرگ | مبینا حاج سعید کاربر انجمن نودهشتیا


Beretta
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

سلام،  خسته نباشید. 

درخواست نقد اولیه رمان اولین مرگ. 

اولیـــن مــــرگ

@مدیر منتقد

ویرایش شده توسط MOBINA.H
  • لایک 4

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما نویسنده عزیز 

منتقد شما: @دخترسیاه

تاپیک رمان شما تا پایان نقد قفل خواهد شد.

ممنون از صبوریتون🌹

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت شما نویسنده عزیز

نقد اولیه شما در دوشنبه ۲۶مهر برای شما ارسال می‌گردد

باتشکر از صبر و شکیبایی شما💙

@MOBINA.H

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
نقد اولیه رمان اولین مرگ

🌱1.عنوان رمان:
عنوان همان چیزی است که مخاطب را ترغیب می کند تا شروع به خواندن رمان کند.
بهتر است عنوان انتخابی به دور از کلیشه باشد.  حالا کلیشه به چه معناست؟  یعنی تکرار زیاد یک یا چند کلمه که باعث از بین رفتن جذابیت می شد.
اندازه عنوان بهتر است بین یک تا چهار بخش باشد که این چهار بخش می‌تواند شامل: صفت، اسم، ضمیر، حرف
عنوان شما دو بخش است. اولین مرگ (اسم) مرگ کلمه ای تکراری است چون در عنوان های زیادی استفاده شده (مرگ تدریجی...) اما کلیشه ای نیست. ترکیب این کلمات کلمه ای جدید با ساختار جدید است که جذابیت هم دارد. با ژانرها همخوانی داشت. معنی کلمات هم با محتوای رمان همخوانی لازم را داشت.
با خواندن عنوان یاد فردی افتادم که یکبار مرده!


🐾2.خلاصه رمان:
 نوشتن یک متن در قالبی کوتاه که خواننده بدون وقت تلف کردن بفهمد که ایا  رمان ارزش خواندن دارد یا نه
 اندازه خلاصه بهتر است بین 5تا 10 خط باشد. اندازه متن خلاصه ۵ خط است.  با ژانرها همخوانی داشت. شروع خلاصه متفاوت بود و محتوای خلاصه جذاب است خلاصه از نظر محتوا گیرا بود و ابهام هم داشت.
اطلاعات داخل خلاصه جذاب و میزان اطلاعات داخل خلاصه به اندازه بود.


3.مقدمه
مقدمه نشان دهنده نقشه کلی نوشته و تصویری از کل موضوع است. 
با ژانرها همخوانی داشت.
محتوای مقدمه جدید بود اما جذاب نبود زیرا متن شما بیشتر به یک تیکه از توضیحات رمان می‌خورد و همین از جذابیتش کم می‌کرد، بهتر است کمی با استفاده از بازی با کلمات و استفاده از تشبیه و مترادف و متضاد تغییر دهید یا هم جلوی هم ننویسی زیر هم بنویسید تا جلوه بهتری بگیرد. از نظر محتوا گیرا بود.
اندازه مقدمه صحیح بود.


🧩4.ژانر رمان:
ژانر قالب داستان است و بهتره اتفاقات و حوادث داخل رمان  تکیه بر ان نوشته شوند.
ژانرهای انتخابی بهتره با همه اجزای رمان همخوانی داشته باشند. 

ژانر انتخابی شما پلیسی و عاشقانه بود که در عنوان، خلاصه، مقدمه وجود داشت حتی در محتوای رمان از همان پارت اول که دعوای‌شان بین عاشق شدن و لو رفتن عملیات بود هر دو ژانر دیده می‌شد. ترتیب  ژانرها رعایت  شده بود.
 
 ژانرهای صحیح
عاشقانه، تراژدی، معمایی، پلیسی، مذهبی، اجتماعی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، جنایی، طنز، ترسناک و...

ژانر انتخابی صحیح بود.
 

🧸 5.جلد رمان
ایده رمان جنایی بود و جلد به خوبی با ایده همخوانی داشت.
در جلد از رنگ سبز و قرمز و مشکی  و طلایی استفاده شده بود که همه این رنگ ها از نوع تیره بودنند و با همه اجزای رمان همخوانی داشتند.
کیفیت عکس استفاده شده خوب بود، و جلد زیبایی لازم را برای جذب مخاطب داشت.

