رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان مالاگاسی| آفل جور کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان : مالاگاسی ( آفتابپرست) 

نام نویسنده: معصومه بخشی 

ساعت پارت گذاری: نامعلوم 

 

خلاصهٔ رمان:

کوچک‌تر که بود همیشه موهایش را به رنگ سرخ مزین می کرد. در بیان سخنانش، شیرینی لحن جودی‌ابت را به نمایش می گذاشت.  

 اما، نبود بابا لنگ دراز داستان تنها چیزی بود که کامش را تلخ می‌کرد.  

همیشه دلش می‌خواست یک سایهٔ بلند و بالا پشت سرش نقش ببندد تا نفس گرمش را از هوای بودن او بکشد... 

حال که بزرگ‌تر  شد سایه ای را پشت سر خود دید.  اما نه سایه ی بابا لنگ دراز را!  

این سایه‌ی رنگارنگ هیچ شباهتی به بابا لنگ دراز نداشت. 
سایه ای با خوی مالاگاسی که هر لحظه به رنگی در آمد جز  رنگ واقعی خودش! 

ولیکن  چه کسی می‌داند؟  داستان دختری را که غرق در آغوش سایه ای هزار رنگ شد.   

مقدمه:
وقتی از خواب بیدار شدم انتظار زیادی داشتم نور آفتاب را از لابه لای پرده‌های پنجره ام بنگرم، آری شاید گمان می‌کردم مثل همیشه با صدای فریاد مادر چشمانم را باز خواهم کرد اما هنگامی که از خواب شیرینم بلند شدم، تلخ ترین کابوس زندگی‌ام روبه‌رو ام بود!

چشمانم با من غریبی می‌کرد که نه تخت را می‌دید نه روی دلنشین آفتاب را، انگار که مرده بودم. همه جا سفید بود، همه جا خالی از هر کسی جز خودم، کسانی که   نمی‌دانستم کیستند و چیستند چون خدایی مقدس فرصتی دیگر برای زنده ماندن و زندگی کردن به من دادند به شرط، مالاگاسی بودن! 

پ‌ن:  گونه‌ی خاصی از آفتاب‌پرستان در منطقهٔ  "مالاگاسی"  زندگی می‌کنند. به همین علت  این آفتاب‌پرستان را "مالاگاسی"  نامیدند. 

 

ویرایش شده توسط Afeljowr

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

سلام عزیزم. @JGR.LARA

چند پارت اولیه رمانت رو خوندم. اسم رمان جدید و حذب کننده است‌. موضوع جالبی رو انتخاب کردی و قلم زیبایی هم داری. اکثر علایم  نگارشی رو رعایت کرده بودی که خوندن رو راحت میکنه.

رمانت مشکل خاصی نداره و داری خوب پیش میری. فقط  بعضی جاها که صحنه گونش بود من نمی فهمیدم داری در مورد گونش حرف میزنی. بهتره این قسمت ها رو واضح تر بنویسی. بعضی پارت ها هم خیلی کوتاهند. استانداردپارت حدود شصت خط مبایل یا چهل خط لپ تاپه.تو پارت اولیه ات هم  ژانر ها رو ننوشته بودی. بهتره ژانر رو اضافه کنی.

موفق باشی.😄

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

love-wallpaper-2008101341521-scaled-1638

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Z.A.D گفته است:

سلام عزیزم. @JGR.LARA

چند پارت اولیه رمانت رو خوندم. اسم رمان جدید و حذب کننده است‌. موضوع جالبی رو انتخاب کردی و قلم زیبایی هم داری. اکثر علایم  نگارشی رو رعایت کرده بودی که خوندن رو راحت میکنه.

رمانت مشکل خاصی نداره و داری خوب پیش میری. فقط  بعضی جاها که صحنه گونش بود من نمی فهمیدم داری در مورد گونش حرف میزنی. بهتره این قسمت ها رو واضح تر بنویسی. بعضی پارت ها هم خیلی کوتاهند. استانداردپارت حدود شصت خط مبایل یا چهل خط لپ تاپه.تو پارت اولیه ات هم  ژانر ها رو ننوشته بودی. بهتره ژانر رو اضافه کنی.