🌀6.شروع رمان:
با عنوان و مقدمه و خلاصه همخوانی داشت و با ژانرها هم همخوانی داشت.
شروع کلیشه ای نبود. جذاب و متفاوت بود، همین شروع متفاوت باعث می‌شود تا مخاطب برای خواندن رمان جذب شود.  کیفیت کلمات استفاده شده خوب بود. 
نقطه سقوط آن موقع که همه چیز در ارامش بود بچه ها به ایران امدند و اما به یکباره با فواصل جدید رو به رو شدن که نقطه اوج می‌شود.
پس رمان نقطه اوج و سقوط داشت طوری که خواننده را کنجکاو و جذب کند.


💎7.سیر ابتدایی رمان: یعنی روند پیش بردن رمان که به سه دسته تقسیم می شود. سیر تند، سیر کند، سیر معمولی.

سیر رمان نه باید انقدر تند باشد که خواننده نفهمد چی می خواند نه خیلی کند باشد که خواننده را کلافه کند. 
سیر معمولی بود.
شما بسیار عالی سیر را ثابت نگه داشته بودید تا خواننده کنجکاو را تا اخر رمان با خود همراه کنید.
ژانر پلیسی از همان اول که عملیات داشتند در رمان هویدا بود و ژانر عاشقانه هم در پارت وحید و کاملیا که نامزد بودند خودش را نشان داد، این عملکرد بسیار جذاب و به اندازه بود.

🚩⊰━♡ 8. عناصر مهم رمان ♡━⊰

+.پیرنگ: یعنی حوادث داستان با علت اتفاق می افتد.

کنش و واکنش: یعنی برای اتفاقاتی که رخ می دهد دلیل منطقی وجود داشته باشد. مثلا زمانی که کارن می‌خواهد جاسوسی کند خب به دلیل این بود که با جان خواهرش تهدید شده بود.

انگیزه احساسی: یعنی کاراکتر داستان طبق شخصیتی که نویسنده بیان می کند رفتار کند. مثلا کاملیا که از رفتار و حرکاتش معلوم بود دختر شنگولی است.

دلیل: یعنی شخصیت ها برای حل مشکلات خود از راه کارهای ساده استفاده کنند. مثلا موقعی که کارن را گرفتند تا از او درباره وحید اطلاعات بکشند، می‌توانستند خود وحید یا هانا را بگیرند اما چون کارن زودتر و کم دردسرتر بود ان را گرفتند و انتخاب عالی بود!

گره که خیلی خواننده را مشتاق خواندن می‌کردن دانستن این که شریف کیست و چه اتفاقی برایش افتاده  شما به سوال اول جواب دادید طور دیگر یعنی گره گشایی کردید که شریف یک پلیس بوده که به دروغ مرده نامیده شده، و سوال دوم را هم گره گشایی نکرده بودید که البته رمان شما هنوز ادامه دارد. گره و گره‌گشایی هر دو برای جذب مخاطب جذاب بودند.

+ زاویه دید: موقعیت راوی در توصیف وقایع رمان برای مخاطب است.

انواع زاویه دید: ( اول شخص, دوم شخص, دانای کل )

زاویه دید رمان اول شخص است.
نویسنده باید در زاویه دید اول شخص به  کشمکش های درونی، ذهنی و توصیف احساسات کاراکتر بپردازد و انقدر خوب بنویسد تا خواننده بتواند با کاراکتر همدلی کند. 
شما در رمانت به این موضوع پرداخته بودید. و من از همون لحظه که '' سعی می‌کرد عصبانیتش رو کنترل کنه تا دندون های دخترک و خرد نکنه...'' توانستم حس همزاد پنداری را از رمان بگیرم.

+ لحن: یعنی شیوه بیان رمان است.

ادبی: دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما ادبی
معیار: دیالوگ ها محاوره‌ای و مونولوگ ها ادبی
محاوره‌ای:دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما محاوره‌ای

لحن رمان شما عامیانه بود. و صحیح نوشته شده بود.

+ فضا :  درواقع همان محیطی است که قهرمان داستان و شخصیت‌ها در آن حضور دارند و رویدادها در آن به وقوع می‌پیوندند.

فضا سازی رمان شما بسیار خوب بود از همان اول که برای اجرای عملیات به آن گاراژ رفتند من توانستم کامل با رمان هماهنگ شوم.
 
+ شخصیت:  یعنی هر کاراکتر باید اخلاقیات و ویژگی منحصر به خود را داشته باشد. که این شخصیت پردازیی شامل سیزده قسمت است.
۱- شخصیت قالبی: به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که حرکاتشون قابل پیش بینی است.

۲- شخصیت‌های قرار دادی:  کاراکترهایی دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصبی... 

۳- شخصیت‌های نوعی:  افرادی خاص با اخلاقی ناب و رفتاری متفاوت...

۴- شخصیت‌های تمثیلی: شخصیت‌هایی که در فیلم یا داستان هایی هستند و ما چون خوشمان میاید از انها بهره میگیریم.

۵- شخصیت‌های نمادین:  شخصیتی که مثبت اندیش است یا هر کسی که قصد دارد درسی دهد.

۶- شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.

۷- شخصیت‌ قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف بالای داستان دست یابد.

۸- شخصیت ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان می ایستد.

۹- شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار هیچ تغییر  نمی‌شود.

۱۰- شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.

۱۱- شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات  در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد.

۱۲- شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان هست؛ اما نقش او چندان عمده نیست.

۱۳- شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد.

در رمانتان بر اساس اتفاقاتی که رقم زده بودید دریافتم که شخصیت اصلی شما یا همان کیانا جز شخصیت پویا و قهرما است چون در اول رمان خشک اما بعد بر اساس اتفاقات شیطنت هایش گل می‌کند و از طرفی رئیس گروه است.
از طرفی هم شخصیت ضد قهرمان یعنی شریف  بود که در مقابل کیانا ایستاده بود.
با اخلاقیات مهم کاراکتر اشنا شدیم و این اشنایی به اندازه و خوب بود. اخلاقیات و رفتارهای شخصیت ها شبیه به هم نبود البته به جز کارن و کیانا که البته ان طور که من از رمان فهمیدم شبیه هم بودنشان یه نشانه عالی است.
کاراکتر ها نسبت به اوایل رمان تغییری کرده بودند همان شخصیت کیانا  که شیطنت می‌کرد همین کار های شاد رمان را از یکنواختی خارج می‌کرد.
لحن صحبت کاراکترها متفاوت بود طوری که بدون ذکر نام من می‌توانستم بفهمم کدام دیالوگ متعلق به کدام شخصیت است.

🐞⊰━♡ 9. بررسی صحنه های رمان ♡━⊰

+.صحنه: صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند..

و باز هم خوب بودن و نبودن صحنه برمیگردد به همان توصیفات و حس پردازی که واقعا به اندازه و جذاب بود به همین دلیل می‌شود گفت صحنه خوب بود.


+ روایت: یعنی توضیح موضوع و متن رمان است.
خوب بود پارت ها را همراه با سیر که معمولی بود نم نم جلو برده بودید.

 

🌟10.توصیفات رمان شامل پنج بخش است که در ادامه انها را بررسی می کنیم:

توصیفات مکان:
یعنی توصیف محلی که کاراکتر در ان حضور دارد.
توصیفات مکان انجام شده بود، کاراکتر ها بیشتر در رفت و آمد بودند و مکان ثابتی نداشتند اما همان فضاهایی که برای جمع کردن اطلاعات می‌رفتند را خوب و به اندازه توصیف کرده بودید.
 
توصیفات ظاهر:
یعنی توصیف صورت، قد، وزن و حتی لباس پوشیدن کاراکتر است
فقط توصیفات ظاهری فرعی کاراکتر ها را وقتی تغییر قیافه داده بودند توصیف کرده بودید و...
کاراکتر هایی مانند رایان و کیانا و کارن... چهره اصلی‌شان را توصیف کنید اما طوری که کلیشه‌ای نباشد،
خب توصیفات کم بود و کلیشه‌ای نبود.

توصیفات حرکات:
 یعنی حرکات دست و پاهای کارکتر و میمیک صورت. 
توصیف حرکات کاراکتر مثل راه رفتن نشستن و... خوب بود. و همچنین میمیک صورت کاراکتر ها هم صحیح بود ولی میمیک صورت شخصیت ها خوب بود اما در پارت های آخر کم کم داشتید از این کار اجتناب می‌کردید که باید بگویم در بخش های اخر  که کارن بین دوراهی است که جاسوسی بکند یا نه و اطلاعات جدید که پیدا کرد، میمیک صورت را به اندازه کنید.

توصیفات زمان:
یعنی توصیف ساعت، هفته، سال، قرن و زمان های روز  مثل غروب، ظهر و... است. 
از توصیفات زمان که از اول تا آخر به این موضوع پرداخته بودید حتی با تشبیه و توصیف اسمان که خب این بسیار در زیباسازی رمانتان نقش دارد.

توصیفات احساسات:
یعنی توصیف حس های درون کاراکتر مانند: خشم، خوشحالی، غم...
در این قسمت بهتر است احساسی مانند « گریه کردم» را کمی شاخ و برگ بدهید. مثلا: « اشک هایم همچون رودی، بر روی گونه های سردم روانه شدند»
شما در رمان اصلا به خوبی توصیفات و بیان کرده بودید. وقتی کیانا عصبانی شد یا وقتی شنید برادرش زنده است. اما پیشنهاد می‌کند به احساسات کارن  وقتی مجبور می‌شود به خاطر خواهرش جاسوسی کند یا کیانا وقتی شنید برادرش زنده است. را بیشتر گسترده دهید بهتر است.
با این حساب توصیفات خوب بود و جذابیت داشت.