موفق باشی.😄

همچنین عزیزم ممنون بابت انرژی و نقدت حتما از این به بعد به کار میبندم @Z.A.D

ویرایش شده توسط JGR.LARA

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

سلام گلم 

اومدم برای نقد رمان زیبات

اسمش خیلی جذابه.

خلاصه ات عالی بود .وقتی خوندمش مشتاق شدم پارت های رمانت رو بخونم.

مقدمه هم   خوب بود. شروع رمانت بد نبود فقط چیزی که به چشم میخورد نبودن ژانر های رمانت بود. سعی کن  به پارت اولت اضافه کنی.

موفق باشی💜

@GhazalehAmiri @JGR.LARA

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم حتما :classic_smile:

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 7 ساعت قبل، sogand_g گفته است:

👍🏻🙃خوب بود البته عالی 😅

تشکر :classic_laugh:

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار

سلام عزیزم، اسم رمانت اسم جدیدی بود و تا به حال جایی دیده نشده بود فقط ژانر هات کجان ندیدمشون؟

خلاصه خیلی عالیه و مبهم

مقدمه هم عالیه فقط علائم نگارشی یکم کمتر رعایت میشد که عالی میشه اگه درستش کنی🙂💝

این نفسا مشقیه من مردم:)🪄🖤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، Melika. گفته است:

سلام عزیزم، اسم رمانت اسم جدیدی بود و تا به حال جایی دیده نشده بود فقط ژانر هات کجان ندیدمشون؟

خلاصه خیلی عالیه و مبهم

مقدمه هم عالیه فقط علائم نگارشی یکم کمتر رعایت میشد که عالی میشه اگه درستش کنی🙂💝

ژانر هارو دیشب نوشتم در کنار خلاصه و... 

حالا نمی دونم یک بار دیگه چک میکنم  تشکر بابت نظرت 

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

درود گلم😐🤝

اسم رمانت بامزه بود و خب به ژانرها نمی‌خورد.

خلاصه و مقدمه و شروعت به طرز خاصی خواننده رو ترغیب به خوندن رمان می‌کنه.

عام... حس آمیزی و فضاسازیت هم خوب بود و اشکالی ندیدم.

موفق باشی جانم❤

@Gh.aꨄ︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

34 دقیقه قبل، Reyhan گفته است:

درود گلم😐🤝

اسم رمانت بامزه بود و خب به ژانرها نمی‌خورد.

خلاصه و مقدمه و شروعت به طرز خاصی خواننده رو ترغیب به خوندن رمان می‌کنه.

عام... حس آمیزی و فضاسازیت هم خوب بود و اشکالی ندیدم.

موفق باشی جانم❤

@Gh.aꨄ︎

مرسی بابت انرژی  @Reyhan

ویرایش شده توسط JGR.LARA

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام نویسنده عزیز❤

رمانتون رو تا جایی که لایک کردم، خوندم.

اول از همه بگم که جلد رمانتون منو جذب کرد و همین طور اسمش💙

خلاصه و مقدمه و  شروع رمان و همین طور اسم رمان، عالی هستن.

من عاشق شخصیت پردازی بی نظیر شما شدم که مثلش رو تابحال نخونده بودم و من رو هم چنان به خوندن ترغیب می‌کرد.

ولی خب یک نکته خیلی ضروری این میون هست که لازم دونستم حتما بگم.❤

من مجبور میشدم هر پارت رو حداقل چند بار بخونم تا متوجه بشم دارین راجب کدوم شخصیت می‌گین و این منو گیج و بعضی موقع ها دلزده می‌کرد. در واقع خیلی از این شخصیت به اون شخصیت می‌پریدین .

البته این به خودی خود ایراد نداره ولی لااقل یک نشونه بدین که خواننده بفهمه داره چی می‌خونه.

مثلا اگه مکانش شرکت آتیسا( نمی‌دونم اسمش همینه یا نه) هست بالای پارت های مربوط بنویسین یا اگه اینکارو نمی‌کنین بالاش اسم شخصیت مورد نظر رو بنویسین یا مثلا..... نمیدونم ولی خواهشا یک جوری باشه که خواننده بفهمه کجا رو داره می‌خونه.

پارت های شما خیلی کوتاه هستن و  به جز اول های رمان تقریبا هر پارت از این شخصیت به اون شخصیت رفتین و برای همین هرچی از رمان می‌گذره من کمتر می‌فهمم😑

🙈😁😑

در ادامه باید بگم هم توصیفات و هم شخصیت پردازی و هم خود  داستان  خوب که نه عالی هستن و من لذت برم💙

@JGR.LARA

قلمتون مانا💙        

ویرایش شده توسط Akva
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، Akva گفته است:

سلام نویسنده عزیز❤

رمانتون رو تا جایی که لایک کردم، خوندم.

اول از همه بگم که جلد رمانتون منو جذب کرد و همین طور اسمش💙

خلاصه و مقدمه و  شروع رمان و همین طور اسم رمان، عالی هستن.

من عاشق شخصیت پردازی بی نظیر شما شدم که مثلش رو تابحال نخونده بودم و من رو هم چنان به خوندن ترغیب می‌کرد.

ولی خب یک نکته خیلی ضروری این میون هست که لازم دونستم حتما بگم.❤

من مجبور میشدم هر پارت رو حداقل چند بار بخونم تا متوجه بشم دارین راجب کدوم شخصیت می‌گین و این منو گیج و بعضی موقع ها دلزده می‌کرد. در واقع خیلی از این شخصیت به اون شخصیت می‌پریدین .

البته این به خودی خود ایراد نداره ولی لااقل یک نشونه بدین که خواننده بفهمه داره چی می‌خونه.

مثلا اگه مکانش شرکت آتیسا( نمی‌دونم اسمش همینه یا نه) هست بالای پارت های مربوط بنویسین یا اگه اینکارو نمی‌کنین بالاش اسم شخصیت مورد نظر رو بنویسین یا مثلا..... نمیدونم ولی خواهشا یک جوری باشه که خواننده بفهمه کجا رو داره می‌خونه.

پارت های شما خیلی کوتاه هستن و  به جز اول های رمان تقریبا هر پارت از این شخصیت به اون شخصیت رفتین و برای همین هرچی از رمان می‌گذره من کمتر می‌فهمم😑

در ادامه باید بگم هم توصیفات و هم شخصیت پردازی و هم خود داستان  خوب که نه عالی هستن و من لذت برم💙

@JGR.LARA

قلمتون مانا💙

تشکر عزیز دل بابت نقدت حتما مکان یا شخصیت  تیتر هر پارتی رو مشخص می کنم  فقط اینکه راجب پرش شخصیت ها باید بگم به ژانر پلیسی یا همون معمایی برای برمیگرده خصوصا گیج شدنت در کل خوشحالم لذت بردی🌹💕

@Akva

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، JGR.LARA گفته است:

تشکر عزیز دل بابت نقدت حتما مکان یا شخصیت  تیتر هر پارتی رو مشخص می کنم  فقط اینکه راجب پرش شخصیت ها باید بگم به ژانر پلیسی یا همون معمایی برای برمیگرده خصوصا گیج شدنت در کل خوشحالم لذت بردی🌹💕

@Akva

خب گلم به ژانر های رمان معمایی رو هم اضافه کن💙

ولی در کل خیلی رمانتون قشنگه💙 منو زیر پارتا تگ کنید لطفا

نویسنده جان من گفتم رفتی بالاشون اسم نوشتی یا از قبل بوده؟ فکر کردم خودم گیج بودم که اون اسما رو ندیدم😑

راستی من رفتم تایپیک طراحی جلد رمانتونو دیدم اون جمله آفتاب را می‌پرستم اگر خورشیدش تو باشی  رو فکر کنم روی جلد اعمال نشده:-) 

@JGR.LARA

💙💙💙💙💙

ویرایش شده توسط Akva
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۶ دقیقه قبل، Akva گفته است:

خب گلم به ژانر های رمان معمایی رو هم اضافه کن💙

ولی در کل خیلی رمانتون قشنگه💙 منو زیر پارتا تگ کنید لطفا

نویسنده جان من گفتم رفتی بالاشون اسم نوشتی یا از قبل بوده؟ فکر کردم خودم گیج بودم که اون اسما رو ندیدم😑

راستی من رفتم تایپیک طراحی جلد رمانتونو دیدم اون جمله آفتاب را می‌پرستم اگر خورشیدش تو باشی  رو فکر کنم روی جلد اعمال نشده:-) 

@JGR.LARA

💙💙💙💙💙

 

از قبل بود😂 ولی بازم چک می کنم خصوصا همون پارت مخصوص آتوسارو  چون فکر نکنم براش تیتری نوشته باشم  و زیر هر پارتی تگ میشی گلی در مورد جلدم تاپیک رو بستن منم دیگه پیگیرش نشدم

@Akva

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام نویسنده عزیز رمانتو خوندم چند پارت اولو خوب بود خلاصه و مقدمه خواننده رو جذب می‌کرد فقط ژانرا؟!