🎟 11. بهره گیری از ارایه های مهم ادبی.
آن‌جا که تبش قلب را به دارکوب تشبیه کرده بودید جدید و زیبا بود."قلبش مثل دارکوب می‌زد"

در کل نوشته‌تان از ارایه تشبیه زیاد استفاده کرده بودید که به زیبایی  نوشته کمک می‌کند.

 

🎀12.تکرار رمان: یعنی تکرار کلمات و فعل ها در یک جمله یا یک پارت

"یعنی که تازه از وجود همچین حیوون هایی تازه باخبر شدیم؛"
بکار بردن دو  تازه   از جذابیت متن کم می‌کند بهتر است یکی از آن‌ها را حذف کنید
"یعنی که تازه از وجود همچین حیوون هایی باخبر شدیم؛"✔️

 

💢13. غلط املایی:

اصول درست نویسی رعایت شده بود.

فجان✖️                  فنجان✔️
یادتش ✖️           عادتش✔️ 
که البته اشکالات تایپی برای همه ما پیش می اید.
""یعنی چقد حال می‌داد با اون پوست پفکی که دستته خفه ات می‌کردم."
اگر دیالوگه  که قبلش  _  را بگذارید   اگر حرف درونی کاراکتر است که پارت از زبان پارسا است و به کیوان اشراف ندارد که چگونه حرف دلش را می‌فهمد.!

 

14. رعایت فعل و فاعل در متن
جای فعل و فاعل به درستی رعایت شده بود.

 

📝 15.دیالوگ و منولوگ

+ منولوگ:  یعنی که شخصیت داستان  وصف و درددلی را به تنهایی، خطاب به خود یا بینندگان و شنوندگان، عرضه می‌کند

+ دیالوگ: در حقيقت مکالمه دونفره اي است و ساختار آن را کلام تشکيل مي دهد.


دیالوگ ها در بعضی پارت ها بیشتر از منولوگ بود.
اندازه دیالوگ صحیح بود، نوع نوشتن دیالوگ برای مثلا کیانا با کارن فرق داشت ان هم از نوع کلماتی که بیان می‌کردند می‌شد فهمید که این کلمات خشک را کیانا استفاده کرده اما بهتر است بیشتر رو یه این موضوع کار کنید چون در پارت های اخر حس کردم داشتند شبیه به هم می‌شدند گفتمان‌شان یعنی هر دو خشک و از یک نوع کلمات برای گفتار استفاده می‌کردند.
دیالوگ ها صحیح از گفت و گو جدا سازی شده بودند.

🕊16.رعایت و هدفمند سازی پارت ها:
( هر پارت تو گوشی تقریبا ۶۰ خط ودر سیستم تقریبا ۳۰ خط باید باشد.)
حجم پارت ها صحیح بود اما در بعضی پارت بیشتر از ۶۰ تا می‌شد و این خوب نیست. اما پارت ها هدف خاصی نداشتند و وابسته بودند.

18. سخن منتقد:   
♡ در پارت چهلم گفته بودید ویلا بازسازی شده بود و کلا نقشه اش تغییر کرده بود
خب وقتی این اتفاق بی‌افتد  لوازم های داخل خانه را که رها نمی‌کنند و روی همان ها بازسازی انجام دهند، قطعا وسایل را جمع و به محل دیگ می‌برند مخصوصا که در اینجا گقته این نقشه ساختمان کاملا تغییر کرده خب پس چطور ان جعبه زیر تخت بوده؟
بلخزه وقتی همه چیز تغییر کند و اسباب ها جا به جا شوند وسال ریز مانند ان جعبه هم جا به جا می‌شوند، این جا کمی برای من غیرقابل هضم بود بهتر است یا تغییر دهید یا جرو بنویسید که قانع کننده باشد.
♡ و در پارت اول من نفهمیدم کیانا با کی صحبت می‌کرد و چرا می‌گفت باید از کیوان فاصله بگیرد؟ بهتر بود یه توضیح کلی در همان پارت اول برای این مطلب بدهید.

امیدوارم با رعایت این نکات جذابیت رمانتان چند برابر شود. موفق و پیروز باشید🌸💙

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم خسته نباشی. 

ممنونم از نقد کامل و مفیدت. 

هانا گفته بود که ویلا رو بازسازی کردن ولی اونقدر با عجله از اونجا رفتن که بعضی از وسایل جا مونده باشه. 

بازم ممنونم❤

@Haniew

  • لایک 1

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...