قلمت خوبه

از علائم نگارشی به خوبی استفاده کردی در کل خوب بود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۷/۱۷ در 17:10، JGR.LARA گفته است:

نام رمان : مالاگاسی ( آفتابپرست) 

نام نویسنده: معصومه بخشی 

ساعت پارت گذاری: نامعلوم 

هدف رمان: برای بهتر زندگی کردن نه خویش را بلکه بایستی دیدگاه مان را  به زندگی عوض کنیم!
در این داستان انگیزهٔ افراد زیادی به تصویر کشیده  شده  است که بر اساس همان انگیزه به جایگاه خود  می‌رسند!

دَواوُکَ فیکَ  وَ ما  تُبْصِرُ  و  داوکٌَ  ولاِ  تَشْعُرُ  اتَزعَمُ انّکَ  جِرْم  صَغیر  و  فیکَ  انْطَوَی  الْعالَمُ  الْاکبَر

دوای تو در خود توست  و تو آن را نمی بینی

و درد تو از خود توست و تو نمی دانی 

آیا تصور می کنی که تو موجود کوچک و ناچیزی هستی 

در حالی که عالم اکبر در درون تو درهم پچیده  و نهفته است

 

 

خلاصهٔ رمان:
رویا جوانی سرکش که برخلاف خاندان مذهبی‌اش پایبند هیچ خطوط قرمزی نیست. نیمه شب به طور پنهانی به مهمانی های مختلط پا می‌گذارد، ماجرای او وقتی شروع می‌شود که مردی ناشناس به  طور عجیبی او را می دزدد. 

لیکن او ناخواسته وارد بازی حربایی شده است که تنها قانون‌اش زنده ماندن در قبال زندگی گرفتن است! یک بازی مرگبار مافیایی که با انجام کارهای خلاف می‌توان به زندگی ادامه داد!
اما چگونه رویا می‌تواند برندۂ این بازی شود؟!
در حالی که نه قاتل می‌شود، نه مجرم!

مقدمه:
وقتی از خواب بیدار شدم انتظار زیادی داشتم نور آفتاب را از لابه لای پرده‌های پنجره ام بنگرم، آری شاید گمان می‌کردم مثل همیشه با صدای فریاد مادر چشمانم را باز خواهم کرد اما هنگامی که از خواب شیرینم بلند شدم، تلخ ترین کابوس زندگی‌ام روبه‌رو ام بود!

چشمانم با من غریبی می‌کرد که نه تخت را می‌دید نه روی دلنشین آفتاب را، انگار که مرده بودم. همه جا سفید بود، همه جا خالی از هر کسی جز خودم، کسانی که   نمی‌دانستم کیستند و چیستند چون خدایی مقدس فرصتی دیگر برای زنده ماندن و زندگی کردن به من دادند به شرط، مالاگاسی بودن! 

 

 

سلام عزیزم رمانت واقعا قشنگه و کم کسی میتونه ازش ایراد بگیره 

میشه لینک رمانت رو بفرستی لطفا😗

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۲۵ دقیقه قبل، saghi گفته است:

سلام عزیزم رمانت واقعا قشنگه و کم کسی میتونه ازش ایراد بگیره 

میشه لینک رمانت رو بفرستی لطفا😗

نظر لطفت عزیز 

https://forum.98ia2.ir/topic/857-رمان-مالاگاسی-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

 

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

سلام عزیزم

رمانت و خوندم ، ژانر جذاب و موضوع مبهم و قشنگی داره .

سیر داستان خیلی جالب پیش میره.

قواعد نیم فاصله و علائم نگارشی رعایت شده بود 

مقدمه و خلاصه خوب بود و اسم رمان هم جدید بود 

قلمت مانا 🕊️

@Gh.a29

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت نویسنده ی عزیز و گرانقدر بنده متانت به خرج دادم تا اندکی اتاق نقد شما رو با حضورم پررنگ کنم.  نخست کمال موفقیت و درخشندگی رو برای شما ارزومندم و بعد امدوارم با نقدهای بنده  در کنار انرژی منفی گرفتن، مثبت اندیشی هم لابه لاش جولان داده بشه♥

نام انتخابی شما مالاگاسییک اسم بی نظیر و از نظر من جدید هست که  میتونم بگم حسن انتخاب خوبی داشتی. 

خلاصه ی رمانت به قدری مجذوب کننده و تحرک اوره که ناخواسته مجبور شدم نوشته هات رو مرور کنم و تا حایی از حروفی که از قلم تو نشئت گرفته صحنه هارو مرور کنم. 

مقدمه ی رمانت هم به همون اندازه دلنشین و جذاب هست که جای توصیف برای بنده باقی نمیزاره... 

اما و اما میریم سراغ محتوای پر جنب و جوشمون که از حضور دخترای جوون در پارتی صحبت میکنه و رویا ی جورایی رو یک پسر قفلی میزنه و از اونحایی که یادمه انگار همون کسی هست ک بهش تعرض شده درسته؟ 

خب فاکتور از اینکه شما صحنهٔ تن برهنه ی رویا رو در نوشته هات اوردی و باید بگم ممنوعه محسوب میشه، 

اعم از همین صحنه که گفتم خیلی خوب نتونستی  صحنه هارو توصیف کنی.

یک جورایی انگار برای نوشتن عجله داشتی که سیرت رو به تند بوده.  همچنین هنگام پرش راوی کمی جرقه نزدی تا بفهمیم الان نقل قول از چه شخصیه و کی قراره داستانش رو تعریف کنه.  البته قسمت اول گفتی ها در ادامه فکر میکنم پارت هفت یا دوازده بود که بعد از مرور  اتفاقات یهو به جتی دیگه پریدی و از مکان و شخص دیگه یعنی رویا حرف زدی🙄

هرچند نکات زیادی بایذ برات بگم اما بوخودا خیلیی تفکرر کنم مغزم رو از دست میدم  پس صبر پیشه میکنم شما هم از نقد ماا انتقاد کنی و اگر خوشتان امددد پالس جذاب بنده رو با عشق مرور کنید

البته رمان آئیشمام هم هست که ترسناک و ایده ال هست ی جورایی هرکدوم رو دوست داشتی بخون و نقد کن 😋

اینم لینک آئیشما

اما بازم باید بگم برخلاف چنین چیزی محتوای رمانت به دلم چسبید.  

و در اخر موفق و پیروز باشی🌱

 

 

@Gh.a29

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 ماه بعد...
در ۱۴۰۰/۹/۲۴ در 16:56، _NAJIW80_ گفته است:

با سلام خدمت نویسنده ی عزیز و گرانقدر بنده متانت به خرج دادم تا اندکی اتاق نقد شما رو با حضورم پررنگ کنم.  نخست کمال موفقیت و درخشندگی رو برای شما ارزومندم و بعد امدوارم با نقدهای بنده  در کنار انرژی منفی گرفتن، مثبت اندیشی هم لابه لاش جولان داده بشه♥

نام انتخابی شما مالاگاسییک اسم بی نظیر و از نظر من جدید هست که  میتونم بگم حسن انتخاب خوبی داشتی. 

خلاصه ی رمانت به قدری مجذوب کننده و تحرک اوره که ناخواسته مجبور شدم نوشته هات رو مرور کنم و تا حایی از حروفی که از قلم تو نشئت گرفته صحنه هارو مرور کنم. 

مقدمه ی رمانت هم به همون اندازه دلنشین و جذاب هست که جای توصیف برای بنده باقی نمیزاره... 

اما و اما میریم سراغ محتوای پر جنب و جوشمون که از حضور دخترای جوون در پارتی صحبت میکنه و رویا ی جورایی رو یک پسر قفلی میزنه و از اونحایی که یادمه انگار همون کسی هست ک بهش تعرض شده درسته؟ 

خب فاکتور از اینکه شما صحنهٔ تن برهنه ی رویا رو در نوشته هات اوردی و باید بگم ممنوعه محسوب میشه، 

اعم از همین صحنه که گفتم خیلی خوب نتونستی  صحنه هارو توصیف کنی.

یک جورایی انگار برای نوشتن عجله داشتی که سیرت رو به تند بوده.  همچنین هنگام پرش راوی کمی جرقه نزدی تا بفهمیم الان نقل قول از چه شخصیه و کی قراره داستانش رو تعریف کنه.  البته قسمت اول گفتی ها در ادامه فکر میکنم پارت هفت یا دوازده بود که بعد از مرور  اتفاقات یهو به جتی دیگه پریدی و از مکان و شخص دیگه یعنی رویا حرف زدی🙄

هرچند نکات زیادی بایذ برات بگم اما بوخودا خیلیی تفکرر کنم مغزم رو از دست میدم  پس صبر پیشه میکنم شما هم از نقد ماا انتقاد کنی و اگر خوشتان امددد پالس جذاب بنده رو با عشق مرور کنید

البته رمان آئیشمام هم هست که ترسناک و ایده ال هست ی جورایی هرکدوم رو دوست داشتی بخون و نقد کن 😋

اینم لینک آئیشما

اما بازم باید بگم برخلاف چنین چیزی محتوای رمانت به دلم چسبید.  

و در اخر موفق و پیروز باشی🌱

 

 

@Gh.a29

سلام عزیزم از اینکه این همه ماه گذشت و من تازه پیامت رو دیدم شرمنده‌م ممنون بابت نقد و ای کاش زودتر سراغ این تاپیک می‌اومدم چرا که خیلی طول کشید تا خودم متوجهٔ سیر تندش شدم انشاءالله وقتی کنکور تموم شد رمانت رو می‌خونم 

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 7 ماه بعد...

سلام عزیزم

توی پارت جدید از زیبایی‌های ادبی به خوبی استفاده می‌کنی و کلمات قشنگی به کار می‌بری.

توی پارت جدید داشتم به خودم می‌گفتم نیما چه ابهتی داره که سهیل قصد کشتنش رو کرد و با اون ترسش ابهته نابود شد😂

اما.. نیما آدم جالبی نبود و مرگش باعث میشه حداقل تو اداره پلیس دیگه جاسوس نباشه.

سهیل چقدر بی‌رحمه.. داداش میگه و می‌کشه.. کلی عذابش داد..

فقط «چشم باز کرد که با شلیک گلوله و سوراخ شدن کتفش نطق زبانش بریده شد و عرق سردی به روی پیشانی‌اش نشست»

بنظر من توی این قسمت تیر خوردن جا داشت یه خورده، یه کوچولو بیشتر از درد نیما و یا سوزش گلوله بگی تا رعبی که توی این بخش هست از این طریق منتقل بشه به خواننده.

و اینکه ممنونم بابت پارت‌ها، عالی بودن:)❤️

@ Afeljowr

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 ساعت قبل، ..hadis.. گفته است:

سلام عزیزم

توی پارت جدید از زیبایی‌های ادبی به خوبی استفاده می‌کنی و کلمات قشنگی به کار می‌بری.

توی پارت جدید داشتم به خودم می‌گفتم نیما چه ابهتی داره که سهیل قصد کشتنش رو کرد و با اون ترسش ابهته نابود شد😂

اما.. نیما آدم جالبی نبود و مرگش باعث میشه حداقل تو اداره پلیس دیگه جاسوس نباشه.

سهیل چقدر بی‌رحمه.. داداش میگه و می‌کشه.. کلی عذابش داد..

فقط «چشم باز کرد که با شلیک گلوله و سوراخ شدن کتفش نطق زبانش بریده شد و عرق سردی به روی پیشانی‌اش نشست»

بنظر من توی این قسمت تیر خوردن جا داشت یه خورده، یه کوچولو بیشتر از درد نیما و یا سوزش گلوله بگی تا رعبی که توی این بخش هست از این طریق منتقل بشه به خواننده.

و اینکه ممنونم بابت پارت‌ها، عالی بودن:)❤️

@ Afeljowr

مرسی بابت نقد انرژیت  باشه من توضیحات بیشتری از درد کشیدن می‌نویسم تا حس همدان پنداری بهتر شکل بگیره 

نویسندهٔ داستان شازده کوچولو و دراکولا

رمان در حال تایپ: مالاگاسی، پول‌پیته‌ی بدبو

دلنوشته: مستر‌گاف‌ها

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...